The first 200 lines.
دانیال زینالعابدینی مترجم
بابا؟ بابا کجایی؟
مامان؟
کسی خونه نیست؟
کجا بودی؟ مامان کجاست؟
نمیدونم، رفتم بیرون یه قدم بزنم
نمیدونم چی شد، فکر کردم تا الان برميگرده
بهش زنگ بزن - زدم
و؟ - هیچی
شارژ نداشت یا جواب نداد؟ - خاموش بود
میترسم برنگرده
چرت و پرت...این حرف رو نزن
نمیگم اتفاقی براش افتاده که
فکر کنم ترکم کرده
چرا، چیکار کردی؟
هیچ کاری نکردم
اینجا منتظر بمونم دیوونه میشم، میرم بیرون
شام نمیخوایم بخوریم؟ - نمیدونم
من همین اطراف میمونم شاید برگرده
از وقت شام خیلی گذشته
چرا انقدر دیر خونه میای؟
بابات کجاست؟ - یکم منتظر موند و بعد رفت
اون خیلی عجیب شد و بعد رفت بیرون
فکر کرده بود با هدفی رفته بودی، نه که مرده باشی، اینکه ولمون کردی
چه مسخره، کجا رفت؟ - رفت بیرون هوا بخوره
ولی اون که خیلی وقت قبل بود
من میرم پیداش کنم، تو همین جا منتظر بمون
من چی؟
طولش نمیدم، احمق نشو
فقط میرم بهش بگم خونم
چیزی خوردی؟ - نه
سریع برمیگردم
ماریو! کجایی؟
مارتا بهم گفت حالت گرفتست، چی شده؟
الان همه چیز اوکی هست
من دیر کردم چون فکر کردم بتونم اضافه کاری گیر بیارم
خبر خوبیه
باتری گوشیم تموم شد
و صادقانه میگم که شماره تو و مارتا رو نمیدونستم
وگرنه زنگ میزدم
داشتند به من در مورد کار میگفتن و همه چیز رو برام توضیح میدادن
دیگه تکرار نمیشه
قول میدم چرا قیافت رو اینجوری میکنی؟
اتفاق دیگهای افتاد؟
نه
میخوای بیای با ما شام بخوری؟
آره، بریم
چرا انقدر دیر اومدی خونه؟
بهت گفتم، حبرای خوب دارم
شام آمادست - من خوردم، گرسنم نیست
چی خوردی؟
ساندویچ
و یه کم آبمیوه
پس بلیط اتوبوس من چی؟ دیگه چیزی ندارم
پس چیکار کردی؟ - بدون اینکه پول بدم، چی فکر میکنی؟
من بهت پول رو میدم، فقط یادم رفت
باید یادم بیاری
میخوای اینجا بمونی؟
ببخشید، من از قبل گرفتم اینجا رو
دارم اذیتت میکنم؟ - نه ولی منم اینجام
تو فقط کارت رو بکن. منم کارایی دارم که باید بکنم
من نگفتم باید بری
میدونم
انقدر زود میری بخوابی؟ - فکر کردم دیر شده در واقع
...خب اگر خستهای - نه خیلی
چرا باید خسته باشم؟
خیلی چیزها خسته میکنن - آره فکر کنم
میتونستیم تلویزیون ببینیم
چیزی نداره
میخوای بریم بیرون کافیشاپ؟ - الان؟
چراکه نه؟ یه آبجو بد نیست
میشه برای تنوع بریم اینجا؟ - ولی بار خیلی گرونتره
همیشه دلم میخواست یه سر بزنم - یه جاست پر از مسِئول زن
از کجا میدونی؟ - یه بار رفتم سیگار بخرم
هیچوقت نگفته بودی - معلومه که گفتم
مال خیلی وقت پیشه، یادت رفته - هیچ وقت اشاره نکردی
کردم، ولی مهم نیست
من آدمیم که میخوام باشم
بعضی اوقات عجیبترین چیزا یهو میاد تو سرت
اون فنجون اونجا من رو یاد اولین معلمم میندازه
مادربزرگم یه دونه عینش رو داشت
اون عادت داشت توشون بهم چایی با شاخه گبلاس بده
من رو یاد معلمم میندازه چون یه روز
چون خونه مادربزرگم داشتم وقتی داشت رد میشد
داشتم شاخه گیلاس رو میذاشتم خشک بشه
تنها باری بود که بیرون مدرسه دیدمش
اون روز بود
من تمام دوران ابتدایی، از 6 تا 10 سالگی باهاش بودم
کدوم فنجون منظورته؟ - به لحظه لطفا
اونی که روش پرندست و دستهی زرد داره
خوشگله
موافقم
زود اومدم؟ - نه اشکال نداره، یه دقیقه صبرکن
تو میتونی از شاخههای گیلاس چایی درست کنی؟ - آره
میتونی از یه گیاهشناس بخری یا بذاری خود شاخهها خشک بشن
اون نصفرو بهش بده - واقعا؟
حتما، چرا نه؟
فکر میکنی برای خودش میخواست یا اینکه بده یکی دیگه؟
