Release info

Lady Snowblood 2 Love Song of Vengeance (1974) 720
A Commentary by 141
مترجم: مهسا

Tags

720
Published on: 2016-04-04
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبر سايو کاشيما

قبر کاهن دوکاي

به نمايندگي از طرف خدا با ظلم مبارزه مي‌کنند.

آنها سربازان ما هستند, وفادار، شکست ناپذير و شجاع

اکنون زماني است که آنها بايد سرزمين پدران و مادران خود را ترک کنند

با فرياد‌هاي مشوق ما دلگرم مي‌شوند

آنها قاطع و مصمم هستند

بدون پيروزي، زنده باز نخواهند گشت.

اينجا در ميهن, هموطنان در انتظار شما هستند

در سرزمين هاي بيگانه, سربازان شجاع ما

ماه سپتامبر, (سي و هشتمين سال سلطنت ميجي، (1905

جنگ ژاپن-روسيه پايان يافت

سيصد و هفتاد هزار سرباز ژاپني زندگيشان را در راه حفظ اين پيروزي فدا کردند

تا اطمينان حاصل شود که کاپيتاليسم نيروي محرکه‌ي امپراتوري ژاپن مي‌شود .

با اين حال، نرخ تورم پس از جنگ بسيار بالا بود

و مردم بي‌پناه در سکوت خويش، گرفتار بودند

در همين زمان، زني سفرش را با خونريزي، در امتداد جاده‌ها ادامه ميداد.

اسم اون يوکي کاشيما بود بعضي ها اون رو به اسم برفدانه قاتل ميشناسن

برفدانه قاتل! تسليم شو!

نذاريد فرار کنه!

چي شده؟ اون فقط يه زنه!

بهش حمله کنيد!

نذاريد فرار کنه!

صبر کن! صبر کن!

دو سه روزه خوب ميشه

فقط يه مخروط کاج بود

اگر استراحت نکني، خيلي خسته ميشي

تهيه کننده کيکومارو اوکودا

بر اساس داستاني از کازوئو کويکه و کازوئو کاکيمورا

فيلمبردار تاتسو سوزوکي

موسيقي کنجيرو هيروس

برفدانه قاتل! اين دفعه نميتوني فرار کني

حمله کنيد

با بازي:

ميکو کاژي

يوشيو هارادا

کازوکو يوشيوکي, شين کيشيدا

کوژي نامبارا کيچي يامباموتو, تورو آبه

ژوزو ايتامي

کارگردان توشيا فوجيتا

بهش حمله کنيد!

برفدانه قاتل: موسيقي عاشقانه انتقام

يوکي کاشيما تو در مقام متهم هستي

به خاطر انجام يک سري قتل هاي عمدي

کشتن در مجموع 37 انسان

جناياتي که تا به حال مرتکب شدي غير انساني هستند

و تو اصلا اظهار پشيماني نميکني

اين جنايات هم از طرف خدايان و هم از طرف مردم، غير قابل بخشش هستند

تو محکوم به اعدام شدي تا بميري

چهاردهم مارچ 1906

قاضي تانو، رياست دادگاه عالي

آيا متهم مايل حرفي بزنه؟

نه، حرفي ندارم

اين يک زندان مخصوصه، که جنايت کاران زن در اون زنداني هستند

پشت همين ديوارهاي آجري قرمز بود که يوکي به دنيا آمد

در شبي که بيش از يک متر برف در توکيو باريد

يوکي پاشو به اين دنيا گذاشت

کودکي که انتظار ميرفت خونخواه مادرش باشه

روز اعدام يوکي رسيده

چرا منو نجات ميدي؟

منو کجا ميبري؟

برفدانه قاتل...

زيبا و سرد، دقيقا مثل اسمت

من ديگه نميخوام خوني ريخته بشه

پس تو اين زندگي چي برات ميمونه؟

بدون خون، تو فقط مثل برفي هستي که تو کثاقت آب ميشه

برفدانه قاتل...

