The first 200 lines.
انتظار نداشتم این تو باشی .که اول بیای سراغم
از من چی میخوای؟
جابامی یومکو.
بیاین قمار کنیم!
خب، فرمایید، مانیودا-سنپای.
خودم پوستشون گرفتم،
پس مطمئنم ازشون لذت میبرین.
سومراگی...
منو به حال خودم بذار.
به خاطر خودت.
من شکست خوردم. همه چیزو از دست دادم.
موقعیتم تو این مدرسه رو، اعتماد پدر و مادرم رو.
حتی زندگیم هم مال خودم نیست.
زندگیت؟
منظورت اینه؟
آره.
چون اون "برنامهی زندگی" رو داری، زندگی من متعلق به توئه.
ها؟ چرا جوری رفتار میکنی انگار به همین وضعیت راضیای؟ بهت نمیاد.
این چیزی جز یه مشت کاغذ نیست.
یه نفر زندگیت رو کنترل میکنه، خب که چی؟
پس چندتا برد به دست بیار و ورقو برگردون.
دلیل نمیشه که بخوای از جاه طلبیت دست برداری!
حرفاهای احمقانه نگو.
من حق اینو نداشتم که بلند پروازی کنم.
الان دیگه اینو میدونم.
من دلیلی برای جنگیدن ندارم.
اوه؟ حالا که اینطوره...
پس با این که تا آخر عمرت مطیع من باشی، مشکلی نداری؟
حتماً باید مایه شرمت باشه که به کسی خدمت کنی
که اون قدر کوچیک میشمردیش، نه؟
کاری میکنم تا وقتی زندهای جون بکنی.
راست میگی...
باید اینطوری باشه.
همش همین بود؟
فقط با یه شکست تا این حد خورد شدی؟
نهایت جاه طلبیت، همینقدر بود؟
آخه مشکلت چیه؟
نمیخوام اینجوری بی عرضه ببینمت.
سومراگی-سان، پس اینجا بودین!
یومکو-سنپای؟
میرا!
ترانو تو رو هم صدا زده؟
آره.
پس قضیه باید جدی باشه.
فقط یه مهمونی چای کوچیک نیست.
خب، کی میدونه چه آشی برامون پخته.
هی، هی، جابامی یومکوی خودمونه که!
چی خبره، ترانو؟
پس داری اونو هم میاریش سمت خودمون؟
نه.
گرفتم.
میخوای با موموبامی کیراری بجنگی، نه؟
پس انتخاب منطقی، ملحق شدن به ماست.
بیا با هم شکستش بدیم!
معذرت میخوام. نمیتونم پیشنهادتون رو قبول کنم.
بیخیال شو.
اگه فقط میخواست با کیرای بجنگه، تا الان اینکارو کرده بود.
یومکو بنظر نقشههای خودشو داره.
من پیشنهاد یومکو رو قبول کردم.
اون وقت چی هست این پیشنهاد؟
مطمئنم اخبار اون روز رو دیدی.
کیراری سریعتر از چیزی که تصور میکردم داره رأی جمع میکنه.
پایان کار رو میشه راحت پیشبینی کرد.
رأیها قابل خرید و فروشن.
اونایی دارایی زیادی دارن، بزودی برای خریدشون هجوم میارن.
اگه تو اون مرحله وارد بازی بشیم،
برتری مالیای که نسبت به ما دارن، باعث شکستمون میشه.
اگه رأی کافی نداشته باشیم، هیچ کدوم از ما حتی رقابت هم نمیتونیم بکنیم.
دقیقاً همینطوره!
پس، بیاین با هم قمار کنیم!
اگه یه قمار با ریسک و سود بالا بازی کنیم، میتونیم رأیهامون رو بیشتر کنیم.
جابامی یومکو و سومراگی ایتسوکی هر دو بالای رتبهبندی فعلیان.
کسی بهتر از اینا به عنوان حریف پیدا نمیشه.
