The first 200 lines.
مجرم کیون شما بازداشت هستید
مجرم؟ شما با چه مدرکی من را مجرم به حساب می آورید؟
آیا شما دادن رشوه به وزیر نظامی رد میکنید؟
رشوه؟ هرگز
این را خودتان به وزیر اارتش بگویید
ببریدش
صبر کنید
نگاه کن
کجا داریم میریم؟ وزارت ارتش؟
شما برای این کارشلاق زده خواهید شد
اینقدر شدید خواستار ارتقا هستید؟
ارتقا با کار و تلاش سخت بدست میاد
شما نمی تونین زیردست خودتون رو برای خریدن اونا بفرستین
منو ببخشید، قربان
جاه طلبی من بهترین چیزی بود که داشتم من مجازاتم را خواهم پذیرفت
بیست کیسه برنجی که شما فرستاده اید تحت عنوان مقررات نظامی ضبط می شود.
البته، قربان
من گفتم بیست کیسه برنج.
می دونم، قربان
فقط از اینجا برید بیرون
چیزی که من از زیر دستت وو جی ووک گرفتم 30 کیسه برنج بود
قربان...
افرادتون رو کنترل کنین
چجوری میتونه اینقدر خودش رو دست بالا بگیره که به یه وزیر اعظم رشوه بده؟
وون کیون...
قربان زندگی منو بگیرین
من بخاطر کاری که انجام دادم سزاوار مرگ هستم
بله...
جنگجویان زندگی می کنند تا بمیرند
اما اونها نباید نیاید به دست یکی از خودشون کشته بشن
اگه آرزوی مرگ داری پس به دست دشمن بمیر
یه جنگجوی واقعی زمانیکه در حال مبارزه با دشمن هست میمیره. فهمیدی؟
قربان...
لی تی وو...
بله، آقا
هرگز دوباره این کارو انجام نده
این اتفاقیه که افتاد؟
این یه نوع آزادی مشروطه
به همین خاطره که مردانش خیلی بهش وفادار هستن
بدست آوردن چنین پیروزی بزرگی بدون
اعتماد کامل سربازان غیر ممکنه
اما زخمای اون وحشتناکه
بله .من گزارش پزشکی اونو بررسی کردم. زخمهای اون رقت انگیزه
اگه اون یکی از ما بشه دیگه در راه خودش نمی مونه
وون کیون...
من شروع به دوست داشتنش کردم
یو سون شین به عنوان فرمانده کاراپو کاندید شده؟
بله
این همون منطقه ایه که توسط ژاپنی ها در سال 1555 و 1587 هدف قرار گرفت
و اولین منطقه ایه که ما باید مستحکمش کنیم
و من احساس می کنم هیچ کسی وجود ندارد که بتونه ار یی سون شین
کار بیشتری در این مورد انجام بده
این عاقلانه نیست
ارتقا یه افسر کارمند بطور مستقیم به مقام سوم اجرایی؟
اما اون بعنوان فرمانده پادگان خدمت کرده
اما اون در رده خودش واقعا ناچیز بود و حالا باید از اول شروع کنه
یی سون شین به خاطر شکست در نوک دو نباید مقصر شناخته بشه
شک دارم که غربی ها موافق باشند
سیاست رو به این موضوع وارد نکنید.
ما باید به نفع مردم و دولت عمل کنیم.
و چیزی که چوسان در حال حاضر بهش نیازمنده یه رهبر شایسته اس که بتونه ساحل جنوبی مار و تقویت کنه
ساحل جنوبی ما رو تقویت کنه
اگه این کارو بکنیم یی سون شین به هدف ما در غرب تبدیل میشه
اما در حال حاضر اونا روی اون تمرکز نکردن
قائم مقام یی...
