The first 200 lines.
25.000
: آنچه گذشت
. ليو گم شده
. ارشدها فکر ميکنن دزديده شده
. ليو ، نميدونستم از اين استعدادها هم داري - . من عوض شدم -
. چه باحال بود - . پايپر ديگه غُرولُند نميکنه -
تو احساسات منو ازم گرفتي ؟ - . رنج و عذاب تقريبا نابودت کرده بود -
. ميخواستم کمکت کنم - . من يه ( همدل ) هستم -
. من سگا رو ميگردونم
فقط ميخوايم روحتو براي يه ! چند ساعتي قرض کنيم
. اين ديگه قطعا خارج از محدوده است
قاطي نکن ، چونکه اگه جادو ما رو به اين جا کشونده . خودشم ما رو از اين جا خلاص ميکنه
. من به اينجا تعلق ندارم - . کلي چيز مونده که به جنگاورا يادبدي -
! حمله
. اون به کمکمون احتياج داره
تنها راهي که براي نزديک شدن . . . به ليو وجود داره
اينه که به ( نديمه ها ) ثابت کنين . . . . يکي از اونايين
وقتي داشتيم اونو نجات ميداديم . ميخواستن مارو بکُشن
. تو مارو ترک کردي
قول ميدم وقتي رسيديم خونه . همه چيزو توضيح بدم
. ما خونه اي نداريم - . قلبش داره منفجر ميشه -
. يالا پايپر ؛ بايد بريم
بريم ؟ کجا بريم ؟
! بايد بزاريمش و بريم ؛ يالا
. حواستون به بدن داريل باشه - . خيلي ممنون -
اون . . . يعني من ؛ هنوز زنده هستم ؟
. به سختي - به سختي ؟ -
. بايد برگرديم سراغ پايپر - چطوري ؟ به زور ؟ -
. اون نمياد . ازمون دوري ميکنه
. بعلاوه ؛ نميتونيم الان برگرديم اونجا
. ولي نميتونيم همينطوري اونجا وِلِش کنيم - . اونا بهش آسيبي وارد نميکنن -
. براي پيداکردن ما بهش احتياج دارن
. . . گوش بده ، درمورد بدن من
. ببخشين ! ميتوني همين الان برگردي توش
همين ؟ يعني ؛ به نظر نمياد من روح نيستم ؟
. بهم اعتماد کن ؛ تو هنوز يه روحي
خيلي خوب ؛ بايد بريم فکر کنيم . ببينيم چکار ميتونيم بکنيم
. دوباره ممنون
. نيازي به تشکر نيست
. عاليه ؛ فوق العاده است
. موضوع وقته . . . ديگه داشتم نگران
پايپر کجاست ؟ - ! اي حرومزاده -
چرا اونکارو کردي ؟ - چه کاري ؟ -
! ليو ، تمومش کن
! ليو ، بسه
اين درگيريها ديگه دارن . جونم رو بالا ميارن
چت شده ؟ زيادي توي نقش گلادياتور رفتي ؟
بهشون نگفتي ، آره ؟
چي رو بهمون بگه ؟ - . که اون ، آخرين کسي بوده که منو ديده -
درست بعداز اينکه ، به طرز اسرارآميزي . توي ( واهالا ) به دام افتادم
خوب که چي ؟ اين باعث ميشه من مسئول دزديدنت باشم ؟
منظورت اينه ؟ - چرا کيريس بايد همچين کاري بکنه ؟ -
. براي اينکه ازشرم خلاص بشه - . منطقي نيست -
منطقي نيست ؟ اون طوري نقشه کشيد . تا من به يه ( ارشد ) تبديل بشم
. وادارم کرد از خونه خارج بشم - . تا بتوني دنيا رو نجات بدي -
خيلي خوب ليو . ميدونم چقدر غمگيني
و اين که ميگم ميدونم چقدر غمگيني . واقعا ميدونم
. ولي الان داري از مسير درست خارج ميشي . . . کيريس يه نگهبان نمونه برامون بوده
. از وقتي که تو رفتي . . . . اون غير از خوبي چيزي نيست
اون ما رو دنبال شياطين زيادي فرستاده . اگرم بخواد چيزي باشه ؛ فقط خوبيه
به خاطر اونه که تونستيم . نجاتت بديم
. قابلي نداشت
اون ( گردنبندها ) رو از کجا آوردي ؟ - . ليو -
. خيلي خوب
. خيلي خوب ، فعلا فراموشش ميکنم
وايت کجاست ؟ ميتونم ببينمش ؟ - . نه ؛ نميتوني -
تا وقتي که بفهميم چطور ميتونيم پايپر رو . نجات بديم ، پيش ( شيلا ) ميمونه
که البته نجاتش يه کم کار سختيه . چونکه خودش نميخواد نجات پيدا کنه
