The first 158 lines.
هی، رید در مورد تصادف شنیدم اگه میخوای حرف بزنی با من تماس بگیر
لعنتی، من نقش بازی میکنم مراقب خودت باش فکر کنم بدترین چیز تموم شده
وندی لینچ
همین الان بهم زنگ بزن
الان نمیتونم حرف بزنم چی شده؟؟
ایمیل خود و بررسی کن
بهبود سریع، بلوکه بندی سریع دلم برایت تنگ شده. کورتنی
"شمارش معکوس برای کشتن؟ ...من هر کاری میکنم که به موقع برگردم"
"که با خوندن این زباله ها رو به هدر دادم..." - ترسا الیوت
"...حرفه رادنی در حال پیشرفت نیست"
"… پس از این رمان وحشتناک" - لورا کیمیچ
"... در زمان من، من منتظر"
"... رمان جدید رید رادنی بودم" - کریستا هان
هی پدر
چرا اینقدر تعجب کردی؟
مامان سعی کرده بهت زنگ بزنه
دوباره شروع کردی به نوشیدن؟
برای مامان، این میتونه ما رو خوب بکنه ... این حقیقت که من به اینجا اومدم
قبل از اینکه در لندن درس بخونم
چی؟
"لندن؟"
بله، لندن
من به آکادمی سلطنتی هنر رفتم
من در حال تکمیل مدرک کارشناسیارشد در عکاسی هستم
منطقه
واضحه که باید عوض بشه
من میرم بخوابم
ایدههای جدید کتاب
"همونطور که قاتل برای ماموریت نهاییش آماده میشه"
"اسامی جدید"
"جنگ. ترس. تو هیچ وقت تنها نیستی"
"دروغهای خالی. بدترین دشمن من"
"دگرگونی"
"جنگ. ترس. تو هیچ وقت تنها نیستی ...دروغهای خالی. بدترین دشمن من"
"سلام در طبقه پایین بودم امی سالم رسید"
"خوب شد که فرستادیش اینجا با "ریچارد" چطوره؟"
"امی گفت تو ویل هستی"
"خوب شد که فرستادیش اینجا امیدوارم همه چیز روبهراه باشه"
"من امی و نفرستادم"
"خوبه، اون اینجاست تو زنگ زدی همه چی مرتبه؟"
"هیچ قصدی در کار نبود من از این تلفن جدید متنفرم"
"درک میکنم"
"به دختر ما صدمه نزن اگه یک پیغام بفرستی یک پیغام اضطراری وجود داره"
من به رمز عبور وای فای نیاز دارم
نمیدونستم اینجا مزرعه ای هم وجود داره
تو باید همین الان دارو مصرف کنی
اینجا اینترنت هست؟
چی؟ من نبودم
بعد از همه اینا مسکن زیادی خوردی
فکر کنم نه؟
میتونی درستش کنی؟
عفریته
"صبح منو به شهر ببر"
خوبه
این دیگه چیه؟
فکر کنم اینجا ژنراتور داره؟
عالیه
آماده ای؟
700. اینجا نه
واسه شام بخور
"دلم برات تنگ شده بود"
نوبت توئه
"چطوری؟"
و من می خوام که تو شام بخوری
"من با مادرت حرف زدم"
"اون گفت که میخوای خودت بیای اینجا"
حقیقت نداره
"درسته؟"
باید یه چیزی بخوری
میخوای در مورد دروغ گفتن حرف بزنی؟
خب؟
میخوای درباره دروغ گفتن حرف بزنی، بابا؟ پس بیا در موردش حرف بزنیم
اینکه من بعد از شش سالگی، وقتی 11-16 ساله بودم، هیچوقت تو و ندیدم
چون گفتی داری مینویسی ... اما در حقیقت تو مشروب خوردی و
تمام پولهای ما تو کازینوئه
بیا درمورد تلفن هات و پروفایل های دوستیابی جعلی صحبت کنیم
که با اون با معشوقه ت در تماس بودی
یا وقتی گفتی مادرت بعد از زمین خوردن کبود شده
ادامه بدم؟ یا داریم در مورد اون هزاران چیز حرف میزنیم
از کی تا حالا معذرتخواهی نکردی؟
این میتونست فرصتی باشه برای ما که زمان از دست رفته رو به دست بیاریم
من به خاطر مادرم اومدم اینجا مربی من از من خواست که بیام
همین
شب بخیر
خدای من!