مگه نمی بینین؟ تیرهای اونا به سمت هر دوی شما نشونه گرفته شده
اونا دارن از یی سون شین مثل یه گوسفند طعمه استفاده میکنن تا شما رو پایین بکشن
من ازتون می خوام تا خودتون رو برای یه جنگ دیگه آماده کنین
یی سون شین رو فراموش کنین
شما نباید اصلا اونو پیشنهاد بدین وگرنه مطمئنا اون به هدفی برای اونا تبدیل میشه
حق با اونه
به جاش با وون کیون صحبت کنید اجازه بدین اونو به حضور بیاریم
سونگ ریونگ اون پایین دارین چیکار میکنین؟
بیاین بالا
دادرسی باید واقعا بهت سخت گذشته باشه. کاملا بی انرژی بنظر میرسی
یا اینکه ممکنه فقط بخاطر پیری باشه
شما نباید حرف بزنین
یه نگاهی به این موهای خاکستری بنداز و اون حلقه های پای چشمات چی؟
زندگی برای هیشکی آسون نیست
تحت تأثیر قرار گرفتم. کی یاد گرفتی که اینجوری نوشیدنی بخوری؟
در این مورد میدونستی؟
باید سالهای خستگی ناپدیری ازش درخواست میکردیم که نوشیدنی بخوره
مطمئنا من تنها کسی نیستم که ازش خواسته شده بود
تا حالا توی یه روز زمستونی مثل امروز اینجا بودیم؟
من فقط اینجا رو سرسبز و خرم به یاد دارم
اما دیگه نه
اینجا هم مثل ما داره تغییر میکننه...
در گذشته فقط همراهی تو منو خشنود میکرد
اما نمیدونم که الان اینجا با شما دوتا چیکار دارم میکنم
دارم سعی میکنم که دوتا از بهترین دوستامو سبک و سنگین کنم که ببینم کدومشون جنگجوی بهتری هستن؟
که برای خوش آمد دولت یکی رو به دیگری ارجحیت بدم؟
و اگه این کاریه که دارم انجام میدم چطور میتونم خودم رو دوست شما صدا بزنم
من فکر میکردم که شجاعت برای یه جنگجو همه چیزه
مگه یه مرد بغیر از اون دیگه میتونه به چی نیاز داشته باشه؟
اما دنیا بهم ثابت کرد که اشتباه میکردم...
مدت زیادی این احساس رو داشتم که انگار لبه یه صخره وایستادم
زمانهایی بود که زندگی به کامم تلخ بود
اون زندگی من بود
اما فکر میکنم که همیشه از اعماق درونم میدونستم که...
برای اینکه پیشرفت کنم باید یه حرکتی بکنم
یو سونگ-ریونگ با وون کیون و یی سون شین ملاقات داشته؟
کارتون خوب بود . میتونید برید
بله سرورم
حدس می زنم این بدین معنیه که وون کیون و یی سون شین دو جنگجویی هستند که
یو سونگ-ریونگ به عرصه میاره
شین لیپ و یی ایل، یی سون شین و وون کیون...
فکر میکنین کدوم جفت جنگجویان بهتری هستن؟
آخریا ، االبته
برادر...
شین لیپ و یی ایل منافع مادی خیلی زیادی دارند، به ویژه یی ایل.
خوب...؟
ما نباید نگران وون کیون باشیم. من می تونم واسه یه مدتی معطلش کنم
چون یه کاری هست که باید در وزارت ارتش انجام بشه
این به ما وقت میده که سرش رو گرم کنیم
مشکل ما یی سون شینه...
وزیر یو چی شما رو به اینجا کشونده؟
شنیدم که شما هم در مورد بادوک با ما هم عقیده هستین
خودم کمی در مورد بادوک میدونم، و امیدوار بودم که با شما یه دور بازی کنم
شما بردین
شهرت شما بی اساس نیست حقا که در بادوک بی رغیب هستین
شما هم بازیکن خیلی عالی هستین
اما وزیر یو، امیدوارم که شما سیاست رو هم به سادگی این بازی در نظر نگیرین
چی شده؟
من از شما خوشم میاد و واسه همینه که اومدم در مورد امور چند استان با شما صحبت کنم
عالیجناب در حال حاضر بخاطر پاکسازی خیانتکاران
و پر کردن بارگاه سلطنتی با غربی ها خیلی سردرگم شدن
مطمئنم که خودتون میدونین که سرورمون چقدر برای شما و وزیر دست چپ اهمیت قایل هستن
آخرین چیزی که اون لازم داره اینه که دو تا شخص محبوب خودشم از دست بده
پی میخواین بگین؟
من نمی خوام که شما هم صدمه ببینین
اعلیحضرت رو ناراحت نکنین
شما نباید با به وسط کشیدن پای یکی از افراد مورد اعتماد اون در جرم سنگین خیانت
خاطر ایشون رو مکدر کنین
دیر وقته. دیگه نباید بیشتر از این اینجا بمونم
در امان برگردین
این یی سون شین بود؟
همون جنگجویی که خیلی فکرت رو مشغول کرده
سلام من رو بهش برسون
اعلیحضرت، من فرمانده سابق پادگان چوسان ، یی سون شین رو بعنوان فرمانده کاریپو
پیشنهاد میکنم
دادرس جانگ ایوپ؟
بگیرینش. این فرمان مستقیم اعلیحضرته
افسر یی
بله
شما از یه افسر ساده به یک دادرس ارتقا داده میشوید
این یه ارتقا مقام خیلی بزرگه مشکلش چیه؟
اوه، هیچی،قربان...
