The first 170 lines.
شب ابدی
قسمت 31
.نینگ چوئه به برادر بزرگتر دوم سلام میکنه
.اوم
.همه ی برادر و خواهر هی بزرگترت بهت یه چیزی دادن
.من چیز خوبی ندارم که بهت بدم
...پس، من بهت
.یه سوال میدم
!آه
.در طول افق بزرگ و نامحدود
.تو آسمون خیلی آروم پرواز میکنه
اون چیه؟
مدفوع؟
نیروی اراده؟
شجاعت؟
رویا؟
.حالا که داری به سرزمین های بایر میری باید رو توانایی هات کار کنی
.بعد از اینکه برگشتی جوابو بهم بگو
.بله، برادر ارشد دوم
.ام
.حرف دیگه بسه. به سلامت برگردی
چی میخوای به برادر کوچیکترت بدی؟
.هرچی که بخواد بهش میدم
برادر چانگ، مشکی چیکار میکنه؟ دلش برام تنگ شده؟
.بهتره دیگه اسمشم نیاری. اخلاق اون از منم تند تره
.با بقیه کنار نمیاد. بقیه ی اسبا ازش میترسن
.بزرگ کردنش خیلی سخته
.وقتی وحشی میشه هیچکی نمیتونه جلوشو بگیره
.ممنونم برادر چانگ. این روزا خیلی بهت سخت گذشته
.برادر تو چقدر متواضعی
،برادر دوم چائو قبل اینکه بره، بهم گفت
".مشکل برادر نینگ چوئه مشکل گروه یو لونگه"
هنوز خبری از برادر دوم چائو نیست؟
.نه نیست. ولی من میدونم که حالش خوبه
،با اینکه برادر سوم تا حالا به سرزمین های بایر نرفته
.ولی برادر سوم میدونه که شرایطی که اونجا پیش میان خیلی خطرناکن
.برادر، این بار، باید تو سفرت خیلی مراقب باشی و زود برگردی
.ممنونم برادر چانگ
.منم 10 سال تو شهر وی زندگی کردم
.سرزمین های بایر هم مثل اونجان، باهاش کنار میام
.فقط من دارم میرم ولی نمیدونم کی برمیگردم
.نگران خدمتکارم تو خونه هستم
.بخاطرهمین ازت میخوام هروقت تونستی بهش سر بزنی
.برادر خیالت راحت باشه
.حتما به بانو سانگ سانگ کمک میکنیم
.باشه، اول برو به این اسب ترسیده نگاه بنداز
.از برادرا میخوام تو کارها بهت کمک کنن. هنوز کلی کار باید انجام شه
.تو سفرت به سرزمین های بایر موفق باشی
.برادر چانگ مراقب خودت باش
.برادر مراقب خودت باش
.حسابی چاق شدی، حالا وقت کار کردنه
.مشکی چاقالو
...شما دوستای خوبی هستین
.ارباب جوان
!ارباب جوان
.ارباب جوان
تو اینجا چیکار میکنی؟
مگه نگفتم لازم نیست واسه بدرقه ام بیای؟
.حرف گوش نمیدی
چرا تو خونه نموندی؟
.ارباب جوان تو میتونی بدون من بمونی ولی بدون این نه
.ببرش خونه. مراقب خودت باش
.ارباب جوان بگیرش
.باشه
.باشه از این چتر مشکی و مشکی چاقالو مراقبت میکنم
.از خودتم مراقبت کن
.گریه نکن
اگه اشک منو در بیاری، اونا مسخره ام میکنن. میشنوی؟
میخوای به ارباب جوانت بخندن؟
.مراقب خودت باش و تو خونه منتظرم بمون
شنیدی؟
.برو خونه
.گریه نکن
.داری اشکم و در میاری، اونا بهم میخندن
.کافیه
.زود باش برو خونه
.ارباب جوان دفعه ی بعد جایی رفتی منم با خودت ببر
.تنها تو خونه منتظرت موندن خیلی سخته
.سانگ سانگ، تو خونه منتظرم بمون
.من حتما برمیگردم
.سرزمین های دایر خیلی سردن ولی واسه تذهیب جای خیلی خوبین
.آکادمی فرمان بهشتی شیلینگ، عمارت شمشیر جین جنوبی، برج سفید ماه کامل، پارک دریاچه ی جوهر
.همه شون بهترین افرادشون و واسه رفتن به سرزمین های بایر فرستادن
.شماها نماینده های دارالفنون هستین. نمایندگان امپراطوری تانگ. مارو خجالت زده نکنین
!همچنین، همتون باید زنده برگردین
میشنوین؟
!ما به ماموریتمون عمل میکنیم
!دروازه هارو باز کنید
ارائه ای مشترک از سون دی ال و کی دراما @se7enDL @Kdramakorea8
Ronin_47 :ترجمه و ویرایش زیر نویس
.پل هوایی پرنده ی قرمز حرکت کرده
.اون اینجاست
کجاست؟
