The first 200 lines.
.سلام
حالت خوبه؟
چي شده عزيزم؟گم شدي؟
.خيلي خسته کننده بود- تو اين شکلي رفتي توي مترو؟-
.هيچ کدوم از تاکسي ها سوارم نميکردن
هيچي؟
.کودتا در اوگاندا
...يه عکس ديگه از تو با اون
.تغيير در کابينه ي دولت
هيچ چيز مهمي نيست؟
!خدا
.من يه چندتا نخ ميخوام،برام گير بيار
.نه- .برام بيار-
.قرار شد ترک کني .به هر صورت ممکن
به هر حال.تو به همه رشوه دادي که بهت نفروشن،يادته؟
.هيچ کس در شعاع دو مايلي اينجا بهت نميفروشه
چه ايده ي احمقانه اي.اين ايده ي کي بود؟
!خانم هادسون
ببين شرلوک،تو خيلي خوب طاقت اوردي .الان تسليم نشو
.بهم بگو کجاست
!لطفا.بگو ديگه
لطفا
.متاسفم.نميتونم کمکت کنم- .شماره هاي بخت آزمايي هفته ديگه رو بهت ميگم-
.ارزش امتحان رو داشت
موجودي مخفيم.با موجودي مخفيم چيکار کردي؟
سيگارهام.با سيگارهام چيکار کردي؟
تو نميذاري به وسايلت دست بزنم .شايد يه چيز بدردبخور باشه
.فکر مي کردم تو خدمتکار من نيستي- .معلومه که نيستم-
يه استکان چاي چطوره؟ .و شايد بهتر باشه که اون نيزه رو بذاري کنار
.من به يه چيز قوي تر از چاي نياز دارم .هفت درصد قوي تر
دوباره رفتي ديدن اقاي چترجي؟- ببخشيد؟-
مغازه ساندويچي.اين لباس نو هست .ولي آرد روي آستينش ريخته
.براي پخت و پر همچين لباسي نميپوشي
!شرلوک- .روي ناخنت اثرات کوچکي از فويل هست-
توي اون مغازه که کارت هاي بخت آزمايي ميفروشه بودي .و هممون ميدونيم که آخر اين مسئله به کجا ميرسه
ادکلن کازبا نايتس،يه کم بوش براي اول صبح تنده،مگه نه؟
.من يه وبلاگ درباره ي شناسايي عطرها نوشتم !يه نگاهي بهش بنداز
لطفا- .خيلي به رابطه ات با اقاي چترجي اميد نداشته باش-
.اون يه زن توي دانکستر داره که هيچکي درموردش نميدونه- !شرلوک-
.البته به جز من هيچکي- من نميدونم داري در مورد چي حرف ميزني-
.واقعا نميدونم
اون کارِت براي چي بود؟- .تو متوجه نيستي-
.برو دنبالش و عذر خواهي کن
عذرخواهي کنم؟
.جان،من واقعا به تو حسوديم ميشه
به من حسوديت ميشه؟
به مغزت.خيلي آرومه .يک خطي هست و به ندرت ازش استفاده شده
.مغز من مثل يه موتوره که از کنترل خارج شده
.يه موشک که داره خودش رو تيکه تيکه ميکنه
چون روي سکوي پرتاب گير کرده !من به يه پرونده نياز دارم
تو همين الان يه پرونده رو حل کردي !با نيزه کاري کردن يه خوک مرده ظاهرا
.اون پرونده مال صبح بود
بعديش کي هست؟- توي وبسايتت چيزي نيست؟-
.اقاي شرلوک هلمز عزيز من نميتونم "بلوبِل" رو پيدا کنم
لطفا،لطفا،لطفا ميتونيد کمکم کنيد؟
بلوبِل؟ -اسم يه خرگوشه جان- تازه بازم هست-
.قبل از اينکه بلوبل ناپديد بشه درخشان شده بود
.مثل يه پَري به گفته ي کريستي کوچولو
.و فردا صبحش بلوبل ناپديد شد
.قفسش قفل بود و نشاني از ورود با زور نبود
.چي دارم ميگم.اين عاليه
زنگ بزن به لستراد و بگو يه خرگوش گم شده- .جدي ميگي؟ -يا اينه يا بايد "کلودو" بازي کنيم-
.نه من ديگه عمرا اون بازي رو بازي کنم
چرا که نه؟- .اخه امکان نداره که قرباني خودش قاتل باشه-
اين تنها راه حل ممکن بود- .اين توي قوانين نيست-
!خب قوانين اشتباه هست
!يه تک زنگ
