The first 200 lines.
...چی؟/-واقعاً
این چیه؟
.خیلی قشنگه، خیلی
.نگاه کن، کوچیک ـه! من مال خودمُ دارم
.اینُ تو بپوشی، باهاش خوشگلتر هم می شی
...واقعاً
با دقت بذارشون! اگه این طوری بذاریشون، چه جوری می خوای درشون بیاری؟
تا حالا میگو نخوردی؟
ترسناک ـه! /-چی ترسناک ـه؟
داری دیوونهَ ـم می کنی. باید چی کار کنیم؟ خدایا، نمی تونیم اینُ بخوریم. نمی تونیم
فکر نکنم هنوز پخته باشه! شاید هم سوخته؟
پس تا حالا چی می خوردی؟
.بفرمایین
.بابت غذا ممنون
.بگو،آ/-آ
خوشمزهَ ـس؟
خوشمزهَ ـس؟
.به نظر نمیاد رفیق شراب خور داشته باشی
.ولی برا من هم مهم نیست نوشیدنی مجانی بخورم
.این روزا، هر وقت مشروب می خورم، خیلی روم اثر می ذاره
.هیچ کس نیست ازش بخوام، به جز تو، کاراگاه چا
به خاطر شما دکتر کانگ، فهمیدم متهم تو بازجویی چه حسی داره
پس، می شه من یه سوال بپرسم شبیه همون سوالایی که تو بازجویی می پرسن؟
ببخشید؟
مین سو، از کِی می شناسیش؟
چی؟/-دیلان؟
.دارم از پارک دانگ جو حرف می زنم
مین سو، تو هم به من دروغ گفتی و منُ مضحکه کردی؟
وقتی همه این طوری با دوستاشون رفتار می کنن و حرف می زنن
دیدن من که مثل یه احمق رفتار می کنم، باید خیلی مفرح باشه
.دکتر کانگ
.اولین عشق، مثل همونی که تو رمان "فواره ی باران" بود
.عشق کودکانه ای که تو کتابای ادبیات ازش می نویسن
...من هم می دونم. می دونم. اما
خب که چی؟
اون عشق و علاقه واقعاً چی بوده
که عشق ما، یه هو
این طوری تبدیل شده به هیچی؟
نامه هایی از دانگ جو به سو وان
*با تو*
* *همه چیز آسان می شود
با تو* *
*نزدیک است تا سرایم را پیدا کنم *
چرا داری بدون اجازه به چیزهای کس دیگه، نگاه می کنی؟
.مال کس دیگه نیست، مال خودم ـه
چی؟
.اینجا رو نگاه کن
.می گه یون سو وان، همین جا * با تو*
.این کارُ نکن و اونا رو بده من
.نمی خوام. می خوام همشونُ ببرم و همشونُ بخونم
.شرم آور ـه! و بی انصافی * سادگی ـَم برایم مهم نیست، چون با تو*
.تو یه دونه هم ننوشتی
.چون آدرستُ نداشتم *شکسته می شدم، نابود می شدم*
اون نامه ای که برات نوشته بودم و آدرسم روش بود، مگه به دستت نرسید؟ *آن هنگام تو آمدی*
یه نامه؟ که آدرسِت روش نوشته شده بود؟ *که تو همچون فرشته ای زیر باران از راه رسیدی*
کی؟ کجا؟ *عشق از وجودم می چکید*
--قبلاً، تو بیمارستان *آن گونه که آب از لا به لای انگشتان می چکد*
*با تو، تغییر می کنیم، می دانم*
.به دستم نرسید * با تو، تغییر می کنیم، می دانم *
نمی دونم چه اتفاقی افتاده؟ چرا به دستم نرسیده؟ * و من احساس می کنم به تو نزدیک تر می شوم *
شاید چون فکر نمی کردن مهم باشه، موقع نظافت، انداختن ـِش دور * به سوی تو، می دَوَم، می دوم، می دوم *
...بازم * و تا ابد تو را یاری خواهم کرد *
...عجیب ـه که بهم ندادنش، چون تا چند مدت بعد از اون * از میان اشکها، از میان عشقها *
.هنوز همون جا بودم * و شبهایمان *
خب
