Pinocchio

Pinocchio (피노키오)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Pinoco E15 2015 iPOP-WITH
A Commentary by 8701293
ترجمه و زیرنویس: پیلار

Tags

other
Published on: 2015-01-02
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پینوکیو

این پرونده خیلی شبیه اتفاقیه که 13 سال پیش افتاد

فکر میکنم الانم همین اتفاق افتاده ...همه داشتن سعی میکردن بفهمن علت وقوع آتیش سوزی چی بوده

ولی ناگهان اسم پدر تو آورده شد درست مثلِ دوستت، چان سو که الان پاش وسط کشیده شده

چطور ممکنه این تقصیر آن چان سو باشه؟

چطور به همین راحتی سر خود تصمیم میگیره اینُ بندازه گردن یکی دیگه؟

مدیر، اون خبر انحصاری واقعاً مزخرف بود

چرا این اتفاق تقصیر آن چان سوئه؟

افسر آن هم کلاسیِ تو بوده، نه؟

اون دوستِ توئه، برای همین نمیتونی منطقی در موردش فکر کنی

نمیخوام با کسی بحث کنم که نمیدونه داره درباره ی چی حرف میزنه

من دوست افسر آن نیستم و منطقم رو هم از دست ندادم

پس میشه به من جواب بدین؟

گزارشی که افسر آن دریافت کرد درباره ی انفجار یه مخزن گاز بوتان خانگی بود

اون گزارش هیچ ارتباطی به این ماجرا نداره

معلومه که شماها فکر میکنین اون ربطی به ماجرا نداره

اگه شماها بودین به اشتباهتون اعتراف میکردین؟

اون کارمندی که گزارش اون انفجار رو داده بوده رو دیدین؟

سعی کردم ببینمش ولی هنوز بیهوش بود

خیلی ناامید شدم پس دارین میگین باهاش حرف نزدین

پس چه مدرکی دارین که نشون بده افسر آن چان سو تو این ماجرا مقصره؟

بذار من یه چیزی ازت بپرسم

تو چه مدرکی داری که ثابت کنه افسر آن چان سو توی این ماجرا مقصر نیست؟

من، حداقل فیلم دوربین های مدار بسته رو برای اثبات حرفم دارم ولی شماها چی دارین؟

و حرفی که من زدم یه احتمال بود نه یه نتیجه گیری قطعی مشکلی هست؟

بله، مشکلی هست چون مردم اون احتمال رو به عنوان حقیقت قبول میکنن

درست مثل 13 سال پیش

چرا حرفِ اتفاقی که 13 سال پیش افتاد رو میاری وسط؟

اون زمان هم از چنین احتمال ضعیفی برای نابود کردن یه خانواده ی بیگناه استفاده کردین؟

!پس برای من یه مدرک ضعیف هم که شده بیار تا از حرفت دفاع کنی

انقدر یک جانبه به قضیه نگاه نکن فقط به خاطر اینکه دوستته مثل یه خبرنگار واقعی باش

!با دلیل و مدرک حرفتُ ثابت کنی

من مدرک پیدا میکنم و برمیگردم

اون مدرک پیدا میکنم و برمیگردم تا ثابت کنم آن چان سو بیگناهه

نباید مثل 13 سال پیش زندگیِ یه آدم بیگناه نابود بشه

قسم میخورم مسیر این ماجرا که داری سعی میکنی منحرفش کنی رو به مسیر درستش برگردونم

سلام

آن چان سو از ایستگاه پلیس رودخونه ی هان اومده خبرنگارها رو ببینه

چان سو، چرا اومدی اینجا؟

موقع گشت زنی گفتم یه سری به اینجا بزنم

حالت خوبه؟

معلومه

افسر چان، حقیقت داره که بعد از گرفتن گزارش انفجار زود برگشتی؟

آره، راستش اومدم اینجا چون میخواستم درباره ی همین حرف بزنم

اینجا محل کارخونه ی سوزاندنِ ضایعاته جایی که تعدادی از مردم آسیب دیدن و یا کشته شدن

برق قطعه، ولی بوی زننده ی گاز همه جا پیچیده

ولی این حقیقت که میشد از این فاجعه اجتناب کرد توی این فیلم افشا میشه

درسته که رفتم اونجا چون بهم گزارش داده بودن ولی وقتی رسیدم اونجا فقط یه انفجار مخزنِ بوتان خانگی بود

کارگرها داشتن رامن میپختن یه مخزن گاز بوتان بود، از اون کوچیک هایی که توی خونه استفاده میشه

چیزی که منفجر شده بود یه مخزن خونگی بود

همین؟

ولی با دیدن فیلم های دوربین امنیتی، تحقیق نکردی وایسادی اونجا، با خیال راحت لم دادی روی یه پا، بعد هم رفتی

انقدر که "لم دادن روی یه پای آن چان سو" توی سرچ های اینترنتی رتبه ی اولُ پیدا کرده

