The first 200 lines.
خب، آخرین تیکۀ وافل به کی میرسه؟
فکر کنم باید به کسی که دیشب سکسی بوده برسه
فکر کنم باید به کسی که دیشب سکسی بوده برسه
مگه نه؟
قبول دارم. مرسی
ووو ووو ووو، تو خوب بودی
اما به نظرم من یه کوچولو بهتر بودم
چه مغرور شدی امروز
میخواستم یه لطفی در حقم کنی
دارم تصور میکنم که چی رو نمیتونم برات انجام بدم
نه، انجامش میدم
صد در صد
واسه اون حرکت باید مست باشم
اما حتی اونموقع هم ممکنه یکم خطرناک باشه
نه، اونو نمیگم
فعلا زوده
نه، یه "گَلا" توی بیمارستان برگزار میشه جشن مجلل
عصرِ یکشنبه. خیلی دوست دارم که بیای
گَلا توی بیمارستان؟
فکر نمیکنم که
مشکلی باشه
رئیسم هم هست
یجورایی اتفاق بزرگیه
باشه، فکر نمیکنم مشکلی باشه
هر سال میرم
و همیشه هم باید با +یکنفر بریم
:اونجا همه میپرسن "یکنفرِ تو کجاست؟+"
"چرا تنهایی؟" من هیچوقت تاحالا کسی رو نداشتم
که بخوام با خودم ببرمش
اما امسال دارم
فکر نمیکنم مشکلی باشه
"این میشه سه تا "فکر نمیکنم مشکلی باشه
"و هیچی "عاشق اینم که بیام
سه به هیچ؟
این که میشه نتیجۀ بازی دربیِ دیشب
آره میدونم
سلام، ویل
اوه، سلام
هی رفیق، یکم... یکم سرم شلوغه
سرم شلوغه
فقط میخواستم بت یادآوری کنم که تولدم
همین شنبه ـست
گرفتم. باشه. بعداً میبینمت
سلام دکتر سم - سلام -
باید زود اومده باشین اینجا
اون بلوز ویل ـه؟ توی تنتون عجیب وایساده
اوه، ایول، وافل
میخوام یه جشن تولد جدید و نو
برات بگیرم. به فکرش هستم
خیلی خوب میشه. پس تا اون موقع
میخوام که از اینجا بری بیرون - مشکلی نیست -
هرموقع خواستی میتونی بم کادومو بدی
تولد نمیگیرم
منظورت چیه که تولد نمیگیری؟
بچه های تازه واردِ مدرسه دیگه تولد نمیگیرن
مخصوصا بعد از اینکه فهمیدن کسی نمیاد
دیگه نمیخوام چیزی بشنوم
با مامانت صحبت میکنم
که یه تولد مشتی برات بگیریم. باشه؟
حالا جیم شو بینم. یالا
...مارکوس داری به ویل فشار میاری تا برات یه
اوه سلام سم
ندیدمت - سلام -
جلوی بچۀ 11 سالمی، اونم بدونِ شلوار
خب اون توی خونه منه. و الان صبحه
داری وافل میخوری تو؟
آرزو بر جوانان عیب نیست
مگه نمیدونی به گلوتن حساسیت داره؟
آره میدونم که اینطوریه
اما راستشو بخوای اصلا نمیدونم گلوتن چی هست
خب دقیقا چه عکس العملی به گلوتن نشون میده؟
نفخ، خارش، اسهال؟
تنها 20ثانیۀ پیش اینجا جَوی سکسی حاکم بود
هیچکدوم از اون علامت ها رو وقتی خونه ویل گلوتن میخورم، ندارم
شاید ویل درمانِ منه
اگه تا حالا برای تست نبردیش. فکر کنم باید ببریش
برای اطمینان
عزیزم، میشه از دیوار
بپری بری تو خونه لطفا؟
فکر کنم که... میرم لباس بپوشم
اوکی باشه این وضعیت باید تموم بشه
چــــی؟ گوش کن
ما سیاست "خرید نکردن از فروشگاه" رو توی خانوادمون داریم
خوشحال و شکه زده میشم
اگه به این سیاست احترام بزاری
بعداً درمورد قضیۀ کادو صحبت میکنیم
ما براش جشن میگیریم
ایدۀ خیلی خوبیه ویل
اما نمیتونی تصور کنی که جشن تولد های مارکوس چقدر دردناک بودن
اما نمیتونی تصور کنی که جشن تولد های مارکوس چقدر دردناک بودن
جدی؟ چیکار کرد مگه؟
توی بازیِ pin the tail on the donkey دارت رو جای ناجوری گذاشت؟
برای تولد 5سالگیش براش یه همستر خریدم
اما حواسم به گربۀ همسایمون نبود
درآخر، تولدش با نگاه کردن به خورده شدنِ کادوش تموم شد
توی تولد 8 سالگیش
یه دلقکی آوردم تا بیاد نمایش اجرا کنه
اما کاشف به عمل اومد که اون
اعتقادات سیاسی شدید و خشم آلودی داره
در آخر هم بم تخم مرغ پرت کرد
پارسال بدترین جشن رو داشت
بجای آبنبات، توی "پینیاتا"، هویج و تکه های سیب گذاشتم محفظه ای مقوایی که از جایی آویزان شده و بچه ها به آن ضربه زده تا محتویات آن بیرون ریزد
بجای آبنبات، توی "پینیاتا"، هویج و تکه های سیب گذاشتم محفظه ای مقوایی که از جایی آویزان شده و بچه ها به آن ضربه زده تا محتویات آن بیرون ریزد
آخه فکر کردم ایدۀ خوبیه
راستش نمیتونم راجع به عواقبِ اون غوغا صحبت کنم
راستش نمیتونم راجع به عواقبِ اون غوغا صحبت کنم
اما ما الان توی یه شهر جدیدیم. و این یه شروع تازه ـست
اگه براش جشن بگیریم
این دفعه دیگه نباید یه فاجعه پیش بیاد
میدونم نگرانی که نکنه هیچ بچه ای نیاد
اما اونا میان. و تازه منم اونجا هستم
ویل توی جشن شما، یعنی سرگرمی در جشن شما
این شعار مخصوص خودته؟ - آره، میتونه باشه -
داستانی دربارۀ یک پسربچه :فصل اول - قسمت یازدهم دربـارۀ یک جشـن تولــد Hassan Cool :مترجم
گوش کن، دو روز از زمانیکه فیونا به همه دعوتنامه ایمیل کرده میگذره
و خبری از هیچکس نشده
این خیلی بده
ولی اگه میتونستم اون بچه باحاله، جکسون، رو مجبور به اومدن کنم
بقیه هم میومدن
از کاری که الان داریم میکنیم خیلی میترسم
...ما دوتا مرد بالغیم که بیرون یه مدرسۀ راهنمایی کمین کردیم و
سلام خانوم، حالتون چطوره؟
منتظر بچمون هستیم
بیرون یه مدرسۀ راهنمایی کمین کردیم...
