The first 200 lines.
،از آغاز تاریخ
.مردم با نام خدا میـجنگیدند
هایشان جلویبه خاطر برآورده شدن خواسته خدای ساختگی خم و راست میشدند
،جویی سر میـدادندو فریاد عدالت
آنها از روی جهل و نادانی .ـِشان را همانند خون خودـِشان به زمین میـریختندخون دشمنان
،ی این کشت و کشتارولی در پس پرده
حکایتی فراتر از دادگُستری .در مناطق و ملل پنهان بود
حقیقتی که به همراه آنهایی که .جنگ به پا میـکردند دفن شد
،از بدو تولد این سیاره
یک ویژگی شروع به نقش بستن .ها کرددر جنین تمامی انسان
.ای برای نجات یافتن بودناین ویژگی وسیله
.ی جنگیدنغریزه
ها تلاش میـکنندانسان .تا با تمام وجود از منافع خود دفاع کنند
.ای از این اقدام خالصانه استجنگ، خود نشانه
،بدون چنین اعتقادی .شخص مبارز هلاک خواهد شد
،برای یافتن به مسیر زندگی .باید از گوشت و خون خود گذشت
چون فدا شدن هر انسان .دری به سوی حقیقت میگشاید
،برای ادامه دادن مسیر زندگی .از بینش یا قدرتت استفاده کن
،ای از گوشت،خون و قدرت هر انسانمجموعه .تیکن را به وجود آورد
.و تیکن کلید زندگی است
چرا داری گریه میـکُنی؟
.گربه وحشی
.یه خرگوش مادرـو شکار کرد
بسه دیگه گریه نکن، اون گربه وحشی رو .برات میـگیرم؛ دیگه گریه نکن
من اومدم اینجا تا .بهترین مبارز کل دنیا بشم
،ـِهاون فقط یه گربه وحشی .گرفتنـِش اصلاً برام سخت نیست
،برای چی وقتـِت رو اینجا تلف میـکُنی !کارای بهتری هست که بتونی انجام بدی
!خیلی ضعیفی
!اون به کمکم احتیاج داشت !من ضعیف نیستم
بند مسخره رو رو انداختی؟بازم این گردن !الان جفتمون از دستش خلاص میشیم
!نه
چیکار میکُنی پدر؟
.پسر من نباید انقدر ضعیف باشه .ترهبدون اون خیالم راحت
!وایسا! ولم کن !بذارم زمین
!!بذارم زمین
هاشون رو از بالای صخره پرت میکننشیرها بچه .شون زنده میمونه و بالا میادو فقط یکی
!پدر! خواهش میکنم این کارو نکن !با من این کارو نکن
اگه تو واقعاً پسر منی .پس میتونی بالا بیای
!خواهش میکنم
!!خواهش میکنم
!!صبر کن
!خواب دیدم
.هر شب، همون خواب
چرا بعد از این همه سال؟
شما الان دارین صید این .گیری رو میبینیدقایق ماهی
گیرهاکه توسط ماهی .دو هفته پیش در جزیره اینگا گرفته شده
همه، معتقدن که اون یه دایناسوره .خیلی تحت تأثیر قرار گرفتن
اون قبل از اینکه تیم بازرسی ما .برسه دزدیده شد
،با این وجود
،تیم ما تونست بقایایی رو از تور پیدا کنه
.و شروع به بررسی اون توی آزمایشگاه کردن
خوشـبختانه، کیفیت نمونه اونقدری خوب بود
.که بشه آنالیز ژنتیکی رو انجام داد
.اینم گزارش
.غیر ممکنه؛ حتماً اشتباهی شده
.بله، ممکنه اینطور باشه
نتایج آزمایش نشون میده که .ای تو طبیعت وجود نداشتههمچین گونه
،ها بوده باشهمگر اینکه اون موجود نتیجه آزمایشات بیگانه
ی دست بشرـِهاون لاشه حتماً ساخته .هیوماید
.یعنی ترکیب چند ژن برای خلق موجودی جدید
،همونـطور که میدونی
،های هیومایدساخته ،ها رو هم شامل میشدتولید مثل انسان
به همین خاطر این پروژه .سی و هشت سال پیش متوقف شد