.بالاترين مقدار فشار و به اندازه نيم ثانيه
!موکله
،دارت مور هميشه جاي افسانه ها و اسطوره ها بوده
ولي آيا چيز ديگري هم در آنجا کمين کرده؟
.يه چيز خيلي واقعي
دارت مور همچنين خانه ي يکي از سري ترين عمليات هاي دولته
مرکز تحقيقات در مورد سلاح هاي شيميايي و بيولوژيکي
که گفته شده ازمرکز تحقيقاتيِ "پورتون داون" هم حساس تره
از زمان پايان جنگ جهاني دوم
مداوما داستان هايي در مورد آزمايشات بسکرويل بوده
جهش هاي ژنتيکي .حيوان هايي که براي جنگ ساخته شدند
بسياري بر اين عقيده اند که در
اين مرکز ،در قلب طبيعت وحشي
.موجودات ترسناکي فراتر از تصور وجود دارند
ولي سوال اصلي اينه که آيا تمام اونا هنوز داخل اين مرکز هستند؟
.من فقط يه بچه بودم
.توي دشت بودم
.هوا تاريک بود ولي من ميدونم چي ديدم
.ميدونم چي پدرم رو کشت
چي ديدي؟
.الان ميخواستم بگم
اره توي يه مصاحبه ي تلويزيوني .من ترجيح ميدم به روش خودم کارام رو انجام بدم
.درسته،ببخشيد،البته
.ببخشيد
.هر وقت آماده بودي ادامه بده
.ولي هرچه سريع تر بهتر
شما دارت مور رو ميشناسيد اقاي هلمز؟- .نه-
يه مکان شگفت انگيزه .مثل هيچ جاي ديگه نيست
.يه جورايي دورافتاده هست ولي در عين حال زيباست
.علاقه اي به دونستنش ندارم،برو سر اصل مطلب
بعد از مرگ مادرم ،من و پدرم ميرفتيم و قدم ميزديم
.هر بعد از ظهر به دشت ميرفتيم
...اره خوبه،يه راست برو سراغ اون شب که بابات
به طرز وحشيانه اي کشته شد،اين اتفاق کجا افتاد؟
،يه جا هست
"يه جورايي يه مکان مخصوص هست که بهش ميگن گودال "دوئِر
.که يه اسم باستاني براي شيطان هست
خب؟
اون شب شيطان رو ديدي؟
.اره
.غول پيکر بود
.موي بدنش به سياهي زغال و چشم هاش قرمز بود
.پدرم رو گرفت
.تيکه تيکه اش کرد
.چيز ديگه اي يادم نمياد
.روز بعد منُ در حالي که توي دشت سرگردان بودم پيدا کردن
.جسد پدرم هيچ وقت پيدا نشد
...چشماي قرمز،موهاي سياه،غول پيکر
يه سگ؟يه گرگ؟
.يا يه موجودي که آزمايشات ژنتيکي روش انجام شده
داريد بهم ميخنديد اقاي هلمز؟
چطور؟مگه جُک گفتي که بخندم؟
.پدرم هميشه از کارايي که توي "بسکرويل" انجام ميشد حرف ميزد
.در مورد موجوداتي که اونجا بوجود مياوردن
.مردم بهش ميخنديدند
.حداقل کسايي که از تلويزيون اومده بودند منُ جدي گرفتن
و به نظرم اين کارشون به صنعت توريست منطقه ي "دِوُن"خيلي کمک کرده
هنري ،هر اتفاقي که براي پدرت افتاده 20 سال پيش افتاده
چرا الان اومدي سراغ ما؟
من مطمئن نيستم که شما بتوني به من کمک کني آقاي هلمز .از اونجايي که اين مسئله اينقدر براتون خنده دار هست
.بخاطر اتفاقي که ديشب افتاد- چطور ،مگه چه اتفاقي ديشب افتاد؟-
از کجا ميدوني؟
.من نميدونستم،متوجه شدم
تو امروز صبح با اولين قطار از "دِوُن" اومدي اينجا
.يه صبحونه بد و قهوه خوردي
.دختري که اون طرف کوپه بود از تو خوشش اومد
.با اينکه اولش ازش خوشت اومد ولي نظرت رو تغيير دادي
.تو دلت ميخواد هر چه سريع تر اولين سيگار امروزت رو بکشي
.بشين اقاي "نايت" و لطفا سيگار بکش،من خوشحال هم ميشم
چطور اينا رو متوجه شدي؟- ...مهم نيست-
.سوراخ منگنه جايي که بيلطت چک شده- .الان نه-
