The first 200 lines.
!اِی یادش بخیر
!موجها پس این شکلی بودن
گفتی امشب شام میخوای چی بسازی؟
سنپای؟
.برگشته
تو میشناسی ـش؟
.اون دختر... قهرمان منه
سوار بر امواج تو
الو، سلام؟
بله، مامان؟
هیناکو، اتاقت رو مرتب کردی؟
.ها؟ آره. مرتب کردم
غذا چی؟ خوردی؟
.املت برنج درست کردم
.عجب، درست مثله ما! داداشت هم گفت که هوسِ املت برنجی کرده و من هم براش درست کردم
دانشگاه چطوره؟ خوش میگذره؟
.هنوز شروع نشده
ای بابا، این دیگه چه رشتهای بود انتخاب کردی؟
.آه... چکار کنم، آخه دریا رو دوست دارم
آخه میتونی درسهات رو بخونی؟
.دارم بهت میگم که مشکلی نیست
.خب فعلا، بعداً دوباره تماس میگیرم
.آها باشه، خداحافظ دخترم
!آیی
واقعا که... یعنی مشکلی پیش نمیاد؟
!تیمِ دوم، نوبت شماست
.بله
.بازش کن
!محکم سر جات بیاست، زمین نخوری ها
!چشم
!پخشش کن
!به یک نقطه بپاش
!فشار رو ببر بالا
!محکم بایست
!پخشش کن
!به یک نقطه بپاش
اوی! چیکار کردی پسر؟
!برش دار ببینم
.آب رو ببند
!کاوامورا
شرمندهام! حالتون خوبه؟
.خیلی متاسفم
.از زیر لباس شنا پوشیدم، اشکالی نداره
.آها، چیزه، این اضافهست
.نه، نه لازم نیست
.ازتون ممنونم
.نیازی نیست برش گردونی، مال خودت
هر سال، موقع تحویل سال، از این حولهها برای خونهمون فرستاده میشه
.پس اینم مال تو
.از اون گذشته، الان فک کنم یکمی گم شدم
کجا میخواید برید؟
...میخوام برم خونهمون ولی
...اها
.تازه اسبابکشی کردیم
آدرس خونهتون رو میدونید؟
.آه، اسم ساختمون رو یادمه
.اسم ساختمون "سانرایز کاتامیا" ست
!ها
!همونی که کنار اون ساختمونهست که در حال ساخته
خودشه! از کجا میدونستی؟
!ایول بابا
.کاوامورا! تو برو مسیرو به خانم نشون بده
...شرمنده، دوست داشتم همین کارو کنم ولی الان من سر کارم
.اه، مشکلی نیست، همین که بگید از کدوم مسیر برم کافیه
پس، همین مسیر رو مستقیم برو
،به ساختمون سفید که رسیدی بپیچ به راست
و بعد از اینکه دو چهارراه بالا رفتی، برو به چپ
و بعدش اونجا مدرسه رو میبینی، اونجا برو به راست
.راست، چپ، مدرسه، راست
.کاوامورا! شلنگ رو جمع کن
.چشم
.فعلا
.مراقب باشید
!گم نشی دوباره، خانم قهرمان
راســــــــت
چــــــــپ
مـــــدرســـــه
اینجا کجا بود دیگه؟
!ای خدا
!آتیش
!داره میسوزه
!آتیش ـه
هاه؟
!آتیش گرفته
!جانم؟
!جونتون رو نجات بدین
گزارشی از بلوک ۴۳ ساگامیا
آتشسوزی در ساختمون کناری
.وسایل ایمنی، چک شد
.خانمِ قهرمانِ شما تو اون آپارتمانست
!ها؟
.پوتینها، چک شد. شلوار، چک شد
.محافظ گردن، چک شد
.روپوش، چک شد
.محافظ گردن، چک شد
.وسایل ایمنی، چک شد
.لباسها، چک شدند
.بنظر میرسه علت آتشسوزی، وسایل اتش بازی و ترقه بوده
اها... تلفن کجاست؟
آتش، آتش
آتش، آتش
آه! کیفِ پولم کوش؟
!بازش کن
!حمله به آتش از طبقه ششم، پلکان بیرونی
!توی طبقه پنجم شلنگ رو متصل کنید. تیم ۲ و ۳ حرکت کنید
!چشم
!برو
!برو
!برو
!برو
!وای نه! صبر کن
!بازش کن
.داریم از تخلیهی همهی ساکنین بر اساس شماره واحدشون مطمئن میشیم، لطفا اینجا به خط بشید
!خرسی رو فراموش کردم
