The first 200 lines.
سه ماه و نیم
برای جمع آوری و پیدا کردن وسیله ها و
نصبش کمتر از 10 دقیقه طول میکشه؟
بله، متاسفم که طولانی شد، اما بازسازی
اجزای این تایم-اسفر
خراب شدت واقعا طولانی بود
و آمادس؟ آمادس
تقریبا آمادس
الان میتونستم مثل آب خوردن تمومش کنم
-ولی؟ -اما نمی کنم
نه تا زمانی که بالاخره همه چیزارو بهم بگین
...اما جدول زمانی اوه بیخیال
من حتی برای این جدول زمانی هم نیستم
من یه کارت خارج از عرشم داداش یه رادیکال آزاد
برای همین پیش من اومدین
پس صحبت کن یا اینکه کارمون دیگه تمومه
خیله خب رسیدیم
ما با جریان زمانی هماهنگ نیستیم
بنابراین غیرقابل شناسایی هستیم
اما من باید خطر همگام سازی رو بپذیرم
وقتش نشده که ماموریت مارو توضیح بدی، لُرزاد؟
من بهت گفتم که باید چیکار کنی
چی، نه اینکه چرا
دارکسید به تو دستور داد که از من اطاعت کنی
و ما هم میکنیم
اما فقط یه احمقه که کورکورانه به یه ماموریت میره
و مئالفاک احمق نیست
پس صحبت کن یا اینکه کارمون تمومه
یانگ جاستیس: فانتوم ها فصل چهارم - قسمت نوزدهم
نیو جنسیس
نفس گیره
آره منظره های قشنگی برای دیدن داره
در حالی که وقتمون رو اونجا کاملا تلف میکنیم
تو امید زیادی به این کنفرانس نداری؟
البته بین خدایان جدید
لیگ عدالت و سپاه گرین لنترن
دا-دا-دا-دا، تومار ری
یه ضرب المثل قدیمی تو بولوواکس ویک وجود داره
اگه نمیخوای یه کاری انجام بشه یه کمیته تشکیل بده
تماس اضطراری. بیا
اونجاس
به نظر میرسه که یکی از اعضای بلو لنترن باشه
هاله نیروی زندگیش داره به سرعت از بین میره
...پیشنهاد میکنم که دارمش خودم
روح برانویلا
این بلو لنترن نیست
-این ریزره -کیلووگ؟
همونطور که میترسیدم
من مردم و تو
محل عذاب ابدی هستم
از دیدنت خوشحالم بچه
اه، هی، آفرین
توی این دنیا اومدی
ولی چقدر کله خر هستی که اومدی اینجا
اونم بدون اینکه حلقت کاملا شارژ شده باشه ها؟
کاملا شارژ شده
اما یه حلقه آبی برای کار کردن نیاز به امید
داره و من تمام امیدم رو از دست دادم
نیو جنسیس رسماً از لیگ عدالت
تو این کنفرانس استقبال می کنه
ممنونم، اوراین
سلام راکت
وایکن
دیدن یه چهره دوستانه خوبه
زیاد اینچا چهره های صمیمی ندیدی نه؟
اعتراف میکنم
من از مذاکره با سگ جنگی تو اونجا میترسم
پس نباید درکش کنی نه؟
اون پسر دارکسایده درسته؟
اوراین پسر مادر آسمانی و پدر آسمانیه
دوست من باید دقیق تر نگاه کنی
سلامم لنترن
تنهایی تو این کنفرانس شرکت میکنی؟
اوه، گرین لنترن کیلووگ خیلی زود میادش
اون یه کار شخصی داشت که باید بهش میرسید
چهار سال
چهار سال
نه زنگ میزنی نه ایمیل فضایی میفرستی
و یهویی اینجا با لباس خواب آبی میای
نه چی بود، قرمز. اوه، آبی
اصلا تغییر نکردی دوست من
متأسفانه من هم نکردم
مدت کوتاهی پس از جداییمون
یه حلقه فانوس آبی که از امید نیرو می گیره
منو تو اعماق فضا پیدا کرد
من اونو به عنوان یه نشونه ای در نظر گرفتم تا خشم خودمو کنار بزارم
و خوشبختانه اینکارم کرد
وجدانم نزاشت حلقه قرمزم رو ول کنم
تا بره و یه بدبخت دیگه رو پر از خشم کنه
پس با خودم حملش کردم
یادآوری تلخ گذشتم
اتفاقی با یه خدای جدید ملاقات کردم، مترون
راه حلی بهم داد
اون حلقه قرمز رو تو طاق بین بعدی خودش نگه میداشت
در حالی که من به جستجوی خودم ادامه دادم
ولی این جستجوی بدون نتیجم به پایان رسید
سرنخ های امیدوارکننده زیادی وجود
داشت، اما هر کدوم به بن بست دیگه ای منجر شد
.ای بابا بچه، ناامید نشو
نمی میفهمی؟
.من همین الانم ناامید شدم
.فقط خشمم به هدفم نیرو میده
