The first 172 lines.
من تصمیم گرفتم یه مهمونی افتتاحیه .برای خدمات لباسشویی جنگل بامبو برگزار کنم
برای همین دوست دارم .همۀ خانوادۀ دوک به این مهمونی بیان
تمام افرادی که بهم کمک کرده بودن رو .دعوت کردم تا حداقل یه تشکری کرده باشم
.البته، حتماً میام
!حتماً میایم
،خوشحالم کردی .با کمال میل توی مهمونی شرکت میکنم
!البته، منتظر اومدنتون هستم
8 قسمت
خدمات لباسشویی با اسلایم
همین نزدیکیه؟
.آره، به زودی میتونیم ببینیمش
.اون ساختمونه
...حتی لباس چرک گوبلینها رو هم
...خیلی ارزون براتون میشوریم
.خدمات لباسشویی جنگل بامبو
.خیلی خب
.فکر کنم همین خوب باشه
اوجو ساما، چطور پیش میره؟
.خوب، کمی مونده .فقط کافیه صبر کنیم تا طلایی بشن
.پس دیگه همه چی آماده شده
،اوجو ساما، آرونه سان، لیلیان سان .ممنون که اومدید کمکم
.کار خاصی که نکردیم
.ما همیشه برای کمک کردن به شما حاضریم
هر وقت به کمک ما نیاز داشتید .بدون تعارف اطلاع بدید
!ریوما سان، اومدن
...این فروشگاه فوقالعاده رو
یه بچۀ 11 ساله از خانوادۀ دوک ساخته؟
...سن و سالش مهم نیست
.نباید از روی ظاهر کسی رو قضاوت کنید
.سعی کنید عقایدتون بهتون چیره نشن
!چشم
...درضمن ریوما ساما از خانوادۀ دوک
!سرج سان
!خوش اومدید
.روز بخیر
.برای تکمیل ساخت فروشگاه بهتون تبریک میگم
.خیلی ممنونم
سرج سان، این افراد کی هستن؟
.بله، اجازه بدید معرفیـشون کنم
...این افراد دستیارهای جدید شما هستن
.من کارلا نوراد هستم
.من کالوم نوراد هستم
،منم ریوما تاکهبایاشی هستم .روی همکاری با شما حساب میکنم
،منم الیاریا جمیل هستم .امروز اومدم به ریوما سان کمک کنم
.روی کمکتون حساب میکنم
من و برادر کوچیکترم .از همکاری با شما خوشبختیم
من و خواهر بزرگترم .از همکاری با شما خوشبختیم
این دو نفر جوون هستن ...ولی در شعبۀ لوئیم شرکت بازرگانی مورگان
به عنوان مدیر دوم و معاونش .مشغول به کار بودن
!چه خوب
مطمئنم که برای شما .کمک بزرگی خواهند بود، ریوما ساما
عالیه! پس همراه من بیاید .تا روند کار رو براتون توضیح بدم
اول از مشتریها میخواید تا یه کیسه .برای لباسهای خودشون خریداری کنن
اندازهها متفاوت هستن .و هر چند بار خواستن میتونن از اونا استفاده کنن
.بله
هزینۀ لباسشویی به ازای هر کیسه دریافت میشه .و هزینه هر کیسه بر اساس اندازه متفاوته
.بله
،بعد از دریافت پول ...لباسهاشون رو میگیرید
.و بعد از این رسیدها رو بهشون میدید
.موقع گرفتن لباسشون، اینا رو تحویل میدن
.بله
.لباسهایی که تحویل میگیرید رو اینجا میارید
...توی این اتاق اسلایمهای پاککننده قرار
آه! چیزی درمورد اسلایمهای پاککننده میدونید؟
شنیدیم اسلایمهایی هستن که .کثیفیها رو میخورن
.همینطوره که میگی تا اینجای کار سؤالی ندارید؟
،شنیدیم اینا گونۀ جدیدی از اسلایم هستن واقعاً میتونن خوب همه چی رو تمیز کنن؟
چطور باید لباسهای شسته شده و خشک کنیم؟
.اینجوریه
بعد لباسا رو میذارید توی کیسه .و تحویل مشتری میدید
اسلایمهای پاککننده هر نوع چرکی رو تمیز میکنن؟
تا حالا که چرکی نبوده ...که نتوننن تمیزش کنن
،ولی اگه میتونید، قبل از تحویل دادن لباسا .یه بار اونا رو بررسی کنید
.متوجه شدم
درضمن، درسته بهش میگیم لباسشویی ...ولی لباسا رو توی آب نمیذاریم
...فقط اسلایمها چرکشون رو میخورن
.پس نیازی هم به خشک کردنشون نیست
.متوجه شدیم
روند کار اینجوریه، سؤالی ندارید؟
.تا اینجای کار که مشکلی نداریم
که اینطور، پس اگه سؤالی براتون پیش اومد .حتماً به من بگید
.متوجه شدیم
نکنه از وظایف پذیرش .و حمل لباسهای کثیف خوششون نمیاد
