The first 200 lines.
بیدار شو!
- بیا دیگه! - بیا دیگه!
امکان نداره بپره تو آب.
سرد نیستها.
مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
تبلیغ کسب و کارتون میتونه اینجا باشه! کانال تلگرام من: realKiarashNg@
بهترین کانال موسیقی تلگرام: RealGMusic@
تو رو نگاه میکنهها.
- از اینجور دخترها خوشش نمیاد. - ممکنه خوشم بیاد.
- تو رو که نگاه نمیکرد. - شاید داشت میکرد.
- هوم. - بس کن.
سلام. عصرتون به خیر.
استیکهای ویژه امشبمون رو بهتون معرفی کنم:
استیک ریبآی دویست گرمی و استیک گاو چهارصد گرمی داریم.
یه جفت برات میام.
اوهوع.
- مامان؟ - هوم؟
بازی نمیکنی؟
- اِم... - دو نفر بیشتر نیستیم. بیا دیگه.
یه لحظه وایستا. یه لحظه وایستا.
- وایستا، وایستا. - داری کار میکنی؟
آره.
- گوشیت رو ول کن! - یه لحظه... نه...
خیلی مسخره است.
- کار بی کار. - نمیخوام بازی کنم.
- ده دقیقه کار نکن. - واسه چی؟
یه... یه روز بود که گوشیم رو دستم نگرفته بودم.
- تقریبا یه روز بود. - هوم.
خب، پسش نمیدیم.
باید قبلش بازی کنی.
- بیا دیگه! - تو هم بازی میکنی؟
به من هیچ ربطی نداره.
داریم به خودت میگیمها.
- بیا اینجا. - بیا دیگه.
- اصلا با دومینو حال نمیکنم. - خیلیخب...
- گوشیم رو بدین دیگه. - از اول بازی میکنیم.
- پوف! - بیا دیگه!
عصرتون به خیر. از برنامه غواصیمون خوشتون اومد؟
من عضو تیم غواصیمون هستم.
سوالی ندارین؟
ممنون!
میخواین باهام عکس بگیرین؟
نه، ممنون.
درست میگفتی. واقعا از دور خوشتیپتر بود.
خیلیخب، بلند شو، بلند شو، بیا بریم.
مرسی که باهامون اومدی.
هوم.
خوشحالم که اومدم.
به بچهها خوش میگذره.
- صبح به خیر. - صبح به خیر.
اِم، تو کدومشون تکیلا ریختین؟
تو این دو تا.
آها. ممنون.
خواهش میکنم.
سلام.
مارگاریتاهاتون رو آوردم.
میشه این بطریهای خالی رو ببرم؟
چرا که نه؟
- ممنون. - خواهش میکنم.
هوم.
الکلش بالاست.
چیکار میکنی؟
خیلی بیشعوریها.
اصلا الکل نداره بابا.
سلام مامان.
سلام.
آره! وایستا، وایستا، وایستا...
صدات رو ندارم. الو؟
چی؟
ریچارد؟
خودت... خودت کجایی؟
اِم... خیلیخب.
اِم...
در... در اسرع وقت خودمون رو...
مامان؟
در اسرع وقت خودمون رو میرسونیم.
مامان؟
- جریان چیه؟ - اِم، دارن مامان رو...
دارن میبرنش بیمارستان.
اِم، وسایلتون رو جمع کنین.
مامان!
- بیا مامان. - جریان چیه؟
- وسایلتون رو جمع کنین! - وسایلت رو جمع کن دیگه کالین.
زود باشین.
چمدونهاتون رو گذاشتم اون پشت.
خداحافظ قربان.
الو؟ صدام رو داری؟
چی؟
چی؟
سلام.
آره.
خب، چی شد؟
که اینطور.
خیلیخب.
نه، درک میکنم. درک میکنم.
فوت شد؟
- ممنون. - خواهش میکنم قربان.
قربان، پروازهاتون رو هماهنگ کردیم.
متأسفانه مجبورین یه بار تو مکزیکو سیتی...
و یه بار تو مادرید پروازتون رو عوض کنین.
خوشبختانه تو مکزیک یه ساعت...
و تو مادرید دو ساعت بیشتر معطل نمیشین.
باید گذرنامههاتون رو بدین.
ممنون.
