The first 164 lines.
چیزی که قراره ببینید ممکنه خطرناک، غیرقانونی، غیراخلاقی باشه
حقیرانه، اشتباه، بیاخلاقی و قطعاً احمقانه
ولی همهش هم واقعیته
یه جورایی
فکر کردن میتونن سگمو بدزدن و قسر در برن؟
...به سگ من کاری داشتن
ولی حالا وقت تلافی بود
میخواستم حسابی حالشونو بگیرم و بزنم به چاک
خب، بهترین حالت این بود که برم بالا و اون لامصبو بذارم روی خلبان خودکار
و مستقیم برم غرب
و کل کازینوی کوفتی رو بدزدم
هر عملی عکسالعملی داره
اگه به سگای من دست بزنی، عکسالعمل نشون میدم
و اونا هم عکسالعمل رو دیدن
اسم من کنث "اسپیدی" رالرسونه
و اهل کراکرتان فلوریدا هستم
شب هالووین به دنیا اومدم
!راستش، تو سی ثانیه به دنیا اومدم
دکتر مجبور شد دنبالم تو سالن بدوئه تا بتونه بزنه پشتم
یعنی سرعت ماخ ده بودم و موهام آتیش گرفته بود
منظورم اینه، تمام زندگیم
فقط به یه چیز معتاد بودم، و اون آدرنالینه
تقریباً هر جرمی که وجود داره رو مرتکب شدم
از سرقت بانک تا اخاذی و حمله شدید با اسلحه گرم
مسلح به مواد منفجره مرگبار
یه بار رو منفجر کردم
با خاک یکسانش کردم. هیچی نمونده بود جز دستگاه یخساز
.یه نفر رو دزدیدم، برادرشو گروگان گرفتم و از اون یکی برادرش پول گرفتم
البته اینا اتهام هستن
اینا فقط چیزاییه که الان باهاشون متهمم
بیا تو
اینو ببین
تو موقعیتهای خیلی سختی بودم
!اوه، لعنتی
کارای واقعاً احمقانه کردم
در این مورد، اشتباه گرفتید
تو تمام اون ماجراجوییها، حتی یه گلوله هم شلیک نشد
هیچکس جراحت جدی ندید
غیر از یه سردرد
همه داستانها رو شنیده بودید که اسپیدی فراریه
و من همیشه فکر میکردم: "خدای من، این آدم چقدر جذابه."
ولی همزمان، ازش میترسیدم
اسم من جسیکا کایته، و من کنار اسپیدی رالرسون بزرگ شدم
وقتی بچه بودم اسپیدی رو نمیشناختم ولی افسانهشو میدونستم
افسانه اسپیدی
دو بار فراری بودم
بار اول از سال ۱۹۸۵ تا ۸۹ فراری بودم
۲۰۰۶ و بعد از اوایل ۹۷ تا
باشه، گوش کن
بار دومی که فراری شدم خیلی سختتر بود
چون مجبور شدم سگ عزیزم، شی رو تنها بذارم
شی، تو بهترین سگی هستی که تا حالا شناختم
میشنوی؟ ولی من باید برم
شی دلیل اصلیه
که این کل داستانی رو که الان دارم براتون تعریف میکنم، شروع کرد
دوستم والت، واقعاً تنها کسی بود که شی رو بهش میسپردم
میتونی به من اعتماد کنی، اسپیدی
آره. اون پسرت چی؟
جرد پسرش بود
فکر کنم هجده ساله بود، شاید نوزده. مطمئن نیستم
من ۳۶ سالمه
اونا میدونستن چقدر بهش اهمیت میدم، واسه همین گرفتش
خوب ازش مراقبت میشه
باشه. دوستت دارم، شی
یه مامور قانون بود که حسابی دندون تیز کرده بود واسه من
من واسه اسپیدی دندون تیز کرده بودم
چه حرف عجیبیه
اسمش بیل... بود، مامور ویژه FDLE
اونا اومدن و شی رو گرفتن و واقعاً به عنوان گروگان نگهش داشتن
و FDLE به اسپیدی گفت
"اگه خودتو تسلیم نکنی، ما این سگا رو میکشیم."
