The first 190 lines.
!خيلي هيجان دارم که امروز قراره توي عروسي ـم باشي
کسي اونجا هست کمکت کنه لباست رو بپوشي؟
روي قوز کمرت؟
آهان آهان
يه لحظه گوشي دستت عزيزم پشت خطي دارم
شايد به نظر بياد دارم قطع مي کنم اما اينجور نيست
باورم نميشه مادرت قراره توي عروسي ـمون باشه
فکر مي کني چي کادو بهمون بده؟
به جز نگاه بد بهمون کردن
مهربون باش
مي دوني اين مراسم چقدر واسم مهمه
تازگيا خيلي آرومتر راه ميره
نمي دونم چجوري مي خوايم از توي راهرو ببريمش
چطوره بذاريمش توي توپ شوتش کنيم
حرفي از پشتش هم نزن
15سانت از دفعه قبلي که ديديمش بزرگتر شده
نبايد ببريش دکتر چک کنه؟
فايده اي نداره
هر چي با عمل برمي داره دوباره برمي گرده سر جاش
سلام عزيزم
ببين چه روزيه
روز مهم زندگي من
منظورت روز من ـه - - نه من ، جسپر برگشته
جسپر
شوهرم
نگفته اين همه ماه کجا بوده؟
نه منم نخواستم بي ادبي کنم ازش بپرسم
حالا نمي خواد اين روز رو همش درباره خودت کني
البته که نه روز مهم هر دومونه
روز من ـه
دوست دارم ببينمش ، واي
توي عروسيمون که ديديش
هيچکس اونو يادش نيست
کار ديگه اي هست بکنم استيوارت؟
هر چند که کاملا خسته و داغون شدم
اصلا تو چه کاري انجام دادي؟
کاراي خرده ريز ديگه
گريمور حرفه اي مياد امروز آرايش ـت کنه؟
چون خيلي لازمش داري
سلام - سلام اَش -
خيلي واسه اين روز مهم ـت هيجان دارم
ممنون
يکي پيدا شد بدونه روز کيه
خبر دارم واست اَش
شوهرم برگشته و خيلي آدم حسوديه
خيلي دوست دارم ببينمش
ديديش که توي عروسي ـمون
مي بيني؟ هيچکس متوجهش نشده
به شدت حسود ـه ، اَش - آره فهميدم -
کاري هست واسه عروسي انجام بدم استيوارت؟
مي توني با مادرم از راهرو رد بشين؟
!باعث افتخارمه
مي دونم بودنش اونجا چقدر واست مهمه
ممنون اَش
بهتر راه بردنش اينه که قوز ـش رو بگيري هُلش بدي
تبريک ميگم
شماها اينجا چي کار مي کنين؟
واسه عروسي اومديم ديگه
عروسي که 9 ساعت ديگه ـست
آهان
پس همينجا منتظر مي مونيم
تا اومدين روح مجلس رو از بين بردين
راستش مي خوام کيک عروسي ـمون رو برين بيارين مي تونين؟
پولش پرداخت شده؟ - البته -
باشه
عجب عروسي قشنگي بود
آره آره !برين ببينم
وايولت مي خواي کمکمون کني؟ - نه اما ممنون -
پولش رو که نداديم ، مگه نه؟ - البته که نداديم -
سلام ، اومديم کيک عروسي واسه 2 تا مرد ببريم
اگه باورتون بشه البته - حتما ، 250 پوند ميشه -
بهمون گفتند پولش پرداخت شده
نه نشده - !خدا جون -
اينجا وايميسم تا بميرم اما پول کيک رو نميدم
خيله خب
من که مي خواستم اين پول رو واسه خريد دستگاه ضربان قلب هدر بدم
توي چي مي ذاريدش؟ - نمي دونم -
خب چجوري اينو ببريم عروسي؟
ديگه توي اين بخشش درگير نمي کنم خودمو
کاري نداره ميسِن همش چند تا خيابونه
...تو يه طرفش رو بگير و منم
اون طرفش رو مي گيرم
اينجوري
ديدي زياد سخت نيست؟
نه اصلا - گندش بزنن -
فکر کنم يه کم از پودر ريخته توي چشمم مي بينيش؟
نه
الان مي بينمش
بجنبين پسرا ديگه وقت رفتن به مراسمه
الان ميام
کي تو رو راه داد اصلا؟
!تق تق
خيلي خوشگل شدي وايولت
نبايد جلو شوهرم اينجوري باهام لاس بزني
لاس نمي زدم
جدي ميگم اَش خيلي تملک گراست
