Charmed

Charmed

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Charmed6x02Valhalley of the Dolls 2DVDRipSAiNTSTS
A Commentary by sdr-sdr

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
TS
Published on: 2008-08-31
Downloads: 43
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

25.000

: آنچه گذشت

. ليو گم شده

. ارشدها فکر ميکنن دزديده شده

. ليو ، نميدونستم از اين استعدادها هم داري - . من عوض شدم -

. چه باحال بود - . پايپر ديگه غُرولُند نميکنه -

تو احساسات منو ازم گرفتي ؟ - . رنج و عذاب تقريبا نابودت کرده بود -

. ميخواستم کمکت کنم - . من يه ( همدل ) هستم -

. من سگا رو ميگردونم

فقط ميخوايم روحتو براي يه ! چند ساعتي قرض کنيم

. اين ديگه قطعا خارج از محدوده است

قاطي نکن ، چونکه اگه جادو ما رو به اين جا کشونده . خودشم ما رو از اين جا خلاص ميکنه

. من به اينجا تعلق ندارم - . کلي چيز مونده که به جنگاورا يادبدي -

! حمله

. اون به کمکمون احتياج داره

تنها راهي که براي نزديک شدن . . . به ليو وجود داره

اينه که به ( نديمه ها ) ثابت کنين . . . . يکي از اونايين

وقتي داشتيم اونو نجات ميداديم . ميخواستن مارو بکُشن

. تو مارو ترک کردي

قول ميدم وقتي رسيديم خونه . همه چيزو توضيح بدم

. ما خونه اي نداريم - . قلبش داره منفجر ميشه -

. يالا پايپر ؛ بايد بريم

بريم ؟ کجا بريم ؟

! بايد بزاريمش و بريم ؛ يالا

. حواستون به بدن داريل باشه - . خيلي ممنون -

اون . . . يعني من ؛ هنوز زنده هستم ؟

. به سختي - به سختي ؟ -

. بايد برگرديم سراغ پايپر - چطوري ؟ به زور ؟ -

. اون نمياد . ازمون دوري ميکنه

. بعلاوه ؛ نميتونيم الان برگرديم اونجا

. ولي نميتونيم همينطوري اونجا وِلِش کنيم - . اونا بهش آسيبي وارد نميکنن -

. براي پيداکردن ما بهش احتياج دارن

. . . گوش بده ، درمورد بدن من

. ببخشين ! ميتوني همين الان برگردي توش

همين ؟ يعني ؛ به نظر نمياد من روح نيستم ؟

. بهم اعتماد کن ؛ تو هنوز يه روحي

خيلي خوب ؛ بايد بريم فکر کنيم . ببينيم چکار ميتونيم بکنيم

. دوباره ممنون

. نيازي به تشکر نيست

. عاليه ؛ فوق العاده است

. موضوع وقته . . . ديگه داشتم نگران

پايپر کجاست ؟ - ! اي حرومزاده -

چرا اونکارو کردي ؟ - چه کاري ؟ -

! ليو ، تمومش کن

! ليو ، بسه

اين درگيريها ديگه دارن . جونم رو بالا ميارن

چت شده ؟ زيادي توي نقش گلادياتور رفتي ؟

بهشون نگفتي ، آره ؟

چي رو بهمون بگه ؟ - . که اون ، آخرين کسي بوده که منو ديده -

درست بعداز اينکه ، به طرز اسرارآميزي . توي ( واهالا ) به دام افتادم

خوب که چي ؟ اين باعث ميشه من مسئول دزديدنت باشم ؟

منظورت اينه ؟ - چرا کيريس بايد همچين کاري بکنه ؟ -

. براي اينکه ازشرم خلاص بشه - . منطقي نيست -

منطقي نيست ؟ اون طوري نقشه کشيد . تا من به يه ( ارشد ) تبديل بشم

. وادارم کرد از خونه خارج بشم - . تا بتوني دنيا رو نجات بدي -

خيلي خوب ليو . ميدونم چقدر غمگيني

و اين که ميگم ميدونم چقدر غمگيني . واقعا ميدونم

. ولي الان داري از مسير درست خارج ميشي . . . کيريس يه نگهبان نمونه برامون بوده

. از وقتي که تو رفتي . . . . اون غير از خوبي چيزي نيست

اون ما رو دنبال شياطين زيادي فرستاده . اگرم بخواد چيزي باشه ؛ فقط خوبيه

به خاطر اونه که تونستيم . نجاتت بديم

. قابلي نداشت

اون ( گردنبندها ) رو از کجا آوردي ؟ - . ليو -

. خيلي خوب

. خيلي خوب ، فعلا فراموشش ميکنم

وايت کجاست ؟ ميتونم ببينمش ؟ - . نه ؛ نميتوني -