عصبانی بودم
من عصبانیم
آخه نمیشه همینطوری بری سگای یه نفر رو بگیری و با خونسردی بکشیشون
خیلی عصبانیم
باید تاوان سختی بابتش بدی
...زنم رو سوار سانکروز کردم، و
نمیتونست برای بردن جکپات صبر کنه
همون موقع بود که شروع کردم به نقشه کشیدن برای دزدیدن اون کشتی کازینو سانکروز
جای خود را برای کازینو سانکروز بعدی رزرو کنید
هر روز دو بار از مارتا در آبراه ساحلی حرکت میکند
تو ذهن اون، اینجوری انتقام میگرفت
عین مقابله به مثل بود
برای من هیچ منطقی نداره ولی برای اسپیدی کاملاً منطقی بود
سگ منو میدزدی، گربه تو رو میکشم
و من داشتم گربه کوفتیشونو میکشتم
.- برای رزرو، با شماره ۱-۸۰۰-۴۷-- گور بابات
یه نقشه بینقص برای دزدی از اون کازینو به ذهنم رسید
دویست و پنجاه هزار دلار
چون میخواستم کار بزرگی بکنم
میدونستم ۲۵۰ هزار دلار تو اون کشتی هست
و میخواستم همهشو به دست بیارم
و دوستم والت هم قرار بود کمکم کنه
میتونی روم حساب کنی، اسپیدی
!جدی میگم والت، مشروب نخوری. مشروب نخوری
به قبر مادرم قسم میخورم که هیچ وقت ناامیدت نمیکنم
باشه
قدم اول نگهبان شیفت شب بود
به کارت کلیدش نیاز داشتیم
تفنگ لعنتی من کجاست؟
قد و قوارهش درشت بود
!آروم
!خیله خب، بجنب، بجنب
بهترین حالت این بود که میرفتیم سراغ اون گاوصندوق بزرگه
بریم
آره
پولها رو برداریم
بریم بالا و اون لامصب رو بذاریم رو خلبان خودکار
و مستقیم بریم غرب
میخواستی کل کشتی کازینو رو بدزدی؟
میخواستم کل کشتی رو بدزدم
آره. اوه، آره، آره، صد در صد
صد در صد، میخواستم کل کشتی رو بدزدم
باشه؟
تو دنیای ایدهآل اینطور بود ولی خب اینطوری نشد
قانون مورفی. اگه قرار باشه یه چیزی بد پیش بره، بد پیش میره
و درست طبق قانون مورفی، تقریباً همه چی خراب شد
اون یه نقشه عالی بود ولی چیزی که واقعاً اتفاق افتاد این بود
!هی، والت
هی
والت، آمادهای؟
شب دزدی رفتم خونه والت
.من رو فرمم. آمادهام
مطمئن باش از کله سحر مست مست بود
!اه
وقتی یه دزدی یا سرقت بانک میبینی
یا یه همچین چیزی تو رسانهها گزارش میشه
اصلاً شبیه اون چیزی که تو فیلما میبینی نیست
اسم من بلین کوراله. ۳۵ سال افسر پلیس بودم
الان کارآگاه خصوصی با مجوز درجه C هستم
تفنگمو میخوام
اون کوفتی
بیشتر این آدما که مغز متفکر نیستن
وگرنه از این کارا نمیکردن
گفتم: «امشب شب عملیاته.»
امشب شب عملیاته! والت، تو بهم گفتی میتونم روت حساب کنم
به خدا میتونی روم حساب کنی
چون بهت میگم هیچوقت بهت نارو نزدم
و من بهش میگم: «والت، با این وضع نمیتونم باهات برم.»
«خیلی مستی.»
من خیلی مستم؟
فقط کلیداتو بده. حداقل بذار کامیونت رو قرض بگیرم
پیبک، روشن نمیشه
!لعنت بهش
صبر کن. یه فکری دارم
گفت: «خب، جرد رو ببر. اون میاد.»
جرد
جرد، اون تنها کسی بود که میتونست بیاد. برای همین گفتم: «باشه، جهنم و ضرر.»
چاره زیادی نداشتم
واسه همین جرد رو بردم
که یه اشتباه بزرگ بود
چیزی که هیچوقت نمیبینی، یه مأموریت غیرممکن
یا یه گروه دزد مثل اوشنز اِلِوِن نیست
معمولاً هم مغزهای زیادی به طور همزمان کار نمیکنن
خب، من یه کم رفتم نزدیکتر به تریلر
یعنی، پشت تریلر
جرد خیلی بهم نزدیک بود
گفتم: «نزدیک من بمون»، آره، تو گوشش پچ پچ کردم
درسته، نزدیک من بمون
.باشه
یه نفس عمیق کشیدم
!باشه، سه، دو، یک، حمله
خیله خب، دستات بالا
!اون دونات و قهوهتو بنداز زمین، حرومزاده
No comments yet. Be the first to leave one.