The first 200 lines.
مـــلــنـــگ
بيست و چهارم دسامبر ساعت 5:10:02 عصر
"...امشب"
"منتظر اومدن يکي ام"
"فقط يکمي منتظرم"
"...امشب"
"منتظر اومدن يکي ام"
"بذاريد بيايد، دلم بيقراره"
"لالا، لالا، لالا"
"شوبو، شوبو، شوبو، شوبو"
"شـــوبـــو"
"شوبو، شوبو، شوبو، شوبو"
"شـــوبـــو"
خفن بود خفن کجا بود؟-
گوآ اوني نيست که بود توني
..قبلا اينجا روسها بودن، اروپاييها
..اسرائيليها اسرائيليها که ميان -
!غذاميخورن، گُل ميکِشن، چِت ميکنند
ولي يه وعده غذا واسه کار و کاسبي خوب نيست
اصلا خوب نيست
از وقتي برو بچ "ديل چهتاهه" اومدن اينجا
و با قلعه چاپورا عکس انداختن
کُل هنديها ريختن تو گوآ
گوآ يعني کوچه باحالها
کوچه باحالها
اما توريستهاي هندي ..نکته مثبتي دارن، با خانواده ميان
..زن، بچه و حتي پدر و مادرشون
جدا هستن ها ولي موقع غذا سه تا ميگيرن
تا خرخره هم شراب ميخورن
براي همين بارهاي کوچيک هم زدن تو خط رستوران خانوادگي
و منم از اين قضيه منفعت بردم
فقط سود نبردي
امپراتوري راه انداختي
گوش کن
فيروز رو يادته؟ همون که باهات کار ميکرد
چي شد؟
ببين، از بيهار آوردمش اينجا
بهش کار دادم
بهش حقوق دادم
غذا تو بشقابش گذاشتم
جاي خواب دادم گفت ميخواد خانوادهش رو هم بياره
بهشون کمک کردم جاگير بشن
يه روز گفتم اين توريستها که ميان اينجا
بهشون آبجو بده
و بذار يه چيزي رو امتحان کنند
امتحان کنند؟
آره مثل تو بِکِشَن قبول نکرد
گفت که غيراخلاقيه و نيتم فساده
گفتم نيت حاليم ني دارم ميگم انجامش بده
من رئيستم، ميگم انجامش بدي و اون گفت نه
بهش سيلي زدم
بعدش تهديدم کرد که ميره پيش پليس
و من رو لو ميده ده سال زحمتم به فنا ميرفت
براي همين کُشتمش
بايد اونجا باشه
جسدش کجاست؟ انداختمش تو آبشار درساگر -
زنش فکر ميکنه که اون با يه خارجي فرار کرده
کي اهميت ميده کار خانواده تموم بشه؟
اما رستوران نبايد هرگز بسته بشه
داشي، تو آدم مشتي هستي
ولي بذار يه چيزي رو بهت بگم ...من
خانواده من دارن ميان
هرچي باشه شب کريسمسه
خانواده من دارن ميان
...زنم، پدر و مادرم، بچههام
..و براي بابي جان
يالا، بورکار، وقت کاره !خدايا، نجاتم بده
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: بينگسا و بينگسانا
برو ببين مُرده يا زندهست؟
الان ميبينم
هنوز زندهست
تفنگي که توي يورش ديروز برداشتيم رو بذار تو دستش
و با دستمال خيس اثر انگشتش رو پاک کن
ما قاتلها قلبمون جاي درستي تو سينهمون نيست
"...شوبو"
"...شوبو"
"...شوبو"
رستوران خانوادگي راه انداخته عوضي
اساچاو آگاشه
ميخوام گزارش يه قتل رو بدم
به کلانتري منطقه خودتون خبر بديد
هنوز اتفاق نيفتاده ميخوام انجامش بدم
توله سگ
شب کريسمسه نه روز سرکار گذاشتن بقيه سعي نکن من رو اسکول کني
شب طولاني خواهد بود
تحويل مبارک
چي؟ الو
الو
به سلامتي به سلامتي-
به سلامتي
بابا، يکي مثل مايکل رو براي خواهر من هم پيدا کن
يه زوج عين مايکل و ترسا توي بهشت ساخته شدن
...اعتقادات کاتوليک و احترام به کليسا ديگه همچين زوجي ساخته نميشه
مايکل تو واقعاً براي پدر شدن آمادهاي
ترسا
...ميدوني خانوم ديملو حاملهست
بعد از پونزده سال باردار شده
،و همهش به لطف دعاي يکي بود تمام کارها رو اون کرد
خيلي خوبه
شمارهش رو گرفتم
بايد باهاش تماس بگيري
منظورم اينکه ما ميخوايم نوهدار بشيم مطمئنم مايکل هم ميخواد پدر بشه
وقتي ترسا و باني بزرگ ميشدن
