The first 200 lines.
لعنتی. داری شوخی میکنی؟
اوه لعنت
سلام
سلام. ببخشید. خیلی وقته اینجایید؟
من همیشه زود میام. بفرمایید، این رو یه نگاهی بندازید
ممنون. اوم، فقط میخواستم منطقهی آموزشی مدرسه رو چک کنم
شماله. وگرنه اصلاً بهتون نشونش نمیدادم
در ضمن، ببخشید که خونه فعلاً اینقدر خالیه
اصلاً وقت نکردم بهش برسم چون
هنوز حتی توی بازار هم نیومده. واو
پس شما اولین خانوادهای هستید که میبینیدش. تقاضا توی
این منطقه دیگه واقعاً از کنترل خارج شده
یه چرخی بزنید. اگه سوالی داشتید بهم بگید
عالیه. ممنون
خواهش میکنم. راحت باشید
اوه، قشنگه، نه؟ این صد سال قدمت داره
معلومه که مال خودِ اصلیِ خونهست
شیشهش نیترات نقرهست
اصلاً دیگه از اینا نمیسازن
کیفیت نوری که ازش رد میشه اصلاً یه چیز دیگهست
یه آنتیک واقعیه. منظورم اینه که فوقالعادهست
به نظر من اینجا قلبِ خونهست
تمومه دیگه، نه؟ هنوز مطمئن نیستم
ما اولین کسایی هستیم که دیدیمش
نفرات دوم حتماً میخرنش
آخه توی این منطقه اصلاً نمیشه چیزی پیدا کرد
آره، میدونم. اون حتماً باید بره مدرسهی "نورث"
میدونم. میتونه توی چهار تا رشته شنا کنه
توی هر لیستی باشه، نفر اوله
فکر کنم اون طرف کوچه، خیابون پاپلار باشه
اگه توی مسابقات ایالتی برنده بشن، آیندهش تضمینه
آره، پاپلار یه، اه، ایستگاه آتشنشانی داره
اون یکی خونه رو حداقل ۶۰۰ تا میفروشیم
ایستگاه آتشنشانی یعنی صدای آژیر
سرِ نرخ بهره حسابی تو پاچهمون میره، ولی تا یک سال دیگه دوباره وام میگیریم
خیلی زود نیست؟
چی، واسه تایلر؟
فصل شنا که تا نوامبر شروع نمیشه
واسه کلویی
خب، زندگی همینه دیگه
در واقع، مرگه. عزیزم، حالش خوب میشه
تغییر خوبه
اوه، راستی! خب، هشتصد و بیست و پنج تا، با مهلت سیروزه
هزار تا هم هزینهی تعمیرات به تشخیص خودمان ۲۵
خانمتون زن باهوشیه. آره
یه شرط سیروزه برای وام گذاشتیم ولی اگه لازم باشه برِش میدارم
اوه آره. آره، جای تو رو میگیرم
مطمئنم یه راهی پیدا میکنیم
کس دیگهای هم حق رای داره؟ بذار کارش رو بکنه
خودت که میدونی چطوریه
داداش، تمومه. باهاش کنار بیا
خب این قسمت چیه؟ یه جورایی هال حساب میشه؟
برو یه چرخی بزن
من اینجا رو به عنوان اتاق نشیمن یا پذیرایی میبینم
البته هر جوری که خودت بخوای میتونه باشه
این خونه پتانسیل خیلی زیادی داره
واو. یعنی ببین چقدر نورگیره
کلی از جذابیتهای اصلیش رو حفظ کرده
فکر کنم بازسازیش خیلی جزیی باشه
احتمالاً همین الانم میتونید اسبابکشی کنید
فکر نمیکنم نیاز به بازسازی داشته باشه. عالیه
واقعاً همینطوره
با "داتون" هیچوقت این اتفاق نمیافتاد، مرد
بهت قول میدم. همهش چرنده
وای خدای من. باشه. بگو کی. فقط یه بار بهم نشون بده
بازی گرینبی. اصلاً نگاهش کردی؟
بازی گرینبی. عجب آدمیهها
هی، از طبقه بالا شروع کنید
بازی گرینبی
اون مال سه سال پیش بود. هنوزم حساب میشه
وای خدای من
رنگش "بریزی" برند شروین-ویلیامزه. سمت ورودی پارکینگه
باشه، باشه
هی، ببین، اون یه آدمِ بیعرضهست
آره، فهمیدم
بیعرضه، بیعرضه، بیعرضه
فکر کردم کارت اینجا تموم شده
منم فکر میکردم تموم شده باشه، ولی اون مال
قبل از این بود که همهی کارها رو خودم تکی انجام بدم
روبرتو کجاست؟
داره اتاق مستر رو آستر میزنه
پس چرا اون لامصب نمیاد اینجا کمکت؟
اوم، نمیاد تو
منظورت چیه که نمیاد تو؟
گفت: «من توی اون اتاق نمیرم.» این چیزی بود که گفت
این دیوانگیه
هی. هی، چطور پیش رفت؟
خوب
نمیخوام این رو بدونم
دیو، کل قضیه اینه که من اون رو نمیدونم
من از اون دو تا و نصفیِ اولی حسابی بالا کشیدم
بدون اینکه بدونم. چرا باید
به کارلوس بگو. بهش بگو. برام مهم نیست. من بدجوری
توی این قضیه گیر افتادم. خب، من شبها تخت میخوابم، باشه؟ آره