زندگي مثل يه فراري خسته ات کرده و باعث شده مبارزه کردن رو رها کني

اما هيچ چيز ديگه اي مثل صلح نميتونه به نفعت باشه

تو براي هميشه مقدر شدي به زندگي که توش کشتار غير انساني باشه

تو کي هستي؟

مهم نيست من کي هستم، من زندگي تورو نجات دادم

لطفت رو پس بگير

شمشيرت!

فهميدم...

به نظر مياد تو هيچ نگراني نسبت به تعهداتت نشون نميدي!

تعهداتم سر جاشونن

خب، پس... تو الان ميخواي اينجارو ترک کني؟

من مانعت نميشم

ولي همه چيزي که ميتوني انتظارش رو داشته باشي اينه : يک بار ديگه زندگي مثل يک فراري.

پليس و قاتلا هردو بيرحمانه دنبالت ميگردن

تو مثل يه سگ فرار ميکني

و، يک بار ديگه ميري پاي چوبه دار

مردي به اسم رانسوي توکوناگاهدف ماست

اون يه طرفدار اصول هرج و مرج(انارشيسم يه ياوه اي که در حال نابود کردن آرمان گراييه.

من ميخوام که تو اونو به مدت يک ماه از نزديک زير نظر داشته باشي

يه چيز ديگه اي هم هست که ميخوام درباره اش تو اين خونه تحقيق کني

يک پرونده مهم محرمانه

ژاپن پيروز شد! ژاپن پيروز شد! روس ها شکست خوردند

کشتي جنگي روسي نابود شد

رانسوي توکوناگا

عزيزم؟

خدمتکار اينجاست.

يه لحظه

من رانسوي توکوناگا هستم

اسم من يوکي

خب، همونطور که ميبيني ما خونواده فقيري هستيم

و عقل سليم ميگه که آسايش يه خدمتکار رو خدشه دار نکن

به هر حال، واقعيت اينه که زن من بيمار

اميدوارم همگي بتونيم از پس هم بربيايم

به جاي محبت

از طرف کسي که برام مهم نيست

خودخواهي تورو ترجيح ميدم

آيا انقلاب بر اساس جمع گراييه؟

گذشته رو کامل فراموش کن

من ميخوام بچه تورو به دنيا بيارم

اوه، دنيا يه خواب يا يه خيال؟

من تو زندان تنها هستم...

يوکي!

هي، يوکي!

-بله، آقا - آب! براي من آب بيار

به نظر ميرسه اون يه حسي نسبت بهت داره

آه، خوب بود

من يه آنارشيستم، ميبيني

ولي من بيشتر يه مرتدم!

رئيس!

"شورش کذايي: يک سال بعد" نوشته ر.توکوناگا

اوه، تويي

خب، من دلم ميخواد از اون چيزي که شما بهش ميگيد دشمن، زياد داشته باشم

معذرت ميخوام اميدوارم، احساساتت جريحه دار نشده باشه

ضمنا، يوکي، من ديرتر ميرم بيرون

ميخوام که منو همراهي کني

بله، آقا

رئيس، ما تحت تعقيب هستيم

پليس هميشه منو زير نظر داره

اراذل!

يوکي، دنبالم بيا

فريب دادن اونا يکي از سرگرمي هاي زندگي منه

اما جايي که ما الان ميخوايم بهش سر بزنيم

جايي که من قطعا نميخوام آدمايي مثل اونها پاشونو اينجا بذارن

رفقاي من اينجا دفن شدند

بعد از اينکه به خاطر انجام عمليات شورشي دستگير ميشن

اونا رو سال گذشته به طرز و حشيانه اي ميکشن

در واقع، اينجا يه قبرستون حيوون خونگيه

به رفقاي من تهمت زده شد به اونا شورشي گفتن

بعد اينجا دفنشون کردن، مثل اينکه اونا سگ ها يا گربه هايي باشن بدون تشييع جنازه يا مراسمي

چرا منو اوردي اينجا؟

چون من ميخوام تو هم براي اونا دعا کني

خانم برفدانه

اسم تو يوکي کاشيماست که بعضي ها تو رو به اسم برفدانه قاتل ميشناسن

تو سخت دنبال چيزي تو خونه من بودي

تو دنبال پرونده محرمانه هستي که حکومت رو به خطر ميندازه،

و، احتمالا، زندگي من

مردي که مجبورت کرده اين کارو انجام بدي رئيس پليس مخفي

سيشيرو کيکوي

مرد اول دستگاه جاسوسي دولت

هدف پليس مخفي چيه؟

تا شورشياني رو که عليه خدايان و قوم الهي ژاپن قيام کردند رو از بين ببره

اونا پليس سايه هستن ارتش سايه

اگر انقدر اطلاعات داشتي چرا منو نزديک خودت نگه داشتي؟

قبرستان شورشيان

اون پرونده محرمانه اي که دنبالش بودي...

