The first 200 lines.
چیه؟
یه میوهی جدید
از…
بخش هفته
آزمایش شده
خوشمزهست
ببینیم
آره
وای
چطوره؟
خیلی خوشمزهست
یه موجود دریایی یه بچه رو دزدیده
احتمالاً هنوز زندهست
به هر کس که کمکمون کنه پیداش کنیم وسایل درجه یک میدیم
باشه. به افرادم میگم
- خیلی خوشمزهست - ممنون
توی بخش ۷ پیداش کردن
آزمایش شده
بیاید
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:
داره جواب میده؟
چیزیشون نشده؟
ما که خوردیمش چیزیمون نشد
چون ما از قبل معتقد بودیم
نور رو بهشون نشون میده؛
و علیه مادر شورش میکنن
سول مامان رو بهمون برمیگردونه
مگه نه؟
آره
اینجا که چیزی نبوده
شاید اون طرفه
این طرف نیست
این چیه؟
یه تغییراتی توی این پهپاد تجسسی دی-۷ بهوجود آوردم؛
الان میتونه بره زیر آب
چقدر میتونه آب اسیدی رو تحمل کنه؟
چهمیدونم. شاید چند دقیقه
امیدوارم خوششانس باشیم
باید استراحت کنی
خودت بودی استراحت میکردی، پدر؟
یکی گرفتن!
خیلیخب. بذارینش اینجا
بدجور مقاومت کرد
سعی کردم به شکمش شلیک نکنم
مادر نیست
یه موجود نَره که خوب تغذیه شده
به جستجو ادامه بدین
- خبرش رو پخش کنید - چاقوت رو بده
- شنیدی که - بسیارخب
بیاید بریم
این طرف رو میشه باز هم گشت
اون مُرده، تمپست
واسه پهپاد پوستش رو میکَنم
میتونیم با پوستش بپوشونیمش
از سپر محافظ بهتره
سو…
چرا به حرفش گوش کردی؟
ارتباطمون قطع شد
جوری برنامهریزی شده که در صورت قطع ارتباط به ساحل برگرده
کمپیون، برو ببین پیداش میکنی
آهای! اون مال ماست!
وریل؟
میخواستم از طریق اتصال به پهپاد با مستعمره ارتباط برقرار کنم
چی سرت اومده؟
مادرم دیگه نخواست من وریل باشم
متأسفانه دیگه نمیتونم چهرهم رو نشون بدم
ولی این پلاستیک شکلپذیری که پیدا کردم صورتم رو میپوشونه
قول میدم. لزومی نداره از شرم خلاص بشید
کمپیون!
چه خبره؟
چیزی نیست
اون خطری نداره
نه، اون خطرناک نیست. یه قاتل کثافته!
اون مهرپرستها رو کُشت
دسیما رو؛ داشت منو هم میکُشت
راست میگه؟
تو آدم کُشتی؟
اونها صورتم رو ازم گرفتن
میخواستن نابودم کنن
از خودم دفاع کردم… ولی با تأخیر
احتمالاً نقص فنی بهم زدی
یعنی چی «احتمالاً»؟ نگاهش کن!
برگرد ترنچولا تا سیستمهات بررسی بشه
میدونم بچهت کجاست
وقتی پهپاد رو برداشتم فقط میخواستم همین رو بهتون بگم
به حرفهاش گوش نکن
داره خامت میکنه تا غیرفعالش نکنن
- ما غیرفعالش نمیکنیم - اگه قاتله که باید غیرفعالش کنیم
صبر کنین!
میدونی بچهم کجاست؟
یه موجود دریایی بردتش توی یه غار که با ساحل ۱۶ کیلومتر فاصله داره
ندیدمش؛ ولی صدای گریهش رو شنیدم
اولش گفتم شاید حسگرهام مشکل بهم زدن؛
ولی وقتی اومدم این طرف، همهش حرف از یه بچهی گمشده بود؛ فهمیدم اشتباه نمیکردم
اونقدر آسیب دیدم که نمیتونم بجنگم؛ وگرنه خود میرفتم میآوردمش
عجب چرندیات اندرویدی متقاعدکنندهای
میخواد بکشدمون!
