Androcles and the Lion

Androcles and the Lion

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Androcles and the Lion 1952 720p WEB-DL YIFY1
A Commentary by mortaj

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Published on: 2024-03-16
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آندره کلوس و شیر

جین سیمونز -- ویکتور ماتیور رابرت نیوتن -- موریس ایوانز -- آلن یانگ

فیلمنامه : چستر ارسکین کن انگلاند

موسیقی : فردریک هولاندر

کارگردان : چستر ارسکین

رم سال 161 بعد از میلاد زمان امپراتور آنتونینوس

درود بر ادیتور

درود ، کاتو خیلی خوشحال بنظر میرسی

هیچوقت ندیدم افراد پلیس مخفی سزار لبخند بزنن

بالاخره ما هم آدمیم

راستی ادیتور سزار از من خواسته در اجرای نمایشها بهت کمک کنم

من نیازی به کمک ندارم

با کمک من، به زودی کارها برات آسونتر میشه

تو هر هفته حداقل صد نفر مسیحی برای تماشای نمایش به کولوسئوم تحویل خواهی داد

و این همه مسیحی رو از کجا باید بیارم؟

از همه جا از سراسر امپراتوری و در تمام استان ها

به من دستور داده شده که اقدامات امنیتی ویژه برقرار کنم

در برابر این توده آشغال که الوهیت خدایان و امپراتور ما را زیر سوال می برد

فوراً میرم تا جمع بندی را در سیراکوز شروع کنم

آندروکلس؟ آندروکلس؟

بله عزیزم؟

کجائی؟ تو منو صدا زدی؟

از اونجا بیا بیرون

غذا دادن به حیوانات کثیف اونم این موقع؟

ما باید هر چه زودتر فرار کنیم وقتی برای تلف کردن نداریم

دست از سرم بردار، حیوون کثیف

همین روزها از شرتون خلاص میشیم

الان نه؟ مگه اینکه بخوای خوراک شیرها بشی

سربازها در حال جمع آوری مسیحیان برای سیرک امپراتور در رم هستند

حدس بزن اسم چه کسی بالای لیست باشه

اسم من که نیست؟ اوه پس اسم کی باید باشه؟

اونا بر اساس حروف الفبا شکار میکنن و اسم تو آندرو کلوسه

چرا پدر ومادرت اسمتو نذاشتن مثلاً " زنو کلوس "؟

تو که فعلاً اسمت در نمیاد

من اینجا میمونم و منتظرشون میشم

یعنی چه اینجا میمونی؟

مگه نمیدونی چه بلایی سرت میاد؟

عزیزم ، چه سرنوشتی بهتر از شهادت؟

اوه، نه، تو این کارو نمیکنی

من میدونم چی تو فکرته

سعی میکنی از شر من خلاص بشی

وقتی من نباشم ، تو هم نباید باشی

فکر می کنی خیلی زرنگی؟

خواهیم دید

اذیت نکن عزیزم یالا اون بسته رو بردار

اما من واقعاً ترجیح میدم بمونم

راه بیفت

باید صبح زود از خواب بلند میشدی و این آشغال هارو جارو میکردی

حیوونهای من چی میشن؟

بیاین بچه ها باید از اینجا بریم

اونا همینجا میمونن

شاید هم خوراک شیرها بشن

نگفته بودی که اینا هم مسیحی هستن

حتی یه گنجشک کوچک هم مسیحی است

پس بدشون نمیاد شهید بشن

از این در نه احمق ، از در پشتی

بجنب دیگه

و هیچ کدوم از حقه هاتو با من امتحان نکن

عجله کن

اندی، لطفاً عجله کن

توقع داری چطوری از اینجا عبور کنم؟

حرکت کن عزیزم میخوای غرق بشم؟

آب به زور تا مچ پات میرسه

به جرأت میگم برات مهم نیست که غرق بشم یانه

نه عزیزم ، یعنی بله عزیزم

ای بی رحم

برات مهم نیست من چه احساسی دارم یا چه اتفاقی برام میفته

بله عزیزم ، یعنی نه عزیزم

همیشه به فکر خودتی

خودت ، خودت ، خودت

همیشه خودت

یه مرد باید گهگاهی هم به فکر خودش باشه عزیزم

یه مرد باید گاهی هم به فکر همسرش باشه

همیشه که نباید به من متکی باشی

تو باعث شدی خیلی بهت فکر کنم نه اینکه سرزنشت کنم

منو سرزنش کنی؟

تقصیر منه که با تو ازدواج کردم؟

نه عزیزم ، تقصیر منه

حرف قشنگی زدی

از من راضی نیستی؟

شکایتی ندارم

شکایت ؟

یه قدم دیگه هم بر نمیدارم

اوه، دوباره نه عزیزم

تو هر دفعه که یه مایل جلوتر میریم توقف میکنی و همین حرفو میزنی

قبل از رسیدن شب باید به تپه ها برسیم

حیوانات وحشی تو جنگل زیادن از جمله شیرها

من یک کلمه از حرفاتو باور نمیکنم

همیشه منو با جانوران وحشی تهدید می کنه

