The first 200 lines.
ThunderSub کـــاری از تـــیم تـــرجمه مـــــترجـــمیـــــن " فــــــری هانــــتــر " " MettitheAlpha "
آنجلا
بله
کمکم میکنی اینو بارگیری کنم یا نه؟
جکسون، تو تویه بارگیری بهتر کمک میکنی
بله، ميکنم ، ميکنم
برو، برو کمکشون کن
مراقبش باش جکسون
آنج، میتونی کیف منو بگیری؟ مواظب باش
ال، آروم باش واحد ها بیمه هستن
اما ما هنوز هم باید دوشنبه سالم برش گردونیم
ممنون
الیوت
بزن بریم وقت طلاست
گلاسکو 1986
جکسون. ما پشت گوشی حرف زدیم
از دیدار باهاتون خوشحالم
خب،آره، این...
آنجلا
خواهرم البته
اونیه که موهبت داره.
آه،آره
من درباره اون کاری که شما برای خانواده هرالد انجام دادین خوندم
آره خودشه، اون میتونه احساسش کنه
یه چیزی وجود داره آره
سلام
چیزی نیست ، عزیزم میتونی سلام کنی
سلام
ما میخوایم با مامانت صحبت کنیم
و میخوایم اونو برگردونیمش به بهشت
ما میخوایم همه چیز رو روبراهش کنیم
ال...
الیوت،این کار نمیکنه
یه ذره صبر کن
باید بیاد بالا
دوباره سعی کن
آره،گرفتمش، ال
اون نام مستعاری داره؟
مدی
همه صداش میکنن مدی
اون چیه؟ داره چیکار میکنه؟
این یه متر "ایی ام اف" هستش اندازه گیری میدان های الکترومغناطیسی.
چیزی گیر آوردی؟
قطعا. یه چیز بخصوص تویه زیرزمینه اونجا واقعا گرمه
اون تمام وقت خودشو اون پایین گذرونده
ما سالهاست که خارج از خونه در حال کسب و کار خیاطی هستیم
متاسفم این واقعا برای ما سخت بوده
مخصوصا سوزی
چه مدتی براتون طول کشیده بوده؟
از بعد از مادرت؟
اوه، پنج سال
این دسامبر
باید خیلی سخت باشه
آره
باشه، آنجلا، میخوام بفرستمت داخل
از وقتت استفاده کن یادت باشه، باید کامل انجامش بدی
بگیرش
هر مشکلی بود، ما اینجاییم
تمومش کن
بفروشش
ما امروز فیلمبرداری میکنیم؟
تو خوبی؟
مم-هممم
چیزی داری؟
تو هستی
بیا قال قضیه رو بکنیم
مدی؟
مدی؟
اسم من آنجلا سایرز ئه
شوهرت فرانک، اون منو فراخوند اینجا
من اومدم ببینم که تو شاید بخوای این خونه رو ترک کنی
شوهرت،دخترت...
اونا دلشون برات تنگ شده اما اونا باید به زندگی ادامه بدن
فرانک؟ سوزی؟
اینو شنیدی؟
تو شنیدیش درسته؟
آیا اون...آیا اونه؟
میتونه اون رو ببینه؟
این یه هدیه شنواییه
فرانک، لطفا الان
خداحافظ
اون رفته
اون در آرامشه ایناهاش
مدی خونه رو ترک کرده اوه خدای من، جکسون
تو میتونستی پول بث رو بدی
و آه، من باید الان برم به خواهرم سر بزنم این...
- این باعث می شه تا بر قدرت اون تاثیر بزاره. آره
آره، البته
آنج...
تو خوبی؟
چی شده؟
تو میتونی متوقفش کنی
به اسکاتلندی ها ...
و سرزمین ارواح اونا
اون اگهی که توش کار کردی رو به الیوت نشون بده اعلامیه
اوه، آره آره
"از تراژدی تا پیروزی. آنجلا موهبت مادرش رو به ارث برده
نمیدونم درموردش چی میخوای بهم بگی جکسون؟
ما میخوایم یه نگاهی به این مکان بندازیم
من فکر کردم که ما مادر- دختر رو از دست دادیم
چرا، چون آنج هم میخواست؟
ببین،آره اما من این تو هستم بخاطر فیلمسازی
میخوای چیکار کنی؟ میخوای بری هالیوود؟
نه. من فکر میکنم که این مزخرفه ال ! برو هالیوود همین الان
ما میخوایم اینجا بمونیم و کلی پول دربیاریم
تو يه عوضي به تمام معني هستي - آنج،، صبر کن
تو ازم میخوای که قبولش کنم؟
میدونی،پیش از این تویه زیرزمین،
به نظر میمومد خیلی ناراحتی
آره، من میتونستم جکسون رو بکشم
میتونست اعلام خطر کنه زمانی که اون حمله کرد
وقتی که کی حمله کرد؟ بیخیال
چــ...
