The first 137 lines.
" سندیگو کارمن "
ازش خوشم میاد
حتی اگه بازم به تغییر نیاز داشته باشه
نمیتونم فعلا به چشم دفتر مرکزی نگاه کنیم
این ایده داشتن یه دفتر مرکزی یخورده واسه ی من حال و هوای "جزیره وایل" رو داره
!کارم ، اینجا واقعا فوق العادس
باید اتاقای کافی برای
بولینگ و باشگاه نینجایی وجود داشته باشه
برای جلسات خصوصی مون
سلام ، قرمزی ، سندیگو خوش میگذره؟
فکر کنم الان یکم حس و حال گنگی دار
منظورم جایی که هستیه ، اونجا توی ساحل آفتابیه غربیه کالیفرنیا
!و بازیکن هم میتونه اتاق خودشو داشته باشه
آم ، من خودم اتاق دارم
فکر میکردم اون تو ابرا زندگی میکنه؟
نوچ ، ولی من دارم یه خبرایی از اینترنت میشنوم
و این دفعه ، دارن بهم میگن که
وایل زده تو یجو نمونه اولیه نوعی مسابقه
مسابقه؟ با ماشین؟
چرا وایل باید یه ماشین مسابقه ای بخواد؟
شاید ماشین های مسابقه ای پرنده باشن
آه ، اونا وجود دارن داداش بهشون میگن هواپیما
آه ، ماشین مسابقه ایه خودمونو یادته؟
اون نمیتونست پرواز کنه ولی پسر اون میتونست
به سرعت نور بره
نمیتونم اصلا درک کنم که چرا
اجازه میدی که این شوخی های مضحک رو انجام بدن
اوه ، انگار یکی بلاخره خوشش اومد
منظوره من این نبود
هممم. خنده داره. چون این ماشین مسابقه بود که مارو به کارمن رسوند
بزار برات تعریف کنم
توی سر تا سر ساحل شرقیه ایالات خوب و قدیمیه آمریکا
منو آیوی توی جنوب بوستون یا همون ساوتی که آدمای محلیه اونجا بهش اینو میگن
در اون حد هم آدمای شهری نبودیم
و بچه های اونجا میدونستن برای سریع پول در اوردن به کجا بیان
ولی منو آیوی با قدرتی که داشتیم هیچ رقیبی نداشتیم
پشت تایر ها و زیر کاپوت
به سرعت برق و باد
لیدیا ، ماشین مسابقه ای مون کاملا مال خودمون بود.
آبجی بزرگم اونو با دوتا دسته خودش ساخته بود
منو داداش کوچولوم هر بار پوزه ی دشمنارو به خاک میمالوندیم
از یه آماتور تا نیمه حرفه ای
انقدر کار کردیم تا بلاخره به سطح حرفه ای خودمون رسیدیم.
روز پایان مسابقه ی فصل مقدماتی بود
و تنها کاری که باید میکردیم اون که بریم تو لیست 5 نفر برتر
تا بتونیم تو آینده به قهرمانیه منطقه ای برسیم
تا بریم تو سطح های بالاتر مسابقه
و میخواستیم اون جایزه پولیش رو بگیریم
خیله خب داداش ، برو بهاین پیشبند این تو رو به سریع ترین لاین میرسونه
بجز اینجا که آخرین پیچ نهاییه
اونا بهش میگن مانچر
این مسیر به خوردن ماشین ها و تف کردن شون معروفه
آره اره حتما اینجارو یادم نمیره
ببخشید ، راه گم کردید؟
برای ین پرسیدم ، چون موندم چطوری از راه آماتوری به اینجا رسیدید
با رقیب زک آشنا بشید. تری استرلینگ
بچه مایه دار, پسره باباش و یه آدمه کله هُم آشغال
باید خیلی خنده دار باشه که شمارو توی مسابقه ی واقعی ببینم
چطور جرات میکنی به لیدیا توهین کنی؟
شما واسه اون لگن تون اسم هم گذاشتید؟
تری رو بیخیال شو ، تو باید همه ی حواستو روی مسابقه بزاری داداش
از پسش بر میای
آره ، از پسش بر میام
!برو زک
!داری راه اشتباهی رو میای
!جاده آماتور ها از اون طرفه
زودباش زک ، اون مو قشنگو بیخیال شو
نه نه نه نه نه
!زک
برای اینکه دوباره بریم تو مسابقه باید لیدیا رو درست میکردیم
که خب خیلی برامون خرج ور میداشت
پس ماهم برگشتیم پیش همون شخصی که همون اول
به ما وام داد تا بتونیم ماشین رو بسازیم
ادیه کله کوسه ای
بلاخره قرار بود بهش بازپرداخت بدیم
اونم وقتی که تو اولین لیگ مسابقه مون بردیم
میدونید ، اونم با ماشینی که اون موقع دیگه نداشتیمش
ادی بهمون یه پیشنهاد دیگه داد تا پولشو بهش پس بدیم
یه پیشنهاد خیلی سخت
دونات فروشیه داریل
توی سواتی خیلی بدنام بود چون دونات هاش افتضاح بودن
و ادی گفت جایی که هیچی مشتری نداره
من کلی بسته ی تحویلی اونجا دارم
...که یعنی بسته های تحویلی پر از پول های دزدیده شده از
ارازل بودن...