برای خودش میتونم از شکل انتظارش بگم
ولی دو محفظه کامل؟ - شرط میبندم خانواده داره
تو تاریکی نشستی، میشه چراغ رو روشن کنم؟
خب، یه سورپرایزه
فکر میکنم فکر همه چیز رو کردم
بذار آماده شم، الان برمیگردم
چه خوب
اینم پول برای بلیط اتوبوست، میبوست مامان
خب برنامت برای امروز چیه؟
مامان برام فقط پول اتوبوس رو گذاشت، چطور میتونم باهاش سر کنم؟
نیاز دارم بیشتر از فقط از الف به ب بگیرم
میتونی مسیر رو یه چیز بگیری بخوری -بخور، سفر کن، مدرسه، سفر، بخور
این چحور زندگیایه؟ - خفه شو مارتا
بعدا میبینمت بابا - میبینمت
من در مورد مصاحبه کار زنگ میزنم. هیچ وقت به من زنگ نزدید
باشه
بله ممنون
سلام، من دیروز زنگ زدم
بله
ماریو آلفونسو
میدونید دکتر پدروسا کی میتونن من رو ببینن؟
من هر وقت میتونم بیام
باشه
دوباره این بعد از ظهر تماس میگیرم
من اینجام، من رو غایب نزن
مارتا آلفونسو...درست در خطر زمان
ممنون قربان
Madalena Correia. - حاضر
Nadia Antunes? - حاضر
Nuno Monteiro.
Rita Almeida.
Rita Magalhaes.
Radu Costa.
کسی میتونه بگه جلسه قبل تا کجا گفتیم؟
فیگورهای سهبعدی به سطحهای افقی و عمودی تقسیم میشن
...خیلیخوب و امروز
...امروز میخوایم در مورد
میخوایم در مورد هرمها و منشورهای معمولی
با پایههایی
که با سطح عمودی همسو هستند حرف بزنیم
برای شروع میخوام یه چیزی رو نشونتون بدم
حالم خوب نیست، میتونم برم بیرون؟
کی میخواد بره ببینه اون چشه؟
من
منم - باشه، دو نفر کافیه
حالت خوبه؟
دستمال کاغذی داری؟ - یه کاغذ دارم
از کافهشاپ هست یکم قهوه روشه
ولی استفاده نکردم
شاید یه حمله عصبی بوده؟
چی؟ - ...گریه کردن و بالا آوردن
میتونه باشه
نمیدونم چیه
باید یه چیزی بخوری یا حداقل یه آب و چایی
ما تا حالت بهتر بشه اینجا باهات میمونیم
درسته آنا؟ - حتما
به یکی پیام بده وسایلمون رو برامون بیارن
میرم صورتم رو بشورم
خیلی باحاله
دخترهی ویالون به دست، بیس هم میزنه
کاملا دیوونست ولی خیلی باحاله
ساز زدن واقعا باحاله
باید یه گروه دخترونه درست کنیم، عالی نمیشه؟
زندگی قراره این شکلی باشه
فقط برای موزیکت زندگی کن و بقیه چیزا رو فراموش کن
زندگی واقعی کسشر ترین چیز ممکنه
بهت میگم چرا داشتم بالا می آوردم
فکر نکنم بخوام بشنوم، نه اگر چیزی باشه که فکر میکنم
من حاملم
همون بود که فکر میکردم
ولی نمیخوام سقط کنم
واقعا نمیخوام - نه؟ پس میخوای چیکار کنی؟
نمیدونم
چه ضد حال
به خانوادت گفتی؟
نمیتونم رو شجاعتم کار کنم
هر بار تلاش میکنم، کلمات تو گلوم گیر میکنه
بذار ببینم میتونم یکم آبجو گیر بیارم
یه آبجو میخوای؟
اینجا
من خونم
چیکار داری میکنی؟
فکر کردم بوی گندیدگی میاد، ولی نمیتونم پیداش کنم
من تازه یخچال رو تمیز کردم
خستم، مارتا کجاست؟
نمیدونم، برنگشته - نیومده؟ مطمئنی؟
آره سعی کردم بهش زنگ بزنم
به دلیلی هروقت دیر میاد خونه گوشیش همیشه خاموشه
چی شده؟
نمیدونم، حالم خیلی خوب نیست
میتونم کاری برات کنم؟
نه فقط میخوام برم دراز بکشم
گرسنه نیستی؟ - سوپ داریم؟
چیزی درست نکردم
چند تا تخم مرغ چی؟ - نه ممنون
میرم یکم دراز بکشم، شاید بعد اشتهام باز شه
میتونی بازم مارتا رو زنگ بزنی؟ - باشه
روزت چطور بود؟
نمیتونستم کاری در مورد الکتریسیته بکنم
تا دو روز برقمون قطع خواهد بود، نمیتونیم برای دو هفته دیگه هم بپردازیم
بانک چی؟ - به اون رسیدگی شده
برات یه ساندویچ درست میکنم، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.