...آخه به نظر میاد افراد با تجربهای باشن
شاید فکر میکنن این کار .در حد و اندازۀ اونا نیست
اینجا فقط برای کارمنداست .و ورود مشتریها به اینجا ممنوعه
،رختکن، اتاق انتظار مهمان ...دفتر مدیریت
،اتاق استراحت کارمندان .سرویس بهداشتی و همینطور آشپزخانه
.متوجه شدیم
.اینجا خوابگاهه
هنوز کسی اینجا نیومده .پس هر اتاقی که دوست داشتید رو انتخاب کنید
.متوجه شدیم
!آهای! ریو میاو
.انگار بقیه هم اومدن
کارلا سان، کالوم سان، میدونم زوده ولی میشه توی کارای مهمونی کمک کنید؟
.متوجه شدیم
.بفرما، ریوما سان، بگیرش
.خیلی ممنونم، اوجو ساما
یه جورایی یاد سخنرانیهایی افتادم ...که مجبورم میکردن تو گوش کارمندا بخونم
...هرچند، کسی هم توجهای به من نمیکرد
...اِه، از همگی
برای اومدن به مهمونی افتتاحیۀ جنگل بامبو .اونم وقتی که سرتون شلوغ بود، خیلی ممنونم
!ریو میاو، دیگه واسه خودت مردی شدی
تو الان اینجا چیکاره ـشی؟
همش به لطف شما بود .که تونستم این فروشگاه رو بسازم
.واقعاً از همگی ممنونم
به عنوان یه قدردانی کوچیک ...کمی غذای ساده تدارک دیدم
.و امیدوارم که از اونا لذت ببرید
!پس، به سلامتی
!به سلامتی
.تبریک میگم، ریوما کون
.بهت تبریک میگم
.خیلی ممنونم
!ماهی آوری!؟ بده من بخورم
!خوشمزه است! خوشمزه است
،آره، خیلی خوشمزه است .هر چقدر بیارن، بازم میتونم بخورم
آخه این پیرزن عفریته اینجا چیکار میکنه؟
به کی میگی پیرزن عفریته؟ !درسته که من یه پیرزن شدم ولی هیچم عفریته نیستم
...واقعاً که، واسه همینه که هیچوقت
لازم نیست هر وقت به هم میرسیم !اشتباهات قدیمم رو بزنی تو سرم
گریسیلا سان، این اشتباهاتی که میگه، چی هستن؟
،اوه! تویی میلین ...میدونی این مردک، تو یکی از مأموریتهاش زد
!بسه! بسه !میلین، تو برو اونجا چیز میز بخور
.باشه، متوجه شدم
...از دست تو! بگو ببینم
چیه، دستوپا چلفتی؟
فروشگاه ریوما، خوب پیش میره؟ تجارتش میگیره؟
.آره خوبم میگیره
جون من!؟
،خب البته نمیدونم تا چه حد میگیره .ولی مطمئنم خوب پیش میره
.بله، خیلی ممنون، تلاشم رو میکنم
نمیخوای نکتهای چیزی بهش بگی؟
.فعلاً میخوام نظارت کنم
بچه جون، هنوزم غذا باقی مونده؟
میخوام ببینم خودش چطور .کارهاش رو پیش میبره
.البته، خیلی غذا هست
بااینحال، اگه خودش درخواست کمک کنه .دست رد به سینهش نمیزنم
.تو هم بهتره حواست بهش باشه
.البته، خودم میدونم
.به نظر میاد مورد اعتماد همه است
.درسته، نِه سان
.خیلی ممنونم
!واقعاً که کمک بزرگیه
.آره، همینطوره
!آره، خیلی خوب شدن
!حسابی ترد و طلایی شدن
راینهارت سان، غذا باب میلتون بود؟
.آره، خیلی ممنون .واقعاً خوشمزه بود
واقعاً؟ آخه فکر میکردم توی مهمانی نجیبزادهها .کلی غذاهای بهتر خوردید
مشکلی پیش اومد؟
.ریوما کون، بذار یه چیزی بهت بگم
بـ... بله؟
.غذاهای گرون قیمت، لزوماً خوشمزه نیستن
انگار نجیبزادهها هم واسه خودشون .هزارتا مصیبت دارن
!آه... از بس خوردم دارم میترکم
!خوشحالم که امروز اومدم اینجا
...راستش منم دیگه جایی ندارم
!بچهها، براتون دسر آوردم
!منتظر همین بودم
!من واسه دسر، یه معدۀ زاپاس دارم
!ممنون واسه دسر
!به نظر خوشمزه میان
.خوشحالم که خوششون اومده
و بهاینترتیب، مهمونی افتتاحیه .با خوشی به پایان رسید
،کالوم سان، کارلا سان .برای امروز واقعاً ممنونم
.کاری نکردیم
و اینکه... ممنون میشم ...اگه از فردا اینجا کار کنید
...خب راستش... اگرم دوست ندارید
...در این مورد
.من با برادر کوچیکترم تصمیمـمون رو گرفتیم
.لطفاً اجازه بدید اینجا کار کنیم
مطمئنید؟
No comments yet. Be the first to leave one.