.در مرکز ساختمان اثری از آتشسوزی نیست، ساکنین در طبقهی اول جمع شدند
.وضعیتِ یکی از ساکنینِ زن، نامشخص
.تیمهای ۲ و۳، از مکان زنِ گمشده اطمینان حاصل کنید
!اطاعت
!کمکم کنید
.یکی از ساکنین رویِ سقفه، برید به طرفش
حالتون خوبه؟
حالتون خوبه؟
ها؟
!چیزه
زخمی نشدین؟
!نه
.آروم باشید
.الان به کمکتون میام
تخته شنام رو هم میتونم بیارم؟
.چرا که نه
.جای تنگیـه، بعد از سوار شدن لطفا بنشینید
.سکنهی شماره ۲۱ حالش خوبه، لطفا بالابر رو پایین بیارید
.دریافت شد
.خسته نباشی
!خسته نباشی
استفاده بدون مجوز از وسایل أتشبازی، و ورود به ملک شخصی بدون اجازه هم در کنارش؟
.دیگه مشکلی نیست
.ازتون خیلی ممنونم
.نه من باید از شما تشکر کنم
ها؟
هیناگشی! مگه نمیدونی نباید وقتی از نردبون میای پایین، با خودت وسیله بیاری؟
!شرمنده
.متاسفم
براتون ارزشمنده؟ اون تخته؟
.از وقتی بچه بودم داشتمش، حسابی ازش کار کشیدم
دوباره بزارید ببینم
.که چطور موجسواری میکنید
از سقفِ ساختمونمون میتونم ببینم
...از سقفِ آتشنشـ
!هیناگشی، داریم میریم ها
.فعلا
...آه، چیزه
... دفعه دیگه
...اگه خواستی
دوست داری سوارش بشی؟
سوار موجها؟
.اوه اوه، پس جوابت مثبته
!ماشالا زود باش !کاوامورا
!یکمی دیگه !چیزی نمونده
!پاهاتو تکون بده !همینجوری ادامه بده
!تو میتونی !تسلیم نشو
!آروم باش !کاوامورا
!تو میتونی پسر !ماشالا برو ببینم
.خسته نباشی
.شاید من برای این کار ساخته نشدم
.حتی اگه شکست هم بخوری، دفعه دیگهای هم هست
.اینقدر که آسون نیست
.فک میکنم که مسیرم رو اشتباه انتخاب کردم
تا حالا نقشه کوبا-سان رو دیدی؟
.خوب میدونه که برای هر موقعیتی از کدوم مسیر و به چه روشی باید اقدام کنه
.رسیدن به حد اون آسون نیست
فقط کسایی که تا آخر کار تسلیم نمیشن و تلاششون رو میکنن
.میتونن آدمایی مثل اون بشن
.تو که بدنت رو فرمه، مطمئنم از من هم جلو میزنی
.من که رفتم
!سنپای
.خیلی خوشحال بنظر میرسید
!دارم میرم موجسواری کنم
زود اومدم؟
...ها؟ نه، اصلا هم خوابم نمیاد
...هاه؟ عجبیه ها
.میتونی تا برسیم بخوابی
.حتما جمع و جور کردن وسایلت برات سخت بوده
.فقط باید وسایلم رو از طبقه ۸ ام میبردم به طبقهی دوم، اونم که فوری تموم شد
موادی که تو ساخت بالکنها ازش استفاده کردن، حسابی آتشگیره
.و بخاطر همینم آتیش خیلی سریع از طریق بالکنها پخش شده
.پس از این به بعد مراقب باشید
.حتما! به خاطر میسپارم
ولی کارشون خیلی درست نبود، مگه نه؟
داشتن تو اون ساختمون نیمهسازِ با ترقه و اینجور چیزا بازی میکردن، نه؟
...خرابکاری چنین کسایی رو جمع کردن، میدونی
.خدا از دهنت بشنوه
.این اواخر، آپلود کردن چنین ویدئوهایی تو اینترنت انگار مُد شده
،من وقتی بچه بودم اینجا زندگی میکردم
.ولی مجبور شدیم بهخاطر کار پدرم از اینجا بریم
.ولی همیشه میخواستم برگردم اینجا
.و برای همین هم دانشگاه اینجا رو انتخاب کردم
و... شرمنده اسمتون چی بود؟
ها؟
...وای! منو میبخشید فراموش کردم اسمتون چجوری تلفظ میشه
No comments yet. Be the first to leave one.