The first 200 lines.
لیست سیاه
*** HeIIBoy ***
ماروین جرارد شماره 80 سرانجام - قسمت 1
...نشت خون به ریه ها
یه آسیب خیلی شایع انفجاره
دکترا معتقدن به خاطر استرس ناگهانی دوباره تحریک شده
...مثل استرس
...دیدن یه تفنگ تک تیرانداز
که به طرف سر خواهرش نشونه گیری شده؟
بله
من در حال برگزاری مراسم آتش بودم
خیلی دور از تو
با این حال تقریبا داشتم جونمو از دست می دادم
و خواهرم هم جون خودش رو
من با یه رقیب وحشی روبرو هستم
چرا ویچا همراهت بود؟
قرار بود استراحت کنه و خوب بشه
خُب، اون دنبالم کرد
برخلاف توصیه من
...من هیچ کنترلی
روی زنای زندگیم ندارم
دنبالش هم نیستم
...هر دوتون آزادین
هر طور دوست دارین بیاین و برین
ما خواهیم رفت
...من و خواهرم به اندازه
خورشید و ماه متفاوت هستیم
اما خون مشابهی توی رگ های ما جریان داره
و آیین آتش اسم اونو خونه گذاشته
ما اینجا در امان نیستیم
می خوام قادر باشم که با شما بیام
همه اینا بزودی تموم میشه
چند دقیقه دیگه برمی گردم
می مونی و درکنارش باشی؟
چی فکر می کنی، ریموند؟
فکر نمی کنی، این طور نیست؟
...سرویس مارشال ایالات متحده
...به یه گروه ضربت فراری
...اجازه داده
تا ماروین جرارد رو پیدا کنه
آژانس های محلی ، ایالتی، فدرال
می دونم تو هم دنبالش می گردی
باید منابع خودمون رو یکی کنیم
چرا؟
یعنی چی چرا؟ ما هدف یکسانی داریم
واقعا؟ هدف من اینه که ماروین رو بکُشم هدف تو چیه؟
تو جواب این سوالو می دونی
...جرارد که بازداشت بشه
من می تونم نقشش رو به عنوان باجگیر ثابت کنم
بیرون زندون بمونم، زندگیمو ادامه بدم
جرارد محاکمه میشه
و به خاطر جنایتهاش محکوم میشه
چرنده
...نسخه داستانی تو از رویدادها
...یه پیامد واقعی
دستگیری ماروین جرارد رو نادیده می گیره
و اون چیه؟
در مورد غول لرزان چیزی شنیدی؟
...اگه تو جنگل فیش لِیک یوتا پیاده روی کنی
...در باشکوه ترین بیشه های لرزان صنوبر
پرسه خواهی زد
پنجاه هزار درخت در 100 هکتار پخش شده
چه منظره ای
تو پاییز، به بالا نگاه می کنی
هر برگ مثل یه رقصنده با مشعل شعله وره
...چیزی که نمی بینی
...اینه که کل بیشه یه گیاهه
...که توسط یه سیستم ریشه زیررمینی به هم مرتبطه
که بزرگترین موجود زنده روی زمین رو تشکیل میده
هارولد، امپراتوری مجرمانه من غول لرزانه
و ماروین یکی از اون درختها با ریشه منه
ردینگتون دنبالمونه
محافظ کوچولوش تحت مراقبت های ویژه است
و زنی که دوستش داره می خواد ترکش کنه
...درک تو از هر حرکت حریف
در حال پیشرفته
این یه مکانیسم بقائه
...فکر می کنی به جنگ با ریموند ردینگتون میرم
بدون این که همه حرکاتش رو بدونم؟
می فهمم
نگرانی که جرارد تو رو افشا کنه
مثل فلاشر پارک مرکزی اون رابط مالی منه
اون همه معاملات منو انجام میده
...و اگه بازداشت بشه
با وزارت دادگستری معامله می کنه هر چی می دونه رو بهشون می گه
این کار سازمان منو نابود می کنه
لیست سیاه، نیروی ضربت تو
و من مثل یه خرگوش فراری خواهم بود
برای مابقی عمر کوتاه شده ام
...ردینگتون میدونه تنها گزینه ای که داره
کُشتن منه
...حالا، باید اطمینان داشته باشم
که شما توانایی مقابله با اون رو دارید
...می تونم به شما اطمینان بدم که افراد من
شبیه هیچ کدوم از مواری که ردینگتون تا حالا باهاشون مواجه شده نیستن
فقط زمان و محل رو مشخص کن
من میتونم از دست دادن گروه ضربت رو بپذیرم
چیزی که نمی تونم بپذیرم اینه که اگنس یکی دیگه از والدینش رو از دست بده
به اون دختر قول دادم که در کنارش باشم
از توی زندون نمی تونم روی قولم بمونم