3WC ما تو .نمیـتونیم کاملاً از این بحران آگاهی پیدا کنیم
ولی آخه کی میخواد همچین بحرانی رو ایجاده کنه؟ و برای چی؟
تا حالا اسم کنگره میشیما رو شنیدی؟
.البته که شنیدم
اونا چندین ساله که دارن .به راحتی قانون شکنی میکنن
.اونا نزدیک 70% استحکامات دفاعی دنیا رو دارن
.اونا یه کنگره بزرگ هستن
.درسته
شایعاتی مبنی بر اینکه میشیما .داره آماده جنگ میشه وجود داره
.ـِهواقعاً شرکت خیلی خطرناکی
جنگ؟؟
ازت میخوام درباره کنگره میشیما .شروع به تحقیق کنی
این احتمال هست که اونا دارن سلاح زنده درست میکنن
ـِهکه خلاف قرار دادی .که بسته بودن
!منـو دست انداختی
میشیما مراکز فرماندهی زیادی تو کل جزیره داره
و ازش مثل یه !دژ مستحکم محافظت میشه
این غیر ممکنه که ارتش بتونه به !اونجا نفوذ کنه
این چیه؟
یه دعوتـنامه برای رزمی کارها تا تو رقابتی که .که میشیما حمایت میکنه شرکت کنن
.و این اسم توـِه، جون کازاما
رقابت بین رزمی کارها؟
.بله
این رقابت هر سال تو مرکز اصلی .فرماندهی میشیما برگزار میشه
ای برگزار میشه کهدر واقع اون تو جزیره ،رأس کنگره هستش
.ههاچی میشیما اونجا اقامت داره
کم پیش میاد که بیاد تو جمع
و افراد کمی هستن که .میدونن اون چه شکلیه
!خودشه
.پس قضیه اینه
ههاچی میشیما ای هم هستیه جنگجوی افسانه
و تو هنرهای رزمی .شهرت زیادی داره
بهترین جنگجوهای دنیا به رقابت اون میان
تا برای جایزه 1 بیلیون دلاری مقام اول مبارزه کنن
.و به عنوان یه شخص ممتاز ازش یاد بشه
حتماً افراد با استعداد زیادی جمع شدن
.تا تو تورنمنت شرکت کنن
البته، با مهارت بالایی ،که تو داری
به راحتی میتونی .ها برنده بشیتو رقابت
.ریو کازاما مستحق اون سرنوشت نبود
.ی بدیبازم همون احساس؛ چه خاطره تو کی هستی؟؟
چی میخوای؟
.ای وای، ببخشید
ای سابق ریو کازاما هستی؟یعنی تو واقعاً هم مدرسه
.باورم نمیشه اون شخص تو باشی
.میخواستم یه بار خودم ببینمت
،ـِه که اول خودم رو معرفی نکردممیدونم بی ادبی .لطفاً منو ببخش
من لِی وُلانگ از .کنگ هستمالملللی هنگپلیس بین
ی شرکتمنم دعوتنامه .های میشیما رو دریافت کردمدر رقابت
3WC .ازم خواسته که با همکاری تو تحقیق کنم
نمیدونم چجوری با این مهارتت .دعوتنامه اینجا رو به دست آوردی
.شاید تو برای شرکت میشیما کار میکنی
.شایدم ما جلوی زنای خوشگل کم میاریم
،ها باشیاگه قراره تو رقابت .خواهشاً سر راه من سبز نشو
.میشیما رو دست کم نگیر
.ها رو گرفتیمتصادفی نیست که این دعوتنامه
اونا دقیقاً ممیدونن ا کی هستیم .و داریم چیکار میکنیم
،دقتی کنیماگه بی
ای که داریمدعوتنامه .تبدیل میشه به یه بلیط یه طرفه به دیار باقی
لی؟
.بله
.ها 3 روز موندهپدر، تا شروع مبارزه
تمام تدارکات رو برای آماده کردیم R آزمایش
... و آماده بهره برداری هستیم
باسه اون چیکار کردی؟
نمیـخواد نگران .برادرم باشید
اون خیلی وقته شرش رو .از سر ما کم کرده
احتمالش خیلی کمه که برگرده .های شما شرکت کنهو تو رقابت
پدرم هنوز نگران .برگشتن کازویاست
