The first 200 lines.
دیآی رنتون: چیزی هست که بخوای به ما بگی، لورا؟
مگر اینکه سوالات جدیدی از موکلم داشته باشید
این کار فقط وقت تلف کردنه
اوه، نگران نباشید خانم آلن
ما اینجا نیستیم که حرفامون رو تکرار کنیم
ما اون کانتینر رو پیدا کردیم
چی؟
سیستم مکانیابت ما رو مستقیماً برد اونجا
واقعاً شانس آوردیم، چون فکر نمیکنم
کسی توی اون محوطهی کانتینرها
برای مدت خیلی زیادی بوده باشه
حتماً واسه همین اندرو اونجا مخفی شده بود
چطوری پیداش کردید؟
اصلاً نمیدونم در مورد چی حرف میزنید
بسیار خب
حالا میخوام با هردوتون روراست باشم
این نقشهی «من نمیدونم»
دیگه برات جواب نمیده
تو یه چیزی اونجا جا گذاشتی
گردنبندته، مگه نه؟
دیانای تو همهجاش هست، و اون خون رو میبینی؟
مالِ اندرو ارلهامه
تمامِ کفِ اون کانتینر خونی بود
بازی تمومه، لورا
وقتشه حقیقت رو بگی
نمیفهمم چی... موکل من چیزی برای گفتن نداره
گردنبندت، دیانایِ تو
سکوتت نمیتونه اینها رو توجیه کنه
حتماً وقتی که... یکی اون رو برداشته
وقتی کلید ماشین رو توی آپارتمانم گذاشتن
اوه، واو، این «یه نفر»، دارن
حسابی خودشون رو به زحمت میندازن
من هیچی در مورد یه کانتینر کشتیرانی نمیدونم
چرا باید... چرا باید مکانیابِ من
شما رو ببره جایی که من اصلاً نرفتم؟
حتی نمیتونی بهم نگاه کنی
من فقط دارم وظیفهام رو انجام میدم
من اون فایلهای ضبطشدهی اندرو رو برات آوردم
بهت اعتماد کردم
خانم نیلسون، ما مدارک کافی داریم
که به دادستانی بریم و درخواست اتهام قتل بدیم
اینکه از اینجا به بعد چی بشه به خودت بستگی داره
اگه دقیقاً برامون توضیح بدی که چی گذشت
موکل من چیزی برای گفتن نداره
هوم
تا زمان جلسهی قرار وثیقه، پیش ما میمونی
ممکنه فردا باشه، اما خیلی روش حساب نکن
ایشون پیوندهای دیرینهای با این جامعه دارن
و جنجالهای اخیر
موکلم رو کاملاً در معرض دید عموم قرار داده
که احتمال فرار کردنش رو حتی کمتر هم میکنه
در نهایت، باید سوابقِ پاک ایشون
و شرایط جرمی که بهش
متهم شده رو هم در نظر بگیریم
هیچ سابقهی خشونتی در کار نیست
هیچ نشانهای نیست که ایشون تهدیدی برای بقیه باشه
و با توجه به اصلِ برائت
دلیلی برای رد کردن وثیقه وجود نداره
آیا دادستان اعتراضی داره؟
خیر، خانم قاضی
با قرار وثیقه برای خانم نیلسون موافقت شد
به این شرط که پاسپورتش رو تحویل بده
و خودش رو به کلانتریِ محل معرفی کنه
هر ۲۴ ساعت یکبار
ایشون باید در شعاع ۳۰ مایلی بمونن
ممنون
همین بود؟ همین
داریم در مورد زندانی شدن یا نشدن من حرف میزنیم
و توی کمتر از پنج دقیقه تموم شد
متأسفانه هنوز تموم نشده
نه، میدونم
بهزودی میبینمت
بهش توجه نکن
فقط داره سعی میکنه ذهنت رو به هم بریزه
موفق هم شده
خب، هفتهی دیگه همدیگه رو میبینیم
تا در مورد همهچیز حرف بزنیم و نقشه بکشیم
هی. نتیجهی خوبی بود
نتیجهی درستی بود. ممنون
فقط خوشحالم که عقلشون به کار افتاد
همیشه اینطوری پیش نمیره
خب، من برای پروندهی اون منحرفِ جنسیام دیرم شده
سعی کن این چند روز رو کمی استراحت کنی
میدونم گفتنش آسونتر از انجام دادنشه، اما
باهات در تماس میمونم
خب، چه حسی داری؟
میدونی، من فقط، اوم
فقط یه لحظه زمان لازم دارم
آره، آره. حتماً، البته
اوم، من... من بیرون منتظرت میمونم، باشه؟
باشه
ببخشید
هی، نباش. مشکلی نیست
گوش کن، اوم، کتی نمیدونست بیاد یا نه
