The End of an Era

The End of an Era

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Taylor Swift The Eras Tour The End of an Era S01E02 DV 2160p WEB h265-GRACE
A Commentary by amirluminox
SANDS Movie :ارائه از

Tags

webdl
Published on: 2025-12-13
Downloads: 239
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

‫وقتی به شب آخر ‫تو استادیوم ومبلی لندن رسیدیم،

‫همه ما یه رضایت خاصی داشتیم.

‫ما لحظات خاص زیادی داشتیم ‫که فقط، مثلاً...

‫فقط بهم یادآوری می‌کنه اگه تمام وجودت رو بذاری، یه کنسرت می‌تونه چه‌کار کنه.

‫از طرف دیگه، مهم نیست یه تور چقدر خوب باشه، ‫یه تعهد بزرگ و عظیمه.

‫کار سختیه.

‫این چالششه، ‫این ماجراجویی‌شه،

‫و این کاریه که تک‌تک آدمای ‫تو این تور دارن انجام می‌دن.

‫تک‌تک شب‌ها، ‫مهم نیست چه خبره،

‫ما قراره هر کاری از دستمون برمی‌آد انجام بدیم ‫تا مغزتون رو سوت بکشه.

« پــایــان یــک دوره (اِرا) » قسمت دوم: "جادوی تو دوره‌ها (اِراس)"

‫هدف من برای "تور اِراس" اینه ‫که نمی‌خواستم طرفدارا وقتی می‌رن

‫فکر کنن یه چیزی رو از دست دادن.

‫یه کاری که همیشه سعی کردم ‫انجام بدم، مثلاً،

‫دادن یه چیزی به طرفداراست ‫که انتظارش رو نداشتن.

‫وقتی نیمه اول تور رو ‫انجام داده بودیم،

‫چیزی که طرفدارا اون موقع نمی‌دونستن

‫اینه که من داشتم یه آلبوم کاملاً جدید می‌نوشتم، ‫یعنی The Tortured Poets Department،

‫و وسط اینکه من ‫آلبوم رو منتشر کردم،

‫ما مجبور شدیم همه دست به کار بشیم، ‫و یه دوره (اِرا) کاملاً جدید خلق کنیم

‫تا تو نمایش بذاریم ‫تا نماینده اون آلبوم باشه.

‫این خیلی باحاله.

‫- داریم تئاتر انجام می‌دیم. ‫- اوه، آره.

‫انجام دادن همه این‌ها ‫کاملاً مخفیانه،

‫همه تو یه استراحت خیلی کوچیک ‫که بین آسیا و اروپا داشتیم.

‫مثلاً، آیا صداهایی از "فورت‌نایت" هست ‫که صدای سینث (Synths) نباشه؟

‫یا بریم سراغ، مثلاً، سازهای زهی؟

‫مثل اینکه این بخش... این بخش ‫شبیه یه فصل خیلی ارتقا یافته‌ست.

‫ما یه تأسیسات تمرین ‫فوق سری ساختیم

‫که برای مشخص کردن لیست آهنگ‌ها بریم اونجا.

‫برو "از کی می‌ترسی؟" یه کم از "بدحالی" (Down Bad).

‫احتمالاً یه بیت و یه کورس ‫یا یه پیش‌کورس و یه کورس.

‫شاید همین باشه.

‫مثلاً من یه جورایی ‫تغییرات جراحی‌وار روی هر آهنگ می‌دم

‫و می‌گم، "باشه، این آهنگ‌ها،

‫"اما بِریج و بیت دوم این رو حذف کن."

‫و بعد...

‫پس بهم بگو همه چیز در مورد من نیست

‫تا بتونیم این تعداد آهنگ رو ‫تو نمایش جا بدیم.

‫و بگو اونا این کارو نکردن که بهم صدمه بزنن ‫همه...

‫و! و!

‫من می‌خوام...

‫و... و دو برابر بزرگ‌تر برای...

‫من می‌خوام غرغر کنم...

‫مثلاً، من قراره دچار یه فروپاشی ذهنی بشم

‫- تو این آهنگ. ‫- آره.

‫مثلاً، خیلی باحال می‌شه.

‫و بعد، ما ‫تمام رقص‌آرایی‌های جدید رو آماده کردیم.