هارولد، آخرین چیزی که می خوام ببینم اینه که اگنس صدمه بیینه
من این مساله رو حل می کنم
همیشه این کارو می کنم
تو در زندان نمی پوسی
تو اینو نمی دونی
من نمی تونم چنین ریسکی بکنم
پس چیزی نمونده که راجع بهش حرف بزنیم
من ردینگتون رو بهتر از خودش می شناسم
حرکت بعدیش تحکیم پایگاه قدرتش خواهد بود
یا هر چیزی که ازش باقی مونده
به محض این که محل قرار رو بفهمم شما رو در جریان می ذارم
فقط تو چهارده دقیقه آتی نباشه
در آستانه شکستن رکورد شخصیم هستم
هی، این یه بازی نیست، فیسکر
انقدر بهت پول میدم که برای خریدن یه کشور کافیه
آروم باش، آقای جرارد
ردینگتون یه مُرده متحرکه
فقط هنوز اینو نمی دونه
بهتره این طور باشه
من همه زندگیمو وقف اون عوضی کردم
بهش کمک کردم یه امپراتوری بسازه
براش وقت گذاشتم
و همه چی رو داد به اون؟
...همه چی رو به الیزابت کین
تقدیم کرد؟
انگار داره براش یه پونی لعنتی می خره؟
!وای
آروم باش
متاسفم، دارسی
پول آینه جدید رو از کارتم حساب کن و یه دور نوشیدنی دیگه
آروم باش
هرگز نفهمیدم بین اون دو نفر چی می گذره
...اما ریموند همیشه
...وقتی راجع به اون صحبت میشه
نقطه ضعف داره
مگه یه دختر محصل نداره؟
اوه، آره. اما می دونی روسای جنایتکار چطوری هستن
... اونا قرار ملاقاتهای کاریشون رو
کنار جلسات اولیا و مربیان برگزار می کنن
دارم بهت میگم
...من همه کارها رو
بدون هیچ پاداشی انجام دادم
...خُب اگه انقدر اذیتت می کنه
چرا هیچ کاری نمی کنی؟
...از بین بردن موانع
این کاری نیست که برای ردینگتون انجام می دادی؟
...ردینگتون
...اگه به خاطر من نبود
هرگز به جایی که امروز هست نمی رسید
...اون بازی نوشیدنی که
تو هاروارد راه انداختیم رو یادته؟
آره
پسران سرسخت
...یکی از ما
...دیوانه کننده ترین جُرمی که
می تونستیم بهش فکر کنیم رو مطرح می کرد
بعد به نوبت یه برنامه عالی برای اجراش طراحی می کردیم
خُب، چطوری یه مامور اف بی آی رو می کُشی؟
...حتی بهتر، چطوری
دشمنت رو وادار می کنی که اونو بکُشه؟
اوه، تو داری از خودت جلو می زنی
آسیب پذیری های اون چی هستن؟
اول از همه باید یه راهی برای تحت نظر داشتنش پیدا کنی
یه مقاله خوندم
در مورد نوعی دستگاه جی پی اس جدید
به شکل یه قرص پزشکی عمل می کنه
همین جا ازش خوشم اومد
خوشت اومد؟
آره، باشه
پسران سرسخت
پسران سرسخت
می تونم خصوصی باهات صحبت کنم؟
البته، دمبه
...مردی که ریموند بیش از همه در سازمانش
بهش متکیه و اعتماد داره، خیانت کرده
...زنی که از جونش محافظت می کنه
روی تخت بیمارستانه
ریموند در حال حاضر در معرض خطر بزرگیه
دوست دارم کنارش باشم
ردینگتون تو رو فرستاده؟
نه
اما می دونم به یکی نیاز داره
تنهایی نمی تونه توی این جنگ پیروز بشه
راهنمایی منو می خوای یا تاییدم رو؟
چون آرام مسئول این گروه ضربته
آرام به نظر تو احترام میذاره
خُب، این منو تو موقعیت چالش برانگیزی قرار میده
چون ردینگتون دستور کار متفاوتی نسبت به ما داره
خیلی متفاوت نیست
اون می خواد جلوی یه مرد رو بگیره تا زندگیش رو نابود نکنه
می خواد با خونسردی یه مرد رو به قتل برسونه
من تو این کار بهش کمک نمی کنم
من در درجه اول یه مامور اف بی آی هستم
...اما می تونم از ریموند و سازمانی که
یه زمانی عضوش بودم محافظت کنم
کار اون بخش اساسی کاراییه که ما اینجا انجام میدیم
می تونم مطمئن بشم که این به خطر نمی افته
هارولد تو رو فرستاده؟
نه، اما این کارو تایید کرده
پس از طرف اون اینجا هستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.