کسی که کنگره میشیما رو !به اینجا رسونده منم
مصرفاون انگل بی باید از بین بره
قبل از اینکه قوی بشه .و تصمیم پدرم عوض بشه
برای چی انقدر نگرانی؟
منو باش که فکر میکردم حوزه تشکیلات محرمانه ای؛بهت میگفتن شیطان نقره
.به روزهایی که مبارزه میکردی برگرد
!من نگران نیستم
با این وجود، به عنوان یه تاجر در حال پیشزفت .باید اوضاع رو تحت کنترل داشته باشم
به همین دلیل ازت خواستم که .تو این مورد کمکم کنی
هیچی زنی زیباتر و .تر از تو توی دنیا وجود نداره، نیناترسناک
این بار طرف قضیه .کازویا میشیماست
.باید کارشو تموم کنم
.باورش برام سخته که بهت ببازم
.نباید بمیرم .هنوز نه
.باید اونو به خاطر کاری که کرد بکُشم
.باید پدرم رو بکُشم
.درسته؛ تو نباید بمیری
تو باید زنده بمونی تا .نماد قدرتِ تقدیر ما باشی
!!بازم همون خواب
یه نیروی تاریکی ،داره درون من رشد میکنه
انگار یه نیروی پلید داره .چنگ میزنه تا رها بشه
ـِه؟این چه حسی
پدرم تو رو فرستاده؟
!!چی؟؟ لعنتی
به پدرم بگو
اگه منتظر منه .باید بهتر از من استقبال کنه
چی؟؟ نتونستی بکُشیش؟
.بسیار خوب .یه فرصت گیرمون میاد
.دفعه بعد نمیتونه قسر در بره
وقتی من صاحب کنگره میشیما بشم
دیگه لازم نیست دست .به همچین کارهای خطرناکی بزنی
.قول میدم
!لعنتی
مثل اینـکه خواهرم .ش رو از دست دادهطعمه
.سازهزیادی مشکل
سره کنه وامیدوارم کار کازویا رو یک .خودش هم با اون بمیره
خب خب، مثل اینکه عشقت .نسبت به خواهرت خیلی زیاده
منم یادم نمیاد
.که تو و برادرت همدیگه رو دوست داشته باشین
.تمومش کن
ستتا وقتی برادرم زنده .بقیه به من به چشم یه پسر خونده با جایگاه دوم نگاه میکنن
دیدی، من و تو توی طرز تفکرمون .وجه مشترک زیادی داریم
.تو تنها کسی هستی که واقعاً منـو درک میکنه آنا .همه چیز مال ما میشه
چه جالب؛ مطمئنم عین همین .کلمات رو به خواهرم گفتی
منظور؟
.خیالبی
ـِه کهایاین جزیره .مسابقات اجرا میشن
به نظر جزیره پر رفت و آمدی
.برای مقامات کنگره میشیماست
ولی، با توجه به گزارشات به دست اومده ،از ماهواره نظارتی ایالات متحده
گیاهان خیلی بزرگی تو .این جزیره رشد میکنن
.ای اونجا آزمایش میشههای پیشرفتهما مطمئنیم که سلاح
این اخبارو از ارتش ایالات متحده گرفتی؟
این روزا، کسایی هستن که
.همیشه اطلاعاتی رو که بخوای بهت میدن
.فقط خیلی سؤال نپرس
مشکل اینه که چجوری .به تأسیسات زیرزمینی اونا راه پیدا کنیم
بازم قهوه میخوای؟
.نه ممنون
شنیدم یه بمب تو هتل پایین .شهر منفجر شده
چقدر آسیب زده؟
،فقط یه اتاق رو داغون کرده
.غیر از اون هیچ تلفاتی گزارش نشده
،با توجه به حرفای مدیر هتل .اتاق دیشب خالی بود
ما از مهمونا هم پرسیدیم و .هاشون گفتن که صدای شلیک گلوله شنیدنبعضی
فکر کنم یه نفر مدیر ساختمون رو .مجبور کرده حرف نزنه
.اوه! بهتره عجله کنیم .ـِهفکر کنم این کشتی ما برای رفتن به دیار باقی
،ببین، اگه اجازه ورود نداری .نمیتونم اجازه بدم که سوار بشی
No comments yet. Be the first to leave one.