من از قبل نوع قمار رو تعیین کردم.
نظرتون چیه؟ ایبارا. میراسلاوا.
خوبه.
منم مشکلی ندارم.
از خدامه باهاشون بازی کنم.
فقط ماها قراره بازی کنیم؟
نه. یه نفر دیگه هم هست.
مانیودا-سنپای؟!
صبر کن! وایستا ببینم!
اون صندقدار سابق شورای دانشآموزی، مانیودا کائدائه، نه؟
اون همون بازندهای نیست که تو یه گوری 10 میلیون رو باخته؟
بودنش اینجا، برخلاف هدف زیاد کردن رأیهامون نیست؟
به منظور منصفانه بودن بازی، من و یومکو هر دو، دو نفر رو انتخاب کردیم.
یه نفر دیگه برای این قمار لازم داشتیم.
باهاش کنار بیا.
هه. صندلی گرمکن، ها؟
رفتار شایستهای برای بازندهای مثل منه.
هر کاری دوست دارین بکنین.
این انتخابات برام مهم نیست.
ها؟
از اون اخلاق خوشم نمیاد.
خب، خب، میبینم همه اومدن.
من اورورو میا، از کمیته مدیریت انتخابات هستم.
بازی رو من اداره میکنم.
طرز حرف زدنت میره رو اعصابم.
اینو زیاد میشنوم.
خب، خب، حامی و بانی بازی امروز توتوبامی-ساما هستن.
پنج بازیکن خواهیم داشت.
ها؟
یومی و ری رو میفهمم چرا، اما شما هم بازی نمیکنین، ترانو-سان؟
قرارمون رو فراموش کردی؟
من فعلاً قصد ندارم از شماها رأیی بگیرم.
ها؟
اسم بازیای که میکنیم هست...
بازی کالاهای عمومی.
بذارین توضیح بدم بازی چطور انجام میشه.
اول، هر کدومتون یکی یکی و به ترتیب به یه اتاق دیگه هدایت میشین.
تو اون اتاق، دو صندوق داراییهای خصوصی و سپردههای مالیاتی رو خواهیم داشت.
برای شروع، هر کدوم از شما پنج سکه دریافت میکنین.
و میتونین اونها رو تو هر کدوم از صندوقها سپرده کنین.
زمانی که این کارو کردین، من مقدار موجود در هر صندوق رو شمارش میکنم.
و تقسیم سکه برای دور بعد رو انجام میدم.
سکههای موجود تو صندوق داراییهای خصوصی هر بازیکن...
به مجموع کل داراییش اضافه میشه.
اما، سکههایی که تو صندوق مالیات انداخته شدن،
دو برابر میشن و به مقدار برابر بین تمام بازیکنها تقسیم میشن.
پرداخت مالیات باعث افزایش سرمایهی یه کشور میشه،
و شرایط زندگی همه رو بهبود میبخشه.
علت این که باید سکههاتون رو تو صندوق مالیات بندازین، همینه.
که اینطور!
در ضمن، وقتی میگین "تمام بازیکنها"،
افرادی که سکهای داخل صندوق مالیات ننداختن هم شاملش میشن؟
بله! حتی اگه هیچ مالیاتی پرداخت نکرده باشین،
بازم از صندوق مالیات سکه دریافت میکنین.
میشه پول مفت هم بهش گفت.
با عقل جور در نمیاد.
اینجوری هیچکس مالیاتی پرداخت نمیکنه.
شاید حق با شما باشه.
اما کسایی که مالیاتشون رو نمیدن، فقط مانع پیشرفتن، نه؟
قبل هر دور، فرصت اینو خواهین داشت که بحث کنین.
اگه حداقل سه بازیکن موافقت داشته باشن،
فقط برای یکبار، میتونین یه بازیکن رو از بازی اخراج کنین.
بازیکن حذف شده، از دور بازی خارج میشه و تمام سکههاش مصادره میشه.
