The first 200 lines.
ترجمه و زیرنویس PoOrYaGR
خدایا، به ما رحم کن
مسیح، به ما رحم کن
خدایا، به ما رحم کن مسیح، حرف ما را بشنو
مسیح، لطفاً حرف ما را بشنو
خدایا، پدرِ ما در بهشت
به ما رحم کن
خدایا، روحالقدس
به ما رحم کن
تثلیث مقدس، خدای واحد
به ما رحم کن
شب خوش، جو
شب بخیر، پدر
دنیس، استیکت داره سرد میشه
اعتراف طول کشید
اگنس سمسون به دزدیدنِ ساعت خواهرش فکر کرده بود
ده دقیقه طول کشید که متقاعد بشه این گناه نبوده
خب دنیس، ایشون پدر آدیِمی هستن
از نیجریه برای ملاقاتِ اسقف اومده
از دیدنتون خوشحالم به کالیفرنیا خوش آمدید
ممنونم
بخور، مکمورتری
توی وستمونت دارن فیلمِ "معجزه در خیابان سی و چهار" رو نشون میدن
باهامون میای، پدر مکمورتری
امشب خونه میمونم، ممنون
بارون شدیدی میباره، و من فکر میکنم سرما خوردم
هرجور راحتید
سلام، خانوما
سلام
میتونم کمکتون کنم؟
ببخشید مزاحمتون شدم
ماشینم انتهای جاده خراب شد و هوا هم داره سرد میشه
از این درخواست متنفرم ولی میتونم از تلفنتون استفاده کنم؟
حتما، لطفاً بفرما داخل، خودتون رو خشک کنید
خیلی ممنونم
تلفن توی سالنه اگه خواستید با تعمیرگاه تماس بگیرید
یه فنجون قهوه میل دارید؟
ممنون میشم، مرسی
از کجا میاید؟
همه جا، فکر کنم
اگه گرسنهتونه میتونید بخورید
بعداً میخورم
شگفت انگیز بود، اسقف
جادویی بود
خوشحالم که لذت بردید
اوه، پسر
قهوه درست میکنم، بخوریم گرم شیم
ممنونم
احتمالاً یه تجربهی جدیده
آره، اون باشکوهه
خوب بخوابی - ممنون، اسقف
خوشحالم که لذت بردی - شب خوش -
شب بخیر - بازم ممنونم، اسقف
چه خبره؟
!نه! نه
!نه
سلام، اسقف
خواهر مارگارت مگوایر
اونو یادته؟
اون مادرم بود
تو پدرمی، اسقف
...این
بی معنیه
خیلی خب، خیلی خب، میشناسمش
با هم یه کارایی کردیم ولی خواستِ خودش بود
آخرش از یه فاحشه خونه سر دراورد
...یه مشتری بهش مورفین تزریق کرد
!لطفا منو ببخش - و باعث مرگش شد -
و منو به یه یتیم خونه فرستادن
ببین، باید بفهمی
من یه گناهکارم
بخاطرِ گناهانم زجر کشیدم
نه، نه، نه، نه
تو، حالا زجر میکشی
شش ماه بعد
این اون نقشهایه که خواسته بودید، خانم
ممنون
میشه بپرسم چرا دارید به لوسیا میرید؟
بنظر سوالِ شخصیای میاد، درسته؟
متاسفم
کاملا مشخصه حالت تورم حواستون رو پرت کرده، آقا
یادمه امروز روزنامه خواسته بودم
اوه! ببخشید
بفرمایید
آره، خبرِ مهمی هست "قاتلِ روحانی دیوانه است؟"
همه اعتراض دارن "قاتلِ کشیش به لوسیا فرستاده شد"
یارو چندتا کشیش رو کشته و به لوسیا منتقلش کردن؟
هی، تو هم داری میری لوسیا
روزنامه نگار یا همچین چیزی که نیستی، هستی؟
باید بیشتر حموم کنی
ناخنهات کثیفن
چی باعثِ این افتخار شده؟
اتاق رزرو دارم
به اسمِ؟
رچت، میلدرد رچت
همهشون فرصت طلب هستن
سن فرانسیسکو کرونیکل پیشنهاد داده 5000 دلار
به کسی که اولین عکس رو از قاتلِ روحانی بگیره میده
شما فرصت طلب نیستید، درسته؟
نه، خانم
من پرستارم
ماشینِ یخ در انتهایِ راهروی داخلی بین اتاقهاست
این دستگاه رایگانه
پس من از این امتیاز سواستفاده نمیکردم اگه جایِ شما بودم
به طور مداوم
دقیق چک میکنم ببینم چقدر یخ توی دستگاه هست
خدا لعنتش کنه
میشه در رو با کلید باز کنم؟
چیز مهمی نیست ولی توی دفتر تلفن داریم