.بذار با هم معامله کنیم
.به ازای هر یه نامه ای که برام بنویسی، یکیشُ بهت می دم * تو نمی دانی *
.نمی خوام * که قلبها *
.نمی خوای؟ پس دیگه اونا رو نمی بینی * می توانند با هم یکی شوند *
.باشه
یه نامه بنویس و بده به من، باشه؟
فرم اهدای عضو
یو جانگ هوا
.خوشمزه ترین شامی بود که تا حالا خورده بودم. ممنون
.واقعاً؟/-آره
.برو تو
.خدافظ
.هر روزی که زیادی می خوری، دیر می ری سر کار
.شنیدم تعداد جراحی هات ـَم کم کردی
.فقط یه کم حالم خوب نیست
سو وان باهات چی کار کرده که یه آدم فوق العاده تبدیل شده به احمق؟
.هان؟/- فقط نامزدی و عروسی رو فراموش کن
.نه، اصلاً باید همه ی پیوندهامونُ باهاش قطع کنیم
چی گفتی؟
.شوخی ندارم. به خاطر عصبانیتم هم اینُ نگفتم
.خوب گوش کن و این ماجرا رو تموم کن
چرا این قدر یه هویی؟ چرا داری اینُ می گی؟
!چون اون داره تو رو نابود می کنه
!دلیلی محکم تر از این می خوای؟/-مامان
.من خوشم نمیاد... کسی مثل یون سو وان، عروسم باشه
.من اصلاً اصلاً خوشم نمیاد اون شریک زندگی ـت باشه
چه طور شده یه هویی ازش متنفر شدی؟
.چون اون شوم ـه
.نمی تونم تحمل کنم یه آدم شوم مثل سو وان، وارد خونم بشه
.مامان!/-آره. مامانِت یه همچین آدمی ـه
این که به من فحش بدی و بگی که آدم بی ملاحظه و مادی گرایی هستم، هم بی فایدهَ ست، چون همه َش حقیقت داره
.بذار همه چی رو تموم کنیم
.خیلی وقت ـه همُ ندیدم، دکتر چوی
.بشینین
...اما
برا چی به من زنگ زدین؟
چون شما می دونین که من ازتون خوشم نمیاد
.بذارین بریم سر اصل مطلب
شما از دکتر یون خواسته بودین تو بیمارستان، یه کار بهتون بده؟
.اون..اون...شما از کجا
مجوز پزشکی ـتون که باطل شده
کجا می خواین کار کنین؟
...اگه می تونستم سرپرست دارو خونه
از من می خوای گوشتُ بدم دست گربه؟
فکر کردی من نمی دونم تو با دارو ها چی کار می کنی؟
.باشه. کاری رو می کنم که شما می خواین
.اما یه شرط داره
رصد خانه ی سه یونگ
می ماهِ آشنا. بیایید دنباله دار هالی را که از آسمانن عبور می کند، تماشا کنیم
ارشد یون، امشب وقت داری؟
آجوما یونگ جی
آجوما، از چیزی ناراحت ـین؟
.ببخشین؟ نه، چیزی نیست
.وقتی بچه بودی، خیلی دوسِت داشتم
یادت میاد؟
.البته
.می خواستم دختری مثل تو داشته باشم
.نمی تونی تصور کنی چقدر به مادرت حسودی می کردم
برا همینَم، هم رو شوخی هم جدی، می خواستم با هم فامیل شیم
چون شما دو تا کاری کردین که این اتفاق بیفته
.فکر می کنم سرنوشت یه آدم واقعاً مرموزـه
.آجوما.../-بذار یه چیزی ازت بپرسم
تو، جی وونُ دوست داری؟
بعد از دیدن شما دو تا، تو این چند سال
.من یه چیزی رو احساس کردم
.می دونم، جی وون تو رو دوست دارـه
با این که پسرم ـه، باید اقرار کنم که نادون ـه و به جز تو کس دیگه ای رو نمی بین ـه
.اما فکر نکنم برا تو هم، همین طور باشه
اشتباه می کنم؟
حالا که می بینم انکار نمی کنی
.به نظر نمیاد خودتُ نشناخته باشی