میتونین سکههاتون رو تو صندوق مالیات بذارین... یا هم با زرنگی از بقیه بازیکنها پیشی.
در هر صورت، باید دنبال این باشین که تو پنج دور، حداقل 40 سکه جمع کنین.
اگه 40 رأی یا بیشتر جمع کنین، برای این جایزهها واجد شرایط میشین.
فقط پنج دور فرصت دارین، پس اگه همه سکههاشون رو تو صندوق داراییهای خصوصی بذارن، به اندازهی کافی سکه نخواهین داشت.
وایستا ببینم.
جایزه؟
کی میخواد اونا رو بده؟
معلومه، من.
گفتم که، نگفتم؟
من قصد ندارم رأیهاتون رو ازتون بگیرم.
من تمام 133 رأیم رو روی میز میزارم.
دلال شرطبندی: کسی مسئول دریافت و پرداخت شرطهاست.
از خود دلال شرطبندی رأیهاتون رو میگرین. به همین راحتی.
برای درافتادن با کیراری، به افرادی بیشتری با تعداد رأی بالا نیاز دارم.
حتی اگه طرف من نباشن.
.با اینحال... کسی که برام بار اضافی باشه نمیخوام
آخرین نکته...
هر بازیکنی که تا پایان بازی
40 سکه جمع نکنه،
باید تمام رأیهاش رو به توتوبامی-ساما بده!
هاها! این دیوونگیه، ترانو!
پس اون دست و دل باز بودن چی شد؟
هدف ما بیشتر کردن رأیهامونه.
برای همین، تدابیر خاصی لازمه.
ها!
مثل همیشه یه حقهای تو آستینت داری.
اشکالی نداره.
بنظر دوست دارم این بازی رو انجام بدم.
اگه ندم، حس بدی بهم دست میده!
منم اعتراضی ندارم.
داره هیجانانگیز میشه.
برام مهم نیست.
شما چطور، سومراگی-ساما؟
بازی میکنم.
همه با قوانین موافقت کردن، چه عالی!
خب، بیاین شروع کنیم.
بازی کالاهای عمومی شروع میشه!
این ترتیب نوبتها با قرعه مشخص شده.
خب، بحث دور اول رو شروع کنین.
قراره بحث کنیم، اما... هنوز چیزی برا بحث نداریم، نه؟
پس بیاین یه چیزی رو تأیید کنیم.
همه سکههاشون رو میزارن تو صندوق مالیات، درسته؟
ها؟
اگه همه اینکارو بکنن، همه حداقل 40 سکه رو بدست میاریم.
مهمتر از همه، همه میتونیم نفر اول بشیم!
چی داری میگی برا خودت؟
اونجوری به بدیه اینه که همه ببازیم.
اگه همه نفر اول بشن، به عنوان جایزه 500 رأی نیازه.
اما ترانو فقط 133تا داره.
پس هر کسی فقط 26 رأی میگیره.
اما، اگه از بقیه سبقت بگیری تا نفر اول بشی، میتونی 100 رأی بگیری.
نمیتونم تصور کنم کسی نباشه که تسلیم این وسوسه نشه.
دیر یا زود سعی میکنیم برا هم دیگه زرنگ بازی دربیاریم.
اجتناب ناپذیره.
آه، چه غمناک.
امکان نداره این به فکر یومکو نرسیده باشه.
یومکو میخواست از چیزی مطمئن شه.
هدف این قمار اینه که جلو پای بقیه سنگ بندازی و خودت رو زنده نگه داری.
یه بازی خیانت!
خب، زمان بحث به پایان رسید.
سومراگی-ساما اولین کسی هستن که سکههاشون رو میذارن.
اتاق رو بهتون نشون میدیم. بفرمایید از این طرف.
چیکار باید بکنم؟
معلومه که میخوام اول شم، اما نمیخوام همه ببازن.
No comments yet. Be the first to leave one.