The first 167 lines.
بیگانگان نفرت انگیز
AGH_7
زیاد بی قراری نکن !
تو همیشه و همه جا به دنبال اون هستی
دیگه بجز من به کسی دیگه ای نگاه نکن
بیشتر از هر کس دیگه ای ، من ...
دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم...
دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم...
دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم...
دوست دارم ، دوست دارم ، دوست دارم...
توی شب موقع ای که ستاره ها دارن می درخشن
... همش در مورد تو خواب می بینم
دوست دارم , اما جوری رفتار می کنی که انگار این رو نمیدونی
من شرط میبندم که تو عاشق کسی دیگه ای
اه ! همه ی مردا خیلی خاطر خواه دارن
اه ! ولی تو بیشتر از بقیه داری ...
و این منو داره نگران میکنه...
زیاد بی قراری نکن !
تو همیشه و همه جا به دنبال اون هستی
دیگه بجز من به کسی دیگه ای نگاه نکن
بیشتر از هر کس دیگه ای ، من ...
خیلی دوست دارم...
بعد از رفتنت
خوبه!
نگا، نگا... چرا اونا اونجا جمع شدن؟
آها، پرستوها رو میگی؟
مطمئنم میخوان برگردن.
برگردن؟
درسته. میدونی، به پرستوها میگن پرندههای مهاجر.
بهار میان اینجا و پاییز از اینجا میرن.
عزیزم.
ها؟
چیه؟
چیزی نیست!
اگه چیزی نمیخوای صدام نکن.
آها، عزیزم ساعت چنده؟!
صداتو بنداز، بگیر.
وای نه، وای نه!
هی عزیزم زود باش.
نمیبینی تازه رسیدم وسط این کتاب؟!
هر موقع بخوای میتونی مانگا بخونی.
زودباش، اگه دیر کنیم در حق مگانه-سان و بقیه نامردی میشه.
مگانه و بقیه؟
دعوتمون کردن.
ها؟
خب تقریبا یه سالی میشه که رام-چان اومده زمین.
تمام این مدت با آتاروی احمق سر کرده...
بدون اینکه ازش نا امید بشه، حتی با این که یه سال گذشته.
میخوایم قدردانیمونو برای لبخند خیره کنندهی رام-سان نشون بدیم...
و برای اینکه زمین رو به عنوان اقامتگاه دائمش انتخاب کرده...
و شهروند زمین شده دعاش کنیم.
پس ما، سربازان حلقه به گوش رام-چان، تصمیم گرفتیم یه پارتی هرچند کوچیک راه بندازیم.
خب دیگه، کافیه...
و حالا به افتخار فرشتهِ محبوبمون رام-چان...
کامپای!
کامپای!
ممنون بروبچ!
رام-چان، از این به بعدم روت حساب میکنم.
منم همینطور، روتون حساب میکنم.
دیوس حرفای مارو قاپ نزن!
حالم خراب شد.
ها؟ چیزی گفتی؟
نشنیدی چی گفتم؟ میگم حالم بد شد.
عزیزم!
بذار رک بگم.
توی این یه سال گذشته...
کسی که با همه چی سر کرده، من بودم نه رام...
هر روز تحمل درد اون شک الکتریکی جهنمی...
هیچکدومتون میدونید یعنی چی؟
نه نمیدونیم!
ولی میدونی آتارو، همش تو مقصری...
چرا؟
به هر حال، اگه رام نیومده بود زمین...
شینوبو منو رد نمیکرد...
و اینجوری زندگیه من خیلی راحتتر و لذتبخشتر میشد.
منم که اینجا قربانی شدم.
رام-چان، آروم باش، نباید ناراحت بشی.
اینجا بودن من اذیتت میکنه؟
حتی اینم نمیدونی؟
هی، آتارو!
فرض کنیم...
من میخوام با اون خانومی که اونجاست حرف بزنم، میرم و بهش سلام میکنم.
این یه رفتار طبیعی و رایج توی جامعهس.
ولی رام، تو هرجا که من میرم دنبالمی.
خیلی ناگهانی اومدی تو خونه من پلاس شدی...
این همه مدت با هم زندگی کردیم...
و هنوزم وقتی فکرشو میکنم میبینم تو هیچ کاری جز...
مزاحمت ایجاد کردن برای من نمیکنی.
رام، چیزی که بیشتر از همه ازش متنفرم اینه که آزادیم گرفته شده!
چطور میتونی اینقدر خودخواه باشی مرتیکهی احمق! داری زیادی ور میزنی.
فهمیدم.
رام-چان.
اگه فهمیدی، پس زودتر برگرد خونه.
چون میخوام با اون دختر برم سر قرار!
وایسا! اونی که باید لش ببره آتاروئه تو بمون رام-چان.
عزیزم...
چیه؟
یکم سس ریخته روی صورتت.
خودم میتونم پاکش کنم.
بدون من چیزیت نمیشه؟
بچه که نیستم، بذار یکم نفس بکشم.
اوکی، پس فعلا...
آه، برو!
رام-چان!
آتارو، نذار بره.
عزیزم...
چیه؟
بای، بای!
بای بای، بای بای!
بای بای برای چی بود دیگه!
هوی، آتارو!
ها؟
به خاطر رام-چان این مهمونی رو را انداخته بودیم!
چرا رام-چانو زودتر فرستادی بره!
به علاوه از اولشم تو رو دعوت نکرده بودیم.
چرا لش آوردی؟
من چه میدونم! رام منو آورد، از خودش بپرسید.
امیدوارم هرچی زودتر ولت کنه!
بدبختانه، رام آویزونه منه.
تموم شد!
به جای من، مراقب عزیزکم باش.
رام! رام!
بهتره زودتر برم!
منم باهات میام!
باشه.
من برگشتم!
آرا! رام-چان باهات نیومده؟
ها؟ مگه خونه نیست؟
آها، شام زود آماده میشه.
خانوم، امروز خیلی سوت و کوره مگه نه؟
به خاطر اینه که رام-چان و تن اینجا نیستن.
که اینطور، خیلی وقت بود خودمون تنها نبودیم.
خیلی خوبه مگه نه؟
این چه حرفیه، بیا یکم برنج مونده رو صورتت.
ها؟ میشه برام برش داری؟
حتما، چرا که نه!
دیگه نمیخوری؟
که اینطور!
شرط میبندم رام یه جایی قایم شده و داره همه حرکات منو میپاد.
همیشه همینطوری بوده!
هی!
ها؟
چه مسخره!
به هر حال زودی برمیگرده.
بودن من اذیتت میکنه؟
یعنی زیاده روی کردم؟
منکو-سان، من همیشه دوست...
شیرو-سان...
رام، رام، رام! رام!
اوه، اینکه آتاروی خودمونه، کشتیات غرق شده؟
چری، طرفای غروب...
چیه؟
ولش کن، من چم شده؟!
اتفاقی بین تو و رام افتاده؟
نه خیر، هرچی باشه رام همیشه آویزونه منه.
مطمئنم...
مهم نیست...
پسره بیچاره...
بای بای.
رام...
رام...
هی آتارو!
چرا رام-چان نیومده؟
نکنه به خاطر اتفاق دیروزه؟
حالش خوبه؟
خفه شید، دست از سرم بردارید.
ها؟ این چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.