منتظر اینیم که به چندتا بچه که اصلا نمیشناسیمشون برخورد کنیم و
به جشن تولد مارکوس دعوتشون کنیم
ما کمین نکردیم. ما فقط اینجا ایستادیم. خیلی خب؟
داریم تکیه میدیم
فقط داریم به یه ماشین تکیه میدیم رفیق
تنها همین کارو داریم میکنیم
خیلی خب، بسه. دیگه تکیه نده
فکر کردم گفتی تکیه بده
خیلی مزخرف تکیه میدی
فقط بایست، فقط بایست
باشه - اوه، جکشون اوناش -
یالا بدو بریم، بیا
مردم واسه کمتر از این هم دستگیر شدن تاحالا
یوو جکسون، چه خبر پسر؟
من ویل ـم. همسایۀ مارکوس
حالت چطوره؟
...ایشون - من کسی نیستم -
من اسمی ندارم
گرچه، آدم باحالی هستم
بچه دارم
منظورم اینه که... اونا بچه های منن
ندارمشون
چه خبره اینجا؟ - خبری نیست رفیق -
میخواستیم بدونیم که یکشنبه به
تولد مارکوس میری؟
میخواستم برم. اما پارتیِ کیکِ میچل توی همون روزه
اینم از جوابمون. حالا بیا بریم
نه نه، اما تو که رفیق شب نشینی های مارکوس بودی پسر
چرا به تولدش نمیری؟
مارکوس باحاله اما عجیبه
اما پارتیِ میچل قراره خفن باشه
قراره
خفن باشه؟
استخر شنا، دی جی
کامیون ساندویچ پنیری
اینکه چیزی نیست
یه کامیونِ بازی، هفت ایستگاه بزرگ بازی
مبل چرم، نور بازیِ لیزری
و صدای پس زمینه
بترکون ـه
این ورژنِ معادلِ "خفن" توی نسل ماست
هیچ پارتی ای نمیتونه از پارتیِ ویل بهتر باشه
دیگه مسئله شخصی شد
سلام دکتر سم
ویل گفت که شما میاین. میخواستم اولین نفر باشم که بهتون خوش آمد گویی میکنه
ویل گفت که شما میاین. میخواستم اولین نفر باشم که بهتون خوش آمد گویی میکنه
باید بدونین که درهای ما همیشه به روی شما بازه
مرسی کارکوس. تو یه خوش آمد گویِ معرکه ای
خب امروز زندگی ای رو نجات دادین؟
مطمئنم که دادین
به نظر من شما بهترین شغل دنیا رو دارین
میدونستین که یکی از آرزوهام اینه که توی یه آمبولانس
سوار بشم؟
...نمیدونستم. اما
فقط میخوام به اندازه کافی صدمه ببینم که بتونم سوار
یه آمبولانس بشم. اما نه اونقدری صدمه ببینم که هوشیار نباشم
یه آمبولانس بشم. اما نه اونقدری صدمه ببینم که هوشیار نباشم
:میشه به اینا فکر کرد
زانوی در رفته یا حتی یه ضربه مغزیِ خفیف
شما خیلی باهوشین
اوه، ویل خونه نیست
اما الاناست که برسه
که اینطور
نصیحتت رو گوش کردم و خودم رو غرق در گلوتن کردم
چیکار کردی؟
بدنم رو غرق در گلوتن کردم
به گلوتن حساسیت ندارم
سه تا هات داگ خوردم البته بدون قسمت داگ
بدنم گلوتن رو به راحتی هضم میکنه
و من عاشق این گلوتنِ خفن شدم
بخاطر ادبیاتم معذرت
نه عزیزم. تو به گلوتن حساسیت داری
چون تو توسط اون کشیش فوق العاده که توی مزرعۀ شهر "هود هاشرون" دیدیم، تشخیص داده شدی
چون تو توسط اون کشیش فوق العاده که توی مزرعۀ شهر "هود هاشرون" دیدیم، تشخیص داده شدی
خیلی از حساسیت های غذایی به اشتباه تشخیص داده میشن
آره، ولی توسط متخصص ها
No comments yet. Be the first to leave one.