‫یاد گرفتن رقص‌آرایی، ‫همه فقط با شنیدن اون تو سرمون

‫چون نمی‌تونن موزیک رو ‫با اسپیکر پخش کنن چون هنوز منتشر نشده.

‫اولین خطش اینه، ‫"واقعاً منو با پرتوی نور بالا کشیدی؟"

‫چیزی که می‌خوام اینه که یه... یه نور ‫مستقیم روم بیفته انگار که...

‫سفینه فضاییه.

‫مستقیم تو این، مثلاً، ‫نور فضایی، مثلاً، دیوانه‌وار.

‫- و بعد... ‫- آره، نمی‌دونم...

‫حالا حالم بده و گریه می‌کنم

‫آره! اوه!

‫آره.

‫یه نظم کاملاً جدید ‫برای فصل‌ها وجود داره.

‫پس، من اساساً دارم ‫کل نمایش رو دوباره یاد می‌گیرم.

‫احساس دیوانگیه که، مثلاً، ‫همه قطعات رو از هم جدا کنی

‫و بعد اون‌ها رو تو یه نظم دیگه ‫دوباره کنار هم بذاری.

‫آره، و فکر می‌کنم، ‫ترجیح می‌دم این حس رو داشته باشم

‫که یه کم گیج شدم، یه کم مثلاً...

‫- ...تا اینکه، مثلاً، رو حالت خلبان خودکار باشم. ‫- آره.

‫چون من می‌تونستم... نمایشی که تو آسیا انجام می‌دادیم رو تو خوابم انجام بدم.

‫آره. اول، همه می‌گیم، ‫"ما از تغییر می‌ترسیم،"

‫- ولی می‌گیم، "ما از پسش برمی‌آییم." ‫- تو می‌گی، "ولی ما اینجاییم."

‫چون ما چالش‌ها رو قبول کردیم

‫- کل زندگیمون. ‫- آخ جون.

‫اوه، خدای من. این یه ریسک بود. ‫می‌تونست خیلی بد پیش بره.

‫این خطر وجود داشت که ما... ‫ممکن بود حس بشه که ما یه جورایی

‫یه چیزی رو به زور توش جا دادیم، یا اینکه،

‫می‌دونی، مردم نمایش جدید رو ‫به اندازه نمایش قدیمی دوست نداشتن.

‫به خدا قسم، ‫اگه می‌شنیدم مردم تو فضای مجازی می‌گن،

‫"دلمون برای نمایش قدیمی تنگ شده،" ‫من این‌طوری می‌شدم،

‫"اوه، خدای من، شما اصلاً نمی‌دونین ‫این کار چقدر سخت بود."

‫قراره تماشای ۴۵ هزار نفر رو داشته باشیم

‫که دارن این واقعیت رو تجربه می‌کنن که دارن ‫چیزی رو می‌بینن که قبلاً دیده نشده.

‫داریم میریم بیرون تا اولین نمایشمون رو

‫با چیدمان جدید تو پاریس اجرا کنیم.

‫جمعیت هیچ ایده‌ای ندارن ‫که ما یه بخش کاملاً جدید اضافه کردیم

‫و چیزا رو جابه‌جا کردیم، و... ‫...و من خیلی، خیلی هیجان‌زده‌ام.

‫من عاشق اینم که یه راز خوب داشته باشم.

‫وقتی این نمایش جدید رو ‫تو پاریس رونمایی کردیم،

‫خیلی ارزشمند بود چون...

‫...کل اون مخفی‌کاری

‫و تمام اون کار کردن در ‫تنها زمان استراحتمون خیلی نتیجه داد،

‫چون طرفدارا خیلی هیجان‌زده بودن.

‫یه افزودنی جدید خیلی پویا ‫به نمایش بود.

‫حالا، در آستانه آخرین نمایش تو لندن،

‫من این فرصت رو دارم

‫که حتی فراتر از اون، ‫یه چیزی به تجربه اونا اضافه کنم.

‫تیلور می‌خواد آخرین ‫نمایش لندن رو تا حد ممکن قوی کنه.

‫اون می‌گه، "می‌خوام این قضیه رو بترکونم. ‫قراره این کار رو درست انجام بدیم."