تا وادرم کنه از ترس قلب تهی کنم

وقتی که به سختی میتونم یه قدم دیگه بردارم

ما هنوز یه شیر هم ندیدیم

حتی یه شیر هم باعث میشه وضعمون تغییر کنه

بسیار خوب

اگه به حیوانات بیشتر از همسرت علاقه داری میتونی همین جا باهاشون زندگی کنی

به اندازه کافی از دست تو وحیوونات کشیدم من برمیگردم

نه عزیزم اینطوری حرف نزن

تو نمیتونی برگردی

یادت نره تو همسر منی

میفرستن رم و میندازنت جلوی شیرها

درسته ، تو هم همین رو میخوای

نمیخوای جلوی منو بگیری؟

نه عزیزم ، اگه واقعاً بخوای نه

پس به راهم در جنگل ادامه میدم

و وقتی حیوانات وحسی منو خوردن اونوقت میفهمی چه همسری رو از دست دادی

اندی

اندی

چی شده عزیزم؟

چی شده؟

نرو اندی ، نرو

نرو ، کشته میشی

برگرد

دیدی؟ شیر

خدایان برای مجازات تو فرستادن چون مسیحی هستی

منو بگیر اندی

نجاتم بده

مگی، تو یه فرصت داری

تقریباً 20 دقیقه طول میکشه تا منو بخوره

گوشت من نسبتاً سفته

میتونی از این فرصت استفاده کرده و بزنی به چاک

در مورد خوردن حرف نزن

به همسرم نزدیک نشو ، می شنوی؟

فرار کن مگی

اگه چشم ازش بردارم، کارم تمومه

اوه ، داره میلنگه حیوون بیچاره

یه خار بزرگ رفته تو دستش

عجب خار وحشتناکی

پس اینقدر ناتوانی که نمیتونی یه مسیحی بیچاره رو بخوری؟

پس اگه خار را از دستت در بیارم

فوراً این میسحی کوچک رو میخوری

بعدش هم همسر چاق و مهربانش را

اوه .. باشه ، باشه

حالا قرار نیست گاز بگیری و اذیت کنی

حتی اگه یه کم درد داشته باشه

حالا پنجه های مخملی رو مخفی کن

همینه

خونسرد باش

نباید به یه مسیحی بیچاره آسیب برسونی

متأسفم

یه فشار کوچک ، بعدش همه چی تمومه

فقط یه کوچولو

نباید دکترتو بترسونی

واقعاً که درد نداشت

فقط یه بار دیگه

نترس . الان تموم میشه

بفرما ، دیدی درد نداشت

یه کم زبون بزن تا ورمش از بین بره

آنجا. دیدن؟

اوه ، شیر باهوش من

آره ،تو دوست خودمی دوست عزیز اندی

آره

آره میدونم لازم به تشکر نیست

قابلی نداشت

خب ، حالا یه دقیقه صبر کن

اگه قراره به همین منوال ادامه بدیم بهتره به صورت رسمی به هم معرفی شویم

من آندروکلس هستم اسم شما چیه؟

گفتی تامی؟ خیلی خوشوقتم تامی

آندره کلوسه

اون یه جادوگره آره همینه

بریم دستگیرش کنیم

# به پیش، سربازان مسیحی #

# پیش بسوی جنگ #

# با صلیب عیسی #

# به پیش #

اولین گروه مسیحیان گرانقدر شما وارد شدند

منظورت مسیحیان خودت

بگیم مسیحیان امپراتور

دسته ، ایست

# بسوی نبرد #

# ببنید علامتهای مارا # دسته ایست ، ساکت

بطرف راست ، حرکت کنید

سر جای خود بمونید

همش همینهاست؟

نه . یه گروه دیگه هم از سیراکوز دارن میان

تا کی باید منتظرشون باشم؟

خیلی بی حوصله ای کاپیتان من یه سربازم نه پلیس

سردار، دشمن درون به همان واقعیست که دشمن بیرونی

من به روش خودم کار میکنم شما هم به طریق خودت

حالا که کارت تموم شده چرا برنمیگردی به رم؟

از شراکت بامن خوشت نمیاد ، سردار؟

در شأن یه سرباز رمی نیست که جاسوسی کنه

یا بنظرت منو افرادم مشکوک هستند؟

مسیحیت مثل مرض مسریه سردار

هر گز نمیشه فهمید فتنه بعدی از کجا شروع میشه

میخوایم مطمئن باشیم که به سربازان دلاور ما وافسرنشون صدمه ای وارد نشه

پیشنهاد میکنم بانوی محترم در جای امن تری قرار بگیرند

اینا زندانیان مسیحی خطرناکی هستند نمیشه گفت چه اتفاقی ممکنه بیفته

پیشنهاد میکنم به داخل تشریف ببرید تا میدان از اینها خالی بشه

اما من خودم هم یکی از آنها هستم

آب

میتونم کمکت کنم؟

آب . آب

میشه خواهش کنم؟

البته خانم

اجاز بده یه کاسه تازه بیارم؟ نه همین خوبه

اسمش لاوینیا است

من به شیر حسادت می کنم

کدوم شیر؟

اونی که قراره این خوشگل رو بخوره

انتظار شما به پایان رسیده سردار

Androcles and the Lion subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Androcles and the Lion

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left