The first 188 lines.
وتـارهز داخلِ تانکِ ینترقوی هایحمله
m 248 554 l 268 534 280 548 288 544 300 550 326 520 354 542 944 542 976 522 1004 550 1014 540 1020 548 1036 534 1056 554 1032 576 1052 596 1034 612 1020 598 1012 608 1000 598 978 624 946 604 356 604 326 626 300 600 292 606 280 598 268 612 250 594 268 574
نادر، مقاومت ۹۹۹۹ تانکی که با مهارت شد اخراج از گروه قهرمانان
ماجراجویان در ورودی
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی اول
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
طبقهی اول
طبقهی ۴۵
طبقهی ۴۹
سم
فلج شدن
ماجراجوها
نقطهی ظاهر شدن
بال های استخونی
به طور کامل از استخون درست شدن
چهار دست و پا
یه دم بلند
بعد از یک ساعت
m 0 0 l 149.875 0 149.875 150 0 150
بدن قوی
بی حسی
مترجم
...برای محافظت از اتحاد و دوستام
هزارتوی کیلد رو فتح میکنم
.روود
لیلی؟
.ازت یه خواهشی دارم
.آخ
یوهو چت شده؟
!من نمیتونم بندای پشتم رو ببندم، میشه کمکم کنی
.خب، کار من تمومه
.ممنونم
.حالا میتونم با چایی خواهرم رو سورپرایز کنم
.که اینطور، خب بهتره که من دیگه برم
.من منتظرم
.یه چیزی هست که میخوام ازت بپرسم
تو میخوای که از این به بعد رهبر اتحاد باشی، درسته؟
.آره، درسته
من فکر میکنم که فوقالعادهای، توی جشن هم وقتی داشتی از اهدافت حرف میزدی خیلی خفن بودی
آخرشم من اونقدر قوی نیستم که بخوام از اهدافم برای کسی بگم
کاری هست که بخوای انجام بدی؟
قول میدی نخندی؟
.معلومه
...درسته که به بزرگی هدف تو نیست، ولی
!من نمیخوام برای همیشه سربار خواهرم باشم
!من میخوام یاد بگیرم که بتونم از خودم مراقبت کنم
وقتایی که خواهرم نزدیکم باشه، نگران چیزی نیستم
من از بچگی احمق بودم و همیشه اشتباه میکردم
ولی خواهرم همیشه ازم مراقبت کرده
اون بی عیبه و میتونه هر کاری بکنه
!وقتایی هم که داریم میجنگیم هم همینه
!فقط میتونم از پشت حمایتش کنم
مگه این بخاطر این نیست که تو توی جادو مهارت داری؟
خواهرمم میتونه از جادو استفاده کنه ولی میره جلو و تن به تن میجنگه
و وقتی هم که باهم ترکیب میشیم همیشه خواهرم کنترل رو بدست میگیره
.من هیچ وقت تنها نجنگیدم
اینطوریه؟ همیشه این سوال توی ذهنم بود که وقتی ترکیب میشید کی کنترل رو بدست میگیره
!ولی من نمیتونم برای همیشه سربارش باشم
.میخوام که بتونم از خودم مراقبت کنم
.که اینطور، برای همینم یوهو خواستی که باهام حرف بزنی
اونو خواهرش خیلی باهم صمیمی هستن، برای همینم براش سخته که بهش بگه میخواد مستقلتر بشه
لیلی، می تونی هر چقدر که دلت پیخواد بهم زحمت بدی
.کاری که میخوای انجام بدی رو امتحان کن
واقعا؟
پس دفعه بعد ازت کمک میخوام
لیلی، فکر کردم که صدای روود رو شنیدم
.اوه، اونه-چان
روود؟
نه لیلیا!
