Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E02 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫پیام پیش رو از طرف بنیاد ولزه.

‫آره!

‫وای. عاشق تاچ‌ داونم.

‫چیپس تورتیلای بیشتری میخوری، هکتور؟

‫سلام، من مالی ولزم.

‫شرط می‌بندم تعجب میکنید که من ‫توی این تبلیغ سوپر بول چیکار میکنم.

‫خب، من پولش رو دادم، چون میلیاردرم.

‫و میلیاردرها میتونن هر کاری که میخوان انجام بدن.

‫اونا میتونن به فضا برن یا هر جرمی مرتکب بشن، ‫یا یه قایق تفریحی جداگونه بخرن تا توش برینن.

‫و آره، من میتونم بگم "ریدن" چون من میتونم ‫جریمه کمیسیون ارتباطات فدرال رو پرداخت کنم.

‫اونا همچنین میتونن به گرسنگی یا بی خانمانی ‫پایان بدن یا محیط زیست رو اصلاح کنن،

‫ولی در عوض پول خودشون رو احتکار میکنن.

‫میلیاردرها نمیخوان دنیا تغییر کنه،

‫چون میخوان همه قدرت رو داشته باشن.

‫این خیلی مشکوکه.

‫این بیشتر از مشکوکه، هکتور.

‫این غیراخلاقیه.

‫چون مردم اون بیرون دارن آسیب می‌بینن، ‫و به کمک نیاز دارن.

‫خب، مالی، میخوای چیکار کنی؟

‫من قراره بیشتر از همیشه از پولم رو ببخشم،

‫و قراره کاملاً شفاف باشم.

‫شما دقیقاً میدونید میلیاردهای من ‫کجا میرن و به دست کی میرسن.

‫چون اینقدر آسونه.

‫و همچنین حقیقت رو درباره ‫همه میلیاردرهای لعنتی اون بیرون.

‫وای، چه حس خوبی داره که ‫توی تلویزیون فحش بدی.

‫گوه، عوضی، پستون.

‫پرتاب خوبی بود، اینز.

‫از بقیه بازی لذت ببرید.

‫رفیق، هوس فیله مرغ کردم.

‫رفیق، هوس چیزبرگر کردم.

‫پس چیکار کنیم؟

‫عالیه.

‫برگر مرغ!

‫برو کنار. برو، برو.

‫زود باش.

‫برگر مرغ!

‫- درسته. من این تبلیغ رو هم خریدم. ‫- برگر مرغ!

‫من همین الان شب رو با خانم برگر مرغ گذروندم؟

‫میدونستم.

‫تو فقط میخواستی با من بخوابی ‫چون من توی تلویزیون بودم.

‫آره.

‫متوجه ای که ما تا حالا یه قرار رسمی اول نداشتیم؟

‫آره.

‫احساس میکنم داریم همه چی رو ‫برعکس انجام میدیم.

‫خب، نه همه چی رو برعکس.

‫وای.

‫شاید بتونم تو رو شام بیرون ببرم؟

‫من عاشق شامم.

‫آره. من یه دیوونه‌شم.

‫من هر شب این کار رو میکنم.

‫امتیاز.

‫صبح بخیر.

‫مالی، من نوشیدنی ضد التهابی تو رو آوردم.

‫پسیلیوم، خزه دریایی، کلاژن ‫و فقط یه ذره ام‌ دی‌ ام‌ ای.

‫نیکلاس، شاید باید اول در بزنی؟

‫ما یه روال داریم.

‫اون هر روز صبح همینطوری سر زده میاد.

‫- خب… ‫- باحاله.

‫فقط یه لحظه وقت لازم دارم لباس بپوشم، پس…

‫اوه، خواهش میکنم، آرتور، بزرگ شو.

‫ما همه اینجا بزرگسالیم.

‫و گذشته از این، این خونه پر از دوربینه.

‫نه اینکه من بخوام نگاه کنم.

‫- چرا لبخند میزنی؟ ‫- نمیزنم.

‫چرا؟ کاری کردی که باعث بشه من لبخند بزنم، ‫مثلاً یه صدای پرشور ولی خجالت آور در بیاری؟

‫یکم شبیه مرد کول-اید بود که از دیوار رد میشه، ‫و یه گروه بچه کوچیک رو میترسونه؟

‫یه خال نامنظم روی گودی کمرت داری ‫که شبیه اوهایو باشه؟

‫اوه خدای من.