میخواست بیاد، ولی
رابطهی من و اون خیلی به هم ریخته
بیا
میرسونمت
ممنون، ولی من... من خوبم. من
اول باید یه جایی برم
کجا؟
پیش کاراگاه هارمون
فکر... فکر نمیکنم ایدهی خوبی باشه
چارهی دیگهای ندارم
فقط نیاز دارم این قضیه تموم بشه. یه جورایی
لورا
شنیدی چی پیدا کردن؟
نه، من هنوز معلقم
بیا تو. یه کانتینر پیدا شده
خون اندرو، دیانای من، گردنبندم
قراره به جرم قتل محاکمه بشم
صبر کن. یه لحظه وایسا
اونها مکانیابِ ماشینم رو ردگیری کردن
ماشینی که دو هفتهست سوارش نشدم
نمیتونستم سوارش شم، باتریش تموم شده بود
آروم باش. ماشین من توی پارکینگِ توقیفیِ پلیس بوده
از وقتی که بازداشت شدم
اونجا یه نفر بهش دسترسی پیدا کرده
یه نفر به مکانیابِ من دست زده
نه، لورا، نه. حتماً
حتماً باید برای ورود امضا میکردن، مگه نه؟
پس... تو میتونی بفهمی کی بوده
خب، اگه بفهمم، بعدش چی؟
چی گیرت میآد؟
اینکه دیآی رنتون
اون خیلی مصمم بوده که ثابت کنه کار منه
آره، ولی این با پاپوش درست کردن خیلی فرق داره
نمیدونم، باشه؟
نمیدونم چرا یه نفر باید این کار رو بکنه
اما بهت میگم که یه نفر داره این کار رو میکنه
خب، تو میگی که این کار رو نکردی
پس توی دادگاه باهاش بجنگ
آره، چون دفعهی قبل که اندرو بهم تجاوز کرد، خیلی خوب جواب داد
بعد از اون کاری که با ما کرد
اجازه داشت همینطوری آزادانه ول بچرخه
اگه اون موقع به حرف بقیه گوش داده بودم
و فقط دهنم رو میبستم
اون هنوز اینجا بود و داشت زندگیش رو میکرد
فقط باید بفهمم
کیِ دیگه ممکنه به ماشینم دسترسی داشته بوده باشه
بدونِ نشان پلیسم، کار زیادی از دستم برنمیآد
اینو که میدونی، نه؟
هر کاری که بتونی بکنی؛ فقط همین رو ازت میخوام
بسیار خب، لوک
میخوام این لوله رو دربیارم، باشه؟
پس تا سه که شمردم، یه سرفهی محکم بکن
یک، دو، سه
عالی بود، رفیق
عالی بود
باشه، باشه. خوبی. خوبی
هی، هی، آروم باش لوک
آروم باش. جات امنه، باشه؟
حالا گوش کن
همه رو نگرانِ خودت کرده بودی
اما دیگه خطر رو پشت سر گذاشتی
حالت خوب میشه
چی گفتی، رفیق؟
بابا
بابات؟
اون... اون هنوز گم شده، رفیق
الو؟
منم
باید برگردی
من هنوز همینجام
هنوز توی انگلیسم
یه هفته گذشته. باید تا الان رفته بودی
باید خیلی دور میبودی
تنها راهی که بتونم از این مخمصه خلاص بشم
اینه که بقیه فکر کنن من مُردم
و اینجاست که تو وارد بازی میشی
دیگه به من زنگ نزن
من تو رو میشناسم، اولی
هیچکسِ دیگه نمیشناسه
ولی من میشناسم
من هنوز اون فایل ضبطشده رو دارم
تو و اون مَرده
هیچوقت پاکش نکردم
پس قضیه اینطوریه
ببین، من چارهی دیگهای ندارم
داری زندگی من رو به آتیش میکشی، واسه چی؟
واسه اینکه بتونی لورا رو مجازات کنی؟
اون پسرم رو راهی بیمارستان کرد
فقط یه بارِ دیگه
و رفیق، بعد از اون
قسم میخورم که دیگه خبری از من نشنوی
به من نگو «رفیق»
و تظاهر نکن که این یه لطفه
میخوای چیکار کنم؟
سلام، روشل
هی! برگشتی سرِ کار؟
نه، فقط یه سری وسیله اینجا جا گذاشته بودم
گفتم یه استراحتی به خودم بدم از بس دنبالِ کالسکه گشتم
تا چشم به هم بزنی برمیگردی
امیدوارم
گوش کن، میتونم کارتِ ورودت رو قرض بگیرم؟
در بسته شده
و نمیتونم برای رفتن به دستشویی برگردم
حتماً، مشکلی نیست
ایرادی نداره؟ آره، معلومه که نه
اوه، خیلی ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.