Release info

The Bodyguard From Beijing 1994 1080P BLURAY X264-WATCHABLE-en 27109 1757622538
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian zhong nan hai bao biao 1994 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-27
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هماهنگ‌کننده: ژو جیا-یی تهیه‌کنندگان: چونگ وی-سن، لی ژی-پی

مدیر فیلمبرداری: لیو من-تانگ

طراحی صحنه‌های رزمی: کوری یوئن، یوئن ده

تدوین: لین آن-ار

مدیر هنری: مو شائو-چی طراح لباس: چن گو-فانگ

داستان: گوردون چان، چان کین-چونگ موسیقی متن: هو وی-لی

اینجا اوضاع خوبه. از اون طرف چه خبر؟

هیچ ابری دیده نمی‌شه.

از شما چه خبر؟

میزبان مشغول پذیرایی از مهمان‌هاست.

بله، روزی نیم ساعت شنا...

آره. - ...برای سلامتی خوبه.

الان وارد عمل شید!

زودباش!

زودباش!

همه عقب بکشید!

زودباش!

بجنبید!

ما خبرنگار تلویزیونیم. - تکون نخور!

می‌خوایم باهاتون حرف بزنیم. - مواظب باش!

بشین پایین!

با من بیا!

این روزا همه دارن کاسبی می‌کنن.

منم می‌خوام امتحان کنم. لطفا حمایتم کنید.

می‌شناسیشون؟ - نه، نمی‌شناسم.

سلام.

آقا، شما...؟

ببخشید آقا.

منو با کس دیگه‌ای اشتباه گرفتین؟

چرا اینجا نشستین؟ می‌تونین جای دیگه بشینین؟

نباید سوار ماشین شی!

هیچ چاره‌ای نداری. اون سوار ماشین نمیشه.

بریم!

برو کنار! برو کنار!

توی کل این تمرین،

تو فقط روی حمله تمرکز کردی، نه دفاع.

هیچ برنامه مشخصی برای نجات سوژه وجود نداشت.

و از هیچ کاری فروگذار نکردی.

روش‌های تو چه فرقی با یه آدمکش داره؟

ببین!

هیچ چاره‌ای نداری. اون سوار ماشین نمیشه!

تو اسلحه روی سر مرد گذاشتی.

و یه خبرنگار ازت عکس گرفت!

داری سوژه رو محافظت می‌کنی یا می‌دزدی؟

می‌دونی این چقدر برای کشورمون جنجالی میشه؟!

بگو!

واقعا یادته چی بهت یاد دادم؟

بله!

یادم میاد اولین درسی که بهمون دادین این بود که،

به عنوان یه بادیگارد پکن،

باید به هر قیمتی از جان سوژه محافظت کنی.

من می‌تونم بمیرم،

ولی نباید اشتباه کنم.

باید بدونی که یه بادیگارد حتی یه اشتباه هم نمی‌تونه بکنه.

ولی تو برای انجام این ماموریت از یه تاکتیک فوق‌العاده خطرناک استفاده کردی.

حتی اگه ماموریت رو انجام بدی، صحیح تلقی نمیشه.

ممنون از راهنمایی‌تون، مدیر.

شنیدم فرمانده قراره تو سفر جنوب شرکت کنه.

منم می‌تونم شرکت کنم؟

تو بهترین مبارز ما هستی.

چطور می‌تونیم حتی فکرش رو بکنیم که تو نری؟

با این حال، قبل از اینکه تو اون سفر شرکت کنی،

یه ماموریت تو هنگ کنگ داری.

هنگ کنگ؟ چه ماموریتی؟

اون جیمز سانگ، رئیس گروه تای فنگه.

در طول سه نسل،

خانواده‌اش خدمات بزرگی به کشور کرده.

ماموریت تو محافظت از دوست‌دخترشه.

در تاریخ ۲۷ مه ۱۹۹۴، حدود ساعت ۳ بعدازظهر

یه قتل تو باشگاه قایق‌رانی خلیج آب زلال اتفاق افتاد.

قربانی، لیو کین-چیو، حسابدار ۳۸ ساله بود.