نگران بوديم که باني مجبور بشه به نيروي دريايي ملحق بشه
بيخيال اما الان ببين
سه ماه در سال رو حداقل خونهست
و خانوادهمون داره بزرگتر ميشه
به سلامتي به سلامتي-
به سلامتي
!ميرم ببينم کيک حاضر شده يا نه
الان برميگردم
ترسا، کيک چي شد؟ حاضره-
امشب شروع تازهاي براي ما ميشه، ديگه+ نميتونم صبر کنم - هنوز با مايکل صحبت نکردم+ برام مهم نيست، امشب ميام سراغت+
شام حاضره همه منتظر اند
ترسا
يه چيزي هست که ميخواستم بهت بگم
چي؟
..من
سلام آقا سلام-
کريسمس مبارک کريسمس مبارک-
ببخشيد که مزاحم شدم آقاي مايکل منزل هستن؟
مايکل
اومدن دنبالت باهات کار دارن
در رابطه با يه پرونده بايد ايشون رو ببينم
نيازي نيست همه چيز رو به خاطر بسپاري فقط يه چيزي رو يادت باشه
دوستت دارم
بيست و چهارم دسامبر ساعت 7:02:01 غروب
قربان
:علت مرگ ضربه شديد به سر
بدنش قبل از مرگ کُلي زخم برداشته
انگيزه به نظر سرقت مياد خسارت بزرگي زده شده
داريم ليست موارد گُم شده رو تهيه ميکنيم
سرقت نيست
دزدها اومدنشون رو خبر نميدن
گزارش بده
نام قرباني ويکتور فرنز بوده
معاون پليس.. گروه ويژه
افسر دپارتمان شما بوده
ميدونم
دوستم بود
ولي يه چيزي رو هنوز نميفهمم
اين خرابي که به بار اومده بنظر کار يه نفر نمياد
بنظر مياد حداقل شش نفر بودن
اين کار يه نفر بوده، پانده
اما بايد بگي حداقل شش نفر بودن
وگرنه مردم بهت ميخندن
يه نفر زده يه مامور ويژه رو کُشته
ببين چطور آويزونش کرده، بورکار
بله قربان
انگار روي ديوار مدال آويزون کرده
از کُشتنش لذت برده، نه؟ درسته بله قربان -
قضيه شخصيه
قرباني نيروي ويژه تيم من بوده
و اين پرونده ماست
به بخش جنايي نيازي نداريم
ميدونم
گفتم بعد از غذا يه قدمي بزنم
ميدوني، قاتل قبل از ارتکاب جرم به من زنگ زد
و گفت ميخواد يکي رو بکُشه
پيش خودم گفتم بايد بفهمم !شوخي بوده يا چالش
و حالا چالش از آب در اومده
..و ميدوني
آگاشه عاشق چالشه
همه تو رو ميشناسند، آگاشه
اينجا خبري از شليک براي برقراري عدالت نيست
ميخوام تحقيقات رو روي اين مورد انجام بدم
يه روپيه داري پانده؟ بده
تو فاز نصيحت کردن رفتم
ولي هيچوقت مُفتي نصيحت نميکنم
اگر نصيحتم رو بهت بندازم مردم فکر ميکنند رشوه دادم
نصيحت من رو بشنو و خودت رو با حقيقت سرگرم کن
چون اين قتل کار هرکسي که بوده ...يه قاتل نيست
يه شيطان خطرناکه
...کسي ميتونه ترس رو هم بزنه
که از هيچي نميترسه
وقتي چيزي رو از دست ميده کاري ميکنه تا دم مرگ زجر بکشي
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اين پايان کار نيست تازه شروعشه
بشين و تماشا کن
امشب يکي از تاريکترين شبها خواهد بود
و سکوت به صدا در مياد
"...کافر در اين سفر" *پنج سال قبل*
"به راه افتاده"
"...کافر در اين سفر"
"به راه افتاده"
با رنگ خويش بدون ريسمان" "و مقصدي به راه افتاده
"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"
"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"
"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"
"من ملنگ شدم"
"مثل يه زاهد"
"وجودم سرگردانـه"
"مثل يه زاهد"
"وجودم سرگردانـه"
"اين آوارگي من رو به کجا ميبره؟"
"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"
"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"
"من ملنگ شدم، ملنگ، ملنگ"
"من ملنگ شدم"
"نسيم زير پاهاي من در حرکته"
No comments yet. Be the first to leave one.