The first 200 lines.
تست بازيگري؟ تست بازيگري ديگه چيه؟
چشم سازنده همون دوربينـه
وقتي پا تو دفترم گذاشتي ...ميدونستم که اون
همون کسيـه که دنبالش ميگشتم
سونا، اسم خيلي خوبي براي پرده سينماست
....سونا، هر چيزي که کاراکتر بطلبه
بايد انجامش بدي ...باور نميکني اگه بگم که
اينا همش سرنوشتـه
سرنوشته که تورو از کانپور به شرکت فيلمسازي پينکي اورده
همه چيز اينجا نوشته شده
...ولي بايد زود زود بياي ديدنم، چون
مهمه که هنرمند و سازنده همديگه رو خوب بشناسن
و براي اينکه همديگه رو درک کنيم بايد با همديگه وقت بگذرونيم
درک ميکني ديگه؟
"اقبال شانسي"
"...اين زندگي"
"چيزاي زيادي بهمون نشون ميده"
"توي دنياي مبهم رويايي مون"
"...اين زندگي"
"مارو به مقاصد مختلفي ميبره"
"به دنبال يک هدف ناشناخته"
"ما واقعا چي ميخوايم؟"
"به مقصدت فکر کن"
"قلب خيلي يه دنده ست"
"به توضيحات گوش نميده"
"...قلب ميخواد که"
"به ستارهها برسه"
"ميخواد که"
"همه چيز رو بدست بياره"
"اين زندگي"
"درباره چيزهاي زيادي حرف ميزنه"
"به يک زبان ساده"
"چرا زندگي"
"روياهاي هرشب رو ميبينه"
"در همه شبهاي تنها"
"توي روياها تمايلاتي وجود داره"
"از قلب بپرس که اون تمايلات چي هستن"
"آسونه يا سخته؟"
"به قلبت گوش کن که داره ميگه"
"...بايد همهي ستارههارو"
"لمس کنه..."
"...همشون رو"
"...ميخواد"
"اونهايي که تو چشماشون رويا ديده ميشن"
"با دقت حرکت ميکنن"
"نگران افتادن(شکست خوردن) نباش"
نگران اين نباش که روياهات" "خرد بشن و اشکات سرازير
اونايي که تو چشماشون رويا" "ديده ميشه (هدف دارن) ميگن که
"با دقت حرکت کن"
"نگران افتادن(شکست خوردن) نباش"
نگران اين نباش که روياهات" "خرد بشن و اشکات سرازير
"اونايي که تو چشماشون رويا ديده ميشه"
"بادقت حرکت ميکنن"
"نگران افتادن(شکست خوردن) نباش"
نگران اين نباش که روياهات" "خرد بشن و اشکات سرازير
"اونايي که تو چشماشون رويا ديده ميشه"
"بادقت حرکت ميکنن"
"نگران نباش"
"حتي اگه بياُفتي زمين و روياهات خرد بشن"
"و اشکات سرازير بشن"
"اونايي که تو چشماشون رويا ديده ميشه"
"سه سال بعد"
!کاملا دويل
!صبر کن
روپا کجاست؟
روپا به يه جاي خيلي دور رفته، آقا امير
فراموشش کنيد انگار که يک رويا بوده
همه براي خودشون روياهايي دارن، کاملا دويل
ولي فقط روياي اونايي به ...واقعيت تبديل ميشه که
حتي بعد از بارها تلاش کردن اون رو فراموش نکنن
روپا روياي من نيست
اون حقيقت زندگيمـه
اين رو بهش بگو
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مليکا - ويرايش: سميرا
!و کــات
چطور بود؟- خوب بود-
اون قسمت کلاه خيلي خوب بود
انتظارش رو نداشتم
نيم ساعت ديگه وقت ناهاره
پونيت! بازيم چطور بود؟
بعد از نيم ساعت برگرد
اون وسطها يه لحظه شک کردم
که تقريبا دارم روپا رو دنبال ميکنم
...آره دقت کردم، طول ميکشه ولي ميتونيم
قرار نبود تو چهار تا صحنه نقش داشته باشم
راجو گفت که قراره دو تا صحنه با اميرخان بازي کني
منم گفتم اشکال نداره
کي فيلمبرداري فيلم "آقاي چودري" شروع ميشه؟
آخر امسال
نميتونم ايستاده بخورم بيايد بريم اونجا بشينيم
اون يه ديالوگ بيشتر نداره
نميدونم چودري داره اون رو گول ميزنه يا اين چودري رو
اي کاش اونموقع که همديگه رو ديديم قبولش نميکردي
ولي اينطوري نشد
تو روياهاي قشنگي بهم نشون دادي
