The first 200 lines.
داره يه چيزي بهم ميگه
نمي دونم معنيشون چيه
چي ميگه ؟
يه "ب" مي شنوم مثل اول يه اسم
بروس... شايد ؟
بروت ؟
خداي من
بروتوس
اسم سگمونه
هر وقت مي رسيديم خونه
بروتوس هميشه همون اول بدو بدو ميومد سمت من
و مايک ميگفت "تو هم همينطور بروتوس" ؟
داريم به زايمان خيلي نزديک ميشيم
هفت ماه
درواقع اين چيزيه که ميخوام دربارش باهاتون حرف بزنم
... فکر مي کنيد
مي تونيد از مايک بپرسيد اسمشو چي بزاريم ؟
مجبور نيستم ازش بپرسم
جودي, اون حرفاتو ميشنوه
هميشه ميشنوه
انرژي ش تموم شد ارتباطمو از دست دادم
نه صبر کنيد فقط ازش بپرسيد
شايد بتونيم هفته ي بعد دوباره امتحان کنيم ؟
اون هميشه کنارته, مي دوني
ميخوام اينو بدوني
ممنون
بخاطر سگ ِ, آفرين
خب اون چند تا از عکساشو گذاشته بود رو صفحه ي فيس بوکش
فهميدنش سخت نبود
آخرين صورتحساب بانکيش
بر طبق اين حدود 8000 دلار واسش مونده
تو حساب پس انداز شرکتيش
که عموما به اجازه شرکاش احتياج داره
خب ما احتمالا مي تونيم
تو پنج جلسه ي ديگه حسابي بچلونيمش قبل از اينکه بخواد طفره بره
اون هنوز يه خونه داره درسته ؟
مي تونه بفروشش
هيچوقت پولي روي ميز جا نزار ويلسن
بسيارخب بعدي کيه ؟
پنج ماه از تصادف مي گذره
نمي دونم چجوري وصفش کنم
مثل يک مرده متحرک ميمونه که داره تو خواب راه ميره
خب هر کسي يه جور غم وغصشو تحمل مي کنه
اما اون با غم واندوه سر و کار نداره آقاي فورد
اون نمي زاره به غم و غصه ش فکر کنه
فکر مي کنه که اون با مايک ارتباط برقرار مي کنه
و اونا همشون ازش سواري مي گيرن
اون يه چک اعتباري براش نوشته کدوم آدمي اينکارو مي کنه ؟
آدمايي که چشم به پولتون دارن
فرض مي کنم که اينو بهش نشون دادي
تلاشمو کردم اما اون ديگه به حرفم گوش نميده
مثل اين مي مونه که شستشوي مغزي شده يا يه چيزي تو همين مايه ها
آره, اصرار کورکورانه بر اعتقاد
مَردم حتي بعد از نشون دادن مدرک ِ نقض کننده ي باورشون
سفت و سخت تر به اعتقاداتشون مي چسبن
من قراره چيکار کنم ؟
اين يارو تا قرون آخر پول
بيمه ي عمر ِ مايک رو بالا کشيده
و حالا "جودي" از اين حرف مي زنه که
ميخواد هفته ي بعد خونه ش رو براي فروش بزاره
خونه شو
و بچه هم دو ماه ديگه به دنيا مياد
اگه همينجوري ادامه پيدا کنه
باشه نگران نباش اين يارو مجبور ميشه جريمشو بپردازه
ما از اين مطمئن ميشيم
من براي پول گرفتن اينجا نيومدم آقاي فورد
فقط ميخوام خواهرم مثل روز اول بشه
پولدارا و قدرتمندا هر چيزي رو که بخوان بدست ميارن
ما براتون پسش مي گيريم
و بعضي وقتها, آدم بدها بهترين آدم خوبها رو بوجود ميارن
ما وسيله ي نفوذ رو
فراهم مي کنيم
به نمايش خوش اومديد
بسيار خب مستقيم برو جلو
پس اينجا نمايشش رو برگزار مي کنه ؟
با انبارهاي جور واجور ِدور وبرش ؟ ؟
خب اينجا دسترسي به شبکه ي محلي دارن
درآمدزايي مستقل
مي دوني, احتمالا سعي مي کنه تا با يه نمايش خفن تر براي شبکه يا همين چيزا
پول بيشتري به جيب بزنه
آره حق با تو
من وبسايت "رَند" رو هک کردم, پسورداشم دزديدم
و باهاشون به ايميلش دسترسي پيدا کردم
مي دوني, اين مرد با کامپيوترش وصل شده
به اينترنت بيسيم مجاني شهر ؟
مامان بزرگمم مي تونه سيستمشو هک کنه هارديسن
آره خب به نظر يه شبکه ي جستجو کننده
از داخل سالن نمايش داريم
فکر کنم ميخواد خود نمايي کنه
