The Royal Tenenbaums

The Royal Tenenbaums

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Royal Tenenbaums 2001 All BluRay 1080 720p
A Commentary by hamed-hk
ترجمه روان وهماهنگ با تمام نسخه های بلوری

Tags

BluRay
720p
720
1080
Published on: 2021-04-08
Downloads: 67
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خانواده اشرافی رویال

پیش گفتار

رویال تننبام یک خانه در آخرین زمستان سی و پنچ سالگیش در خیابان آرچر خرید

بعد از گذشت ده سال اون و همسرش صاحب 3 فرزند شدند

و سپس از هم جدا شدند

شما ميخواين طلاق بگيرين؟

‫در حال حاظر،نه.... ‫ولی خوبم به نظر نمیاد

‫هنوزم مارو دوست داری ؟

‫معلومه که دوست دارم .

‫هنوزم مادر رو دوست داری ؟

‫بله،خیلی،ولی مادرتون از من خواسته که برم

‫و من باید به خواستش احترام بزارم

‫تقصیر ماست؟

نه

مشخصا ما یک سری فداکاری های خاصی

برای بچه دار شدن کردیم ‫ولی،نه..

پس چرا اون ازت خواسته که بری ؟

واقعا دیگه نمی دونم

شايد اونقدري که بايد باهاش صادق نبودم

خب اون گفت

اصلن این بچث رو ولش کن , چلی

چسی میشه ،آه،بعدا

اونا هيچوقت قانوني طلاق نگرفتن

ممنون پاگودا

ادلین تننبام خونه رو نگه داشت

و بچه هارو بزرگ کرد

و تحصیل بچه ها از مهم ترین اولویت های اون بود

بله،گوشی دستمه،یه لحظه

ممنون

من 187 دلار میخوام

خودت يه چک بنويس

Bene. Si.

Grazie mille.

اون درباره همين موضوع يه کتاب نوشت

لطفا اون اقايي که ژاکت ابي پوشيده

ممنون من دو تا سوال از شما دارم

بپرس

چس تننبام باید بعد از دبستان

بیشتر غذاش رو پشت میزش همراه با یک فنجنون قهوه می خورد تا زمان بخره

در کلاس ششم،اون به تجارت روی آورد

پرورش موش های دالمی

که هر کدوم رو در یک پت شاپ در توکیو کوچک میفروخت ‫(توکیو کوچک :محله ای در لس آنجلس)

او از جوانی شروع به خرید و فروش خانه کرد

و به نظر میاد که استعداد عجیبی در سرمایه گذاری دارد

اون براي خريد خونه تابستانی پدريش

در جزیره عقاب وارد مذاکره شد

وایسا چسی

دقیقا همونجا وایسا

داری چیکار میکنی؟ ‏‫تو توی تیم منی .

تیمی وجود نداره

هنوز جای شلیک گلوله بین دو انگشت دست چپ چسی مونده

مارگوت تننبام در 2 سالگی به فرزند خوندگی گرفته شد

پدرش همیشه موقع معرفیش این رو متذکر میشد

این فرزند خونده من مارگوت تننبام هست

‫او یه نمایش نامه نویس شد. و در کلاس نهم

رو به ملغ $50,000 برد Braverman جایزه ‫(یک فستیوال ادبی است)

اون و برادش ریچی در یک زمستان از خونه فرار کردن

و توی موزه ملی آفریقا کمپ زدن

سلام ایلای

تو گفتي منم ميتونم باهاتون فرار کنم

نه من نگفتم و نبايد به هيچکسيم بگي که مارو ديدي

اونا جای خوابشونو با هم سهيم شدن

و از حمله حیوانات وحشی و نیش حشرات جان سالم به در بردند

چهار سال بعد مارگوت به تنهایی برای دو هفته ناپدبد شد

و با یک انگشت نصف شده برگشت

ریچی تننبام در کلاس سوم یک قهرمان تنیس شد

‫دریافت کردی ناشناس؟

اون در هفده سالگی یه حرفه ای شد و سه سال متوالی برنده جایزه قهرمانی امریکا شد

اون کنار سالن تمرینش یه گالری داشت

اما بعنوان يه نقاش شکست خورد

‫بالا...بالا..

‫راست.

‫عالیه.

‫پاگودا ؟

‫اخر هفته ها

رويال اونو به خارج از شهر ميبرد

‫بندازش اونجا.

این مدل فرق گذاشتن ها مورد قبول کسی نبود

بهترین رفیق ریچی ایلای کش همراه با عمش

اون طرف خیابان در یک آپارتمان زندگی می کردن

اون پای صابت بیشتر دورهمی های خانواده مثل

‫تعطیلات سال نوٍ،صبح ها قبل از مدرسه و بیشتر بد از ظهر ها بود

سه تا بجه های تننبام در اولین نمایش مارگوت بازی کردن

در شب تولد یازده سالگیش

اونا توافق کردن که پدرشون هم به جشن دعوت کنن

‫نظرت چیه پدر ؟

‫هممم...به نظرم قابل باور نبود

- ‫تو چرا پیجامه پوشیدی ؟ - ‫اینجا زندگی میکنی ؟

اون اجاره داره با ما بخوابه

خب حداقل بگو نظرت راجب نقش های که بازی کردیم چیه؟

‫چه نقشی ؟

اینا یه سری بچن که لباس حیوون پوشیدن

شب همگی بخیر

خب عزيزم

از دستم عصباني نباش

من فقط نظرم رو گفتم

از اون موقع به هیچ یک از جشن هاشون دعوت نشد

در حقیقت باید تمام خاطرات خوب تننبام های جوان توسط ‫دو دهه خیانت،شکست و فاجعه پاک می شد