.من کلي وقته که مثل زندانيا حبس بودم- .داري خودنمايي ميکني-
.البته، من يه ادم خودنما هستم،اين کارمه
.دستمال قطار که براي پاک کردن قهوه ازش استفاده کردي
.رنگ لکه نشون ميده که شير توي قهوه ات نبوده
.اثراتي از سس گوجه روي دستمال و لب هات و آستينت هست
صبحانه ي پخته شده يا نزديکترين چيز به اون که .توي قطار هست يعني ساندويچ
از کجا فهميدي که غذاش بد بود؟
مگه توي قطار غذاي خوب هم دارن؟
دختره، يه شماره روي دستمالت هست که .از دست خطش مشخصه که يه دختر نوشته
.از زاويه ي نوشته ميتونم تشخيص بدم که روبه روت نشسته بوده
بعد از پياده شدنش تو از دستمال
.براي تميز کردن قهوه استفاده کردي
.که باعث شد شماره هاي روش کم رنگ بشن
تو با يه خودکار ديگه چهار شماره ي اخر رو پر رنگ کردي
.ميخواستي که شماره رو نگه داري
تو از دستمال براي پاک کردن بينيت استفاده کردي .پس اونقدر ها هم ازش خوشت نيومده
بعد لکه هاي هاي نيکوتين روي انگشت هاي لزرزانت هست .من نشانه هاش رو ميدونم
وقتي توي قطار بودي نميتونستي سيگار بکشي
.توي تاکسي هم وقت براي سيگار کشيدن نبود
.ساعت 9:15 هست پس حسابي هوس سيگار کردي
اولين قطار از "اکستر" (شهري در منطقه ي دوون) به لندن .ساعت 5:46 دقيقه ي صبح حرکت ميکنه
تو با اولين قطار اومدي پس ديشب بايد
يه اتفاق مهم رخ داده باشه.اگه اشتباه ميکنم بهم بگو؟
.نه
.حق باتوئه
.حق کاملا و دقيقا با توئه
.خداي من،شنيده بودم باهوشي- .اين شغلمه، حالا خفه شو و سيگارتُ بکش-
اهم
هنري، والدين تو هردو مردن وقتي که تو حدود هفت سالت بوده؟
...من ميدونم که
.که اين بايد ضربه ي روحي سختي بهت زده باشه
تا حالا فکر کردي که ممکنه تو اين داستان رو ساخته باشي
تا بتوني با واقعيت کنار بياي؟
.دکتر مورتيمر هم همينُ ميگه
.کي؟ -راونشناسش- .روانشناسم-
.مشخصا-
.لوئيس مورتيمر
.من بخاطر اون به دارت مور برگشتم
.او عقيده داره که بايد با ترس هام روبرو بشم
وقتي ديشب رفتي به گودال "دوئر" چه اتفاقي افتاد؟
تو به پيشنهاد روانشناست رفتي اونجا
.و حالا داري با يه کاراگاه مشورت ميکني
چه اتفاقي افتاد که همه چيز رو تغيير داد؟
.اون گودال يه جاي عجيبه
.باعث ميشه که احساس سرما بکني،احساس ترس بکني
اره،من اگه شعر ميخواستم بخونم
ايميل هاي جان به دوست دخترش رو ميخوندم،خيلي هم خنده دار تره چي ديدي اونجا؟
.ردپا
.دقيقا همونجا که پدرم رو در حال تيکه تيکه شدن ديدم
ردپاي مرد يا زن؟
....هيچ کدوم ،اون- همش همين؟هيچ چيز ديگه نيست؟فقط يه رد پا؟-
...اره، ولي اون ردپاها
حق با دکتر مورتيمره. اين يه ضربه ي روحي دوران کودکيه .که با يک خاطره ي ساختگي پوشونده شده
کسل کننده هست،خداحافظ اقاي نايت .ممنون به خاطر سيگار کشيدنت
پس رد پاها چي؟
اونا احتمالا ردپاي يه حيوان هست .ميتونه هرچيزي باشه پس هيچ اهميتي نداره
.برو به "دون" و يه چاي به حساب من بخور
.اقاي هلمز، اون ردپاي يه سگ جهنمي غول پيکر بود
.دوباره بگو
...من يه مشت ردپا ديدم که مربوط به
.نه ،نه،نه، دقيقا با همون کلمه ها
.کلماتي که چند لحظه پيش گفتي رو دقيقا به همون صورت تکرار کن
No comments yet. Be the first to leave one.