The first 200 lines.
آلمان ، قلعه ی اینزبرن هشت سال قبل
! کیریتسوگو - ساما
! بچتون به دنیا اومد
. خیلی خوشگله
... ببین چقدر کوچیک و ضعیفه
. ببین کیریتسوگو ، چشماش به تو رفته
. خیلی خوشحالم که این بچه رو بدنیا آوردیم
. آیری
... من باعث مرگت می شم
. می دونم
. خاندان اینزبرن نسل ها آرزوی همچین چیزی رو داشته
. وجودِ من بخاطر همین آرزوئه
، دلیلِ اینکه الان این شخص هستم اینه که عقایدت رو
. با جون و دل قبول کردم
. تو منو هدایت کردی
. تو زندگی ای بهم بخشیدی که توش لازم نبود یه عروسک ساده باشم
. لازم نیست ناراحت باشی
. من الان بخشی از توئم
... پس
... من
. من لیاقتِ اون بچه رو ندارم
. کیریتسوگو ، فراموش نکن
. تو می خوای دنیایی رو بسازی که دیگه لازم نباشه هیچ کس اونجوری عذاب بکشه
. این عقیده ی امیا کیریتسوگوئه
. فقط هشت سال دیگه ، مبارزت تموم می شه
. و عقیدت به حقیقت تبدیل می شه
. جام مقدس نجاتت می ده . من مطمئنم
. پس این دختر ، ایلیاسویل رو قبول کن
. و مثل هر پدرِ دیگه ای سرتو بالا بگیر
: دنیای انیمه تقدیم می کند
کاری از
Sabzchidori
&
Sfmking
تورین ، ایتالیا سه سال قبل
علامتِ فرمان ؟
. آره ، همون علامتی که روی دستِ راستته
. نشون می ده که تو یکی از شرکت کننده ها توی جنگ جام مقدسی
. یه صلیب ، که بهت قدرتِ فرمان دادن به یه سرونت رو می ده
. کوتومینه کیره - کون
. جنگ جام مقدس
... جنگ برای وجودی که معجزه می کنه
و من یکی از اونام ؟
. جام هفت تا جادوگر رو به عنوانِ اربابِ سرونت ها انتخاب می کنه
، خیلی غیرعادیه که کسی مثل تو
. که هیچ ربطی به جادو و جادوگری نداره ، به این زودی انتخاب بشه
... سرونت ها
... هنوزم برام عجیبه
. اینکه روحِ قهرمانان باستانی رو احضار کنی تا برات بجنگن
. می دونم باور کردنش سخته
، قهرمانانِ دوره ها و ملت های مختلف دوباره به پا می خیزن
. و همدیگه رو می کشن تا به پیروزی برسن
. این جنگ جام مقدسه
، قانون نانوشته ای بین همه ی طرف های درگیر هست که
. مبارزات باید مخفیانه انجام بشن
، برای اینکه مطمئن بشن مخفی می مونه
. ما ، کلیسای مقدس ، یه شاهد می فرستیم
یعنی واقعا کسی از ما می تونه
توی مبارزه ی بین جادوگرا قاضی باشه ؟
جادوگرِ عضوِ جامعه جادوگرا برای
. نمی تونه بی طرف باشه
، برای همین ، پدرت مثل شیش سال قبل
. به مبارزه هامون نظارت می کنه
پدرم به شهر فویوکی میاد ؟
، اما اینکه پسرِ قاضی
یکی از شرکت کننده های جنگه ، مشکلی درست نمی کنه ؟
. توکیومی - کون
. فک کنم دیگه وقتشه باهات روراست باشم
. کیرئو ، تا الان هر چی که شنیدی به بقیه ی شرکت کننده ها هم گفته می شه
اما یه دلیل دیگه ای وجود داره که من
. امروز تو و توساکا توکیومی رو خبر کردم بیاید
چه دلیلی ؟
راستش ، سال ها قبل ما فهمیدیم
که جام مقدسی که توی شهر فویوکی پیداش می شه
. اثرِ افسانه ایِ پسرِ خدا نیست
. فکرشو می کردم
، اگه واقعا اون اثر افسانه ای پسر خدا بود باید
. به ما ، هشتمین گروهِ سوگندِ مقدس داده می شد
. اما جام مقدسِ شهر فویوکی اونقدر قویه که نمی تونیم نادیده بگیریمش
. اون وسیله می تونه آرزوها رو برآورده کنه
، معلوم نیست اگه دستِ آدم نااهلی بیوفته
. چه مصیبتی به بار بیاد
، برای همین ، برای اطمینان
، باید کاری کنیم که حداقل دستِ آدم درستی بیوفته
. وگرنه توی بد مخمصه ای میوفتیم
، خاندان توساکا جادوگرن
. اما جادوگرایی که دوستی دیرینه ای با کلیسا دارن
، ما توکیومی - کون رو خوب می شناسیم . و مهم تر از اون
... معلومه که اگه جام رو بدست بیارن ، چه آرزویی دارن
. رسیدن به ریشه ی درخت دانش
. این تنها چیزیه که خاندان توساکا می خواد
... اما خونواده های اینزبرن و ماتو اون آرزوی مشترکمون رو یادشون رفته
. بقیه ی ارباب ها که دیگه هیچی
. هیچ معلوم نیست چه نقشه ی پلیدی ممکنه برای جام داشته باشن
پس می خواید بگید دلیل شرکتِ من توی این جنگ اینه که
. توساکا توکیومی هر جوری شده پیروز بشه
. البته طبیعتا جلوی بقیه دشمنِ همدیگه ایم
، اما مخفیانه با هم کار می کنیم
. تا پنج تا ارباب دیگه رو شکست بدیم و پیروزی قطعی رو بدست بیاریم