برو مردخای

معرفی بازیگران

فصل اول

به من دستور داده شده که دیگه حساب اتاق شما رو شارژ نکنم

و مستقیم به خود شما بگم که لطفا تا آخر ماه تخلیه کنید

‫این همه سر و صدا برای چیه ؟

همش صد دلار بدهکارم

‫رویال به مدت 22 سال در هتل ‫زندگی می کرد Lindbergh Palace

‫می تونی نقد پرداخت کنی؟

آره

اون تا اواسط دهه هشتاد یک وکیل مدافع بود

تا زمانی که ممنوع کار و به طور خلاصه زندانی شده بود

هيچکدوم از افراد خانوادش براي مدت سه سال باهاش حرف نزده بودن

پیترو دوباره برای من بخونش

‫ایلای عزیز: من وسط اقيانوس هستم. .‫اتاقم رو برای چهار روز ترک نکردم

هیچ وقت در زندگی اینقدر احساس تنهای نکردم و فکر میکنم که عاشق مارگو شدم

ریچی از تنیس حرفه ای در سن 26 سالگی بازنشسته شد

آخرین بازیش توسط رسانه به صورت جدی مورد بحث قرار گرفت

‫دوستار تو ریچی. اتمام نامه

اون یه سال گذشته رو به تنهایی

Cote d'lvoire با یه کشتی اقیانوس پیما به نام سفر کرد

‫و از دو قطب و پنج قاره آمازون و رود نیل دیدن کرد

ایلای استادیار ادبیات در دانشگاه بروکس بود

‫انتشار اخیر رمان دوم اون....

‭‪برای اون یه شهرت ادبی ناگهانی و عیر منتظره آورده بود

بزار ازت یه سوالی بپرسم

چرا نقد کردن به این اشاره میکه که یک نفر نابغه نیست؟

‫تو فکر میکنی من زیاد نابغه نیستم ؟

‫من می دونم ک....

‫تو تا حالا در بارش فکر نکرده بودی ، فکر کرده بودی ؟

خب میدونی که از کلمه مناسبی استفاده نمیکنم

باید برم ایلای

‫مارگوت ؟

اه ها

می تونم بیام داخل،لطفا ؟

‫چطوری عزیزم ؟

مارگو با یک نویسنده و متخصص مغز و اعصاب به نام رالی،سنت،کلر ازدواج کرد

خوبم ممنون

باید یه چیزی بخوری

‫میشه برات شام درست کنم ؟

نه،ممنون

اون معروف بود به اینکه به شدت راز داره

برای مثال هیچ یک از تننبام ها نمی دونستن که اون از 12 سالگی سیگار میکشه

از اولین ازدواجش و تا طلاقش با یک خواننده در جامائیکا آگاه نبودن

اون یه استودیو موسیقی خصوصی Mockingbird در ارتفاعات

داشت "Helen Scott" تحت نام

اون حتی یک نمایش نامه هم طی هفت سال کامل نکرده بود

هفده اکتبر سومین آزمایش از دادلی هاینسبرگن

خیلی خب دادلی

واسه خودت رو مثل مال من بچین

کتاب بعدی رالی در رابطه با موضوعی بود که اسمشو گذاشت سندروم هاینسبرگن

قرمزه قراره کجا بره ؟

تموم شد

خوبه

خیلی خوبه

خدای من

‫چقدر جالب.چقدر عجیب.

دالی از یه بیماری نادر

که شامل نشانه های از فراموش،لکنت زبان و کور رنگی رنج میبره

اون به صورت حاد حس شنوایی قوی ای داره

‫همچنین نشانه هایی از......

‫من که کور رنگی ندارم،دارم؟

می ترسم که داشته باشی

آری،زنگ خطر آتیش،زودباش

برو بیرون

زود باش

آزی ،اضطراری،زود باش

‫آزی ، مگه نشنیدی چی گفتم ،اضطراری

همسر چسی،راشل

تابستون گذشته بر اثر سقوط هواپیما در گذشت

پس باکلی چی میشه ؟

خیل دیره ،ولش کن

‫باکلی !باکلی!

آسانسور نه ،این آتیشه

همچنین چس و دو پسرش آری و اوزی

تو اون هواپیما بودن و نجات پیدا کردن

سگشون چندین کیلومتر دور تر محل سقوط توی قفسش پیدا شد

چهار دقیقه و چهل و هشت ثانیه

هممون مردیم جرغاله شدیم

در طول شش ماه گذشته

اون به شدت تگران امنیت خودشون شده بود

باکلی رو جا گذاشتیم

مهم نیست

اتیلن یه باستان شناس شده بود

و بر حفاری های

سازمان شهرداری و سازمان حمل و نقل نظارت داشت

اون هفته ای دوبار کلاس آموزش پل سازی

با دوست و حساب دارش هنری شرمن داشت

این خیلی سودمنده که برای وضعیت تعحل شما

که به صورت قانونی محرد هستین

‫منظورت چیه؟

منظورم مربوط به مالیات بود

ولی من فکر میکردم که

اتلین ‫بله؟

‫با من ازدواج میکنی ؟

‫من...

دوست دارم

تو اینو نمی دونستی؟

نه نمی دونستم

از موقعی که او از شوهرش جدا شد

‫خواستگار های زیادی داشت

ولی این یه دونه رو در این موقعیت در نظر نگرفته بود

More Farsi Persian subtitles for The Royal Tenenbaums

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left