‫به هر حال، شماها برای صبحونه چی میخواین؟

‫نمیتونم همینجوری برم.

‫چون ما تازه تبلیغات سوپر بول رو انجام دادیم ‫و من کلی تماس مطبوعاتی دارم.

‫گوش کن، فقط همونجا بمون.

.یه کاریش میکنم

‫هاوارد. الان سرت شلوغه؟

‫بستگی داره.

‫به عنوان رئیسم می‌پرسی یا به عنوان دوستم؟

‫- به عنوان رئیست. ‫- خیلی سرم شلوغه.

‫اگه به عنوان دوستت بپرسم چی؟

‫اون وقت کاملاً آزادم.

‫تا آخر ماه هیچ کاری ندارم.

‫ماشین خواهرم توی راه اومدن ‫پیش من بنزین تموم کرده.

‫میشه بری دنبالش؟ اسمش دستینیه.

دستینی؟

‫چه اسم سیاه پوست جادویی ای.

‫این اسم واقعیش نیست.

‫خودش انتخابش کرده، ‫چون با نیکول ارتباط برقرار نمیکرد.

‫باید بگم، منم ارتباط برقرار نمیکنم.

‫فقط سالی یه بار، ‫یهویی از ناکجا آباد پیداش میشه،

‫انتظار داره همه چی رو ول کنم و ازش مراقبت کنم.

‫خیلی بی‌ مسئولیته.

‫باشه. این رابطه خیلی پر تنش و حساس به نظر میرسه،

‫به همین خاطره که نمیتونم صبر کنم ‫تا با سر توش شیرجه بزنم.

‫یه پین برام بفرست، دختر.

‫من تو راهم.

‫سلام.

‫میخواستی من رو ببینی؟

‫لطفاً بشین.

‫برگرد و روت رو از من برگردون.

‫- چی؟ ‫- فقط انجامش بده.

‫آرتور،

‫تو مهربون‌ ترین و شریف‌ ترین مردی هستی ‫که توی کل زندگیم دیدم...

‫نیکلاس.

‫برگرد، تیلدا سوینتون کم‌ نمک.

‫گوش کن، از بین همه‌ مردهایی که مالی باهاشون بوده،

‫تو اون رو از همه خوشحال‌ تر میکنی.

‫پس، به نظر میاد که فعلاً توی این ماجرا با همیم.

‫حالا میتونی برگردی، ولی بهتره ‫یه پوزخند احمقانه روی صورتت نباشه.

‫خیلی دیره، رفیق.

‫وای خدای من. آرتور.

‫خب، اوضاع در واقع خیلی خوب پیش میره، باشه؟

‫بذار فقط بگم که من مسواک رو ‫توی ماشین نگه میدارم.

‫جدی باش، آرتور.

‫حدود ۲۰ هزار راه وجود داره ‫که امشب خرابش کنی.

‫برنامه برای این قرار چیه؟

‫خب، داشتم فکر میکردم ببرمش مالیبو ‫و یکم صدف سرخ شده بگیریم،

‫و بعد شاید یه بستنی بگیریم، ‫و یه قدم زدن خوب توی ساحل داشته باشیم.

.اوه، وای

‫این واقعاً خوبه... اگه میخوای امشب ‫با یه جسد رابطه جنسی داشته باشی.

‫- چی؟ ‫- اون به صدف حساسیت داره، ای مرده خواه.

‫یا خدا. میرم پوشه رو بیارم.

‫نمیدونستم اینجا با یه مشت روانی کار میکنم.

‫هی، تو باید دستینی باشی. من هاواردم.

‫- من با سوفیا کار میکنم. ‫- نه.

‫فقط دارم باهات شوخی میکنم. ‫آره، من دستینی ام.

‫اجازه بده حدس بزنم. بهم نگو.

‫تو یه دوقلویی، مگه نه؟

‫از کجا فهمیدی؟

‫چون به نظر میرسه طبیعتاً کنجکاوی ‫و به طرز تهاجمی دمدمی مزاجی.

‫من به طرز افراطی دمدمی مزاجم.

‫- منظورم اینه که من حتی جوراب تاکو پوشیدم. ‫- باشه، به من نگاه کن.

