The Thorn Birds

The Thorn Birds

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Thorn Birds S01 E02 HDTV 480p
A Commentary by Shervin-Gh
ترجمه و زیرنویس ازشروین قضایی

Tags

HDTV
hdtv
480p
480
HD
Published on: 2020-04-15
Downloads: 75
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ترجمه و زیرنویس از "شروین قضایی"

"روایتی از استرایای دهه ۱۹۰۰"

"حماسه ای سرکش از دهه ها"

"در پر فروشترین رمان کالین مک‌کلاف"

"پرنده‌های خارزار"

من هرگز اون چیزی رو که میخوام داشته باشم رو بدست نمیارم

"داستان یک کشیش که به دام جاه طلبی افتاده"

من هیچوقت به اون چیزی که خواستم نرسیدم

"مجازات شده توسط هوس"

و نمیدونم چطور باید جلوشو بگیرم

جلوی خواسته هامو

"و دختر جوان و زیبایی که غرق در رویای مردیست که هیچوقت نمی تواند او را داشته باشد"

تو میتونی با من ازدواج کنی تو منو دوست داری؟

اما من خدا رو بیشتر دوست دارم

خانم کارسون، پدر اون فوت کرده

احتمال داره خودکشی کرده باشه

مگه اینکه شیطان خواسته باشه به نفع ما کار بکنه

پدر دی براکاسارت

شما مالک تمام اموال من خواهی بود

تمام ۱۳ میلیون پوندش

برو پیش همون خدات

ولی بدون یه روزی برمیگردی پیشم چون من تنها کسی هستم که دوست داره

"و امشب، داستان ادامه خواهد داشت"

آتیش، دروگدا آتیش گرفته

اوه، تو برگشتی

تو با من چیکار کردی؟

خیلی خب پسرا

خدایا، تو خیلی خوشگلی

کمکم کن تا ازش خلاص بشم

"با بازی ریچارد کایلی، جین سیمونز، کن هاوارد، میر وینینگهم"

"فیلیپ انگلیم، کریستوفر پلامر، برایان برون، باربارا استانویک"

"راشل وارد و ریچارد چمبرلین"

"عشقی دست نیافتنی"

"و برای همیشه ممنوع در پرنده خارزار"

سیدنی - استرالیا سال ۱۹۳۰

"پرنده خارزار"

بر اساس رمانی از "کالین مک‌کلاف"