تا وقتي که بفهميم چطور ميتونيم پايپر رو . نجات بديم ، پيش ( شيلا ) ميمونه

که البته نجاتش يه کم کار سختيه . چونکه خودش نميخواد نجات پيدا کنه

اگه بخوايم نجاتش بديم بايد به صورت جادوگر . باشيم نه نديمه

کتاب سايه ها ؟ - . درسته -

خوب ؟ - . اون يه نديمه است -

. ولي ( خالص ) نيست

. . . در اعماق درونم حس ميکنم اون يه - جادوگر ؟ -

. بله - . بهت که گفتم -

وقتي اون با جادوگرا اين جا اومده . پس خودشم بايد يه جادوگر باشه

. ولي احتمالش خيلي ضعيفه . به سختي ميتونم چيزي ازش بخونم

به هرحال ، اون بهشون کمک کرد تا با جنگاور ما فرار کنن ، درسته ؟

. درسته ، ولي باهاشون فرار نکرد

. شايد اونا تنهاش گذاشتن - چرا بايد تنهاش بزارن ؟ -

چونکه اگه تنهاش نميزاشتن . گير مي افتادن

. در هردوحال ميتونه برامون باارزش باشه

البته اون اولين جادوگري نخواهد بود . که تبديل به نديمه ميشه

که البته اگه باشه ؛ اونوقت ما . خواهر قويتر رو به دست آورديم

اما ، در صورتيکه اين يه طلسم باشه . . . و اون واقعا يکي از ماها نباشه

ميتونيم ازش استفاده کنيم تا . . . . ما رو به دوتا خواهر ديگه برسونه

به هرحال نميتونيم بزاريم هيچکسي . . . جاي ما رو پيدا کنه

و کاري که ميکنيم رو در معرض . . . خطر قرار بديم ، ميتونيم ؟

اون جنگاورايي که به تعقيب اونا رفتن نگران نيستي که لو برن ؟

. اون خيلي خوب آموزش ديدن . ميدونن چطور از لو رفتنشون جلوگيري کنن

بعلاوه ؛ اميدوارم بتونن . . . جاي جادوگرا رو پيدا کنن

. و اين مشکل رو براي ما حل کنن . . .

تو چي فکر ميکني ؟

فکر ميکنم ، اگه اونا نتونستن . اونوقت خودمون مشکلو حل ميکنيم

نميفهمم چرا به اونجا حمله نميکنيم . تا اونو پيدا کنيم

. ما که ميدونيم اون کجاست - . چونکه اونا منتظر همچين چيزي هستن -

. شبيه خودکُشيه - ما تو رو بيرون آورديم ، درسته ؟ -

. ولي به قيمت از دست دادن پايپر تموم شد - خيلي خوب ، تمومش ميکنين ؟ -

. هنوز گير احساسات پايپرم . حوصله اين دعواها رو ندارم

. ببخشين

چطور پيش ميره ؟

. تقريبا تموم شده

نميخوام احساساتم رو . . . بهتون تحميل کنم ولي

فکر نميکنم اين طلسم برعکس کردن حافظه . همچين صددرصد کاري انجام بده

. پايپر نياز داره به اينکه فکر کنه يه نديمه است

چونکه براش خيلي دردناکه که . خودش باشه

. خيلي دردناک ، باور کنين . اونجا که بوديم تقريبا بيهوش شدم

پس ، باور اينکه يه ( نديمه ) است . يه انتخاب خوبه براش

براي خدمت به هدفشون . اونا هميشه تحت کنترل هستن

. براشون رنج يا ازدست دادن معني نداره

به همين دليله که بايد کاري کنيم که . دوباره باور کنه ( پايپر ) ه

فايده اي نداره که از لحاظ جسماني برش گردونيم . اما نتونيم روحشو برگردونيم

خيلي خوب ، ولي پايپر حتي قبل از طلسم ! نديمه شدن هم بر نميگشت

منظورت چيه ؟ - . . . اون جادويي -

که تو روش انجام دادي اينگار . . . . برعکس کار کرده

بعداز اين که تو رفتي . . . پايپر واقعا

. آرومتر شد . . .

به طور پيوسته و مدام . . . . کم جنب و جوش شد

. چيزيه که خودش گفت

قرار بود با اون جادو کاري کنم که . کمتر احساس رنج و عذاب بکنه

فکر کردم چون که دور و برش نيستم . . . يه کاري بکنم که باعث شه

!اون شادتر و شادتر بشه ؟ . . .

. نه ، از لحاظ روحي آرومتر شد

. کلي فرق داره

کيريس ؟ - چيه ؟ -

قسم ميخورم اين قدرت جديدم . داره ديوونه ام ميکنه

. بالاخره ياد ميگيري که کنترلش کني . فقط صبور باش

مطمئني ؟ چون که ( پرو ) تقريبا . . . نابود شد

. اوندفعه که به يه ( همدل ) تبديل شده بود . . .