ارتقاء چیزی نیست که من می خواستم
البته یه زندگی راحت با خونوادم رو هم نمی خواستم
می دونم
فکر میکنم اگر ژاپنی در واقع در حال بیشتر کردن قدرتشون هستن جبهه جاییکه من بهش تعلق دارم
اگه او ن چیزایی که ازش میترسیم درست باشه من باید الان در کرانه جنوبی باشم
من میخواستم که جلوی دشمن رو بگیرم
این بار میخوام همه چیز رو درست انجام بدم بدون از دست دادن حتی یکی از مردانم
میدونم احساست چیه و در نهایت همون کارو میکنی
اما در حال حاضر قدرتی ندارم
من میخوام از شما محافظت کنم. نمی خوام که شما تبدیل به هدف اونا بشین
متاسفم در حال حاضر این تنها کاریه که از دستم برمیاد
دشمن دنبال ماست...
اما دنیا به من میگه که اونا رو نادیده بگیریم
تمام کاری که من در الان میتونم انجام بدم اینه که شکرگزار باشم که دشمن ضعیفه...
ساوادونگ...
مجازات کردن خائنین و نجات گروگانها؟
پادشاه چوسان خیلی شجاعه
من دستور تسلیم شدن دادم و اون جرات کرده معامله کنه؟
امر بفرمایین
شما جنگجویلن وفادار همین الان به سمت چوسان حرکت کنین
سخاوت فقط برای سگهای وفاداره
و برای سگهای دیوانه ای که اطراف میگردن و صاحبانشون رو گاز میگیرن بیهوده است
ارباب ریکیو، این خون ممکنه زمین شما رو کثیف کنه. منو می بخشین؟
البته ،بزرگوار
شما میتونین با همون شمشیری که یه مرغ رو میکشین یه ببر هم بکشین.
اگه اونا قصد دارن که خائنین رو در ازای گروگانها به شما تحویل بدن
سرکوب خشونت آمیز اونا میتونه به حسن شهرت شما خدشه وارد کنه
حسن شهرتم؟
پرهیزگاری سلاحی به مراتب قدرتمندتر از شمشیره
لردهای وفادار شما تنها با سوگند خوردن شما بی خیال نمی شن
اگه این کارو میکردن قدرت شما زیاد دوام نمیاورد
خدمتگزار خالصانه بخاطر صداقت اربابش دوباره به سمت اون برمیگرده
بخشندگی پادشاه چوسان
با همون جوانمردی که زمانیکه با لردهاتون چای می نوشیدین از خودتون نشون دادین
کونیشی ، بنوشین
اعلیحضرت...
اجازه بدین پادشاه چوسان بدونه که من مشتاقانه منتظر روزی هستم که
با اون چای بنوشم
او رهبر کمپین من علیه مینگ خواهد بود، من باید با اون
خیلی سخاوتمند باشم
درسته کونیشی؟
البته سرورم
سال 1590 سومین سال سلطنت سونجو بعنوان حاکم چوسان ، ژاپن بازگشت
خائن ساهوادونگ کسی که راهنمای ژاپنی ها در یورش سال 1587 بود
و بازگشت هشتاد سرباز زندانی شده در آنزمان
و مردی که کونگ تائه وون نامیده میشد
خیاتکار ساهوادونگ رو از طریق مثله کردن اعدام کنید و
و جلوی خیانت شیطانی رو علیه برادران خودتون بگیرین
فورا نمایندگانی به ژاپن بفرستین تا تمام شرایط دشمن رو ارزیابی کنن
لطف شما بی اندازه است، اعلیحضرت
سرانجام یک ماموریت مشابه به ژاپن سازماندهی شد.
دادگاه سلطنتی هوانگ یو گیل از غرب را برای رهبری این ماموریت /i>
دو نفر از حزب شرقی به نامهای کیم سونگ ایل و هاه سونگ انتخاب کرد
No comments yet. Be the first to leave one.