.اما جی وون، می خواد با تو ازدواج کنه
.اون هرگز با هیچ کس جز تو ازدواج نمی کنه
...من قبلاً به جی وون
.گفتَ ـم که من باهاش ازدواج نمی کنم
چی؟
.معذرت می خوام
حالا که داری راستشُ می گی می شه یه سؤال دیگه هم جواب بدی؟
...احیاناً، دلیلی که تو، اونُ رد کردی
به خاطر اینه که پای کس دیگه ای در میون ـه؟
.ببخشید. من باید برم
.منم
حالا چه وقت زنگ زدن ـه؟
.فکر کنم یه خبری هست
.فکر کردم، تو هم باید بدونی
مشکل چیه؟
ببخشین. ماشین شماست، درسته؟
.بله، درسته
اینا ماشینهای سالهای دور و بر 2000 ـَن. خرید و فروش ـشون چه طوره؟
.اینُ بخورین
...چیز خاصی نیست، اما
این ماشین، ماشینیُ تو 2002 خریدین، این بود، آره؟
...بفرمایین. چون خیلی وقت نیست، رستوران افتتاح شده
خیلی وقت نیست افتتاحش کردیم
.براتون خوشمزه درست می کنیم
سلام، اینُ بگیرین. خیلی وقت نیست، رستوران افتتاح شده، براتون خوشمزه درست می کنیم
.سلام. لطفاً بیاین و بخورین
.ایش! نه، نه، نه. این راه خوبی نیست. فایده نداره
بعد از این همه سال، چه طور می خوایم پیداش کنیم، وقتی هیچ ماشینی وجود نداره؟
تازه شروع کردیم، این کارا چیه می کنی؟ چرا یه کم بیشتر پیگیری نمی کنی؟
پیگیری ـه چی؟ از اون موقع صاحب ماشین و تایراش، احتمالاً چند بار عوض شده
...به جز تایرها، چیزای دیگه
سر نخ های دیگه ای که بتونه شک ما رو به یقین برسون ـه. ایش، ناامید کنندهَ ـس
به جا این کارا، بهتر نیست یه تقاضای رسمی بفرستیم؟
!کارمون خطرناک نیست./-نه
می فهمی؟
.هی، چا مین سو، خوب گوش کن
.این پرونده، حس بدی داره... حتی از قبل هم همین طور بود
.تا وقتی من بهت نگفتم، در موردش با کسی حرف نزن
.چون ناامید کنندهَ ـس
.هیچ وقت نمی تونیم گزارش بدیم
.یه چیزی هست که می خواستم ازت بپرسم
اینجا چی نوشته؟ "شاهد می گه، آبی ـه". این چیه؟
قربانی مرحوم، یو جانگ هوا، اظهار می کند، یک اتومبیل آبی خارجی بوده است
ها، این؟
اون طور که پسر اون خانوم حریره پز می گفت، احتمالاً آخرین حرفایی بوده که اون تونسته بگه
.پسر ـه گفت ماشین ـه آبی بوده
.پارک دانگ جو؟/-آره همون دکترـه
.چیزی نیست. تو شب، هر چی سفید نباشه، آبی به نظر میاد
.باشه. نگران اون نباش و یه چیز دیگه پیدا کن. بچه
داروهاتُ خوردی؟/- چی کار می کنی؟
...خدا، فقط یکی مونده بود و تو
نمی خوای بری خونه؟
به نظر می رسد اتومبیل به سختی به راست پیچیده و راننده ناگهانی ترمز کرده است. مدرک دیگری در دست نیست
.:.:(fatima_ei)ترجمه و زيرنويس: فاطيما:.:.
.هی، دیوونه
چیه؟
کارمندا می گن یه مرد خل وضع
.سر و صدا می کرده تا بهش اجازه بِدَن اینجا یه چادر بزنه
.گرم ـه
زخمی شدی؟
.این زخم ها چیزی نیستن
زخمایی مثل این زیاد دارم. وقتی می رم مأموریت از این چیزا زیاد پیش میاد
چرا این قدر ترسناک داری به من نگاه می کنی؟
.فقط دو چیزُ به من قول بده
No comments yet. Be the first to leave one.