The first 172 lines.
هی
ویرژیل
آه، ویرژیل
دوستت دارم، ویرژیل
آه، ویرژیل
.ویرژیل، پاشو دیگه وقتشه بیدار شی
.دیرت میشه برای مدرسه
!وای خدای من
.صبح بخیر، مامان
.صبح بخیر، عزیزم
.صبح بخیر، عزیزم
...آه، میدونی
.اوه، تو چقدر شیطونی
میخوای تنبیهم کنی؟
.فقط هیچی شروع نکن وگرنه صبحونه خبری نیست
این تهدیده یا قول؟
!اه، اه، اه
!اوه اوه
.بعداً ادامه میدیم
خب، مامان، آرتروزت امروز چطوره؟
!انگار که برات مهمه
.زلزله! ببخشید
!اه
.استنلی
.داشتم فکر میکردم
.ویرژیل یه دوستدختر نیاز داره
.هوم
.منظورم اینه که، واقعاً به یه دوستدختر نیاز داره
چی شد یهو این حرفو زدی؟
،خب، میدونی اون یه پسر نوجوونه
،کاری که بیشتر پسرای نوجوون میکنن
.وقتی دوستدختر ندارن
نمیخوای که کور بشه، میخوای؟
!استنلی
...آره. میدونی، نگرانی اصلی ما باید این باشه که اون
اگه چی؟
.اوه، اگه اون، میدونی، نرماله
چی داری میگی؟
،خب، نگاش کن. 17 سالشه
.تا حالا با یه دختر بیرون نرفته
این هیچی بهت نمیگه؟
قراره چی بهم بگه؟
.که اون یه همجنسگراست
چطور میتونی اینو بگی؟
.ویرژیل فقط تو مسائل دخترا یه کم کنده
.این کارا رو تازه شروع کرده
.و ویرژیل همجنسگرا نیست
.فقط یه کم نابالغه
!ویرژیل: هی
کی آبو قطع کرد؟
...آه
.یه دقیقه دیگه وصل میشه
.میدونی، اون باسنتو به ارث برده
!استنلی
.با ویرژیل حرف بزن
.تشویقش کن قرار بذاره
.تو پدرشی. مردونه باهاش حرف بزن
.دیگه از دست جفتتون کلافه شدم
میرم دستشویی (بزرگ)
فردا به آسایشگاه سالمندان زنگ میزنیم
!دوین، ناهارت یادت رفت
و اینم صبحانت
ممنون، مامان
خب، چی شده؟
چیزی نشده. فقط زیاد گرسنه نیستم
!برگرد تو خونه. دارم به دکتر زنگ میزنم
...مامان، من مریض نیستم. من
فقط یکم استرس دارم
درباره چی؟
میدونی که. همون موضوعی که دیشب دربارش حرف زدیم؟
آهان، منظورت اینه که از مارگارت لاپینسکی برای جشن دبیرستان دعوت کنی
اوه، استرس نداشته باش، چیزی برای نگرانی وجود نداره
اوه، فقط ازش دعوت کن. برات خوبه
با یه دختر بیرون رفتن
شاید دیگه اینقدر وقت تو دستشویی با اون مجلههای مبتذل نگذرونی
!مامان
چیه؟ فکر میکنی نمیدونم اون تو چیکار میکنی؟
!مامان
برای یه پسر نوجوان عادیه
حالا، بابات، بهانه اون چیه؟
برای مدرسه دیرم میشه
خب، روز خوبی داشته باشی عزیزم
صبح بخیر، عزیزم
خب، ویرژ
مامان میگه به زودی جشن فارغالتحصیلی سال آخر تو مدرسهتون برگزار میشه
آره
باشه
خب، کسی رو دعوت کردی؟
میدونی، من و دوین همین الان داشتیم دربارش حرف میزدیم
واقعاً؟
و شماها چی تصمیم گرفتید؟
دوین میخواد مارگارت لاپینسکی رو دعوت کنه
و تو کی رو دعوت میکنی، عزیزم؟
نمیدونم
دارم بهش فکر میکنم
خب، دووم بیار، پسرم
اگه دوین بتونه یه قرار جور کنه، هر کسی میتونه
ممنون
!مارگارت: دوین، وایسا
سلام، مارگارت
سلام
داری میری مدرسه؟
آره، متاسفانه. تو هم همینطور؟
آره
این چه نوع ساندویچیه؟
...آه
سالاده. تخممرغ
اوه! خوب به نظر میاد
خب، یه گاز میخوری؟
!اوه، ممنون
خوب بود
بقیشو میخوای؟
اوه، ممنون
واای، باور کردنش سخته که جشن فارغالتحصیلی سال آخر فقط چند هفته مونده
آره
فکر کنم تو قبلاً از کسی دعوت کردی
نه، واقعاً نه
...یعنی یه بار بود که داشتم
...و بعد یه بار دیگه وقتی داشتم فکر میکردم
...اما بعد چند روز پیش داشتم به این فکر میکردم که
بله! هان؟
!بله، باهات میام
واقعاً؟
!عالیه. یعنی، عالیه
!ما یه زوج خیلی بامزه میشیم
!آره. چاق و چاقتر
چی گفتی؟
!هیچی. تو بهم گفتی چاق
.نه، فقط یه کم تپلمپل
!اوه! پفیوز
فکر میکنی من چاقم؟
!خودت تو آینه نگاه کن، خیکی
یعنی با هم به جشن فارغالتحصیلی نمیریم؟
معلومه که باهات میام
به همین راحتی نمیتونی از زیرش در بری
اون یه دختر سرسخته
خوشم میاد
میدونی، پسرم
...وقتی یه پسر به سن تو میرسه، یه چیزایی هست
...خب، یه جورایی، این میلها
فکر کنم بهشون میگن
...به عنوان یه مرد جوان سالم، این
خب، این میلها باید برطرف بشن
وای خدا! لطفاً وارد اون بحث نشو
...میدونم، گاهی اوقات نوجوون بودن
بابا! منم یه زمانی نوجوون بودم
...گاهی اوقات هورمونها اینقدر سریع فعال میشن
که نمیدونی دختر میخوای یا پسر
منظورم اینه که، عادیه
این به این معنی نیست که حتماً باید همجنسگرا باشی یا چیزی شبیه به اون
منظورم اینه که، به این معنی نیست که همجنسگرایی یا از اینجور چیزا
میفهمی چی میگم؟
نه
منظورم اینه که، تو فقط باید سراغ دخترا بری
آره، دخترا گزینهی خوبی هستن
بابا، من دختر نمیخوام
چرا که میخوای. باور کن، من میدونم چی برات بهتره
نه، من هیچ دختری رو نمیخوام
.اول امتحانش کن. من خودم میدونم چی میگم
.نه، بابا. یه دختری هست که من میخوامش
...ببین، آخه... موضوع اینه که
چی گفتی؟
.فقط یه دختره که میخوام ازش دعوت کنم بریم جشن آخر سال
.یا اصلاً هر جای دیگهای
.اون کِلی گاتریه
،و اون زیباترینه
.فوقالعادهترینه
.خب، آره، عالیه پسرم
.آره، عالیه
.کمربندتو ببند
!هی، ویرج، اینو ببین
هی اِیمی، عزیزم، حالت چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.