The first 112 lines.
!صبر کنید
روبهراهی؟
.بله
هیتوکامی" چیه؟"
هیتوکامی و خدای اژدها؟
هفت خدای دوران باستان، ها؟ .باور کردنش کار راحتی نیست
...راستی
،اون گفت که بدنامی نژاد اسپرد .بخاطر یه نفرینه
لاپلاس نفرین خودش رو ...به نیزهها منتقل کرد
.و اون رو به نژاد اسپرد منتقل کرد
پس به نظر میاد تا الان .تمام تلاشهایی که به خاطر من کردی بیفایده بوده
،ولی اون گفت که نفرین .با گذر زمان تقریباً از بین رفته
!چی؟
،از وقتی موهای سرت رو میتراشی .درحال محو شدنه
!واقعاً؟
.بله
هیتوکامی گفت که میتونی .با کمی تلاش، این لکه ننگ رو پاک کنی
.که اینطور
.پس قضیه از این قراره
،خب دیگه .منم کم کم بگیرم بخوابم
.باشه
داری چیکار میکنی؟
دارم تلاش میکنم تا از جادویی که .اروستد انجام داد، تقلید کنم
چطور جادویی هست؟
.جادویی که جادوهای دیگه رو خنثی میکنه
چرا میخوای همچین چیزی رو یاد بگیری؟
.واسهی تحقیق
،میخوام اگه دوباره به اروستد برخوریدم .حداقل بتونیم از دستش فرار کنیم
علاف
تناسخ
اگه به یه برم میکنم
دنیای دیگه
تمام تلاشمرو
چی شده؟ به این زودی کم آوردی؟
،رودئوس ساما .زحمت این رو هم بکشید
.باشه
.همینه .لطفاً نهایت تلاشت رو بکن
!چشم
.خوش اومدی، رودی
!من اومدم، مادر
!وایستا، رودی
!سیلفی، بجنب. جا نمونی
.پس اینجا زادگاه توئه
بله. گرچه قبلاً .جای خیلی قشنگتری بود
.که اینطور .کاش میتونستم ببینمش
.دیگه نیازی به محافظ ندارید
.بهتون مدیونم
.من... هیچ کاری نکردم .نه تو قارهی شیاطین و نه میلیس
.اینطور نیست
تو به منِ ساده یاد دادی .که راههای دیگهای هم هست
.همشون رو یادمه
،"ماجراجوهایی که با شنیدن اسم "بن بست .بدون ذرهای ترس، لبخند به لبـشون میاومد
اهالی دولدیا که با اینکه فهمیدن .من یه اسپردم، بازم من رو پذیرفتن
،سربازان شیرون که با صورتهایی پر از اشک .ازم بابت نجات خانوادههاشون تشکر میکردن
.اونها همهاش کار خودت بود، رویجرد سان
.نه. تنهایی هیچ کاری از عهدهام بر نمیاومد
،در طی چهار قرنی که از جنگ گذشته بود .من حتی نتونستم یه گام هم رو به جلو بردارم
.تو اولین قدم رو بهم دادی
...ولی اون هم فقط به خاطر هیتوکامی
.خدایی که ندیدمش، برام مهم نیست
کسی که در حقیقت .من رو نجات داد، تو بودی، رودئوس
.اریس
چیه؟
.تو استعدادش رو داری .استعدادی که باهاش میتونی خیلی از من قویتر بشی
...دروغ میگی. آخه
تو با کسی که اسم خدا رو به دوش میکشه .مبارزه کردی و طعم مهارتـش رو چشیدی
متوجهی این به چه معناست؟
!متوجهام
.خوبه. دختر خوب
میشه برای آخرین بار باهاتون مثل بچهها رفتار کنم؟
.فکر کنم وقتشه این رو بهت برگردونم
خب... دوست دارم .که پیش خودت نگهش داری، رویجرد سان
مشکلی نداری؟ این برات خیلی عزیز بود، مگه نه؟
.چون مهمه میخوام پیش تو باشه
...خب دیگه، رودئوس، اریس
.بعداً همدیگه رو میبینیم
.چیزای زیادی هست که دلم میخواد بگم
چیزای زیاد... و احساسات زیادی .که در کلمات نمیگنجن
احساساتی ناشی از این که .نمیخوای با یه دوست خداحافظی کنی
".بعداً همدیگه رو میبینیم"
درسته. میتونیم بعداً .دوباره همدیگه رو ببینیم
!گیلنه
!اریس
!نه... اریس ساما !خوشحالم که سالمید
.گیلنه
.تو هم همینطور، رودئوس .خوشحالم که سلامتی
،بسیار خرسندم که به سلامت برگشتید .اریس ساما، ارباب رودئوس
.خوشحالم که شما دو تا سالمید
،رودئوس دونو .لطفاً شما بیرون منتظر بمونید
.ها؟ آها، باشه
!نمیشه
.رودئوس هم میمونه
.هر چی شما بفرمایید، اریس ساما
،قبل از هر چیزی ...اریس ساما، بینهایت خوشحالم که سالم و سلامت
.تعارفات رو بذار کنار .برو سر اصل مطلب
کی مرده؟
.سائورس ساما، فیلیپ ساما و هیلدا ساما
.هر سه نفرشون فوت کردند
اشتباه که... نمیکنی؟
فیلیپ ساما و هیلدا ساما .با همدیگه منتقل شدند
و در یک منطقۀ پر خطر .جون خودشون رو از دست دادند
.گیلنه این خبر رو تصدیق کرده
که اینطور. پدربزرگ چی؟
.ایشون مسئول حادثهی تلپورت شناخته و اعدام شدند
!چی؟
!آخه چرا باید سائوروس ساما رو اعدام میکردن؟
.رودئوس
.بشین
...رودئوس دونو، احساستون رو درک میکنم
.ولی این وضعیت فعلی پادشاهی آسوراست
خب، حالا قراره چی بشه؟
پیلمون نوتوس گریرت ساما مایل هستن .شما رو به عنوان معشوقۀ خودشون بپذیرن
No comments yet. Be the first to leave one.