چی شما قبل از این یواشکی حرکت میکردین؟ سیستم قرقره ایی طراحی کردین برای حرکت دادن اون؟
نه
من در مورد این چیزی که داری صحبت میکنی نظری ندارم
فراموشش کن
تو خوبی؟
آها
کریسمس مبارک
" بیمارستان روانشناسی لورل کراک بازگرداندن سلامت روان از سال 1921
آقای سایرز عزیز...درباره تخلیه شدن دخترت صحبت کن ...در بیمارستان ما
من باید خوشحال باشم که به شما و دخترت کمک کنم ...
واقعا؟
سلام
این سرویس متوسطه؟
اوه، آره، هست
چقدر زود تونستی بیای بیرون؟
موقعیت مکانیت کجاست؟
خارج از"A77". املاک سبز
من نمیتونم جلوی فریادهای اونا رو بگیرم
کسی گیر میاد تا فریادها رو متوقف کنه؟
دخترا
من هرشب میتونم صداشون رو بشنوم
خب، ما... ما در حال حاضر در دسترس نیستیم.
ما کاملا سرمون شلوغه بنابراین فکر نمیکنم که بتونیم،نه، شرمنده
متاسفم
این روش ساده رو دنبال کنین.
یه مکان آروم با یه آینه پیدا کنین
جایی که مزاحمی نباشه به خودت نگاه کن،
و تمرکز کن
این یه موهبته اون یه موهبت داره
این یه موهبته اون یه موهبت داره
آنجلا، آینده ای رو در روانشناسی می بینی؟
تو خیلی از تکالیف رو در روزای کلاس درس از دست دادی
آره، من تازگیا احساس خیلی خوبی ندارم
این یه مقدار پوله که کنار گذاشتم
اگر درباره این برنامه جدی نباشی،
دانش آموزای دیگه خوشحال میشن جای تو رو بگیرن
نه، هستم، من با یه سری مسائل خانوادگی درگیر بودم
آیا فکر کردی که در موردش با کسی صحبت کنی؟
آنجلا
این چیزی نیست که باعث شرمساری باشه ما اینجا تو مدرسه مشاورهای عالی ایی داریم
برای کمک به آموزش من نمیخوام با کسی حرف بزنم
خب...
من نمیتونم تو رو مجبور به نیت خوب کنم
باشه،کاری هست که من بتونم انجام بدم؟ هر گونه کار اضافی که بتونم انجام بدم؟
در این مورد چطور؟
برای شروع، نشون دادن
تو پتانسیلش رو داری بپذیرش
نترس، خودت رو بسپار بهش
تو باید خودتو سورپرایز کنی
آنجلا آنجلا
شرمنده،تو...
تو کی هستی؟
پدربزرگ، تو نمیتونی در باره اون شوخی کنی
شوخی کردن همه چیزیه که برام مونده آنجی پای
هی برنی
اوضاع پدر بزرگ چطوره؟
اون قدم زدن با تو رو به یاد میاره؟
هی، شنیدمش
و شنیدمش
اين يعني نه ؟
اوه،بیا
مادر بزرگت عاشق این آهنگ بود
خب...
دانشگاه چطوره؟
همم؟
خوبه
مشکلی نیست
خب چرا یکمی از اون کیکهایی که آخرین بار
خریدی رو نمیاری؟
اون همیشه موضوع مورد علاقه شما بود، آره؟
به نوه من میگی گه از آخرین دفعه ایی که طرحش ثروتمند شدن سریع بود
پونصد پوند بهم بدهکاره؟
اعتماد به نفس یه زره ایی در برابر جهانه
یک مرد با اعتماد به نفس یک مرد موفقه.
ذهنت رو رام کن و افکار خودت رو مدیریت کن
اگه بتونی ذهن خودت رو کنترل کنی میتونی دیگرا رو تخت تاثیر قرار بدی
اون چه شکلی بود؟
قبل از همه...
مادرت...
همه رو تحت فشار دور کرد
مادر بزرگت دیوونه بود اون هیچوقت اینجا نبود
رفت آمریکا، به هیجکس نگفت شروع کرد به ...
کسب و کار دست شیطان
با پدرت ملاقات کرد
من نمی دونم که بعد از اون چه اتفاقی افتاد.
پس اون تو رو نا امید کرد؟
این بی معنی بود.
No comments yet. Be the first to leave one.