نمايش تلويزيوني يعني اتاق کنترل ميرم ببينم چي پيدا مي کنم
براي ارتباط با کي اومدين اينجا ؟
هيچي. . هيشکي
نميخوام با کسي صحبت کنم
چي شده ؟
فقط از "واسطه" ها خوشم نمياد باشه ؟ عصبيم مي کنن
باشه فقط خونسرد باش
ما اينجاييم تا فقط بفهميم چه کلکي تو کار ِ "رند"ه
همش همين
متشکرم. ممنون از همتون که اومدين
مايلم تا مستقيم برم سر اصل مطلب
چون دارم يه انرژي مي گيرم
داره از طرف يه نفر... . اينجا ميادش
يه "ميم"ه
ممممم
من مونيکا هستم
يه اسم که با "ل" شروع ميشه به شما مربوطه
لاکي, لوسي
لوسيل ؟
اين... يه انرژي مادرانه ست
مادربزرگت درسته ؟
بايد بدوني خيلي بهت افتخار ميکنه
اينجا دستشويي نيست نه ؟
هي اينجا چه خبره پسر ؟ خيلي خب آقا
مجوز اينجارو نداريد
مثل جادوگر بازي ها؟ چي داري حالا ؟
آقا. بايد بريد اين چيه ؟
مثل يه نفر پشت... - خيلي خب گفتم بيرون
باشه پسر
برو با کامپيوترت بازي کن
اشتباه اومدم ببخشيد
و ما هم هستيم
حالا چيزي رو که اونا مي بينن ما هم مي بينيم
اين بوي چيه ؟
چه بويي؟
من تازه اينو شستم مي توني از رويِ کَفِ ماشين غذا بخوري
نه مشخصا بو مياد
انرژي يه نفر ديگه داره همين الان مياد
اون اون فِرِد ؟
يا فرانک ؟
من يه مارمولک خونگي دارم به اسم فرانک
هرچند هنوز زنده ست
منظورم اينه که حداقل تا امروز صبح قبل رفتنم
ميخواي چيزي ازش بهم بگي ؟
اون مارمولک نيست
تو خودتو از انرژي هايي که اينجا اطراف ماست جدا کردي
اما دوستت که اينجاست يه ذره شنواتره
درحقيقت فک کنم دارم همين الان يه انرژي مي گيرم
مشخصا از اعضاي خونواده ست
پدرت ؟
نه
نه, برادر يا خواهره
برادره
جفتتون خيلي جوون بوديد
يه تصادف بود
يه جاده مي بينم
يه ماشين... مي بينم
اما برادرت تو ماشين نيست
اون تو خيابونه
چرخها
چرخ هارو مي بينم
يه تخته اسکيت
نه يه دوچرخه
وقتي تصادف کرد, دوچرخه سواري مي کرده ؟
الان مدت زياديه که از پيشت رفته
اون متاسفه که مجبور شده ترکت کنه
مي دونه که... خودتو مقصر مي دوني
اما مي خواد بدوني که اون يه حادثه بوده
تو دوچرخه سواري بهش ياد دادي آره ؟
چيزي نيست
بعضي وقتها آدما آمادگي شنيدن
چيزي که ارواح بايد بگن رو ندارن
لعنتي
کارش حرف نداره
بايد زده باشه به هدف
پارکر
امکان نداشت از اون قضيه چيزي بدونه
تا حالا به هيشکي نگفتم
هيشکي
هرگز
پارکر اون چيزي نمي دونست
نه نيت
تو گفتي بايد کلک کارشو پيدا کنيم
همينو گفتي
خب ما حقه ي پيدا نکرديم نه ؟
اون همه چيزو مي دونست
واقعا "واسطه"ست
اون "واسطه" نيست پارکر فقط يه شياده
اون فقط همون لحظه ذهنت رو خوند همين
اون فقط چند سوال پرسيد و از جوابهات براي راهنمايي استفاده کرد
اما من چيزي نگفتم
مجبور نبودي مي تونم يه چيزي بهت نشون بدم ؟
درست اينجا
اينجا يادته که ازت پرسيد
اين انرژي که دارم مي گيرم
به پدرت مربوطه يا نه ؟
يادت مياد ؟
خب تو هونجا اَبروتو کج کردي
ترجيحا بهش گفتي نه
و بعدش وقتي به برادرت اشاره کرد - درست همينجا
چشمات يه کم گرد شدن
پس اون فهميد که درست داره پيش ميره
و بعدش فقط حدس زد پارکر
اون زد به هدف وقتي گفت جفتتون جوون بوديد
و بعدش با احتمالات پيش رفت
و تصادف هم يکي از اون حدسها بود
اما اون درباره ي دوچرخه مي دونست
نه نمي دونست
چون اون گفت "چرخ"ها
و بعدش ادامه داد و گفت تخته اسکيت
تو درباره ي دوچرخه بهش گفتي
No comments yet. Be the first to leave one.