اونطوری که به نظر میاد نیست، این یه اتفاق بود
میشه باهام یه سر بیای بریم پشت بوم؟
نکنه میخواد، پرتم کنه پایین؟
چرا انقدر نگرانی؟
نگران نباش، اگه کس دیگهای جای تو بود قطعا از پشت بوم مینداختمش پایین
به هر حال تو هیچ وقت کاری نمیکنی که خواهر کوچولو و عزیز کسی آزار ببینه
.یه جورایی داشتم تظاهر میکردم که بتونم بیارمت این بالا
قبلا راجب خودمون چی بهت گفتم؟
گفتی که پدر مادرتون ترکتون کردن و باهم دیگه زندگی میکنید
درست تَرِش اینه که، ازمون سوء استفاده میکردن و ما هم فرار کردیم
مخصوصا پدرمون که آدم خیلی بیرحمی بود
پس حتی اگه تصادفی باشه
اون به اینکه با یه مرد، عادی حرف بزنه عادت نداره
!یکی از علتهای این که میخواستم باهات حرف بزنم همینه
یه روز میخوام، لیلی رو جایی ببرم که بتونه واقعا خوشحال باشه
تصمیم گرفتم تا اون موقع ازش محافظت کنم
که اینطور، مثل اینکه شما دوتا واقعا عاشق همدیگه اید
لیلی میگفت که تو "بی عیبی" و "میتونی هر کاری" رو انجام بدی
.ولی این درست نیست
درست میگی، به نظر منم تو بی عیب نیستی
...وقتی بحث خواهرت باشه، کنترلت رو از دست میدی
و تبدیل به یه آدم دیگه میشی
.تو آخرین نفری هستی که حق داره این حرف رو بزنه
!ممنونم که به حرفام گوش دادی
تو دوست عزیزی برام هستی، میتونی راجب هرچی که دوست داری باهام حرف بزنی
.ممنونم، اگه چیزی بود حتما باهات حرف میزنم
اونه-چان کی برمیگرده؟
لیلیا، لیلی، خیلی منتظرتون گذاشتیم؟
.مشکلی نیست
.تازه از طبقهی ۴۹ام برگشتم
طبقهی ۴۹ام؟
.آره، ماجراجوهای هزارتو تا اونجا منو همراهی کردن
الان میتونم از "قدم داخل هزارتو" استفاده کنم تا همه رو جا به جا کنم
ممنون، لیلی
نبابا، تصمیم گرفتم که به طبقهی ۵۰ام نَرَم تا بتونیم تعداد هیولاهارو بفهمیم
.منم داشتم اطلاعات جمع میکردم
اول از همه رفتم ترکیب تیمهایی که دوتا اتحاد ...بزرگ توی حملههاشون استفاده کردن رو چک کردم
...نیش اژدهای سیاه از چهارتا مهاجم که یکیشون رهبرشون بوده
و دوتا شفادهنده برای پشتیبانی استفاده کردن
درحالی که پنهی ببر سفید از چهارتا جادوگر مهاجم و دوتا شفادهنده استفاده کردن
به عبارت دیگه هر دو اتحاد روی بُعد سرعت تیم تمرکز کردن
پس یعنی مهاجم هاشون نقش تانک رو هم ایفا میکردن؟
به علاوهی اینکه، توی هر طبقه، تعداد زیادی هیولا هستن که اثر وضعیت ایجاد میکنن
اینطوری که، مهارت بدن قوی من همهی اینا رو خنثی میکنه
مثل اینکه هزارتوی سختیه
ولی باید همهی تلاشمون رو بکنیم تا حداقل طبقهی ۵۱ ام رو تموم کنیم
و با دوتا از اتحادهای اصلی، متحد بشیم
!آره
پس من جلو میرم، ماریوس، تو آخر بیا
.حله
لونا، تو بجنگ
لیلیا، مثل همیشه خودت رو با شرایط وفق بده
...نین، تو شفامیدی، پس آماده باش که دستورات رو از
چـ - چی شده لیلی؟
...آنو
میشه من موقع مبارزه دستور بدم؟
واقعا داره تلاش میکنه که تغییر کنه
حله، بههرحال وقتی از عقب دستورات میان قابل فهم ترن
لیلی، تو فرمان دهی، نین هواش رو داشته باش
.چشم
همه ما روی تو حساب می کنیم، لیلی
!باشه
!خیل خب، بزنید بریم
قدم داخل هزارتو
فضاش برای ماجراجوهایی که سرعتی هستن مناسب نیست
ولی برای منی که یه تانکم مناسبه
!یه هیولا نزدیکمونه
.حق با توعه
روود، تو هم متوجهش شدی؟
.آره تقریبا
!این بخاطر اینه که تو مدیر هزارتوی آوانسیا هستی
هن؟ دلیلش اینه؟
به هر حال، به طور موثری جاگذاری شدن
مسیر راست و چپ به یه جا میرسن ولی هیولاها از هر دوطرف میان
!پس اگه توی مسیر چپ با هیولاها در گیر بشیم
.هیولاهای سمت راست از پشت میان سروقتمون
مثل حرکت گازمبری
.درسته، احتمالا با یه نگهبان زیرک طرفیم
!یه سوسمار سمی
!یه جغد سیاه سمت راستمونه
!سپر فداکاری
!جذب دشمن
گاز سمی؟
.ببخشید
!ولی اثرات وضعیت روی من تاثیری ندارن
داره از جادو، برای جلوم رو گرفتن استفاده میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.