من شبها مثل خرس میخوابم. الکی
بیخودی قضیه رو حساستر نکن. ایدهی بدیه
خب، من باید برم
آره، باید برم
چه جور دردسری؟
پیچیدهست. یه راهی پیدا میکنم. همیشه پیدا کردم
اصلاً چرا داری به من میگی؟
من نباید از این مزخرفات باخبر باشم
فقط میخوام بدونی هر کاری که
انجام دادم، تکتکشون به خاطر تو بوده
مامان، داری چی
نه، نه. هیچکس تا حالا به اندازهی تو برام عزیز نبوده
باشه
از همون لحظهای که فهمیدم تو رو باردارم
گوش کن، هدفم رو توی زندگی فهمیدم
اینکه باید از این بچه محافظت بشه. چی؟
نه، نه. جدی میگم
نه. هیچوقت
با هیچ آدم دیگهای اینقدر احساس نزدیکی نکردم
پس کلویی چی؟
آره. نه. یعنی، معلومه. فقط
فقط فرق داره
من... گوش کن تای، فقط میخوام بدونی که در نهایت
همهش به خاطر تو بود
چی به خاطر من بود؟
حرفم اینه که اشکالی نداره آدم برای کسایی که
دوستشون داره، زیادهروی کنه. همین
مامان
فقط کاری رو انجام بده که فکر میکنی درسته
مهم نیست اشتباهت چقدر بزرگ باشه. اگه به خاطر
دلیلِ درستی انجامش بدی، میتونی با خودت کنار بیای. همین
برو بخواب مامان
نادیا؟
کلو، خوبی؟ متاسفم
اون صدای جیغ بود؟
فـ... فکر کردم یه چیزی دیدم. یه موش
اوه. عالی شد
ببخشید. اه، میخوای برم ببینم؟
نه، نه. اشتباه کردم
باشه، مطمئنی؟ مطمئنم. ببخشید
آره. باشه
دیدی چطوری با کوچکترین
سر و صدایی توی خیابون از جا میپره؟
کی نمیپره؟
این... این فرق داره
خب، یه کم اضطراب داره
کلویی همیشه بچهی مضطربی بوده
شاید باید ازش تست بگیریم
آره، حتماً، تو بهش بگو
نه، لازم نیست بفهمه
میتونیم یه تار مو از روی برسش برداریم
داری الکی وسواس به خرج میدی
ببین، اون میدونه همون آدمایی که نادیا میشناخت
همون کثافتکاریها هنوز هم اون بیرون هست
نادیا از چند سالگی ماریجوآنا میکشید؟ ۱۱ سالگی؟
کلویی مثل اون نیست. عقلش خیلی بیشتر از این حرفها میرسه
میدونی که، فقط یه بار کافیه. فقط یه بار
توی دو ماه، دو تا بچه مردن، باشه؟
باید این رو تموم کنم
یهو نفسش بند اومد. توی تخت خودش تموم کرد
تصورش رو بکن وقتی پدر و مادرش پیداش کردن چه حالی شدن
کریس، خواهش میکنم. باید این رو تحویل بدم. وقتم کمه
کلویی دیگه حرف نمیزنه. خیلی توی خودش رفته
خب، میخوای یه داروی دیگه رو امتحان کنیم؟
شاید
نظرت در مورد یه درمانگر دیگه چیه؟
آره. فقط میخوام این مشکل رو حل کنم
عزیزم، این چیزی نیست که بشه حلش کرد
اونم نمیتونه همهی ما رو با خودش غرق کنه
نگاه به خودت بنداز. داغونی
زمان. این تنها چیزیه که کمک میکنه
تا حالا دقت کردی که نصیحتهای تو همیشه تهش به
اینجا ختم میشه که نباید هیچ کاری انجام بدیم؟
هیچ کاری؟ من
اصلاً
فهمیدم
اصلاً
هی، هاوارد. منم، کریستوفر پین
خیلی وقته با هم حرف نزدیم. اوم
یه سوال حقوقیِ یه جورایی عجیب دارم
نمیدونستم از کی بپرسم. اوم
واسه همین خواستم از تو بپرسم. هر وقت زمان داشتی
ممنون. امیدوارم حالت خوب باشه
خواهرمم اینجاست ولی اون توی اتاقش میمونه
اوه، خواهر داری؟ آره، دخترِ باحالیه
اوه، اون اتاقشه؟
آره. میخوای باهاش سلامعلیک کنی؟
حتماً
ایشون رایانه
سلام
سلام
داداش
حتی فکرشم نکن
نه، ولی جداً دارم میگم
جدی
باشه، بیخیال، شوخی کردم. فقط داشتم میگفتم
آره
گوش کن. اه، واسه هفتهی دیگه میتونیم یه پارتی یا یه همچین چیزی بگیریم
بعدش، داشتم فکر میکردم که مکس و اریک هم بیان
آره، پایهم. یه پارتیِ شلوغپلوغ یا یه دورهمی ساده؟
فکر کنم یه چیزی توی مایههای دورهمی باشه
برعکسِ اون چی میشه؟
مثلاً یه پارتیِ بترکون
خب منم همون رو میخوام. یه پارتیِ حسابی
یعنی، چی میتونی جور کنی؟ مثلاً
مثلاً چیزایی که معتادها میزنن
No comments yet. Be the first to leave one.