Release info

Bulgasal Immortal Souls E10 TVing WEB-DL Sunflowermag
A Commentary by sunflowermag
@Sunflowermag

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2022-01-16
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بولگاسال: ارواح جاودان

تيم ترجمه ی مجله آفتابگردان، تقديم مي کند

قسمت دهم

به خاطر رئیس اوک اینجایی؟

...اون الان خونه نیست

ولی میدونم الان کجاست

میخوای سوار شی؟

کور مادر زاد بود؟

مطمئنی؟ این همون چیزیه که اون گفت؟

آره، دویون همینو بهم گفت

چیه؟ چیشده؟

...دو یون

!آچان بود

...به خاطر نفرین من

پسر من نابینا به دنیا اومد

و بچه ی دومم مرده به دنیا اومد

...دستگاه مشترک مورد نظر

میدونم اومدی رئیس اوک رو ببینی

من میرسونمت اونجا

نمیخواد

همینجا منتظر میمونم تا برگرده

من نباید سوار ماشین یه غریبه بشم

ولی من که غریبه نیستم

من فقط میدونم که تو منشی اوک اول ته هستی

...اما

خوب به نظر نمیای

باید بری بیمارستان

...نمیخوای بدونی

برادرت کجاست؟

برادرم؟

ببرمت پیشش؟

بر نمیداره؟

خاموشه- ...دستگاه مشترک مورد نظر

تو اخرین تماستون چی گفت؟

گفت میخواد بره چک کنه که واقعا برادرش مرده یا نه

رفته اوک اول ته رو ببینه

داری میری خونه ی اوک اول ته؟

مشکلی پیش نمیاد؟

مشکلی پیش نمیاد

ولی نکته ی مهم تر اینه که اینجا برای موندن شما دوتا خطرناکه

ممکنه اوک اول ته بیاد سروقتتون

کاراگاه کوان، نگفته بودی آدرس اوک اول ته رو بلدی؟

چرا یهویی این سوالو میپرسی؟

بعد از این که من دو یون رو انداختم بیرون، حتما رفته اونجا

...اون بچه واقعا

زیر دست اوک اول ته بود؟

باید برش گردونم

اره

...حتما برش گردون

وقتی برگشت یه درس درست و حسابی بهش بده

تا همین حالاشم زیاد این کارو کردم

لطفا آدرس رو برام بفرست

برات پیام میفرستم

"تماس ورودی"