مظنون، چیو کواک-من، رئیس گروه ییک فای هست.

پلیس هنگ کنگ معتقده که انگیزه قتل

مربوط به پرونده‌ایه که واحد ضد فساد روش کار می‌کنه،

و شامل بیش از ۱۰ میلیارد دلار هنگ کنگ معاملات غیرقانونی سهام میشه.

شاهدی که به پلیس زنگ زد،

میشل یانگ، معلم ۲۴ ساله بود.

دو شاهد دیگه هم بودن.

یکی از اونا، چان تای-کینگ، دریانورد ۲۸ ساله بود.

و یه افسر امنیتی باشگاه، چو تونگ-مینگ، ۵۱ ساله.

دو روز بعد از قتل، شاهد دوم، چان تای-کینگ،

ناگهان تو یه حادثه آسانسور کشته شد.

همون شب،

شاهد سوم، چو تونگ-مینگ

توی انفجاری که توسط یه بمب بدون ردیابی ایجاد شد، منفجر شد.

در اول ژوئن، وقتی میشل یانگ داشت آماده حمام می‌شد،

کشف کرد که وان حمام با برق ولتاژ بالا دستکاری شده.

اون تونست بدون آسیب نجات پیدا کنه.

میشل یانگ حالا تنها شاهد این قتله.

لطفا بشینید.

خانم یانگ، ایشون گروهبان لئونگ کام-پو هستن.

ایشون مسئول پروسه شناسایی هستن.

اسب‌ها الان تو پیست هستن...

گیرت میارم!

هی، بیا اینجا.

چی شده؟ - می‌خوام شرط ببندم.

یه لحظه صبر کن.

روی اسب شماره ۸ برام شرط ببند. اون برنده قطعیه.

جنگجوی آفریقایی اسب آماده‌تریه.

شماره ۸ (معروف به تراست مای‌سلف) اسب بهتریه.

به تو اعتماد ندارم، به خودم اعتماد دارم.

خانم یانگ، یه چای بنوشید.

ممنون.

بیشتر زن‌های به زیبایی شما معمولاً حاضر نیستند شهادت بدن.

من فقط کاری رو می‌کنم که فکر می‌کنم درسته.

شما با شهامت هستید.

خانم یانگ، لطفا متهم رو شناسایی کنید.

خانم یانگ، من یه پیشنهاد دارم.

با اینکه شما تنها شاهد این پرونده قتل هستید،

اگه نتونید متهم رو شناسایی کنید، دیگه توش درگیر نخواهید بود.

آقای لای،

آقای سونگ از شما خواستن به من کمک کنید.

اگه ترسیدی، می‌تونی بری.

فقط اگه می‌ترسی برو. خودم از پسش برمیام.

باهاش ور نرو! - خانم یانگ، لطفا متهم رو شناسایی کنید.

نفر شماره دوئه. مطمئنم خودشه.

خانم یانگ، اینجا آمریکا نیست.

اینجا جایی برای حق‌طلبی نیست.

واقعاً باور داری اون دو تا شاهد دیگه تصادفی مردن؟

نود درصد مطمئنم که چیو کوک-من پشت این ماجراست.

هیچ مدرکی وجود نداره.

احتمالا در موردش شنیدی. هیچ‌کس نمی‌تونه بهش دست بزنه.

هی، شما خانم یانگ هستید؟

شنیدم که این اواخر خیلی مشکل داشتی.

باید مراقب باشی.

ممنون... بابت توجهتون. - خیلی خب. خداحافظ.

بابت حمله به افسر پلیس ازت شکایت می‌کنم.

هی، داری باهامون بازی می‌کنی؟

تو... - چی؟

نمی‌تونی بازی کنی؟

خب، کدوم اسب برنده شد؟

جنگجوی آفریقایی.

پس کلی پول بردی!

اما تو به من گفتی به خودم اعتماد کنم.

حیف که اون موقع به خودت اعتماد نکردی.

اسمش "هوی چینگ-یانگ"ـه.

اون یه محافظ از پکنـه.

اون خیلی حرفه‌ایه.