روز قبل از وقوع آتش سوزی یه افسر پلیس بعد از دریافت گزارش یه انفجار گاز به کارخونه میاد

افسر پلیس کمی با چند تا از کارمندهای کارخونه حرف میزنه

و بعد از یه نگاه مختصر به محل وقوع حادثه کارخونه رو ترک میکنه

افسر پلیس کمتر از پنج دقیقه وقتش رو در کارخونه میگذرونه

افسر پلیس آن چان سو از بخش رودخونه ی هان

اعتراف کرده که هیچ اقدام احتیاطی انجام نداده

لم دادنت به اون پا خیلی احمقانه بود

انگار اصلاً برات مهم نبوده

پلیس ها دلیل دارن که موقع سر پا وایسادن به یه پا تکیه میدن

این کمربند، به خاطر بی حس کننده و دستبندها بیشتر از سه کیلو وزن داره

و به خاطر این اختلاف وزن، به یه پا تکیه میدن

و کمرشون کج میشه یکی از بیماری هایی که پلیس ها به خاطر کارشون میگیرن دیسکِ کمره

اون...نمیتونین این طرز وایسادن رو به بی توجهی تعبیر کنین

افسر پلیس گفت که انفجارِ مهمی نبوده و اهمیتی نداد

روزِ بعد، یه فاجعه ی بزرگ اتفاق افتاد که باعث مرگ و جراحت چهل نفر شد

مردم ناامید شدن

MSC سونگ چا اوک از اخبار

اون بار، کسی که گزارش داده بود هم معذرت خواهی کرد

از اینکه برای یه موضوع کوچیک پلیس خبر کرده بود معذرت خواهی کرد

همه میگفتن گزارش رو کنسل کنم ولی من خیلی سریع واکنش نشون دادم

نمیتونستن کنسلش کنن

اینطور بود، درسته؟ میدونستم

حتماً احساس میکنی در حقت ظلم شده

پس لطفاً همتون مقاله های درستی بنویسین

این پاکت چیه؟

این یه رشوه اس برای اینکه ما مقاله های خوب بنویسیم؟

اینطور نیست، این یه دعوتنامه برای جشن تولد یک سالگی پسرمه

پسرِ سومم

جشن تولد یک سالگی؟ سومین پسرتون؟

ناهارِ پس فرداس پس بیاین و غذا بخورین

...چان چان سو، یه دقیقه بیا اینجا

چرا؟ هنوز خیلی چیزها میخوام بگم

!هی چی شده؟

!برو بیرون روانی

!هی! هی! هی

احمق! کارم هنوز تموم نشده! همه ی دعوتنامه ها رو پخش نکردم

عقلتُ از دست دادی؟ میخوای توی این موقعیت برای پسرت جشن تولد بگیری؟

چرا؟ مگه چه ایرادی داره که برای پسرم جشن تولد بگیرم؟

متوجه ی موقعیت نیستی؟ اخبارُ ندیدی؟

تمامِ دنیا فکر میکنن تو مقصری

چند بار باید بگم که من ربطی به اون ماجرا ندارم؟

ما میدونیم، میدونیم، ولی شرایط بدیه

اگه برای بچه ات تولد بگیری مردم متوجه میشن

و هزار تا مخالف و معترض میان خونتون مهمونی

چان سو، من این شرایطُ تجریه کردم برای همین میدونم

اوضاع خیلی سختی میشه برات

خنگ، میدونم نگران چی هستی

ولی من قوی تر از اون چیزیم که تو فکر میکنی من با این سوء ظن مسخره از جا درنمیرم

متأسفم چان سو

واقعاً متأسفم

برای چی متأسفی؟ چرا باید متأسف باشی؟

نه...تقصیرِ مامان منه که تو توی چنین دردسری افتادی

خنگ، چه ربطی به تو داره که معذرت خواهی میکنی؟

ناراحت نباش نمیشینم یه گوشه متهم شدنت رو تماشا کنم

منم همینطور

ممنونم به جز هم کلاسی های قدیمیم کسی برام نمونده

ممنون رفیق

ممنون

درسته، تحمل کن

درسته خنگ

چان سو

نگران بودم که مثل سیزده سال پیشِ ما باشه ولی خیالم راحت شد

قوی و مطمئن داره تحمل میکنه

احتمالاً داره وانمود میکنه که قویه

ولی از درون، حتماً داره به خودش میلرزه

منم قبلاً همینطور بودم

خب...منم فکر میکردم داری خوب تحمل میکنی

تو حالت خوبه؟

چی؟

اتفاق سیزده سال پیش و اتفاقی که برای چان سو افتاده خیلی شبیه همن

مشکلی نداری که بخوای موقع تحقیقاتت همش به اون روزها فکر کنی؟

من خوبم، الان با اون موقع فرق داره

اون موقع، هیچ خبرنگار خوبی نبود ولی حالا یه نفر هست

اون خبرنگار خوب کیه؟

من

تو چته؟

خیلی به خودت مطمئنی

واقعاً؟

مدیر، از حالا به بعد، آیتم ها ادامه پیدا میکنن؟

به کارت ادامه بده، انگار من اینجا نیستم

بله،بله، میفهمم

ایل جو، اول تو شروع کن

این روزها، افسر چان در مرکزِ توجه همه اس

فکر کردم یه گزارش درباره ی اینکه چطور هفته ی پیش یه مجرم از دست افسر آن فرار کرد بسازیم