میشه لطفا گذرنامههاتون رو بدین؟
ممنون.
ممنون.
گذرنامهات رو بهشون دادی؟
- آره. - خیلیخب.
- گذرنامهام همراهم نیست. - مامان...
گذرنامهات همراهت نیست؟
- قربان، باید گذرنامهتون رو بدین. - گذرنامهام همراهم نیست.
کجاست؟
مسافرین دارن سوار میشن. باید گذرنامهتون رو بدین.
- چی گفتی؟ - گذرنامهام همراهم نیست.
- این دیگه چه حرفیه؟ گذرنامهات... - چی؟
تو هتل جا گذاشتمش. اِم...
خیلیخب، میتونیم واسه پرواز بعدی یه بلیت براتون رزرو کنیم.
- ممنون. - نه، نه، نه! منتظرش میمونیم!
- دیگه باید بریم. - منتظرش میمونیم! نه!
مسافرین دارن سوار میشن، خب؟
- باورم نمیشه! - مامان...
ببرینش تو هواپیما.
باید از حراست رد بشیم.
مامان، بیا دیگه.
چطور ممکنه آدم گذرنامهاش رو جا بذاره؟
بیا.
کیر توش!
چمدونتون رو پیدا میکنیم، خب؟
منتظرتون میمونیم.
از این طرف.
تاکسی؟
کجا تشریف میبرین؟
بریم هتل.
کدوم هتل؟
- هتل دیگه. - هر هتلی؟
خیلیخب.
میبرمتون...
یه هتل خیلی خوب.
هتلش خیلی باحاله! خیلی قشنگه!
خورخه کامپوس هستم.
متوجه شدین؟
با دخترها حال میکنین؟
رو میز میرقصن.
داشته باشین. چه دختر خوشگلیه.
راهنما بزن دیگه پسر!
یه لحظه وایستین.
لوئیسا!
میشه لطفا یه اتاق بهم بدین؟
بله.
وایستین. اول اتاقشون رو ببینین.
- میخواین نشونتون بدم؟ - خیلیخب.
ساکن میشین؟
خیلیخب.
- حساب ما چقدر شد؟ - چهارصد پزو.
ممنون.
شبی هزار پزو میشه.
طبقه پایین پرداخت کنین.
خیلیخب.
ممنون.
رفیق، هر کاری داشتی، باهام تماس بگیر.
این خط خودمه.
- خیلیخب. - خب؟
- ممنون. - ممنون.
سلام قربان، خوش اومدین!
میتونین اینجا بشینین.
ببخشید!
بفرمایین.
آبجو میل دارین؟
- یه آبجو بیارین، ممنون. - پونی، یه آبجو لطف کن!
غذا میل ندارین؟ انواع و اقسام غذاهای دریایی رو داریم.
میگومون آماده است، هم سوخاری داریم، هم با پودر سیر...
میتونیم شاهمیگو هم براتون درست کنیم.
چیزی میل ندارین؟
عصر به خیر رفیق! انگلیسی بلدی؟
- بلدم. - خیلیخب.
- هرچقدر خودت بخوری رو حساب میکنیم، خب؟ - خیلیخب.
هر کار دیگهای داشتی، به خودم بگو.
خیلیخب، ممنون.
وایستا، وایستا.
وایستا.
سلام، چطوری؟
آره.
نه، خودم... خودم گاوصندوقه رو گشتم.
گاوصندوقه رو گشتیم. اِم...
توش نبود. خیال میکردم توش باشه، ولی توش نبود.
شرمندهام. شرمندهام.
نه، هنوز دارن میگردن. هنوز دارن میگردن.
هنوز داریم میگردیم. آره.
- چقدر میشه؟ - بیست پزو میشه.
نه، باید... باید...
باید برم کنسولگری ردیفش کنم، ولی، اِم...
تا دوشنبه تعطیله، اینه که...
شرمندهام.
کار دیگهای از دستم برنمیاد.
اگه دوشنبه یه گذرنامه جدید بهت بدن،
میتونی درجا برگردی دیگه.
- آره. - میتونی سهشنبه برسی اینجا...
و بعدش، اِم، مراسم ختم رو چهارشنبه برگزار میکنیم.
آره، آره. امیدوارم همینطور بشه.
No comments yet. Be the first to leave one.