Ernest Scared Stupid

Ernest Scared Stupid

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Ernest Scared Stupid 1991 720p BluRay x264-NODLABS
Ernest Scared Stupid 1991 1080p BDRip H264 AAC-KiNGDOM
Ernest Scared Stupid 1991 BRRip X264 AC3-PLAYNOW
A Commentary by Cla30ic
.::::: 30nama.click :::::. ترجمه و زیرنویس از بهزاد اصلانی

Tags

BluRay
x264
720p
720
brrip
AC3
Published on: 2017-02-22
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

ــــــتــرــجـمـــه و ــــــزیـــرنـویــــس از «بــهزاد اصلانی»

بگیرش، بگیرش، جوداس، بگیرش

هیولایی که میخواست بچه هامون رو تکه تکه کنیم رو گرفتیم

زنجیرش کنید

گرفتمش

شیطان باستانی ما را تا این دنیا دنبال کرده

بچه های ما رو دزدیده

و سعی کرده نژاد خودش رو دوباره احیا کنه

ولی ما با انجام کار درست، غالب شدیم

بچه هام، بچه هام رو برد

و اینجا دفن خواهد شد

و این درخت بلوط سرنوشتش رو خواهد بست

ریشه های آن زندان اون خواهند بود که هیچگاه نباید به آنها دست زد

"حرفم رو بشنو، "فینیوس وارل

وقتی زمین ماه رو بپوشونه

یک نفر از همخون های من آزادم خواهد کرد

و پیروزی در آخر برای من خواهد بود

"چیزی نیست "فرانسیس

پسشون میگیریم، خواهی دید

تو رو به تاریکی ابدی تبعید میکنم

پس ساعاتی قبل از نیمه شب

مردم "بریارویل "ترانتور" غول رو دفن کردند"

در زمین سرد و خیس

پایان

"ممنون "الیزابت

بچه ها، نظرتون در مورد گزارشش چی بود؟

خالی بندی بود

خالی بندی نیست

توی یک کتاب خوندم

آره، گزارش باحالی بود

احتمالا برای فهم تو زیادی بود

گزارشات قرار بود در مورد تاریخ شهر باشند

نه کابوس در خیابان غول

خب، آروم باشید

"اذیتش نکن "مرداک

وگرنه چیکار میکنی "رانت"؟

الیزابت "کنی" رو بایک داستان ترسناک ترسوند

اون پخمه ازش خوشش میاد

با اینکه گزارش الیزابت یکم غیر معمولی بود

افسانه ها و اساطیر یک قسمت حقیقی از تاریخ هستند

مخصوصا اینجا تو برایویل، با این تاریخ منحصر به فرد ما

به نظرم ایده ی هوشنمدانه ای بود

"ارنست"