آماده ای؟ - نمیدونم آیوی -
ماسبقه قرار بود مارو از خلاف دور کنه نه اینکه مارو بکشونه توش
شاید اینجوری نمیشد اگه همون لحظه حرفی که بهت زدم رو نادیده نمیگرفتی
و ماشین مونو داغون نمیکردی
ببین ، داداش ، فقط همین یه کاره
ما پوله ادی رو میدیم و و از پوله نقدبرای تعمییر لیدیا استفاده میکنیم
!بعدشم فقط به سرعته برق و باده
نمیتونیم رویامون رو نادیده بگیریم اونم وقتی انقدر بهش نزدیکیم
درسته ، و درضمن ما داریم از آدم بدا دزدی میکنیم
آیوی ، چطوری از تو اینا جایی رو میبینی؟
اون سوراخ های چشمشو باید بیاری جلو خنگول
اون دیگه چی بود؟
!و اینجوری با کارم آشنا شدیم
!پایان
بعد اینهمه ، یهو تمومش میکنی؟
عه. فقط میخواستیم کلیت رو بگیم وگرنه اونشب از اونجا بود که دیدیمش و خیلی تاریخی بود
از دید خودتون البته
اونجور که من یادم میاد خیلی پیچیده بود
شوخی نمیکنه
یه چند ماهی بود که از جزیره وایل فرار کرده بودم
بعد از دزدیدن هارد
من سفرمو شروع کردم
درحالی که منم رمزگشایی میکردم
فهمیدم که وایل داره یه سری صفحات مخصوص رو میدزده
تا هر وقت که بخوان بتونن خودشون پول چاپ کنن
این یعنی که اونا خودشون چاپخونه داشتن
فقط نمیتونستیم بفهمیم اونو کجا قایم کردن
ما سعی کردیم یه سری سره نخ رو از وایل دنیبال کنیم
که داشتن ازش مبلغ یکسانی بر میداشتن
به امید اینکه هم بتونیم کارخونه شونو پیدا کنیم
و همینطور کاغذ ها و صفحه های مخصوص رو
و بعد از ماها آماده سازی آماده بودیم که وارد عمل بشیم
اونم برای اولین ماموریت کارمن سندیگو
روی موقعیتت قفل شد دوربین هاری امنیتی از کار افتادن
آماده ای قرمزی؟
مثل همیشه امادم
اما یکی انگار قراره بیاد دونات شبشو بخوره ، یا شایدم من رقیب دارم
دزدایی که از دزدا ، دزدی میکنن؟
آماتورم هستن
اصلا هم نمیدونن با چی سرو کار دارن
بازیکن ، نقشه مون عوض شد
الان آخه؟ فقط 5 دقیقس که اولین ماموریتتو شروع کردیا
شماها کی هستید و اینجا چیکار میکنید؟
خودت کی هستی ؟ - و اینجا چیکار میکنی؟ -
باید هرچه زودتر از اینجا برید اصلا براتون امنیت نداره
بیخیال، این یارو میخواد همه ی دونات هارو برای خودش برداره
آره ، نکنه ادیه کله کوسه ای تو روهم فرستاده؟
اراذل رسیدن؟ - یه چیز بدتر -
یا دوناته شکلاتی
بازیکن ، اونا رو دیدمشون و الانم میخوام برم به دنبالشون
میتونی اونو بشکنی دیگه مگه نه آبجی؟
زودباش ، ماهم باید بریم دنبال اون خانمه که مارو ببره پیش همونا
No comments yet. Be the first to leave one.