پرستون، خفه شو - "خدای من؟"
تو هم یک احمقی - این از قبل معلوم بود
من نمیخندم روانی، عصبی نشو
بخاطر تو، دیرمون شده
تقصیر من نیست که تو داری به جای اشتباه فکر میکنی
همه چی طبق نقشه پیش میره؟
من قرص رو توی نوشیدنیش ریختم اما ندیدم که اونو بخوره
تو ندیدی اونو بخوره؟ نه، ولی شاید اون مست کرده باشه
... آماده
ما باید برای این حقیقت آماده باشیم که شاید اون حتی اونو نخورد
و همینطور عمل کن - بله
ولی ما بهش صدمه نمیزنیم
مگه تو اینجا خرگوش نیستی؟ ما تا الان خیلی دور شدیم
به نظر میاد من اذیتش میکنم؟
... فکر نکنم - خوبه
فقط به خاطر تو من عقلم سرجاش مونده
نمیدونم اگه از من جدا میشدی چیکار میکردم
میدونی که دوستت دارم؟
بیشتر دوستت دارم - و تو هم اینکارو نمیکنی
اون کجاست؟
اوه لعنتی
اون قشنگه.پاک کردن اون تقریبا بده
گفتم تقریبا
چیکار داری میکنی؟ - تاریخ تولدت و امتحان کردم
فکر میکنی جواب میده؟
تصور مردم بدتر از اون چیزی که تو فکر میکنی
جهنم
این یه سورپریز بود؟
اون اینجا نیست - دستپاچه نشو
معنیش این نیست که اونو مست کرده
من یه نگاهی بهش میندازم
همه چی مرتبه؟ - اره
ام عزیز
از آخرین باری که صحبت کردیم چند سال گذشته
یا حداقل وقتی چند کلمه با هم حرف زدیم
تقصیر منه
بهت خیانت کردم
... نه به عنوان یه شخص
بلکه به عنوان یک والد
مدل نقش
من میخوام همه چی رو درست کنم
من هر کاری میکنم تا همه چیز رو درست کنم
تو حق داری از من متنفر باشی
منم از خودم متنفر میشم
... امیدوارم
سلام بابا
خفه شو
رید رادنی بزرگ
"شمارش معکوس برای کشتن" واقعا ناراحتکننده ست
به خاطر این نیست که از قبل تحت مراقبت قرار گرفته باشن؟
درک میکنم من هم خیلی گیج شدم
در شرایط مشابه خیلی سوال میکردم
من کی هستم؟
چرا دخترتون شما رو بسته؟
اوضاع چطور پیش رفت؟ درست جلوی چشمات، بدون اینکه متوجه چیزی بشی
...گاو صندوق و دیدم، تو یکی داری، پس
نباید اینقدر دور بره؟
... فقط بهت نیاز دارم
ترکیبی که تو اون باز میشه ما گاوصندوق رو خالی میکنیم و از اینجا میریم
ساده ست
بهت هشدار میدم، من بیمار نیستم ... پس اگه این کار رو نکنی
... همونطور که گفتم
نذار اینقدر دور بره
اگه هنوز داری به دوست دخترم نگاه میکنی ... تو چیزهای بیشتری لازم داری
مثل اون بریس ها
چی گفتی؟
رید؟
ترکیبی
واضحه
این دیگه چیه؟ بهت که گفته بودم؟ من حواسم به این هست
تو نه. آروم باش
خیلی خب
...عفریته
No comments yet. Be the first to leave one.