حتی اگه پول هم داشته باشی، نمی‌تونی استخدامش کنی.

پس با بودنش اینجا، دیگه نیازی نیست برگردی.

من به محافظ نیاز ندارم.

چیزی که من نیاز دارم، تویی.

از همون لحظه‌ای که اولین بار منو دیدی، می‌دونستی که من آدم خیلی پرمشغله‌ای هستم.

هنوز کلی قرارداد دارم که منتظرن من امضاشون کنم.

حتی ۲۴ ساعت در روز هم برای من کافی نیست.

باشه. من وقت باارزشت رو هدر نمی‌دم. جدا بشیم!

الو؟

الو؟

چه آدم عوضی‌ای!

بهت نگفتم قطع کنی.

چه جای بزرگی. این دختر حتماً پولداره.

نه تنها این.

دوست‌پسرش یه محافظ از پکن استخدام کرده.

عالیه.

می‌بریمش کلاب هپی یه کم خوش بگذرونیم.

بعد از تحویل ۱۹۹۷ به نفعمون میشه.

خب، ۱۹۹۷ یا ۱۹۹۸، یا هرچی...

ما فقط باید حواسمون به کار خودمون باشه

و کارمون رو برای محافظت از شاهد انجام بدیم.

وای، تحویل گرفتن از الان شروع شد؟

سر لئونگ، این رفیق می‌گه اومده کار رو تحویل بگیره.

بهمون گفت نگران نباشیم.

رفیق، حالت چطوره.

از آشناییتون خوشبختم. - فقط کانتونی حرف بزن.

هوی چینگ-یانگ، خدمات حفاظت از مقامات.

خواهر و برادری به اسم‌های "هیونگ-یانگ"، "چیو-یانگ" یا "سان-یانگ" داری؟

شما کی هستید؟

گروهبان لئونگ کام-پو، پلیس سلطنتی هنگ کنگ.

صدام کن "فت پو".

کارت شناسایی؟ - چی؟

می‌خوای کارت شناسایی منو چک کنی؟ - لطفا.

میشه لطفا اول من کارت شما رو ببینم؟

کارت افسر

بذار من مال خودمو نشونت بدم.

این قضیه بین مقامات بالاست. گمشو، تو یه آدم بی‌اهمیتی.

من فقط دارم بهش نشون میدم.

برو کنار.

آقای هوی هستید، درسته؟ من دیوید لای، وکیل آقای سونگ هستم.

سلام. - لطفا با من بیایید.

بفرمایید ۵۰۰,۰۰۰ دلار هنگ کنگ. آقای سونگ اینو به شما سپرده.

هر چقدر که نیاز دارید می‌تونید استفاده کنید. لطفا بشماریدشون.

نیازی نیست.

لطفا رسید رو امضا کنید.

ما هم به مردم خدمت می‌کنیم؟ چرا این امتیاز ویژه؟

اینجوریه دیگه. ایشون به مردم بزرگ چین خدمت می‌کنن.

ما فقط به مردم یه مستعمره بریتانیا خدمت می‌کنیم.

شاید باید خودمونو تو پرانتز "خارجی" علامت بزنیم.

آقای هوی، من دیگه میرم.

اوه، آقای وکیل...

آقای سونگ نگفتن چیزی برای ما بذارید؟

بله. - چی؟

از شما بابت تلاش‌هاتون تشکر کردن.

تشکرات منو بهش برسون... بابت هیچی.

هی، این کارو نکن، خیلی زننده‌ست!

بیاین. بریم این منطقه رو گشت بزنیم.

چرا قبل از اینکه به وسایلم نگاه کنی ازم نپرسیدی؟

فکر می‌کنی اینجا خونه خودته؟

این جزو وظیفمه. لطفا با من همکاری کنید.

چه وظیفه‌ای؟ من اصلا نمی‌دونم تو کی هستی.

من شما رو می‌شناسم.

The Bodyguard from Beijing (The Defender / Zhong Nan Hai bao biao / 中南海保鑣) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Bodyguard from Beijing (The Defender / Zhong Nan Hai bao biao / 中南海保鑣)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left