من هم دستات رو تو دستام گرفتم
و به جلو حرکت کردم
!بسه! کافيه
چيکار داري ميکني؟
اون عشقتـه، الان هم قلبت رو شکسته
چند بار ديگه بايد بهت بگم تا قشنگ حس کني اين رو؟
احساس کن
يه بازيگر کيه؟
يه بازيگر کسيه که بتونه کاملا تو نقشش فرو بره
اين روياي زيبا، ديگه چيه؟
!بايد بگي خواب زيبا
!حرکت
اي کاش اون موقع که همديگه رو ديديم قبول نميکردي
ولي اينطوري نشد
تو روياهاي قشنگي بهم نشون دادي
من هم دستات رو تو دستام گرفتم
و به جلو حرکت کردم
وقتي که چشمام رو باز کردم
فهميدم که اين صداي قشنگ فقط يه فريب بوده
و اين چشمهاي زيبا
!داشتن من رو فريب ميدادن
!بد نبود
...اما ويکرام، تو
يه جورايي انرژيت کمـه
ما توي سينماي بازرگاني به برنامه ريزي احتياج داريم
انرژي
...کاش
قبل از اينکه همديگه رو ببينيم درخواستم رو رد ميکردي
توهاليوود، قهرمان شدن آسونه
ولي تو فيلمهاي هندي، سخته
قهرمانهاي فيلمهاي هندي فقط بازي نميکنن
آواز ميخونن
مي رقصن
کمدي بازي ميکنن، اکشن
!برادر
به ويژگيهاي زيادي نياز داريد تا بتونيد يه قهرمان تو فيلمهاي هندي بشيد
براي قهرمانهاي زن چي پس؟
عزيزم! اون هم به همين قدر سخت تلاش کردن نياز داره
از فردا، تمرينهاتون شروع ميشه
"حواست باشه عزيزم"
"چون من اومدم"
"حواست باشه عزيزم"
"چون من اومدم"
من عاشق بدنهاي زيبام" "دشمن بدنهاي زيبا هم هستم
"استايل من با بقيه خيلي فرق ميکنه"
"حواست باشه عزيزم"
"چون من اومدم"
"حواست باشه عزيزم"
"چون من اومدم"
من عاشق بدنهاي زيبام" "دشمن بدنهاي زيبا هم هستم
"استايل من با بقيه خيلي فرق ميکنه"
امروز روز آخرتونه
تو مدرسهي بازيگري ناندکيشور
موفق باشيد
ببينيد، هر چقدر اطلاعات درباره بازيگري داشتم
بهتون ياد دادم
ولي بازيگري مثل يه دريا ميمونه
که ميتونيد هر چقدر بخوايد به جاهاي عميق تر بريد
درست ميگم، آقاي مک؟- بله-
ولي يه چيزي رو فراموش نکنيد
در کنار استعداد، شانس داشتن خيلي مهمه
فکر ميکنم کليدش اينه که
...که شما بايد
در زمان مناسب در مکان مناسبي باشيد
درسته، آقا؟
خيلي از آقاي مک ممنونم
...که امروز اومدن اينجا
تا گواهينامههاي بازيگريتون رو توزيع کنن
ولي قبل از اينکه گواهينامههارو بهتون بدن
از ايشون خواهش ميکنم تا چند کلمه اي صحبت کنن
ممنون ميشم
آقا،لطفا اون ديالوگ فيلم شعله رو بگيد
شعله؟
همهي اون پنجاه هزار
!خيلي خوب بود
!هي، سمير
درباره من با ماهش حرف زدي؟- نه-
همه فيلمها در دست توليدن
فعلا هيچي نيست
واقعا؟
آبهي، لطفا اين اينترنت رو درست کن
!رفيق، من که زنت نيستم
خدافظ، عزيزم
!مي بينمت، داداش
چرا چرت و پرت ميگي؟
قرار نيست برات کاري کنه
دستيار موکش بهاتـه
به بازيگراي جديد هم يه فرصتي ميده
آره، ولي قراره به تو کمک کنه يا شانس خودش براي کارگردان شدن رو امتحان کنه؟
باهات يه سري مشکلاتي داره
با من؟
چرا؟- اينجوريه ديگه-
تو توي شرکتها عکس برداري ميکني
توي وقتهاي آزادت هم تئاتر کار ميکني
تئاتر يه بازيگر رو زنده ميکنه
ولي اون کسي که اونارو تماشا ميکنه زنده بودن رو واسه ما سخت ميکنه
!هي، سونا
نيستت اين روزا؟
همينجا
ديروز تو يه سريال تلويزيوني ديدمت
اون صحنه اي که با بابات آبهيماني گوپتا بازي کرده بودي، عالي بود
مرسي
اين ويکرامـه
سلام- سلام-
از دهلي اومده ميخواد يه دستي تو صنعت بچرخونه
No comments yet. Be the first to leave one.