اگه بخوايم نجاتش بديم بايد به صورت جادوگر . باشيم نه نديمه
کتاب سايه ها ؟ - . درسته -
خوب ؟ - . اون يه نديمه است -
. ولي ( خالص ) نيست
. . . در اعماق درونم حس ميکنم اون يه - جادوگر ؟ -
. بله - . بهت که گفتم -
وقتي اون با جادوگرا اين جا اومده . پس خودشم بايد يه جادوگر باشه
. ولي احتمالش خيلي ضعيفه . به سختي ميتونم چيزي ازش بخونم
به هرحال ، اون بهشون کمک کرد تا با جنگاور ما فرار کنن ، درسته ؟
. درسته ، ولي باهاشون فرار نکرد
. شايد اونا تنهاش گذاشتن - چرا بايد تنهاش بزارن ؟ -
چونکه اگه تنهاش نميزاشتن . گير مي افتادن
. در هردوحال ميتونه برامون باارزش باشه
البته اون اولين جادوگري نخواهد بود . که تبديل به نديمه ميشه
که البته اگه باشه ؛ اونوقت ما . خواهر قويتر رو به دست آورديم
اما ، در صورتيکه اين يه طلسم باشه . . . و اون واقعا يکي از ماها نباشه
ميتونيم ازش استفاده کنيم تا . . . . ما رو به دوتا خواهر ديگه برسونه
به هرحال نميتونيم بزاريم هيچکسي . . . جاي ما رو پيدا کنه
و کاري که ميکنيم رو در معرض . . . خطر قرار بديم ، ميتونيم ؟
اون جنگاورايي که به تعقيب اونا رفتن نگران نيستي که لو برن ؟
. اون خيلي خوب آموزش ديدن . ميدونن چطور از لو رفتنشون جلوگيري کنن
بعلاوه ؛ اميدوارم بتونن . . . جاي جادوگرا رو پيدا کنن
. و اين مشکل رو براي ما حل کنن . . .
تو چي فکر ميکني ؟
فکر ميکنم ، اگه اونا نتونستن . اونوقت خودمون مشکلو حل ميکنيم
نميفهمم چرا به اونجا حمله نميکنيم . تا اونو پيدا کنيم
. ما که ميدونيم اون کجاست - . چونکه اونا منتظر همچين چيزي هستن -
. شبيه خودکُشيه - ما تو رو بيرون آورديم ، درسته ؟ -
. ولي به قيمت از دست دادن پايپر تموم شد - خيلي خوب ، تمومش ميکنين ؟ -
. هنوز گير احساسات پايپرم . حوصله اين دعواها رو ندارم
. ببخشين
چطور پيش ميره ؟
. تقريبا تموم شده
نميخوام احساساتم رو . . . بهتون تحميل کنم ولي
فکر نميکنم اين طلسم برعکس کردن حافظه . همچين صددرصد کاري انجام بده
. پايپر نياز داره به اينکه فکر کنه يه نديمه است
چونکه براش خيلي دردناکه که . خودش باشه
. خيلي دردناک ، باور کنين . اونجا که بوديم تقريبا بيهوش شدم
پس ، باور اينکه يه ( نديمه ) است . يه انتخاب خوبه براش
براي خدمت به هدفشون . اونا هميشه تحت کنترل هستن
. براشون رنج يا ازدست دادن معني نداره
به همين دليله که بايد کاري کنيم که . دوباره باور کنه ( پايپر ) ه
فايده اي نداره که از لحاظ جسماني برش گردونيم . اما نتونيم روحشو برگردونيم
خيلي خوب ، ولي پايپر حتي قبل از طلسم ! نديمه شدن هم بر نميگشت
منظورت چيه ؟ - . . . اون جادويي -
که تو روش انجام دادي اينگار . . . . برعکس کار کرده
بعداز اين که تو رفتي . . . پايپر واقعا
. آرومتر شد . . .
به طور پيوسته و مدام . . . . کم جنب و جوش شد
. چيزيه که خودش گفت
قرار بود با اون جادو کاري کنم که . کمتر احساس رنج و عذاب بکنه
فکر کردم چون که دور و برش نيستم . . . يه کاري بکنم که باعث شه
!اون شادتر و شادتر بشه ؟ . . .
. نه ، از لحاظ روحي آرومتر شد
. کلي فرق داره
کيريس ؟ - چيه ؟ -
قسم ميخورم اين قدرت جديدم . داره ديوونه ام ميکنه
. بالاخره ياد ميگيري که کنترلش کني . فقط صبور باش
مطمئني ؟ چون که ( پرو ) تقريبا . . . نابود شد
. اوندفعه که به يه ( همدل ) تبديل شده بود . . .