ممنونم
و محض اطلاعت، اگه هر گونه مردی وارد خونه شد
من باید ازش خبردار بشم
فاحشه خونه رو که اداره نمیکنم
متوجهی؟
سلام، من اینجام که با دکتر هانوور صحبت کنم
از دیدنتون خوشحالم، جناب
جناب، از دیدنتون خوشحالم
راهِ زیادی اومدم و میخوام باهاشون صحبت کنم
!کشیش کُش باید بمیره
من وقت گرفته بودم، ممنون
میتونم کمکتون کنم؟
سلام، من اینجام که با دکتر هانوور صحبت کنم
متاسفم عزیزم اون الان با مطبوعات صحبت نمیکنه
اوه، من خبرنگار نیستم من پرستارِ شیفتِ شبِ جدیدم
دکتر هانوور هنوز اساساً منو استخدام نکرده
ولی قرار بود باهاشون ساعت 11 یه مصاحبهی رسمی داشته باشم
توی این نامه دقیق نوشته
باشه، یهلحظه لطفاً میرم یه پرستار خبر کنم
اوه، متاسفم
شما پرستار نیستی؟
من؟ نه
من یه پرستار کارآموزم
پرستارها رو بیشتر از هرچیزی تحسین میکنم
واقعا فرستههای خدا هستن
آره درسته، هستیم
باشه، الان برمیگردم
سلام
روز خوبی داشته باشید
:توصیهی اولیهی من اینه
که اگه آقای سالواتوری واقعاً خواست به مرخصی فکر کنه
اون حتما باید رژیم داروییِ روده دکتر هانوور رو ادامه بده
باید سه بار در روز در جلساتِ گروه درمانی شرکت کنه
و باید همونطور که براش تجویز شده قرص سالتپترش رو بخوره
متوجه شدید؟
بله، بله
پرستار باکت؟
توی مرکز پرستارانِ 1 باهاتون کار دارن
ببخشید
یه نامه هست
اینو از کجا گرفتید؟
شما باید سرپرستار باشید
میلدرد رچت
نپرسیدم اسمت چیه
این نامه رو از کجا آوردی؟
چرا، برای من فرستاده شد
باعث سردرگمیه
چون توی دفترش هیچکس جز من و دکتر هانوور نیست
من که اینو نفرستادم
و میتونم تضمین کنم این امضایِ دکتر هانوور نیست
من راهِ زیادی اومدم و فقط میخوام باهاشون صحبت کنم
دکتر هانوور تا بعد از ظهر نمیاد
...اگه میخواید شمارهتون رو بذارید
اگه مشکلی نیست ترجیح میدم همینجا بمونم
فعلاً نمیاد
همین الان گفتید بعد از ظهر میاد
ممکنه دیر تر بیاد
پس، شایدم زود تر بیاد
طبق منطقِ شما
واقعاً با منتظر بودن مشکلی ندارم
جایِ دیگهای نیست که بخوام باشم
خیلی خب
متاسفم، دکتر هانوور
فرماندار مجبوره قرارتون رو به یه زمانِ دیگه موکول کنه
شاید ماهِ بعد
یکی دیگه؟
نه، ممنونم راهِ زیادی رو باید برگردم
...ام
...نظرم عوض شد
عصر بخیر
عصر بخیر، فرماندار
جایِ ویژهتون اون پُشتِ، از این طرف
ببخشید فرماندار ویلبرن
دکتر ریچارد هانور
میدونم کی هستید - امروز یه قرار ملاقات داشتیم -
تو همونی هستی که تیمارستان رو توی لوسیا اداره میکنه
من اصطلاحِ "مرکز توانبخشیِ روانپزشکی" رو ترجیح میدم
ماهِ پیش و ماهِ قبل از اون یه قرار ملاقاتِ مشابه داشتیم
شاید باید حرفهاش رو بشنویم
یه چیزی بهت میگم، تا وقتی که نوشیدنیهامون رو بیارن
بهت وقت میدم حرفهات رو بزنی
ببخشید، میشه؟
من ازتون نخواستم بشینید
میبینید، فرماندار من تیمارستان رو اداره نمیکنم
بیمارستانِ من یه سنگرِ بهبود و توانبخشی بر خلافِ بیمارستانهای دیگهس
حالا، در مورد بودجه الان در حال ساختن یک انبار هستم
که برای رژیمهای درمانیِ مختلفی ازش استفاده میشه
...و مردم - و... وقت تمومه -
شاید بتونیم یه ماه دیگه یا بیشتر همدیگه رو ببینیم
از وقتی که گذاشتید ممنونم، فرماندار
آره
No comments yet. Be the first to leave one.