شک نکن که اين اطلاعات دست منه

همينجاست، حقيقت داره

بذار يه داستان درباره ي يه آشغال برات تعريف کنم

يه روزي، همين اطراف، کارگري به اسم يوشيزاوا زندگي ميکرد

با کارگران جوان و فقير تو اين دوره و زمونه مثل آشغال رفتار ميشه

حقوق ناچيز, از تا شب دير وقت به کار ميگرفتنش

و زندگي اون هرروز بد و بدتر بود

يک روز، اون تمام عصبانيت و تنهاييشو يراي ساختن يه بمب صرف کرد

فوريه گذشته

يوشيزاوا به خاطر منفجر کردن پايگاه پليس کاگورازاکا دستگير شد

مردم شکه شده بودن ولي خيلي زود فراموش شد

اما کيکوي، پليس مخفي، برنامه اي ترتيب داد تا از اين شخص جوان به سود خودش استفاده کنه

اون ادعا کرد: " بمب کار يه نفر نبوده

"و اين توطئه توسط آنارشيست ها انجام شده

و اونا قصد داشتن امپراطور رو به قتل برسونن

اون يه داستان خوب سرهم کرد

بعد کيکوي و ژنرال بازرس تراوچي اين دروغ هارو همه جا منتشر کردند

اونا منتظر بهترين زمان بودند تا اينکه يکباره از دست همه آنارشيست ها خلاص بشن

دوازده نفر از رفقاي آنارشيست من گرفته شدن.

اونا حتي يه وکيل هم نداشتن و ظالمانه محاکمه شدند

و اونا رو سريع اعدام کردند

و يوشيزاوا، تنها کسي بود که حقيقت رو ميدونست

که توسط کيکوي به قتل رسيد

منطقيه، اونا بايد دنبال من هم باشن

اما، به طور اتفاقي، من مريض بودم و توي خونه استراحت ميکردم

خوشبختانه يا متاسفانه فقط من نجات پيدا کردم

کيکوي پست حالاش رو به عنوان پاداش دريافت کرد

و تراوچي به وزارت دادگستري ترفيع پيدا کرد

اما، يوکي... يه روزي، من اونارو از پا در ميارم

من ممکنه خيلي قدرتمند نباشم

ولي من هنوز يه سلاح قوي دارم ...

اين!

پرونده اي که يوشيزاوا پشت سرش گذاشت

اون مکالمه هاي روزانه ي کيکوي و تراوچي رو نوشت

در قالب نامه اي براي مادرش

اگر شورش يه روزي بتونه عملي بشه

کار کيکوي و تراوچي تمومه

به خاطر اينه که، براي اونا،اين نامه از هر بمبي قدرتمند تره

فهميدم... پس اون داره به ما نارو ميزنه؟

من فکر کردم اونو کاملا فهميدم فکر ميکردم اون از يه فراري بودن خسته شده

به هر حال من بايد از رانسوي توکوناگا قدرداني کنم

اون با موفقيت باعث شد که آتش انتقام قويتر بسوزه

آتش ضعيف انتقام که در وجود يوکي مونده بود.

کيکوي، اتفاقات هميشه اونطور که ميخواي پيش نميرن

طي سه روز، تو پارک شيبا

اونجا گردهم آيي آنارشيست ها و کارگرا خواهد بود

پاتوق ملي تظاهرات و شورش

بدون شک، رانسوي تاکوناگا تو اين گردهم آيي نامه رو عمومي ميکنه

Lady Snowblood 2: Love Song of Vengeance subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Lady Snowblood 2: Love Song of Vengeance

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left