The first 200 lines.
LEVIATHAN
يا ميرم بيرون يه سيگار مي کشم يا مي خوابم
باشه. عجله مي کنم
اوناهاشن
يکم دور از حوزتون نيستيد، گروهبان؟
گواهينامه و مدارک لطفا
نشونتون رو امروز برق انداختيد؟
.استپانيک امروز مياد پيشت بازم کاربراتورش خراب شده
دوباره؟ من که خيريه باز نکردم
مي دوني که برات جبران مي کنه
من مي تونم وودکاي کوفتي رو خودم بخرم
،ببين
گفته همه ي چيزهاي سفرمون رو تامين مي کنه ...بنزين
غذا، تفنگ
!واي که چقدر هيجان زده شدم نزديکه شلوارم رو خيس کنم
!کولا- پاشا-
فقط يه لحظه وقتت رو مي گيره- جدي ميگم-
امروز نمي تونم
بهش بگو فردا بياد
مي گم- باشه-
به زنت سلام برسون
ديگه از دست اين استپانيک و وانتش خسته شدم
پليس هاي لعنتي
مرتيکه ي بي مصرف همش به من التماس مي کنه که لگن زنگ زدش رو درست کنم
مي تونه خودش سرش رو بکنه توش
هر پليس راه فاسدي مي تونه بعد 5 سال يه ماشين خوب بگيره
شايد پليس خوبيه
آره. خيلي هم باهوشه
نيومدن؟ نه-
صبح بخير گفتنت چي شد؟
نمي دونم
پس ببين کجاست
کجا؟
دست و صورتت رو شستي؟ بدو. مثل ميمون ها نباش
ميمون خودتي
چي گفتي؟
هيچي
صبر کن- گمشو-
چي گفتي؟- همون که شنيدي-
اوه! اومدن
ديما! بهشون بگو منم ببرن
مدرست چي ميشه؟ امتحان داري. برو درست رو بخون
...دروغ نگو
!با مادرت اونجوري صحبت نکن- !اون که مادر من نيست-
...توي سن سختيه
نبايد ميزديش
فقط يه کشيده ي دلسوزانه بود
من امروز نمي برمش مدرسه
کل صبح با من بي ادب بوده
منم نمي تونم. دوستم اينجاست
اون پسرته. يا يه مرد ميشه يا يه ميمون
واقعا امروز امتحان داره؟
بله
کاليا ببرش. منم مي تونم باهاتون بيام
خوشش مياد
اي سرباز سرنوشت، آماده اي
حالت چطوره؟-
خوبم-
ما داريم دنبال خونه ي جديد مي گرديم
من گفتم ما بايد از اين شهر بريم
دور از اينجا اما اون هيچي نميگه
مي توني باهاش صحبت کني؟- البته-
نميشه من بپوشم؟
Give it back, Dad.
باشه، پسش ميدم نق نزن
ممنون
برو ماشين رو روشن کن
تو ميروني
تنها؟
از خدات باشه
من و ديما هم ميايم
اما من رانندگي مي کنم، آره؟- آره تو-
وقت استراحت، وقت استراحت
تقصير خودم بود که خوب بهش آموزش دادم
يکي دو سال ديگه خيلي راحت تو رو ناک اوت مي کنه
مشکلي نيست
دوست دارم- مي دونم-
نذار خيلي تند برونه
سلام
سلام. کاليا روما رو برده مدرسه
بيا تو، زود بر مي گرده
اشکالي نداره. من همين بيرون يه سيگاري مي کشم
سلام کاليا
سلام. بازم ماشينت خرابه؟
پاشا بهت نگفت که امروز نمي تونم؟
No. Why, what's up?
دوستم از مسکو اومده
استماع دعوي دادگاهم امروزه
هنوز يه چند تا کار داريم
فردا انجامش ميدم
Come by in the morning.
فردا؟
ايوان استپانيک- ديما-
قول ميدم مثل روز اول درستش مي کنم
باشه کاليا، منصفانست
پس بمونه فردا
از اين خوشش نيومد
شخصيت مسخره اي داشت !نه بابا-
سر دو تا زن رو خورده
خيله خب، دوست من
دو ماهه که روي اون حرومزاده تحقيق کردم
چيز دندون گيري پيدا کردي؟
آره، مي تونه بهش صدمه بزنه
به نظر زياد نيست- خب چي ميشه؟ چطور کمکمون مي کنه؟-
قضيه از اين قراره
فکر مي کنم قوانين الان زياد با ما همراه نيستند
به اين زودي نااميدمون نکن- ...اما-
ما بايد کاري کنيم که متوجه بشه که چي براش خوبه
با ما کنار بياد يا ما قضيه رو رسانه اي مي کنيم
منظورت چيه؟- کاليا، بذار حرفش رو تموم کنه-
.مي خوام بدونم چي تو دستش داره تفنگ فيل کُش هم نمي تونه بندازتش زمين
احتياجي به فيل کُش نيست
ما فقط خيلي آروم مي کشيمش پائين
.من به اين روش اعتقادي ندارم ما بايد له ـش کنيم
با پتگ نه-
فقط يه روش دقيق و ظريف جواب ميده
اهرم فشار ما اينه. حقايق
بذار ببينم- هنوز نه-
بعد از استماع عدله دادگاه
چرا؟- کاليا، با کمال احترام تو يکم جوشي هستي-
يهو از کوره در ميري
تنها چيزي که الان لازم نداريم آبروريزيه
بي خيال، من ديونه نيستم
.من بايد بدونم فکر مي کني تو دادگاه هرچي از دهنم بيرون اومد رو ميگم؟
برادر، تو به من اعتماد داري؟- البته-
پس منو بازجويي نکن. بعدش بخون
ليلا، چطوره يکم چاي بياري؟
خب باشه. بعدش مي خونم ايول-
،اما مي دوني؟ تو براي من رئيس بازي در مياري تازه کار