ویتوریو اسکاربانزادی کانتینی-ورچس

عالیه، خیلی خوشحالم

فقط عده کمی اون بیرون هستن که میتونن اسم منو درست تلفظ کنن

چای میل دارین پدر؟

اعتراف میکنم که این سنت رو پذیرفتم

جناب اسقف من فکر میکنم شما قبلا هم در سیدنی بودید؟

بله، به عنوان نماینده پاپ

وظیفه من اینجا ایجاد یه پیوند

بین سلسله مراتب کلیسای استرالیا و واتیکان بود

استرالیا سرزمین ثروتمندیه

با اینکه افسردگی داشت ولی کلیسا رو خوب حمایت کرد

یه روزی

پاپ باید بهش پاداش بده

مثلا با انتخاب یه کاردینال استرالیایی

شکی نیست که سالها زمان میبره

بخش مهمی از کار من بررسی اشخاصیه که صلاحیتشو دارن

افرادی در سن وسال شما

اوه، سبا تو خیلی خود خواهی پاهامو بی حس کردی

دی براکاسارت

اصالت اجداد من به رانولف دی براکاسارت بر میگرده

کسی که با ویلیام فاتح به انگلیس اومد

اما از زمان هنری هشتم نام خانوادم در گمنامی فرو رفت

در حقیقت من آخرین دی بریکاسارت هستم

اما به نظر میرسه که شما راه مقابله با

گمنامی رو پیدا کردید

- چطور مگه؟ - من به آمادگی شما اشاره کردم

و اینکه چگونه نظر پاپ رو جلب کرده

منظورم میراث خانم کارسونه

این یه دست آورد محسوب میشه

خانم کارسون همیشه به کلیسا وفادار بودن

کاملا

سبا، حتما لازمه که وقتی خوشحالی پنجه هاتو جایی فرو کنی؟

چطور اینکار رو کردی؟

وقتی کسی گر به ای رو صدا میزنه نمیاد سمتش، مخصوصا سبا

با اینحال اون اومد پیش شما انگار که بهش خاویار داده باشین

خب پس شما مدیر و اداره کننده املاک خانم کارسون شدین

با این شرایط اقتصاد

فکر کنم باید انتطار ضرر رو داشته باشیم

نه، من به کمک حسابدار ها به اوضاع تسلط دارم

و فکر میکنم وضع سرمایه گذاری خوب باشه

من مطمئنم که کلیری ها به اداره دروگدا ادامه میدن

چونکه اونجا یجورایی برای خودشونه

- تو کلیری ها رو دوست داری؟ - بله، خیلی

تو همشونو به یه اندازه دوست داری

یا اینکه بعضیاشونو بیشتر دوست داری؟

من به دخترشون به نام مگی خیلی احساس نزدیکی و وابستگی دارم

من شاهد بزرگ شدنش بودم

و من همیشه خیال میکردم که نسبت به اون وظیفه ای دارم

اون تنها دختر خانوادست و بعضی مواقع مادر پدرش فراموشش میکنن

میفهمم

مگی

- داری چیکار میکنی؟ - دارم موجودی اسب ها رو چک میکنم

راستی؟ میشه بپرسم که این تصمیم کی بوده؟

تصمیم خودم بوده، چونکه کسی برای من برنامه ای نداشت

میفهمم

فکر نمیکنم اشکالی داشته باشه

اگه میخوای گله داری اسب ها رو انجام بدی

لازم نیست که از اسب اصیل برای اینکار استفاده کنی

این اسب احتیاج به تمرین داره بابا تو که نمیخوای پدر رالف

وقتی که برمیگرده ببینه اسبش چاق و تنبل شده

پدر رالف؟

فکر نکنم که تو دوباره بتونی اونو ببینی

نه، دروگدا قسمتی از گذشته اون شده

مگی، تو خیلی خوب رازتو نگهداشتی

شک دارم کسی از احساس تو نسبت به پدر رالف خبر داشته باشه

اما زیاد برات خوب نیست که درباره اون رویا بافی بکنی

میدونی که اون یه کشیشه

اون میتونه از کشیش بودن کناره گیری کنه، استویی

و یه روزی حتما اینکارو میکنه

اینو میدونم که اینکارو میکنه

اون نمیتونه از کشیش بودن دست بکشه، چرا تو نمیتونی اینو متوجه بشی؟

وظیفه ای که اون پذیرفته خیلی مقدسه اونا نمیتونن هیچوقت پیمان شکنی بکنن

و اون هیچوقت هم پیمانشو نمیشکنه، حتی بخاطر تو

تو سرکش شدی

قول تو برای ازدواج نکردن براحتی داده نشده که بخواد براحتی هم شکسته بشه

اما عهد تو شکسته شده

و بدتر از همه اینه که همه اون بیرون ازش باخبرن

ما چاره ای جز واکنش نشون دادن نداریم

اسقف اعظم دستوراتی رو مبنی بر فرستادن تو به داروین درنظر گرفته

در سرزمین شمالی