فیلم صحنه ای که مجرم از دستش فرار کرده رو گیر آوردم

گزارش ساختن از اتفاق یه هفته ی پیش به چه دردی میخوره؟

درسته که یه هفته گذشته، ولی الان مردم کنجکاون

برای همین خبر کهنه ای حساب نمیشه

دلیلتون برای هدف گرفتن آن چان سو چیه؟

نباید درباره ی کارمندهای کارخونه تحقیق کنین؟

بله، و فرار کردن مجرم و آتیش سوزی ربطی به همدیگه ندارن

از دست اینا...واقعاً که

...منم فکر میکنم

که ربطی به هم ندارن؟

کسی که با ندیدنِ علت واقعی اتیش سوزی باعث مرگ 16 نفر شد

پلیسیه که مجرم از دستش فرار کرده

هر دوی اینا نشون دهنده ی این نیستن که اون یه پلیس لا ابالیه؟

چرا اینطوری نگام میکنی؟

نه، چون اینجایین رشته ی کلام از دستم دررفته

هنوز دلیل حادثه مشخص نشده؟

از مأمورهای آتش نشانی و پزشکی قانونی پرس و جو کردین؟

بله، ازشون پرسیدم ولی گفتن دلیلش یه هفته ی دیگه اعلام میشه

میگن ممکنه آتیش از انبار شروع شده باشه ولی میگن این هنوز یه احتماله

مشکلِ آتیش سوزی ها همینه پیدا کردنِ علتشون سخته

بعدی، چان چو ری

بله، چند روز پیش یه مجرم از دست آن چان سو فرار کرده

پلیسی که متوجه آتیش سوزی نشده یه مجرم رو هم از دست داده، داستان خوبی نیست؟

!اون

کی گفته که اون متوجه آتیش سوزی نشده؟ این یه حقیقت ثابت شده اس؟

نه...ولی همه میدونن

مطمئن نیستم، من که نمیدونم

تحت تأثیر خبرهایی که هنوز تأیید نشدن قرار نگیرین روی بقیه هم تأثیر نذارین

!کاپیتان

اون چشه؟

پرونده ی 13 سال پیش کی هو سانگ رو فراموش نکنین

یادتون باشه که چرا اون ماجرا موضوعِ مصاحبه اتون بود

از این به بعد قبل از اینکه دلیلِ اصلیِ آتیش سوزی رسماً اعلام بشه

نباید آن چان سو رو موضوع گزارش های خبریتون قرار بدین

تا وقتی همه چی روشن بشه، به جای شک و احتمال، حقایق رو بگین

وگرنه خشم مردم یه سمت دیگه رو هدف میگیره، فهمیدین؟

بله بله

بله بله

اون...همون حرفی بود که من وقتی برای ماجرای کی هو سانگ سرزنشش کردم بهش گفتم

این همه مدت تو ذهنش مونده

حرفای تو توی ذهنش نمونده، بهش میگن کینه داشتن

...مردک

مشخص شده که افسر چان که یک روز قبل از انفجار کارخانه ی ضایعات

بعد از دریافت انفجار به ایستگاه پلیس برگشت

در گذشته مجرمین و مظنونین در ایستگاه پلیس از دستش فرار کردن

با توجه به اینکه گفته میشه اون کسیه که میتونست از این فاجعه جلوگیری کنه باز هم مورد توجه رسانه ها قرار گرفته

!چی

کاپیتان

برای همینه که میخوام بذارم روی تخته ی آشپزخونه تیکه تیکه ات کنم

!ای خدا

چرا؟

داری چیکار میکنی؟ اون چیه؟

این فیلم دوربینیه که مدیر از کارخونه گرفته دارم چک میکنم ببینم چیزی توش هست یا نه

بیا با هم ببینیم

باند یا چسب زخم نداری؟

برای چی؟

چون کفشام جدیدن، پاشنه ی پام زخمی شده

صبر کن، میرم برات میخرم

نه، من...چه سریع

چطور خبرنگار سونگ چا اوک فیلم اینجا رو گیر آورده؟

حالت خوبه؟

اوه؟ برای چی اومدی اینجا؟ اینجا که حوزه ی مسئولیت تو نیست

درباره ی یه چیزی کنجکاو بودم

More Farsi Persian subtitles for Pinocchio

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left