پس یه نیو جنسیس اومدم .تا انگشتر قرمزم رو پس بگیرم
.سوپر تاون واقعا زیباست
موافقی فورجر؟
فورجر؟
.فورجر ار فورجر معذرت میخواد
ولی فورجر باید اعتراف کنه
فورجر تعجب کرد که فورجر صندلیش
.تو کنفرانس رو تسلیم کرد
.فورجر عمرا همچین تصمیمی میگرفت
فورجر به فلش و راکت برای .رسیدگی به سران دولت اعتماد داره
و فورجر ترجیح میده وقت فورجر رو صرف
.آشنا شدن با فورجر کنه
.خیله خب، تعریف کنین
.فانتوم زون
.زندان فوق بعدی کریپتون
ولی کریپتونی ها هیچوقت نمی خواستن
.خلافکار هارو تا ابد زندانی کنن
.اونجوری خیلی ظالمانه میشد
متاسفانه، کریپتون نابود شد
.وقتی خورشیدش منفجر شد
پس هیچ کریپتونی ای زنده نموند
تا زندانی های فانتوم زون رو
.وقتی حکمشون تموم شد آزاد کنه
پس وقتی آخرین پروژکتور فانتوم زون
،تو نیو جنسیس پیدا شد
سیارات متحد تک تک .زندانی ها رو بخشیدن
چون هرکدوم تو زون
.برای بیشتر از هزار سال گیر افتاده بودن
وقتی پدر و مادرم به ناحق زندانی شده بودن
تو فانتوم زون، حتی مادرم نمی دونست
که حامله بوده
،چون هیچکس تو اونجا پیر نمیشه یا نمیمیره
افتخار اینو داشت که ندونسته
فرزند جنرال درو-زاد رو .برای هزار سال حمل کنه
هشت ماه بعد از ،بخششون تو قرن سی و یکم
.من رسیدم
،دولتمردای ترسیده ی سیارات متحد
هممون رو مستقر کردن
توی جهان مستعمره ی کریپتونی ها، داکسام
.سیاره ای که دور یه خورشید قرمز می چرخید
اینجوری مانع به دست آوردن قدرت هایی شدن
.که حق ذاتی ما بوده
.ولی اونا نبوغ پدرم رو در نظر نگرفتن
،تا وقتی که پونزده سالم شد
همه ی پیروان وفادارش رو
همراه دکسمایتس های هم عقیده، قاچاق کرد
به یه سیاره ی نزدیک .زیر یه ستاره ی زرد
،حالا که قدرت های بحقمون رو داشتیم
پدرم تلاشی دلیرانه
،برای رهبری انقلابی علیه سیارات متحد کرد
.به صلاح کهکشان
،جنرال زاد یه تهدید بود
،مسمم برای اثبات برتریش
.نسبت به همه کس و همه چیز
خوشبحتانه، لژیون تازه تشکیل شده ی
ابر قهرمان ها زاد رو شکست داد
با همون پروژکتور فانتوم زونی که
.از زندان آزادشون کرده بود
لژیون لعنتی پدر و مادرم
.و لشکر وطن پرستشون رو برگردوند به زون
.کهکشان رو از رهبری واقعی محروم کردن
،ولی چون لور-زاد هنوز یه نوجوون بود
قابل مجازات در نظر نگرفتنش
،و متاسفانه
.به زون فرستاده نشد
من تربیت شده بودم تا از .خاندان ال متنفر باشم
دانشمند ارشد، جور ال
تلاش های پدرم برای نجات کریپتون رو بر ملا کرده بود
.به خاطر ضعف خودش
.یعنی زاد برای ایجاد کودتا تلاش کرده
.هرچی دوست داری صداش کن
چیزی که قطعیه اینه که جور-ال با برادرش
بازرس ارشد زور-ال توطئه کرده بود
.تا پدر و مادرم رو به زون محکوم کنه
فکر نمی کردم بتونم از هیچکس
به اندازه ی ال ها متنفر باشم
.ولی بعد، لژیون اومد
لر-زاد بی رحم بود
.تو تلاش هاش برای پیدا کردن پروژکتور
،در آخر
.لژیون انتخابی جز نابودیش نداشت
لژیون به طور ابدی
مادر و پردم رو به اون .جهنمی که فانتوم زونه فرستادن
،و این لژیون
فکر میکنی کل وجودش به کی الهام شد؟
.سوپر بوی، کان-ال
یکی از اعضای اون .خاندان نفرین شده ی ال
.این اون رو دوبار دشمن من میکرد
.پس جلو جلو برنامه ریزی کردم
آخرین نمونه ی کریپتونایت رو دزدم
.و این کره ی زمان رو
کامیلین بوی، فانتوم گرل و من
داشتیم لور رو دنبال میکردیم ولی .به گذشته فرار کرد
اشعه ی کرونیتون کره ای که دزدیده بود
.ما رو دربر گرفت
که شما رو نسبت به
.تغییراتی که لور به خط زمانی داده ایمن کرد
.قبلا اونجا بودم، قبلا اشعه اش بهم خورده
No comments yet. Be the first to leave one.