The first 62 lines.
روانــی
بایــد باهات چیــکار کنم؟
اولیــن باره چنــین حسی دارم
فــراز و نشیــب هام یکمی پـر حرارت شدن
واقعــا نمیتونم کنترلشون کنم
ولـی چیزی که مطمئـنا میدونم اینکــه
من خودمو قاطي اين بازي نميكنم
بقیــه میگــن
مــا عجیبیــــم
من فقــط تورو خیـلی دوست دارم
و تو اینو خیـلی خوب میدونی و
بـرای همینه باهام بازی میکـنی
و منم همین کارو باهات میکنم
ما تویِ یه رابطه ی
کاملا نامتعارف و غیر عادی هستیـم
اشکِ همو در میاریــم
به هم ضـربه میزنیم
بعدش همو در آغوش میگیـریم
بعدش همدیگـه رو بغل میکــنیم
تو باعث شدی حس كنم يه روانيم
تو روانيم کــردی
این چیـزی که بقیـه همش میگــن
همــش میگن
انگـار که قـراره دیگه همو نبیــنیم
با هم دعـوا میکــنیم
بعدش باز به هم میچســبیم
بقـیه میگـن که درک نمیکنن
اینکـه ما اینقـدر مسخــره ایم رو
درســته
روانــی
روانــی روانــی
ما احمقـایی هستیـم که همو خیلی دوست دارن
احمقــیم
تو که نباشــی
ســرگیجـه میگیـرم و
غمگیــن میشــم
دیگـه انرژی ای ندارم
بقیـه میگن ما خیلی به هم میــایم
هـی
حالا همه چيز برامون درست ميشه
هـی دردســر
تو بدون هیچ
هشـداری به سمتم اومدی
من جاذبه اصليم
همونطوری كه ماها هميشه بوديم
آره
من نمیتــرســم
فقط مشــتاقــم
جــذابه
بذار فقـط ازش بگذرم
باید با تو چطــور سر کنم؟
بعضی وقتا نمیدونم باید چیکار کنم
حتـی اگه بخوام دلداریت بــدم
بار ها از خودم دورت میکنم
اما بازم به من لبخــند میـــزنی
چطــور میتونم بذارم بــری؟
ما تویِ یه رابطه ی
زیبــا اما غمگیــن هستیــم
باعـثِ درخشــش همدیگه میشـیم
حالا بهــم بگــو
مثــل ماه و رودخانه
بعدش دوباره همو در آغوش میکشـیم
No comments yet. Be the first to leave one.