هيچوقت نبايد بفهمه بين ما چه اتفاقي افتاد
اتفاقي بينمون نيفتاد که
خوبه ، خيلي قانع کننده بود
خوشتيپ شدي اَش
خودتم خيلي ماماني شدي
وايولت ، اين چيه پوشيدي؟
لباسي نيست که ما واست انتخاب کرديم
فکر کردم اين شاد تر ـه
!سفيد ـه
نه بابا خيلي با سفيد فاصله ـشه کرم رنگ ـه
انگار تويي که داري عروسي مي کني
!چه حرف مسخره اي جدا؟
واسه اين چيزا وقت ندارم ليموزين اومده دم در؟
فکر کردم تاکسي بگيريم بهتر باشه
ساقدوش خيلي مزخرفي هستي مي دونستي اينو؟
!استيوارت بيکسبي خيلي شيک شدي
ممنونم فرِدي ، تو هم همينطور
ممنون و فقط يه سوال ازت دارم
چي فرِدي؟ - اين چه کوفتيه اين پوشيده؟
!کرِم ـه
انگار از توي رمان هاي چارلز ديکنز پريدي بيرون
اين تعريف ـه؟ - نه -
به نظر من که خيلي خوشگل شدي وايولت
بسه اينقدر تعريف نکن اَش
داره موذب ـم مي کنه
بياين بريم نمي خوام مادرم رو منتظر بذارم
بالاخره به لحظه موعود رسيديم فرِدي
دفعه بعدي که بيايم اين آپارتمان
متاهليم
بيا اميدوار باشيم يکي ـمون رو اشتباهي به عقد وايولت درنيارن
الان يه چيزي به ذهنم اومد
چي؟ - من تا به حال عروسي همجنسگرا ها نرفتم -
منم همينطور - منم -
من رفتم خيلي خوش مي گذره
!تازه وايسين ملت کيک رو ببينن
کيک جديد چقدر وقت ديگه آماده ميشه؟
نمي دونم
بايد بپزن گمونم
احتمالا طول بکشه
الان گمونم مهم باشه که بگم چقدر ازت خوشم نمياد
سلام ميسِن اومدم کمکت کنم کيک رو ببريم
...ما که يه بار
بي خيال ممنون که اومدي
امتحان کنيم؟
باشه
بيا خيلي يواش راه بريم
باشه
مواظب باش يکي داره اسکيت سواري مي کنه
بپا ، دوچرخه داره مياد
نزديک بودا
!اين صحنه رو يه بار ديگه هم ديدم
همه چيز قشنگ شده استيوارت
ممنون ، آره همه چيز جور شده
کار جمعي بود ديگه - زر نزن بابا -
مادرم اومده؟
من که رد پاي به هم چسبيده نمي بينم
از ديوار ها هم که خون نمياد
پس شايد هنوز نرسيده
اوناهاش اونجاست
!دنبال شاخ هاش گشتم
دوباره بزنش
بريم سلام کنيم؟ - منم بايد بيام؟ -
عروسي ـمونه ها البته که بايد بياي
بايد با همه مهمونا مهربون باشيم
!استيوارت - الان نه -
سلام مادر جون
سلام استيوارت - سلام ميلدرد ، ممنون که تشريف آوردي -
خيلي واسه استيوارت ارزش داره
و من البته
...و اينم بگم که خيلي خوشگل شدي توي
اون لباس
اگه نمي دونستم فکر مي کردم 90 سالته
اُه ممنون
خيلي خوشحالم که اينجايي و ازدواج منو مي بيني مادر جون
مي دونم يه کم بيشتر از چيزي که فکر مي کردي بايد منتظر مي شدي
اي کاش کسي رو مي شناختم که زنده باشه
تا بتونم پُز بدم جلوشون
اين حرفت خيلي واسم ارزش داره
ميشه يه دقيقه بريم اون طرف
داره گريه ـت مي گيره؟
نه
فکر کنم چُسيد
شوهرت کجاست وايولت؟ نبايد ميومد تا الان؟
خب کاراي جسپر پيش بيني نشده ـست گاهي زود مياد
گاهي هم سه ماه به سه ماه غيبش مي زنه
هممون يه چيزاي خاصي داريم گمونم
اُه نگاه اومدش
يادت باشه شديدا حسود ـه
با چشماي فريبنده ـت بهم چشم چروني نکني
جسپر عزيزم بيا اينجا
پول مي خوام - ببين چه رمانتيک ـه -
مي خواي واسه زنت هديه بخري؟
بيش از اينا مي خوام
به ملت پول بدهکارم به بد کسايي هم
No comments yet. Be the first to leave one.