.چه صف بزرگی
.اون وارد پل هوایی پرنده ی قرمز شده
همونطور که وارد صف های ما شده بود؟
.حتی پرنده ی قرمز تو هم نتونست جلوش و بگیره
.رهبر معبد گفت طلسم مرزی اونجا رو راحت شکسته
...برادر بزرگتر من
.اگه بخواد کاری کنه، کسی نمیتونه جلوش و بگیره
.باید به عالیجناب خبر بدم به نگهبانا بگه دستگیرش کنن
.اگه 50 هزار سربازم بفرستی نمیتونن بگیرنش
.وی گوانگ مینگ خیلی خشنه
چیکار باید کرد؟
.از شیلینگ تا پایتخت، چند ماه تو راه بوده
.تقریبا دیگه باید برسه
پایتخت دچار هرج و مرج میشه؟
.یان سه نمیتونه با کشیش اعظم نور بجنگه
اگه...ما جون مو رو بفرستیم
.کوه پشتی دارالفنون نباید درگیر امور دنیوی بشه. من این قانون و گذاشتم
فوجی، باید برگردیم؟
.کالسکه رو نگه دار
.هنوز اون قصاب و اون دائم و الخمر و پیدا نکردن
.اون دو نفر کسایی بودن که تو شب ابدی قبلی حضور داشتن
.اینکه اون موقع چه اتفاقی افتاد، فقط اون دوتا میدونن
.پس سعنی فقط بعد پیدا شدن اون دوتا، میشه جلوی شب ابدی رو گرفت
.ولی وی گوانگ مینگ دست از پیدا کردن پسر جهنم نکشیده
!به نظر من پسر جهنم یه گوز بیشتر نیست
.وی گوانگ مینگ فکر میکنه باهوشه، ولی خودشو با این درگیر کرده
!اون از گاو زرد قبلی منم احمق تره
.انگار اول باید اون قصاب و اون دائم الخمر و پیدا کنیم
.اون موقع مسیر درست و پیدا میکنیم
ولی اون دو نفر کجان؟
اون دقیقا کجاست؟
اون دقیقا کجاست؟
اون دقیقا کجاست؟
.برید دنبالش بگردید
.چشم .چشم -
برادر کوچکتر، میخوای دوباره دیاگرام الهام بخش و شروع کنی؟
.اینکار میتونه به قیمت زندگیت تموم شه
چرا انقدر پیش میری؟
.وقتی وی گوانگ مینگ برسه، امپراطوری تانگ دچار هرج و مرج میشه
.به عنوان نخست وزیر امپراطوری تانگ، محافظت از این شهر و امپراطوری وظیفه ی منه
!باید حتما پیداش کنم
.شی لینگ ارتش های هم پیمانش رو جمع کرده و به سمت سرزمین های بایر میاد
از چی میترسی؟
.ما مردم سرزمین های بایر کلی پیروزی داشتیم و شکست نخوردیم
کسی تو این دنیا هست بتونه شکستمون بده؟
.مهم نیست یه جنگجو چقدر شجاع باشه، اگه زیاد مغرور بشه شکست میخوره
.نیروهای متحد ترسناک نیستن
.اون تهذیب کننده ها هم چیز مهمی نیستن
.فقط، نمیدونم امپراطوری تانگ تو چه فکریه
،با اینکه الان جای سرباز دانش آموزای دارالفنون و واسه تمرین فرستادن
کی میدونه تو آینده ی پیش میاد؟
.هرچی باشه ما اولین کسایی بودیم که با امپراطور تانگ قرارداد بستیم
.اسب های زرهی باهوش امپراتوری تانگ بی نظیر هستن
.فکر میکنم تو جنگ با اونا، واسه عقب روندنشون خیلی باید سختی بکشیم
ارشد سوم، نظر شما چیه؟
.من به امپراطوری تانگ میرم
!میخوای به امپراطوری تانگ حمله کنی
عقلت کجا رفته؟
امپراطورشون و بکشیم که سرباز نفرستن؟
.اول میرم باهاشون حرف بزنم
.اگه حرف به نتیجه نرسید میکشمش
.نمیدونی این چیزا واسه من کاری نداره
.امپراطوری تانگ محافظای ورودی قوی ای داره
.قلعه ی سلطنتی جایی نیست که راحت بری داخل
.من آدمای خودم و دارم
.روبرو تاریکی و مرگ پشت سرمونه
.هیچ راهی واسه عقب نشینی نداریم
Ronin_47 :ترجمه و ویرایش زیر نویس
.ارباب جوان، شنیدم سرزمین های بایر خیلی سرده
.باید مثل من باشی و غذای گرم بخوری
.وقتی تو نیستی راحتتر غذا میخورم
.ولی بازم خوشمزه است
.اگه خوبه بیشتر بخور. سهم منم بخور
میخوای یکم بچشی؟
.نمیذارم بچشی
.خیلی زشتی
.ارباب جوان، چی میگی
No comments yet. Be the first to leave one.