The first 167 lines.
زیرنویس و ترجمه Vereasa
.میخوام برام ایشون رو آنالیز کنی
در اعماق غار ریوچی مار غولپیکری به نام گاراگا وجود داره
.که برام دردسر درست میکنه
.فلس واژگون گاراگا رو برام بیار
.باشه
،وقتی بیارمش
...باید به حرفام گوش کنی
گاراگا تو بدترین قسمت غار ریوچی زندگی میکنه
.تو آشیانهای که مملو از مارهای غولپیکره
هنوزم میخوای بری؟
!البته
اممم، این فلس واژگون چیه؟
میگن فلسیه که از باقی فلسها ،متفاوت رشد میکنه
...و زیر پوست یک اژدها
ضربالمثل قدیمی رو بلدی؟
،که اگه به اون فلس دست بزنی !اژدها خشمگین میشه
ولی مار هم داه چنین چیزی؟
خب، به اینجا میگن غار ریوچی "،سرزمین اژدهایان"
...تعجب نمیکنم
.اگه مار غولپیکری هم اینجا چنین فلسی داشته باشه
...درسته، یک کلاس تو آکادمی داشتیم
کونوهامارو سنسه یه غورباقهی عجیب احظار کرد، نه؟
شاید اینم شبیه اونه؟
...یعنی داریم میریم پیش
یک مار عجیب و غولپیکر؟
.بی خیال. اینقدر بزرگش نکنید
.اینم یه بازیه
.هیولا رو میکشی و آیتمش رو برمیداری
.همین
!تو دیگه خیلی بی خیالی
...ولی باید این گاراگا رو پیدا کنیم
.وگرنه جلوتر نمیتونیم بریم
!آره
پس زودی پیداش میکنیم و چیزی که میخوایم ...رو برمیداریم
...بعدش میتسوکی رو پیدا میکنیم
!هوی، وایسا
این چیه؟
این رد خزش یک مار غولپیکر نیست؟
زیادی عریض نیست؟
،اگه کار یک مار باشه ...حتما مار غولپیکریه
...نگو که گاراگاست
ا این چیه؟
شبیه وحشیبازی یک موجودی نیست؟
...یادتون باشه مار سفید دانا چی گفت
گاراگا یک چشمش رو خیلی وقت پیش !تو یک مبارزه از دست داد
،از اون موقع به بعد ...خیلی وحشی شده
.که همه جا خرابکاری میکنه
.باید یکم درس عبرت بگیره، وگرنه فایده نداره
.بنظرم قطعا کار خودشه
خشم تحریکشده
چی؟ پلکان سنگی؟
!ایناهاش
تو خوبی!؟
...اخخخ
اینا چین؟
مجسمه؟
!اینجا هم هست
چرا این همه مجسمهی مار هست؟
!لعنتی... ترسوندم
.خب، بریم
!واسا ببینم
یکم عجیب نیست؟
چی!؟
...اوه، دیواره
!وایسا
.همین یک لحظه پیش اون جا نبود
.درسته
...بنظرم اصلا جالب نیست
چه خبره؟
!نکنه
...وای نه
!یک چشم
...تف، داره میاد برامون
!الان حوصلهش رو ندارم
!جوتسوی سایهی فلج کننده
!خیلی گندس، جواب نمیده
!اون... فلس واژگونه
!سارادا، فرار کن
!سارادا
!سارادا، بیا اینجا
...کی فکرشو میکرد یکی دیگه بیاد
چکار کنیم؟
!الان باید عقبنشینی کنیم
!من که موافقم
.همین الان برگشتم
موئگی... تنهایی؟
...خب
.شیکادای و بقیه با بوروتو همراه شدن
.این یادداشت هم گذاشتن
شوالیه
...که اینطور
.پس باهاشون رفته
مطمئنم شیکادای به همون نتیجه رسیده
.که ما بهش رسیدیم
،بعد از دیدن بوروتو
.یک چیزی در مورد ناپدید شدن میتسوکی اذیتش کرده
.برای همین رفته
چی بوده که اذیتش کرده؟
...خب، اینو نمیدونم
.داره وضعیش ثابت میشه
،با توجه به وضعیتش
.به زودی به هوش میاد
.یوریتو کون
چیه؟
میشه این گزارش رو ببری برای نانادایمه؟
!نانادایمه؟ چشم
.عجله نکن
!باشه
چونین هنوز به هوش نیومده؟
بهتره زودتر اطلاعات تازهای به دست بیاریم
.وگرنه نمیتونم زیاد جلوی این دو تا خرپیره بایستم
.شرمنده مادربزرگ سوناده
،در شرایط عادی ...این وضعیت میتونست
...جایگاه هوکاگه رو در خطر قرار بده
،به لطف شما که جلوشون رو گرفتی
.تونستیم از ترس و وحشت غیر ضروری برای دهکده جلوگیری کنیم
،تف
راست میگی خودتو بذار جای من ...که چقدر غرهاشون رو به جون میخرم
!هر بار میبینمشون وضع همینه
!میبخشید
چی شده، یوریتو؟
.ساکورا سان ازم خواستن اینو براتون بیارم
.باشه. مرسی
.پس بااجازه
.خبر خوبیه
.چونین داره به هوش میاد
...شاید الان بتونیم یکم ازش اطلاعات بگیریم
.که میتسوکی چطور از دهکده رفته
.آره
...اینو تو خاطراتش رو گشت
.تا زمانی که بیهوش شد
.الان باید اطلاعات بیشتری ازش بگیریم
.خب
...دوست دارم بدونم چه اطلاعات جدیدی داره
!نمیدونستم قراره اینقدر گنده باشه
،و دو تا هم شدن
چطور قراره فلس واژگون بگیریم؟
چی شده، سارادا؟
...هان؟ خب
هان؟- هان؟-
...اون مار آبی
...سعی داشت... ازم محافظت کنه
!هان؟ برو بابا
.چنین مارهایی که هوش ندارن
.درست میگی
.بهر جهت، باید راهی پیدا کنیم که فلس واژگون رو گیر بیاریم
اون چیه؟
!وای نه
!خودشه
...تف! پس
.صبر کنید
هوی، سارادا!؟
تو... اون موقع ازم محافظت کردی؟
!هوی
تو سارادا ساما هستی، درسته؟
.نمیدونستم هرگز میتونم شما رو ببینم یا نه
...من یک مار احضارشونده هستم
.که به ساسکه ساما سوگند وفاداری خوردم
.آئودا هستم
به بابام!؟
حرف میزنه؟
!و چقدر مودبه
!آئودای کثافت
!خیلی پررویی که میای سر راهم
هر انسانی که بیاد نزدیکم رو میکشم !هر کی میخواد باشه
.متوجهم
No comments yet. Be the first to leave one.