دوست ندارم
کاليا، من بيست سال پيش تو ارتش تازه کار بودم
خب پس چرا اين کاغذها رو جلوي صورت من تکون ميدي؟
خب خودت نگاه کن، رئيس
.خب من يه چيزهايي در موردش شنيدم اين اطراف کي نشنيده؟
از دستاش خون ميچکه
اگه تو اين همه اسناد عليه ـش داري چرا الان تو زندان نيست؟
چون به درد افراد بالا دستي مي خوره
اونا از همشون اتو دارند
.کنترلشون راحتتر ميشه خيلي ساده ترـه
زير پاي ويدمين آب رد نميشه
تا وقتي منافع اونها رو تامين کنه
تا وقتي که زندست- يا تا وقتي که يه نفر بکشتش-
. ولمون کن کي قراره بکشتش؟
خب بذار بخوابه. تنها بيا
متوجهم
کسي نيست که مراقبش باشه. خيله خب
مي دونم. فقط ذهنم مشغول چيزهاي ديگست
بعدا باهات صحبت مي کنم چي شد؟ نميان؟-
.پاشا بعد از شيفت کاريش خوابيده کسي نيست که مراقب بچه باشه
.دفعه ي قبل هم يه بهونه ي ديگه آوردن !عجب دوستهايي
دوستهاي خودت چي؟- مال من اينجاست-
باشه، کاليا تو بردي
دوستهاي من افتضاحن
معلومه که هستن- تمومش کنيد لطفا. کاليا، به اعصابت مسلط- باش. مراقب رانندگيت باش
!رانندگيم
!ليلا- من که چيزي نميگم-
بر اساس مصوبه ي شماره ي 1295 دادگستري شهر پريبرژني
و براي مصادره ي قطعه زمين 66. جريبي از آقاي سرگيف
ثبت شده به شماره ي 2001:254:136:28 و
به همراه ساختمان مسکوني
و کارگاه تعمير اتومبيل و پارکينگ کارگاه و گلخانه
آقاي سرگيف درخواست لغو اين حکم را .از دادگاه ناحيه ي زاگوري دارد
دادگاه تصميم به رد اين درخواست گرفته
آقاي سرگيف مجددا از دادگاه شهر پريبرژني درخواست فرجام کرده
آقاي سرگيف در جريان دادگاه بر لغو حکم قبلي پافشاري کردند
دادگستري شهر درخواست فرجام را رد کرده و در تصميم دادگاه ناحيه ي زاگوري تغييري نداده
آقاي سرگيف بيان کرده که حکم اوليه مخالف آئين نامه ي دادرسي بوده
و بنابراين مخالفت با تصميم، مبني بر مصادره ي قطعه زمين
مشروع مي باشد
او گفته که دادگستري برايش به موقع اختاريه نفرستاده
و در مورد تعيين قيمت خريد از آئين نامه ي دادرسي تخطي کرده
همچنين ايشان اعتراض دارند که دادگاه در زمان تعيين قيمت خريد
،ارزشيابي مستقلي که ارائه کرده در نظر نگرفته و قيمت ملک بيشتر از قيمت تعيين شده توسط دادگاه ناحيه است
او همچنين بيان کرده که دادگستري حق شهرونديش را نقض کرده
به آقاي سرگيف يک سال قبل از مصادره ي ملک اخطار داده نشده بوده
و از اين رو با متحمل شدن هزينه اي براي بهبود وضع ملکش اقدام نموده
همچنين، در قيمت خريد ملک زيان از بين رفتن درآمد شغل در نظر گرفته نشده
همچون تعهدشون نسبت به شخص ثالثي
:حکم دادگاه از اين قرار بود بر اساس حکم شماره ي 1295 از دادگستري شهر پريبرژني
قطعه زمين براي ساخت مرکز مخابرات شهر .مصادره خواهد شد
در حکم قيمت خريد زمين و بناها639,540.27 روبل مي باشد
،آقاي سرگيف درخواست دادند که قرارداد ارزش از دست رفتن درآمد
توليدات کشاورزي از زمين 66. جريبي را که براي نيازهاي شهر مصادره مي شود را مشخص کند
.ارزش تجاري خواسته شده 3.5 ميليون روبل است
...سوالات دادگاه
.و ناوارد محسوب مي شود...
دادگاه قيمت خريد به مقدار 639,540.27، تغيير نمي دهد
همان اندازه که دادگستري شهر تصميم گرفته بود
دادگاه تخطي از آئين نامه دادرسي در خريد ملک را نا وارد مي داند
در پرونده نامه هاي وجود دارد
در مورد خريد و مدارکي از مقامات عالي رتبه ي دادگستري
که نشان مي دهد به آقاي سرگيف در مورد مصادره ي قطعه زمين هشدار داده شده
دادگاه نظر بر اين دارد که اظهارات آقاي سرگيف در مورد گرفتن
اختاريه ها، در هاله اي از ابهام است
بعد از بررسي درخواست آقاي سزگيف دادگاه شهر پريبرژني به نتيجه رسيد که آقاي سرگيف شرايط لازم براي دادخواست مجدد براي تغيير حکم را نداشته
مطابق بند 330 از آئين نامه ي قانون شهروندي
بر اساس بند 320-335 از آئين نامه ي قانون شهروندي، دادگاه درخواست
آقاي سرگيف را براي تغيير حکم قبلي
.دادگاه ناحيه ي زاگوري را رد مي کند اين حکم بدون تغيير باقي مي ماند .و دادخواست آقاي سرگيف لغو مي شود
حکم بدون وقفه اجرا خواهد شد
No comments yet. Be the first to leave one.