خوب ، اون قرار نبود به يه ( همدل ) تبديل . بشه ، ولي تو قراره تبديل بشي
شايد با توجه به مشکلاتي که براي پايپر . . . به وجود اومده زودتر از موعدش قدرتت رو گرفتي
. ولي ميتوني از عهده اش بر بيايي . . . . ميدونم که ميتوني
کاشکي ميدونستم چطور ميشه . هروقت بخوام ازش استفاده کنم
حس ميکنم تحت تاثير احساسات . اوناي ديگه هستم و اين حس اصلا حال نميده
يه خوبيش اينه که ميتوني بفهمي . که ( جيسون ) چه حسي بهت داره
آره ، ولي اگه خوب نباشه چي ؟
اونوقت قبل از اينکه اون ولت کنه . تو ولش ميکني
. فکر کنم ( طلسم ) درست شد
. عاليه
سگ آوردي ؟ - . نه ، يه شغل دست و پا کردم -
. موضوع دردناکيه ، نپُرس
. خيلي خوب ، دارم ميام
خداي من ، داريل چه اتفاقي افتاده ؟
فکر کنم توسط سربازهاي . خاندان ( هان ) مورد حمله قرارگرفتم
. فريا ، بايد باهات صحبت کنم
. خصوصي
. ميتوني راحت حرفتو بزني
. . . جنگاورايي که دنبال جادوگرا رفتن
. مردماي عادي رو توي شهر کُشتن . . .
چي ؟ - آدماي بي گناه رو ؟ -
نميدونم ؛ ولي اونا موقعيت ياباشون . رو نابود کردن
يعني چي ؟
. . . آموزش ديدن که وقتي اين کارو بکنن
. که نبرد نهايي بين خير و شر شروع بشه . . .
. بايد جلوشونو بگيريم - ولي چطوري اينکارو بکنيم ؟ -
. محاله بتونيم توي شهر پيداشون کنيم
. من اهل همون شهرم
. ميتونم بهتون کمک کنم تا پيداشون کنين
حالت بهتره ؟ - . آره -
. خيلي ممنون . خوبه که برگشتي
. ممنون از اينکه کمکم کردي تا برگردم - . نميخواد تشکر کني -
بس ميکني ؟
چه مدت بعداز اينکه ما اونجا رو ترک کرديم اون جنگاورا ظاهر شدن ؟
. خيلي بافاصله نبود ، شايد يه چند ثانيه بعدتر
. بايد از ( واهالا ) مارو تعقيب کرده باشن
درسته ، معنيش اينه که . الان دنبال مان
البته اين قدر صبر نکردن تا از من . بپرسن چطور بايد شماها رو پيداکنن
چشمام خوب نميديدن ولي . اونا گيج و گم شده به نظر ميومدن
پس ، همينطوري رفتن پي کارشون ؟ - . . . خدارو شکر آره -
ما نبايد تو رو توي همچين . موقعيتي قرارميداديم
. بايد يه راه ديگه رو انتخاب ميکرديم
. فراموشش کن ، به هرحال کارکرد - . آره ، شايد مال تو -
اون بدبختاي ديگه چي که به طرف اون جنگاورا ميرن ؟
. اونا براي کُشتن آموزش ديدن
. آره ، ولي اونا فقط شياطين رو ميکُشن - . اون که شيطون نيست -
. حق با کيريسه . توي دنيا همه چيز فقط يا خير يا شر نيست
جنگاورا هميشه نميتونن تفاوت بين . خير و شر رو درست تشخيص بدن
چکار کنيم ؟ - . بايد سريع اونا رو پيدا کنيم -
. خيلي سخت نبايد باشه . اونا خيلي تابلوئن
. حتي توي سانفرانسيسکو
به همين دليل بايد خيلي سريع دست به کار شيم . اگه اونا لو برن باعث لو رفتن ( نديمه ها ) ميشن
با توجه به بلاهايي که سرت آوردن . خيلي نسبت بهشون بخشاينده شدي
به هرحال هنوز اونا يه هدف . شرافتمندانه براي خودشون دارن
نگه داشتن رازشون کليد . تکميل موفقيت آميز هدفشونه
بعلاوه که تقصير نديمه ها نيست که . من اونجا افتادم
که دوباره حواسمونوبه سمت . جنگاورا منعطف ميکنه
. و البته نبايد ( پايپر ) رو فراموش کنيم
. شايد بايد تقسيم بشيم . تو بايد به اداره پليس بري
. ممکنه توي صفحه رادار ظاهر بشن
ميدوني ؟ . به هرحال از طرف اداده دارن احضارم ميکنن
. حواست باشه که تو اول سر صحنه برسي . ممکنه احتياج به کمي زمان اضافه داشته باشيم
. باشه ، حواسم هست
شايد منم بايد به روزنامه برم . و همين کارو انجام بدم
. ايده خوبيه ، پيج
بايد قبل از اينکه اخراج بشم . اوسکارو ببرم خونه
شوخي ميکني ، درسته ؟
نه ، به آژانس کاريابي قول دادم . امروز صبح اونو برگردونم خونه
. و الان هم صبحه
گوش بده ؛ قبل از اينکه چيزي بگي
از وقتي که تو رفتي . بعضي چيزا عوض شدن
يکي از چيزايي که عوض شده اينه که . . . من بيشتر از هميشه مصمم هستم
No comments yet. Be the first to leave one.