‫اون می‌خواد "فلوریدا!!!" ‫رو با فلورنس ولش اجرا کنه.

‫فلورنس اند دِ ماشین.

‫اجرای "فلوریدا!!!" با ‫فلورنس چیزیه که من می‌خواستم انجامش بدم

‫از همون موقعی که ما دو تا اون آهنگ رو نوشتیم،

‫و بعد اتفاقاً افتاد که ‫اون تو لندن وقت آزاد داشت.

‫تو بابت نمایش استرس نداری، ‫می‌دونی،

‫می‌دونی چطور پیش می‌ره،

‫و ناگهان، یه چیزی مثل ‫اومدن فلورنس برای اجرای "فلوریدا!!!" پیش میاد

‫رقص‌آرایی با موسیقی ‫با خودکارسازی (اتوماسیون) تلاقی می‌کنه،

‫که همون حرکت صحنه‌ست، ‫و این، دوباره شروع کردن از صفره.

‫می‌دونم وقتی بهشون می‌گم،

‫"من می‌خوام 'فلوریدا!!!' ‫رو با فلورنس اجرا کنم،"

‫و واقعاً می‌خوام این کار رو ‫با تمام تولید صحنه انجام بدم،

‫می‌دونم که یه جور ‫جلسات طوفان فکری خلاقانه‌ست،

‫اما می‌دونم قابل انجامه

‫چون همه رقاص‌ها،

‫رقص‌آراها، ‫طراحان تولید،

‫گروه فنی، تمام گروه موسیقی،

‫تک‌تک آدمایی که داریم بهترین کسایی هستن که ‫تو کل صنعت دارن این کارو انجام می‌دن.

‫این یه کم بامزه‌ست. ‫ما باید آهنگ رو تمرین کنیم.

‫ما یه جورایی کاری که معمولاً انجام می‌دیم رو ‫توی محیط راحت یه استودیو انجام می‌دیم

‫از راه دور، اما در عین حال سعی می‌کنیم ‫قبل از غافلگیری چیزی درز نکنه.

‫این یه استادیوم بدون سقفه، ‫پس مثلاً، طرفدارا بیرون هستن

‫و برای همین، مجبوریم سیستم صوتی رو خاموش کنیم

‫و مجبوریم یواشکی انجامش بدیم، ‫می‌دونی.

‫شهری که فقط مهمونش هستی...

‫اینقدر کار اضافی می‌بره

‫که یه چیزی رو مخفی نگه داریم.

‫بذار بهت بگم. من... ‫فقط با فکر کردن بهش نیاز به چُرت دارم،

‫اما خیلی ارزشش رو داره ‫وقتی واقعاً می‌تونیم انجامش بدیم.

‫خرید اشتراکی خونه تو دِس...

‫تو داری صداها رو ‫تو تست صدا برنامه‌ریزی می‌کنی.

‫رقاص‌ها دارن یه جا پیدا می‌کنن ‫که رقص‌آرایی برای اون رو تمرین کنن

‫جایی که مردم نتونن بفهمن ‫چه اتفاقی داره میفته.

‫می‌دونی، قبل از اینکه بفهمی، ‫من تو یه سالن رقص تصادفی‌ام

‫وسط یه هتل با آماندا ‫حدود ساعت ۹:۳۰ شب.

‫و دوستای من همه‌شون بوی علف می‌دن...

‫شاید بعدش اون...

‫- شاید تو از اونجا خارج بشی. ‫- آره.

‫فلوریدا!!!

‫فلورنس تو (جایگاه) -قطرها باز بشه، شاید؟

‫- آره.

‫یه مواد مخدر عالیه

‫در مورد رقص‌آرایی، از ‫یکی از دوستام، اِما استون، پرسیدم،

‫که کارهای زیادی ‫تو رقص تو فیلماش انجام داده،

‫"با کی کار کردی ‫که برای این کار توصیه کنی؟"

‫اون گفت، "فقط یه نفر ‫باید تو لیستت باشه،

‫"و اون مَندی مورِ."

‫من هرگز فکر نمی‌کردم

‫که تو یه جمله ‫با تیلور سوئیفت باشم تو کل زندگیم.