‫- آووکادوهای خندان. ‫- باشه.

‫ما یکی رو میفرستیم ماشینت رو بیاره.

‫بیا برگردونیمت پیش سوفیا.

‫واقعاً؟ ممنونم.

‫باشه، بذار چیزام رو بردارم.

‫بیا. میتونم توی حمل وسایلت کمکت کنم.

‫- من هیچ وسیله ای ندارم. ‫- باشه.

‫بیا دیگه، رورو.

‫درسته. بیا عزیزم. از این طرف.

‫اون بزرگه رو بگیر. گاز نمیگیره.

‫بیا دیگه.

‫این چیه؟

‫آلرژی هاش، در کنار چیزهای دیگه.

‫خیلی آلرژی داره.

‫مالی هیچی نخورده که سه بار شسته نشده باشه،

‫با کریستال پاک نشده باشه یا توسط گوئینت ‫توی ۱۵ سال گذشته تبرک نشده باشه.

‫این الان انجیل توئه.

‫"محدوده دمای قابل قبول اتاق"؟

‫"ارتفاع تایید شده صندلی"؟

‫این شکل ها چی ان؟

‫مدفوع و معنی‌شون.

‫اوه، خدای من.

‫اون به خیلی چیزها آلرژی داره.

‫منظورم اینه که، من نمیتونم این رو ‫قبل از امشب به حافظه بسپارم.

‫نگران نباش.

‫من به طور خاص یه ابزار یادگاری ‫برای این وضعیت درست کردم.

‫"دوا لیپای خوشگل آلبانیایی توی ‫جیامباتیستا والی میدرخشه،

‫کتانی با سگک بزرگ زیبا،

‫ولی مارک جیکوبز توی مت گالا، اون رو شبیه ‫بریتنی با زنجیرهای کریستالی باسن کرد.

‫ما به خال خالی نیاز داریم."

‫آسونه.

‫دوا لیپا آلبانیاییه؟

‫وای خدای من.

‫گوش کن، من یه رستورانی رو انتخاب میکنم ‫که منوی پریکس فیکس تایید شده داشته باشه.

‫امشب خوش بگذرون، ‫و نگران هیچکدوم از اینا نباش.

‫ولی اگه مدفوعش بیضی شد بهم پیام بده.

‫باشه. ممنون از کمکت.

‫ناامیدت نمیکنم.

‫چیز دیگه ای هم هست که باید بهش نگاه کنم؟

‫کل حس و حالت.

‫خیلی کار داریم که انجام بدیم.

‫من قبلاً میدونستم که…

‫- من… این چیه؟ ‫- سلام.

‫آره، فی-فی.

‫سلام، عزیزم.

‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

‫خیلی خوب به نظر میای.

‫فی-فی؟

‫این اسم مستعار من نیست. ‫این اولین باره که این رو میشنوم.

‫اینا همشون سگ های توئن؟

‫آره. من یه کسب و کار جدید شروع کردم.

‫پرورش سگ.

‫من پنج تا مجرد جذاب از پناهگاه برداشتم،

‫ولی مسئله اینجاست : ‫اونا حال و حوصله عشق بازی ندارن.

‫شماها دارید درباره چی حرف میزنید؟

‫سگ ها این کار رو نمیکنن.

‫میدونی چیه، نیکول، یه لحظه باهام بیا.

‫نه، میکنن. اونا این کار رو میکنن.

‫هاوارد، همه سگ‌ ها از بهشت میان، مگه نه؟

‫پس الان داری سگ پرورش میدی؟

‫برای شرکت روغن‌ های اسانسیت چه اتفاقی افتاد؟

‫وای خدا، دختر، اون مال پنج تا کسب و کار پیش بود.

‫از اون موقع تا حالا جواهرسازی کردم، طب سوزنی…

‫حتی برای یه بیمارستان بچه ها لباس گرگینه پوشیدم.

‫اون بچه‌ ها خیلی با من بد بودن.

‫تقصیر من نیست که فقط تونستم یه چنگال بخرم.

‫- همه اینا توی شش ماه؟ ‫- آره.

‫من فقط دارم سعی میکنم به زندگی مردم ‫کمک کنم بهتر بشه، درست مثل خواهر بزرگم.

‫و نگران کسب و کار سگم نباش.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left