ارنست، کامیون رو نگه دار

خب، الیزابت

غول فینیوس رو چه تلسمی کرد؟

خف، افسانه میگه که از اون به بعد

نسل های بعدی فینیوس احمق تر و احمق تر شدند

و احمق تر

خب، وقتی من رو به عنوان مهندس آسایشگاه استخدام کردند

فکرش رو هم نمیکردند که من ارنست پی وارل باشم

مرد سرنوشت، حکم ران نپذیرفتن

مردی که به محیط اطرافش سلطه پیدا کرده

یک مبتکر بی نظیر

در زمینه ی پر ثمر بازیافت

من تزار شیشه هام فرمانده ی بطری ها

و دوک گرد و خاک ها

نه

کلیدش قفل کرده

"ریمشات" یکم کمک کن ریمشات

ریمشات، کلاچ

ریمشات، کلاچ، کلاچ

کلاچ رو بگیر ریمشات

کمک

ریمشات، کلاچ رو بگیر

ریمشات

نزدیک بود

الان له میشم

ریمشات کمک، یک کاری بکن

نه، نه ، سرم رو نزار لای اون چرخدنده ها

ولی الان یا من یا توست

ولی من تو کارخونه ی عروسک سازی خانواده دارم

براشون یک کارت خوشگل میفرستم

تو نمیتونی قصر در بری ارنست، من میدونم کجا زندگی میکنی

اون مرداک ها آدمای عوضی ای هستند

اگه آی کیو شون یکم کمتر بود، گیاه میشدند

ریمشات، یک مشکلی هست

کمک، من رو از اینجا بیارید بیرون

ارنست

این بازش میکنه

آفرین، درستش کردی

نیازی نیست از من تشکر کنی خانم کوچولو

فقط یک کار قهرمانیه معمولی بود

کلانتر

همین الان از خونه ی "هکمور" میام

یک افتضاح کامله

تمام قوانین رو میشکنه

میخوام تمیز بشه، همین الان

بله آقای شهردار، من کاغذ بازیاش رو کردم و ارنست گفت که سریع دست به کار میشه

اگه نتونست از عهده ی این بر بیاد اخراجش کن

بله قربان

اون احمق اوناهاش

و داره از خونه ی هکمور دور میشه

نزدیک بود

آره، بابام گفت تو کلی درد سر میافتیم اگه اینجا بشینیم

خب، برخلاف قوانین شهریه

ولی به عنوان راننده ی ماشین آشغالی

من احساس میکنم که ناخدای کشتی خودم هستم

ارباب سرنوشتم، اینکه میتونم قوانین خودم رو درست کنم

مردی فراتر از قانون

بابامه

تند میرفتم؟

گاهی اوقات قدرت این ماشین از دستم خارج میشه

ارنست، من بهت گفتم برو خونه ی هکمور

شما دوتا

همین الان از اونجا بیاید بیرون و برید تو ماشین

...بابا، من

نه، نمیخوام بشنوم، برو تو ماشین

تقصیر اونا نیست، فرمانده منم و

نه، ببین من بهت گفتم برو خونه ی هکمور

و تمیزش کن، هنوز اینکار رو نکردی

خب من مجوز ضایعات سمی رو ندارم

و تازه یک قرص سرماخوردگی خوردم و نباید ماشین الات سنگین برونم

ببین، اگه میخوای شغلت رو نگه داری

برو اونجا و اونکار رو بکن

میبینمت ارنست

بریم پسر

از هیچ چیز جز ترس نباید بترسیم

و این موضوع که

اون پیرزن، هکمور ما رو به

چند تا زامبی چشم قرمز تبدیلمون میکنه

اگه ما رو اینجا گیر بیاره

خب، کسی خونه نیست

فکر کنم دارند از قبر ها دزدی میکنند

یا سر مرغ ها رو با دندون میکنند، یا هرکاری که تو جادوگری میکنند

از خونه ی من برید بیرون

اینجا چیکار میکنید؟

خانم، فقط اینجام تا این آشغال ها رو ببرم

اینجا آشغال ندارم

فقط تراوشات روح هستند

خانم، من نماینده ی رسمی

دولت شهر برایویل هستم

و به طور اتفاقی از دوستان شخصی و نزدیک شهردار مرداک

تو اون بچه ی وارل نیستی؟

بله خانم

تو تلسم رو به سر همه ی ما خواهی آورد

وای بر تو، ای نواده ی وارل

از اینجا برو و دیگه بر نگرد

امیدوارم نظرتون عوض شه

بازیاف از قسمت های خیلی مهم شهروندیه

آره

و تو یک شهروند مرده خواهی بود

وقتی سموم شیطان جاری شود

درها و راه های بدن تو

لرزان خواهی خوابید، با جرمی از سم

اونا باید پر کنند تو رو

و باقی این شهر عجیب رو

روی یک واگن از گوشت و یک نیزه ی سه سر

از یک نظر دیگه

بهتره که من یک روز دیگه بیام

جیغ ترسناکی بودا

قلبم اومده بود تو دهنم

تو استعداد کمیابی داری

هنوز پایان بزرگ رو ندیدید

بیاید اینجا

اونا میان اینجا و از اون در میرن تو

و از اینجا میان بالا، جایی که جویی با طی میزنه تو صورتشون

یک طی خیس

باید خودشون رو روی این همه انگور له شده بکشند

وقتی که من دارم داد میزنم "چشمام کجان؟"

پاتون رو رو چشمام نزارید

چندش آور، ولی خوشم اومد

مرداک ها ان

مراقب باش جادوگر، زلزله داره میاد

بزرگ هم هست، 5.3 ریشتره

سریع، بیاید از عقب فرار کنیم

داره میریزه، داره میریزه

بیاید بیرون، وگرنه میمیرید

داره میریزه

بیاید فرار کنیم، بدوید

شما کله خرابا، اشتباه بزرگی کردید

فکر کردی کجا دارید میرید؟

جای باحالش تازه داره شروع میشه

نمیدونم چیکار کنم، خونه ی روح زدمون رو خراب کردند

اونا خونه ی روح زدتون رو خراب کردند؟

آره

چیزی که لازم دارید، یکم از اون

دید هیستریکیه متوجهی چی میگم؟

نه واقعا

باید دفاع شخصی یاد بگیری

از باتسوانای کوچک

یک ملت کوچک که شکست دادند

امپراطوری بزرگ اتومن رو

ارنست، اون چه ربطی به من داره؟

خوشحالم که پرسیدی

یک شب تاریک در پایین های بتسوانا بود

مگس های عظیم الجثه ی بولا بولا در هوای آریم پرواز میکردند

بعد آون اومد

فریاد جیگی قبایل اتومن

ما اتومن هستیم، نه شما

حالا تو دنیایی از اونایی

خدای من، من ترسیدم

آره، ترسیدم

همه تو باتسوانا ترسیدند

شبیه پرده است

این مکان خیلی پرده میخواد

نگران اوتامن ها نباش، همشون سوسولند

همش حرف میزنند

یک پیشگام اوتامنی میشناسم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left