‫می‌دونی، من همیشه یه طرفدار بزرگ بودم، ‫اما، جالب اینجاست،

‫من واقعاً بیشتر تو فیلم ‫و تلویزیون کار کردم.

‫من واقعاً برای اجرای هنرمندها کار نمی‌کنم.

‫حالا می‌فهمم چرا منو آوردن

‫چون اون واقعاً می‌خواست یه ‫کار متفاوتی انجام بده،

‫و اون داستان‌گویی رو دوست داره. ‫منظورم اینه که آهنگ‌های اون مینی‌فیلم هستن،

‫پس، وقتی بهشون گوش می‌دم...

‫...فقط شعر و ملودی هست ‫که تو سرم با ایده‌ها می‌چرخه،

‫و بعد، فقط شروع می‌کنی به خلق کردن یه چیزی.

‫- آره. ‫- آیا تو این، مثلاً،

‫- "لعنت" که اون باشه، یه چیزی هست؟ ‫- آره.

‫و بعد یک دفعه، ‫بیرون می‌آد.

‫همه بوی علف می‌دن...

‫بعدش...

‫یا بچه‌های کوچیک

‫آره، می‌خوای انجام بدی...

‫هفت. زیبا.

‫فوق‌العاده، آماند. عشق. ‫مثل یک، دو، سه...

‫آماندا بَالِن، اولین باری ‫که دیدم کارش رو انجام می‌ده...

‫بریم.

‫...اون داشت رقص‌آرایی تور رو انجام می‌داد. ‫اون یه رقاص نبود.

‫کارش این بود که بهم نشون بده ‫من با رقاص‌ها چه‌کار خواهم کرد.

‫- نصفه شب ‫- نصفه شب

‫تو رویاهام

‫- من فقط خیلی الهام می‌گرفتم... ‫- یک، دو، سه...

‫از کاری که اون به عنوان یه اجراکننده انجام می‌داد.

‫من همش می‌گفتم، مثلاً، ‫"تو یه ستاره پاپ هستی، آماندا."

‫نصفه شب ‫تو رویاهام

‫این رویای من بود. واقعاً.

‫رویای من بود که نمایش‌های زنده داشته باشم ‫و این‌جوری تور برم،

‫بیشتر از برادوی یا هر چیز دیگه‌ای. ‫من فقط... همیشه جذب این بودم.

‫من در واقع به اینا نگاه نکردم. ‫فقط دارم میندازمشون تو.

‫من با انجام کارهای کوچیک شروع کردم،

‫و بعد یه کار به عنوان سُوئیچ (رقاص جایگزین) ‫برای یه تور جنت جکسون گرفتم،

‫که... ‫من همیشه می‌خواستم برای اون برقصم.

‫بعد رفتم برای تور سلین دیون.

‫دیگه چه‌کار کردم؟

‫اوه، اوه. من برای لیدی گاگا ‫بیش از پنج سال رقصیدم.

‫ما پنج سال پشت سر هم تور رفتیم. ‫تو گلی (Glee) کار کردم،

‫که یه نمایش تلویزیونی رقص ‫قدیمی بود برای مدتی.

‫اون یه کار فوق‌العاده بود.

‫بعد رفتم یه سری فیلم ‫مثل "لا لا لند" کار کردم.

‫من احتمالاً تو هر ‫جایزه مهمی با هنرمندای مختلف اجرا کردم،

‫و بخشی از تورهای زیادی بودم.

‫هر چقدر هم بخوای برای همیشه طول بکشه،

‫رقص یه شغل همیشگی نیست.

‫فشار روی بدن تو ‫پایدار نیست.

‫اگه بتونیم این رو قوی کنیم ‫وقتی تو همه اون، می‌دونی، حرکات وحشیانه رو انجام می‌دی،

‫اون‌وقت این می‌تونه ‫ستون فقراتت رو تثبیت کنه، و کمک کنه...

‫من دو تا پارگی لَبرال ‫تو خم‌کننده‌های لگنم دارم،

‫مثلاً، چیزا داشتن همین‌جوری از بین می‌رفتن.

‫یه جورایی تصمیم گرفتم، ‫که تصمیم خیلی سختی بود،

‫که با ظرافت شروع کنم ‫خودم رو کنار بکشم

‫از رقاص حرفه‌ای بودن،

The End of an Era subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left