The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
هلی کوپتر امداد ۳۰۵
درحال حاضر با هشت مایل خروجی
با اطلاعات مختصات ۰۷-۹
ارتفاع ۱۵۰۰ فوت
،هلی کوپتر ۳۰۵
الان به سمت پشت بوم میرم. تـمام
.دریافت شد هلی کوپتر امداد ۳۰۵ نزدیک محل فرود میشه
یک دقیقه قبل از قطعی برق
هلی کوپتر امداد، من میبینمتون
.عجیبه
اون چیه؟
جایی که این قلب ازش اومده
.این یه تراژدی بود
ولی وقتی فرود بیایم، قراره به یه معجزه تبدیل بشه،درسته؟
آره. خوشم اومد
.معجزه داره میاد
نمیتونم محل فرود رو ببینم محکم خودتو نگه دار
دارم میکشمش بالا
چه کوفتی؟
کنترل تمام پروانه ی عقبی رو ازدست دادم
محکم بگیرش
ژنراتور خودش به صورت خودکار .باید روشن بشه
.یه چیزی اشتباهه
.از پشت بوم اومد
.بزن بریم
الان وقت درست کردن ژنراتور نیست
.کابل های شیشه شورها هلی کوپتر به یه
.ـ نخ وصله کاپیتان ـ ۱۱۸، من فورا طناب
تسمه و بالاکش روی پشت بوم میخوام
ـ ما منتظر هیچکدوم از اون نمیمونیم، درسته؟ !ـ نه
اولین کاری که باید کنیم اینه که اون پروانه هارو خاموش کنیم
هی باک، اون کابین رو چک کن
.ببین چی داریم .اددی تو با منی
بچه جون! صدای من رو میشنوی؟
.نمیتونم تکون بخورم
چیم، هن صحبت میکنه
ازت میخوام از داخل برام یه بلانکارد
.ـ و یه گردنبند طبی بیاری .ـ دریافت شد
،دووم بیار بچه قراره این آتیش رو خاموش کنیم
و بعد میاریمت بیرون، باشه؟
داره سُر میخوره
ـ کمکم کنین ـ ما حالمون خوبه...ما حالمون خوبه
ما خوبیم..تو خوبی
اسمت چیه؟
.ـ منی ـ منی؟
چه مدت امدادگر بودی؟
ـ تقریبا یه ماه میشه .ـ اوه واو
خوش شانسی منی
مدتی طول کشید تا من یه عملیات واقعی رو ببینم
این کاملا اون عملیاتی نبود که واسش امیدوار بودم
حالت خوب میشه، بچه جون
بــاک، بیا خلبان رو از اینجا بیاریم بیرون
.بیا
! بلانکارد
ـ هن، ما اینجا چی داریم؟ ـ ستون فقرات
حدس میزنم مهره ی گردنش باشه
باید روی این بلانکارد برش گردونیم
.این یه کار دو نفره ست !من هستم
،سوال اینه چطور ما اونکارو اینجا بکنیم؟
بلانکارد اونقدر دراز هست که این قسمت باز رو بپوشونه
ـ قراره منو روی پنجره برعکس کنی؟ .ـ خودم میدونم
ـ این مساعد نیست .ـ نه اصلا هم مساعد نیست
.گوش کن اینکار جواب میده کمربندشو ببند
یه راهی پیدا میکنیم که بکشیمش بیرون
.بسیارخب،با شماره ۳ برش گردون
!یک، دو، ســه
ـ حالت چطوره ، منی؟ .ـ تنفسم خوبه
.ضربان قلبم درست بنظر میاد
.ـ بسیارخب .ـ میتونم انگشت هامو تکون بدم
.نه انگشت های پام رو
خوبه منی
.داری کارمون رو خیلی راحت میکنی
.ممنونم بخاطرش
.آفرین
!اددی
.اینو به بلانکارد محکم کن
ـ آماده ایم کاپیتان ـ اوکی، ما همه آماده ایم
!برو
!صبرکن
!اون قلب
این یه هلی کوپتر اهدای عضوه
.گرفتم
!هــن
.بعدا نگران اون باش .بیا بیاریمش بیرون
!برو، هــن..بجنب
از روی اون لبه بیارش بالا
! آروم..آروم
حس میکنم وقت رفتنه، هن
!بجنب
! برو!برو! برو! برو
بنظر میرسه اون حس لامسه اش رو توی اندام های پایینش ازدست داده
.احتمال آسیب ستون فقرات هست .اون همین الان به مایعات سرد نیاز داره
وقتی ژنراتورها رو راه انداختیم برای سی تی اسکن آماده اش کنین
.و توی اتاق عمل سرد بذارینش
.ـ بالاکش اینجاست کاپیتان .ـ براش زمانی نداریم
ـ کاپیتان، کاپیتان ـ نگه دار
ـ کاپیتان ـ نگهش دارین...نگهش دارین
گرفتمش
.بیارینش بالا
.فوق العاده بود
امکان داره بتونی توی تاریکی عمل پیوند انجام بدی؟