. نقشه اینجوریه ، کینث - کون
تو از کلیسا به جامعه ی جادوگرا
. منتقل می شی و اونجا شاگرد من می شی
. کاغذ بازی هاشو خودم انجام دادم
، تو باید بری ژاپن و جادوگری یاد بگیری
و اینقدر توی جادوگری قوی بشی
. که تا سه سال دیگه توی جنگ جام مقدس یه سرونت تحت فرمانت باشه
... خب
سوالی داری ، کینث ؟
. فقط یه سوال
جام موقع انتخابِ ارباب ها ، چه چیزی رو در نظر می گیره ؟
. جام بیشتر دوست داره کسایی رو انتخاب کنه که بیشتر از همه به جام نیاز دارن
پس یعنی همه ی ارباب ها به یه دلیلی دنبالِ جام هستن ؟
. الزاما نه
می گن توی جنگای قبلی ، مورد هایی بودن که علامتِ فرمان
. روی دستِ کسایی که هیچ کس فکرشونو نمی کردن ظاهر شده
. که اینطور
، کینث - کون
هنوزم بخاطر اینکه انتخاب شدی ناراحتی ؟
. فک نمی کردم به این راحتی قبول کنه
. پسرم برای خاطر کلیسا جونشو حاضره بذاره کف دستش
. راستشو بخوای ، تقریبا ناامید شدم
، از نگاهِ اون
. خودش رو درگیرِ جنگی می بینه که بهش هیچ ربطی نداره
. نه ، فک کنم اینجوری براش بهتر باشه
. همین چند روز پیش زنش رو از دست داد
یه جای جدید و یه ماموریت جدید
. شاید همون چیزی باشه که لازمش داره
شهر فویوکی ، ژاپن یک سال قبل
. آئویی - سان
. کاریا - کون ، خیلی وقت بود ندیده بودمت
سفر کاریتون تموم شد ؟
. این یکی خیلی طول کشید
. آره ، فک کنم
! کاریا - اوجی سان
. کاریا - اوجی سان ، خوش اومدی
. رین - چان
بازم برام کادو آوردی ؟
! رین
! اینجوری بی ادبیه
. بفرما
! ممنون ، آقا
. خوشحالم خوشت اومده
ساکورا - چان کجاس ؟
. ساکورا دیگه اینجا نیست
آئویی - سان ؟
. ساکورا دیگه نه دخترِ منه ، نه خواهرِ رین
. رفته پیشِ خاندان ماتو
چرا ؟
تو که می دونی چرا خاندان ماتو دنبالِ بچه هایی
. با خونِ جادوگریه
، بزرگای خاندان توساکا تصمیم گرفتن به متحدِ قدیمیمون
. ماتو ، چیزی که می خوان رو بدن
. دیگه من حرفی نمی تونستم بزنم
اونوقت تو اصلا ناراحت نیستی ؟
وقتی با یکی از افراد خاندانِ توساکا ازدواج کردم
، و یه جادوگر رو به عنوان شوهر انتخاب کردم
. برای این شرایط خودمو آماده کردم
و تو بخاطر این ناراحت نیستی !؟
خاندانی که خون جادوگری تو رگهاشه
. هیچ وقت نباید به فکرشم خطور کنه که یه خونواده ی معمولی داشته باشه
! این درست نیست
... وقتی شوهرت رو انتخاب کردی ، دنبال خوشبختی بودی
. این ماجرا بین توساکاها و ماتوهاس
. تو دنیای جادوگری رو ول کردی
. دیگه به تو ربطی نداره
. اگه ساکورا رو دیدی ، باهاش مهربون باش
... اون همیشه دوسِتون داشت
. باورم نمی شه بازنده ای مثل تو روش شده که خودشو دوباره اینجا نشون بده
. بهت گفتم دیگه نمی خوام قیافه ی نحستو ببینم
. کاریا
. شنیدم دخترِ دوم توساکا رو گرفتی
. اخبار زود می پیچه
واقعا اینقدر مهمه جادوگری رو توی خاندان ماتو نگه داری ؟
می خوای بگی اشتباه می کنم ؟
اونم تو ؟
فک می کنی وضعِ گند الانِ ما تقصیر کیه ؟
. کاریا
، اگه با موندن توی خانواده موافقت کرده بودی
، و اسرار ماتو رو یاد گرفته بودی
. اوضاع اینجوری نبود
. اینقدر مزخرف نگو ، مرتیکه خون آشام
. تو فقط جام رو برای این می خوای که نامیرا بشی
. سالِ بعد ، ششمین سالی می شه که از اون موقع می گذره
. اما خاندان ماتو مهره ای نداره که برای جنگ چهارم جام مقدس ازش استفاده کنه
، درسته که تو قدرتشو داری
. اما برادرت بیاکویا قدرتِ اینو نداره که یه سرونت رو کنترل کنه
، اما حتی اگه نخوایم توی این دوره جنگ شرکت کنیم
. باید جنگ بعدی رو برنده بشیم
. از رحمِ اون دختر ، یه جادوگر قوی بدنیا میاد
. اون دختر واقعا پتانسیلشو داره
، تو فقط اون جام برات مهمه
مهم نیست توساکا ساکورا باشه یا یه نفر دیگه ، مگه نه ؟
چه نقشه ای داری ؟
. یه معامله ، زوکن
. توی این جنگ ، من جام رو بدست میارم
. در عوض تو اون دختر رو آزاد می کنی
. مزخرف نگو
. تو یه بازنده ای ، این چند وقت که حتی یه روز هم تمرین نکردی
می خوای بگی یه ساله قدرتِ کنترلِ یه سرونت رو بدست میاری ؟
، تو قدرتشو داری همچین چیزی رو ممکن کنی
No comments yet. Be the first to leave one.