آره، منم با هالی موافقم
اون فقط میخواد بهمون کمک کنه، بعد شما دارین اینجوری باهاش تا میکنین؟
کمپین، اندرویدها دروغ میگن
دروغگوتر از اونها نداریم؛ تا الان باید فهمیده باشی
تو بهخاطر اندرویدها زندهای
- انسانها دروغگو ان - بسه
به نظرم یه بررسی سیستمی خیلی به صلاحته؛ پس چطوره همهمون…
وقت نداریم
تا مطمئن نشیم داره بهمون دروغ میگه، باید یه نگاهی به اونجا بندازیم
تمپست،
داری اشتباه بزرگی میکنی
مجبورم
بیا
راه رو نشون بده
ما هم پشت سرتیم
ویتا رو ببر خونه
شرمنده
آماده باش
باشه
داره آروم میشه
ما چه اشتباهی کردیم؟
چه اشتباهی کردیم؟
تو هیچ اشتباهی نکردی، خب؟
من اشتباه کردم
من زیادی دنبال این بودم که سول راهحلمون باشه
که راهی باشه برای خروج از تاریکی
ولی شاید سول خودش تاریکیه
شاید سول…
هیچ اهمیتی به ما نمیده
ازش دور بشید!
یالا!
ویتا
نه، نه، نه. ویتا! نخورش!
ممکنه سَمّی باشه
بقیه هم داشتن میخوردنش
گفتن آزمایش شده
چیزیت نشده؟
ببرش آزمایشگاه پزشکی
- یالا، برش دار - نخوریدش!
مراقب باش
بس کن!
چرا الان داری این کارو باهام میکنی؟
نگاهش کن
کی داره صدامون میکنه؟
اون بیسیمه که… خراب بود
انگار مامانه
سو؟
مامان؟ مامان
سو
میخواد یه چیزی بهمون بگه
منو…
بسوزونین…
منو…
بسوزونین…
منو بسوزونین…
بابا، داره حرکت میکنه
مارهست
صداش مثل همیشه نیست
داره چیکار میکنه؟
پاول
قایم شو
گفتم قایم شو دیگه!
بابا!
بیا…
یبا. باید بریم
چی شده؟
وایسا. یه لحظه
ویتا بهم گفت که گردنبندت رو با این اندرویده عوض کردی
به قول خودت، گردنبنده به درد نمیخورد
آره
ولی تعمیر و نگهداری هم لازم نداشت
یه اندروید باربر میخواستم
آره، ویتا بهم گفت که میخوای از پیشمون بری
چه اهمیتی برای تو داره؟ تو که هیچوقت نیستی
همیشه توی اتاقکت قایم شدی و ادای فرانکناشتاین رو درمیاری
فناوریِ مادربزرگ حسابی به کار همهتون میاد
و این از تمام خدمات من مهمتر و چشمگیرتره
حالا هر چی
دور و برت رو ببین
کمپیون خاطرخواهِ یه ربات قاتل شده؛
بچهی تمپست رو دزدیدن
تو میتونستی راه درست رو نشونشون بدی
معلومه چی سرت اومده؟
چرا اون کارو با صورت کردن؟
گفتن من لکهی ننگی برای خاطرهی وریل واقعیم
ربطی به کمکت به فرارِ من نداشت؟
اینطوری فکر نکن
اگه احساس بدی بهت بدم، منو دَک میکنی
من اینجوری نیستم
همهی آدم همینجورین
برای همین هم باید به تو و خانوادهت ثابت کنم که من
مایهی شادی هستم، نه رنج
نیازی نیست خودت رو ثابت کنی
همه باید خودشون رو ثابت کنن، کمپیون
دیر یا زود
اون دیگه چه کوفتیه؟
نمیدونم
یه جور توفان انرژیه
تا حالا همچین چیزی ندیدهم
انگار داره میاد طرف ما
چقدر دیگه مونده؟
چیزی نمونده
کمتر از ۴۰۰ متر. بیاید
No comments yet. Be the first to leave one.