خوب ، اون قرار نبود به يه ( همدل ) تبديل . بشه ، ولي تو قراره تبديل بشي

شايد با توجه به مشکلاتي که براي پايپر . . . به وجود اومده زودتر از موعدش قدرتت رو گرفتي

. ولي ميتوني از عهده اش بر بيايي . . . . ميدونم که ميتوني

کاشکي ميدونستم چطور ميشه . هروقت بخوام ازش استفاده کنم

حس ميکنم تحت تاثير احساسات . اوناي ديگه هستم و اين حس اصلا حال نميده

يه خوبيش اينه که ميتوني بفهمي . که ( جيسون ) چه حسي بهت داره

آره ، ولي اگه خوب نباشه چي ؟

اونوقت قبل از اينکه اون ولت کنه . تو ولش ميکني

. فکر کنم ( طلسم ) درست شد

. عاليه

سگ آوردي ؟ - . نه ، يه شغل دست و پا کردم -

. موضوع دردناکيه ، نپُرس

. خيلي خوب ، دارم ميام

خداي من ، داريل چه اتفاقي افتاده ؟

فکر کنم توسط سربازهاي . خاندان ( هان ) مورد حمله قرارگرفتم

. فريا ، بايد باهات صحبت کنم

. خصوصي

. ميتوني راحت حرفتو بزني

. . . جنگاورايي که دنبال جادوگرا رفتن

. مردماي عادي رو توي شهر کُشتن . . .

چي ؟ - آدماي بي گناه رو ؟ -

نميدونم ؛ ولي اونا موقعيت ياباشون . رو نابود کردن

يعني چي ؟

. . . آموزش ديدن که وقتي اين کارو بکنن

. که نبرد نهايي بين خير و شر شروع بشه . . .

. بايد جلوشونو بگيريم - ولي چطوري اينکارو بکنيم ؟ -

. محاله بتونيم توي شهر پيداشون کنيم

. من اهل همون شهرم

. ميتونم بهتون کمک کنم تا پيداشون کنين

حالت بهتره ؟ - . آره -

. خيلي ممنون . خوبه که برگشتي

. ممنون از اينکه کمکم کردي تا برگردم - . نميخواد تشکر کني -

بس ميکني ؟

چه مدت بعداز اينکه ما اونجا رو ترک کرديم اون جنگاورا ظاهر شدن ؟

. خيلي بافاصله نبود ، شايد يه چند ثانيه بعدتر

. بايد از ( واهالا ) مارو تعقيب کرده باشن

درسته ، معنيش اينه که . الان دنبال مان

البته اين قدر صبر نکردن تا از من . بپرسن چطور بايد شماها رو پيداکنن

چشمام خوب نميديدن ولي . اونا گيج و گم شده به نظر ميومدن

پس ، همينطوري رفتن پي کارشون ؟ - . . . خدارو شکر آره -

ما نبايد تو رو توي همچين . موقعيتي قرارميداديم

. بايد يه راه ديگه رو انتخاب ميکرديم

. فراموشش کن ، به هرحال کارکرد - . آره ، شايد مال تو -

اون بدبختاي ديگه چي که به طرف اون جنگاورا ميرن ؟

. اونا براي کُشتن آموزش ديدن

. آره ، ولي اونا فقط شياطين رو ميکُشن - . اون که شيطون نيست -

. حق با کيريسه . توي دنيا همه چيز فقط يا خير يا شر نيست

جنگاورا هميشه نميتونن تفاوت بين . خير و شر رو درست تشخيص بدن

چکار کنيم ؟ - . بايد سريع اونا رو پيدا کنيم -

. خيلي سخت نبايد باشه . اونا خيلي تابلوئن

. حتي توي سانفرانسيسکو

به همين دليل بايد خيلي سريع دست به کار شيم . اگه اونا لو برن باعث لو رفتن ( نديمه ها ) ميشن

با توجه به بلاهايي که سرت آوردن . خيلي نسبت بهشون بخشاينده شدي

به هرحال هنوز اونا يه هدف . شرافتمندانه براي خودشون دارن

نگه داشتن رازشون کليد . تکميل موفقيت آميز هدفشونه

بعلاوه که تقصير نديمه ها نيست که . من اونجا افتادم

که دوباره حواسمونوبه سمت . جنگاورا منعطف ميکنه

. و البته نبايد ( پايپر ) رو فراموش کنيم

. شايد بايد تقسيم بشيم . تو بايد به اداره پليس بري

. ممکنه توي صفحه رادار ظاهر بشن

ميدوني ؟ . به هرحال از طرف اداده دارن احضارم ميکنن

. حواست باشه که تو اول سر صحنه برسي . ممکنه احتياج به کمي زمان اضافه داشته باشيم

. باشه ، حواسم هست

شايد منم بايد به روزنامه برم . و همين کارو انجام بدم

. ايده خوبيه ، پيج

بايد قبل از اينکه اخراج بشم . اوسکارو ببرم خونه

شوخي ميکني ، درسته ؟

نه ، به آژانس کاريابي قول دادم . امروز صبح اونو برگردونم خونه

. و الان هم صبحه

گوش بده ؛ قبل از اينکه چيزي بگي

از وقتي که تو رفتي . بعضي چيزا عوض شدن

يکي از چيزايي که عوض شده اينه که . . . من بيشتر از هميشه مصمم هستم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left