ما ژنراتورها رو راه میندازیم
،شرط میبندم تا قبل اینکه عمل انجام بدیم
برق شهر باید وصل شده باشه
چهار روز بعد
.اخبار ساعت به ساعت
پس از یک حمله ی باج افزار عظیم
، به زیرساخت های شهر
اهالی لس آنجلس وارد روز پنجمِ گرمای بی سابقه
.و قطعی برق در سطح شهر میشوند
،در این ساعت شمار جانباختگان به ۱۵ نفر رسیده
، بیشتر بخاطر گرمازدگی
زیرا برق خنک کننده ی مراکز قطع شده
.و بیمارستان هارو آشفته کرده
با ادامه ی افزایش دما
و خاموشی قابل رؤیت بی پایان
مردم جنوب کالیفرنیا
همواره مستاصل تر میشوند
فویل کجاست؟ قبلا توی انباری بود
.و حالا نمیتونم پیداش کنم
توی کشوی بالایی
.ـ نزدیک ظرفشویی ـ اه
هرموقع که استیک خوک رو اماده کردی
.کبابپز خوب و داغه
.مرد خودمی اون کی بود؟
.اون پائولی بود
میدونی، اون سه تا خونه پایینتر زندگی میکنه
اون یارو با علف چین موتوری؟ تو هیچوقت ازش خوشت نمیومد
...چرا تو
مایکل،داری پارتی میگیری؟
.نه
میدونی، بیشتر شبیه به یه دورهمیه
.فقط چندتا از همسایه ها دعوتن
وقتی تو و دیوید رو دعوت کردم که با هری خونه بمونین
از تو توقع نداشتم که پارتی راه بندازی
خب این تنها خونه ای توی محله ست
.که ژنراتور داره
مردم اومدن اینجا تا دستگاه هاشون رو شارژ کنن
میدونی، خرت و پرتاشون رو بزارن فریزر
.ببین،فقط استیک ها رو نخور
ما پول زیادی براشون دادیم
....آه
.اینارو توی فریزر بزار
هی آتنا بهرحال
اینجا واقعا خیلی خوبه
کل محله پیش هم جمع شدن
خب، مطمئن شو مردم
ـ خونه ی من رو داغون نکنن ـ اون مامانه؟
.سلام عزیزم
ـ هی مامان تو خوبی؟ .ـ من خوبم
فقط دلم برات تنگ شده
و میخوام یه خواب شبانه ی رضایت بخشی هم توی تخت خودم داشته باشم
پس کِی میای خونه؟
نه تا وقتی که برق وصل بشه اون چیه؟
آممم هیچی
هی آتنا من باید برم
بسیارخب،بعدا باهات حرف میزنم باشه؟
چی از دست دادم؟
تو این پول رو به هری دادی؟
چون این چیزیه که میدونی من انجام میدم
.بگو
باشه، ممکنه که من
برای اینکه بیان داخل از همسایه ها پول گرفته باشم
.فقط پنج دلار
درمقابل چیزی که میگیرن معامله ی خوبیه
،برق میتونن غذا بخورن
...هری گرنت
ازت میخوام هر سنت این پول رو پس بدی
میشنوی چی میگم؟ ما اینجا سعی نمیکنیم که سود کنیم
...ولی بابا
نه، ما اینجاییم که به مردم کمک کنیم،باشه؟
نه اینکه توی لحظه ای که به کمک نیاز دارن ازشون سوء استفاده کنیم
این کاری نیست که همسایه های خوب بکنن پسرم
.حالا برو
وقتی داری اینکارو میکنی آب هم تعارف کن
و بخاطر آب ازشون پول نگیر
چه کمکی میتونم بهتون کنم افسر؟
.گروهبان گرنت هستم تماسی از بیسیمم دریافت کردم
که کسی اینجا داره دنبال من میگرده؟
.یخورده غیرواضح بود
گروهبان آتنا گرنت؟ درسته
.من دکتر زیمرمن هستم میشه با من بیاین؟
پنج روز پیش اونو اوردن
چندتا بچه اونو توی پارک مک آرتور پیدا کردن
گلوش پاره شده بود
بنظر میرسید اونو اونجا انداختن نه کیف پول داشت نه کارت شناسایی
اون یعالمه خون از دست داده بود، و ما .زخم رو ترمیم کنیم
.ولی اون سکته کرد
فکرنمیکردیم که اون زنده بمونه
امروز صبح اون اونقدری بهوش اومد که اینو بنویسه
،گروهبان گرنت شما این مرد رو میشناسین؟
لـئو،خدای من
.بله
.بله میشناسم
شما به زندان ناحیه ی لس آنجلس تماس گرفتید
.درحال حاضر تمام نماینده ها مشغول هستن
لطفا پشت خط بمونین
ـ چی؟ .ـ هنوز پشت خطم
چرا داره اینقدر طول میکشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.