اونجا یه کلیسای مرزی کوچک هستش

تو فورا باید اینجا رو ترک کنی

پدر جان منتظره تا شما رو در این سفر ماجراجویانه همراهی کنه

و البته اون زن جوان

نباید باخبر بشه که تو کجا رفتی

بله، پدر

خداحافظ

پدر

فکر کنم منم حستو درک میکنم

میدونی، خیلیا تو شرایط شما ممکنه کلیسا رو رها کنن

اما شما ماندن رو انتخاب کردید و این اراده بسیار قوی رو می طلبه

ممکنه خدا پاداش بسیار زیادی بخاطر اینکارتون بهتون بده

اینجور حوادث واقعا تاسف انگیزه، رالف عزیزم

اما متاسفانه حتی ما کشیش ها هم

انسانیم و ضعف هایی داریم

هنوز دلم براش میسوزه

گیلانبون در مقایسه با جایی که او فرستاده شده بهشته

ولی بهترین ما قویترین ماست

مخصوصا در سختی ها

همونطور که خودت میدونی

بله عالیجناب

این دیگه چی میتونه باشه؟

کریسمس مبارک، فیونا

قشنگه، واقعا قشنگه

ممکنه که بهترین گردنبند استرالیا نباشه

اما اصله بفرما، اینم از این

خیلی دوست داشتنیه

باید بگم که دیدن این همه شجاعت و خوشحالی شما منو غافلگیر کرده

علیرغم همه مشکل ها

- اینطور نیست، آگنوس؟ - واقعا همینطوره

پدی میخوام بدنی که من شما رو به چشم دوستانم نگاه میکنم

و اگر هروقت کاری بود من میتونم کمکتون کنم

- امیدوارم که بذاری کمک حالتون باشم - ممنون، آنگوس

از اینکه امروز با ما هستی خوشحالیم

ما باید قبل از این باهاتون تماس میگرفتیم

اما همونطور که خودت میدونی الان زمانیه که سرمون خیلی شلوغه

فکر کنم طرفهای شما هم مثل اینجا خشکسالی شده، آقای مک کوئین

خیلی ناجور

من تاحالا ندیده بودم کانگورو ها اینقدر نزدیکمون بشن

اونا دیگه رسما اومده بودن تو خونمون و سعی داشتن آب بخورن

و گفتین که موقع اومدن از ملبورن چندتا علفزار رو دیدین که آتیش گرفته بودن

- اینطور نیست، خاله سارا - بله

از سلاخی حیوونا متنفرم

اما گوسفندا بخاطر گرسنگی وضع خیلی بدی دارن

میترسم کیفیت پشما بیاد پایین و مجبور باشیم به هر قیمتی بفروشیمشون

یکبار پیت یه چیز جالبی درباره عمه مری برام تعریف کرد

یکبار که عمه مری در زمان خشکسالی تو سیدنی بوده، یه تلگراف به عمه مری میزنه و میگه

نصف گوسفندها از گرسنگی تلف شدن، لطفا یه راهنمایی کنید

و عمه مری هم با یه تلگراف جوابشو میده

به باقی مونده هاشون شلیک کن

تنها چیزی که برای شما مهمه همینه، سود و منفعت؟ اینطور نیست؟

قیمت پشم

اصلا براتون مهم نیست که اون گوسفندا دارن زجر میکشن

خب، خانم

تو این شرایط این پشمه که برای مردها بیشتر اهمیت داره، اینطور نیست؟

میدونی که گوسفند ها آدم نیستن

کاملا درسته

من دیدم که مردم شهر روی حیووناشون داغ میزنن

و انسان ها هم هیچ واکنشی به عجز و لابه های اونا ندارن

شاید براتون طبیعی باشه تا به هر چیزی که ازش تعداد زیادی وجود داره توهین کنید

چطور جرأت میکنی؟

چطور جرأت میکنی وقتیکه ما اینجا یصورت دوستانه دور هم جمع شدیم؟

- سارا - نه

تو درباره زندگی انسانی برای من کنفرانس میذاری

درصورتی که پسر خودت بخاطر قتل تو زندان های ملبورنه

لعنت، سارا

پدی، خیلی متاسفم

من فکر کردم که میدونی

موضوع مال چند ماه پیشه

پسر من؟

فرانک؟

اون توی یه بار تو ملبورن

دعواش شد

طرف مقابل بعد دعوا فوت میکنه

داد گاه بخاط اینکه اون یه بوکسور حرفه ای بوده اونو قاتل تشخیص میده

- اونا براش حکم ابد بریدن - اوه، خدای من

اوه، خدا

- فیونا - فرانکم

فیونا عزیزم، وسایلتو جمع کن ما میریم پیشش

نه، من نمیتونم

دیدن من ممکنه اونو بکشه

من میخوام برم پیش فرانک

استویی منو میبره

More Farsi Persian subtitles for The Thorn Birds

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left