الو؟- منم-

اوک اول ته

چرا بهم زنگ زدی؟

میخواستم بدونم الان کجایی

تو راه خونه ی توام

چرا؟

به خاطر دو یون

اهان، شنیدم. گفت بهت حقیقت رو گفته

دو یون اونجاست؟

نمیدونم، الان خونه نیستم

پس تو هم خونه نیستی مگه نه؟ خیلی خب

تو کی هستی؟

سلام

من دوست صاحب خونه ام

چی؟ دوست؟

ولی ایشون الان خونه نیستن

جدا؟

اشکال نداره، من اومدم مین سانگ اون رو ببینم نه هوال رو

...فکر کنم بدون اینکه مجبور بشم بگم

بدونی من کیم

خواهرت خونه ست؟

نه، نیست

واقعا؟

واقعا اینجا تنهایی؟

اره

پس خواهرت کجاست؟

با هوال رفته

نمیشه، هوال داره میره خونه ی من

چرا باید اونو با خودش ببره؟ مسخره ست

خواهرت کجاست؟

تموم عمرت دروغ شنیدی؟

هوال و سانگ اون هر جا برن با هم میرن

هوال هیچ وقت اونو نمیذاره بره

واقعا؟

خیلی تاثیرگذار بود

همتون میخواین از مین سانگ اون محافظت کنین

هم هوال هم تو

اونم وقتی نمیدونی تو زندگی گذشته ات چه بلایی سرت آورده

...چی؟ منظورت چـ

نترس

من به خاطر هوال به تو آسیب نمیزنم

چه رابطه ی سفت و محکمی

رابطه ی تو با اون دوتا

میشه برم بالا؟

اگر من بگم نه بازم میری

باهوشیا

این برای چیه؟

اوک اول ته ممکنه بیاد دنبالت بگرده

...اگر وارد خونه شد

باید اینجا مخفی شی

ولی من تو همچین جای کوچیک و تاریکی نمیتونم بمونم

چرا؟

حس خفگی بهم دست میده

پونزده سال پیش

...روزی که مادر و خواهرم مردن

تنهایی تو یه کمد قایم شده بودم

کوچیک و تاریک بود

منم باهات میام تو

فکر نکنم بتونم این کارو انجام بدم

چشماتو ببند

...تصور کن اینجا کمد نیست

یا کوچیک و بسته نیست

چه حسی داری؟

انگار حالت بهتر شده

فکر میکنم حالا خوبم

چیه؟ به این زودی برگشت

...هوال، اونی

اینجا چیکار میکنی؟

هی، داشتم یه چرخ تو خونه میزدم

من هیچوقت نگفتم میتونی بیای تو خونه ام

بعد از این همه اتفاق که پشت سر گذاشتیم شنیدن این حرف دلمو شکست

راستی، تعجب کردم که چرا خونه ات اینجوری خرابه اس

این چیه؟

باورم نمیشه همه تون باهم تو این خونه خرابه زندگی میکنید

به خاطر این بود که کفشاتو درنیاوردی؟

چون آدم نیستی ادب سرت نمیشه؟

درسته الان درشون بیارم؟ درمیارم

به خودت زحمت نده

بذار پات باشن و بیا بیرون یکم حرف بزنیم

بذار همینجا حرف بزنیم

میخوام با خانوم مین شی هو هم حرف بزنم

فکر نکنم اون دلش بخواد باهات حرف بزنه

از هیولاهایی شبیه تو متنفره

چی؟ ببین کی داره این حرفو میزنه

درسته. از منم متنفره

پس چطوره یکم تنهاش بذاریم؟

خیلی وقته که باهم یه گپ دوست داشتنی نزدیم بیا بیرون

دوست داشتنی؟ این چش شده؟

به نظر خوب میاد

با ماشین میریم؟

کجا داریم میریم؟

چرا بهم نمیگی؟

شی هو- اونی حالت خوبه؟-

آره خوشبختانه، منو ندید

تو چی؟ حالت خوبه؟

الان نباید نگران من باشی

خیلی ترسیده بودم که پیدات کنه

خداروشکر هوال به موقع برگشت

چرا اون حرومزاده اوک اول ته اومده بود اینجا؟

عجب عوضیه

متاسفم، شی هو

تو چرا متاسفی؟

دیگه نمیتونم به این کار ادامه بدم

فکر نکنم بتونم از این بیشتر بمونم اینجا

منظورت چیه؟

نمیتونم اینجوری شما هارو به خطر بندازم

گفتم که من مشکلی ندارم

نه، من باهاش مشکل دارم

هیجان زده ام

میخوای یکم آهنگ گوش بدیم؟

چون حرف نمیزنی من همش دارم حرف میزنم

فکر کردم دنبال یه گفتگو دوست داشتنی هستی

ما کجاییم؟ کجا داریم میریم؟

صبرکن ما از خونه ات خیلی دور شدیم

دیگه کافیه

از کجا میدونستی من کجا زندگی میکنم؟

قبلا هم بهت گفتم من چیزهایی زیادی درباره تو میدونم

راستی، مین سانگ اون کجاس؟

خونه من نیست، رفته جای دیگه

رفته؟ کجا؟

میخوای بدونی که چی بشه؟

چون میخوام ازت دورش کنم

همش با گفتن اینکه من خانواده ات رو کشتم گیجت میکنه

دست از گفتن این حرفای چرتش برنمیداره

بهت گفتم که خودم حقیقتو پیدا میکنم

و همین که اینکارو کردم میام سراغت

نباید میومدی اینجا

چطور جرات میکنی بدون اجازه ام اینجوری پا بذاری تو خونه ام

جایی که آشناهای من زندگی میکنن؟

چیه؟

گفتم که میخوام باهات یه گپ دوست داشتنی بزنم

چی؟

وایسا، واقعا درد میکنه

اینقدر با قدم گذاشتن تو خونه ات دلخورت کردم؟ ها؟

بیخیال خدایا، صبرکن

بسه، این کارا بی فایده اس ...این

اینجوری هم نیست که بتونیم همو بکشیم

فقط داریم خون خودمون رو هدر میدیم

چرا پای دو یون رو وسط کشیدی؟

چرا فرستادیش که جاسوسی منو بکنه؟

معلوم نیست؟ ...میخواستم بدونم توانایی اینو داری که

کمکم کنی روح مین سانگ اون رو بشکنم یا نه

چرا عدل اون؟

با اینکه میدونستی کیه فرستادیش سراغم؟

درباره چی حرف میزنی؟

پس یعنی نمیدونستی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left