The first 200 lines.
سیریلا فیونا الن ریانون این چیزها به نظرت مسخره بازیه؟
مگه بهت نگفته بودم، اگه موقع نواخته شدن ترومپتها - موسساک -
آماده نباشی، چه اتفاقی میوفته
فکر کردی شوخی میکنم؟
وای به حالت اگه توی جیبهات از اون استخونهای کثیف پیدا کنم
دارم خواب میبینم؟
اگه سریعتر اون قیافه خوابآلودت رو جمع نکنی و پاشی به کارهات برسی، تبدیل به کابوس میشه
مراسم انتصاب شوالیه بیست دقیقه پیش شروع شده
و مادربزرگت برنامهریزی کرده که با کلی آدم برقصی
مادربزرگم؟
... آره، فکش شروع کرده به
همون که یک دفعه تکون میخوره خودت میدونی چی میگم
! پشمام
مراقب حرف زدنت باش، شاهدخت
چه کار میکنی؟
واقعاً خودتی
زده به سرش
مراسم داره انجام میشه و این دختره دیوونه شده میدونی چیه؟
... این
اهمیتی نداره
بیا بریم
گرالت
گرالت
گرالت
گوش بده - بهمون خیانت کردی -
گرالت خواهش میکنم جریان اونطوری که تو فکر میکنی نیست، بذار توضیح بدم
قبل از این که ولت میر، خود واقعیش رو نشونم بده به شکل یک دختر اومد پیشم
یه مدل داغون از خودم
آره، اون از درد و رنج تغذیه میکنه
ولی همه آدمهای این اقلیم درد و رنج دارن
انگیزهش شخصیتر از این حرفهاست روشش خاصتر از اینه
توضیح بده
نقطه ضعفت رو پیدا میکنه
... زخم بازی که توی قلبت وجود داره
چیزی که باعث ناامیدیت میشه و دستش رو میکنه توی اون زخم
کاری میکنه جوری درد بکشی که حاضر به انجام هرکاری بشی
مثل قربانی کردن یک بچه معصوم
آره، ولی من نتونستم انجامش بدم
گرالت
میدونم این حرف واست بیمعنیه ولی الان متوجه میشم که اون چهقدر خاصه
وقتی آشوب رو از دست دادم
... فکر نمیکردم دیگه بتونم اون جرقه اون زندگی رو دوباره تجربه کنم
ولی سیری، اون حس رو میتابونه
توی معبد ملیتلی ... وقتی کمکش کردم کنترلش کنه
وقتی تحت هدایت من ... اون پورتال رو باز کرد، حس کردم
... انگار - خودم میدونم چه حسی داره -
نمیدونم ولت میر چی از سیری میخواد
ولی باید ازش محافظت کنیم
من، باید ازش محافظت کنم
وزمیر
سیری، اینجا چه خبره؟
گرالت؟
یه زن اونجاست
یک پیر زن، ردای سیاه پوشیده
ولت میره - اینجا؟ -
در کائر مورن؟ - الان کجاست؟ -
دیدم از اتاق اورارد اومد بیرون باید یک کاری بکنیم
اون کشتشون
اورارد و گوین
تو چطور فرار کردی؟
جیغ زدم
هیچ آسیبی بهش نزد؟
نمیدونم - وزمیر از صداش بیدار نشد؟ -
گرالت - من ترسیدم، خواهش میکنم -
بگو چی میخوای
بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور :.: Bia2Movies.bid :.:
مترجمان: آرین دراما و کیانوش
باورم نمیشه سیری این کار رو کرده
برادرهامون رو توی خونهمون کُشت
اون موجود، سیری نیست
هرکی مونده رو جمع کنین
ورتک
میرک
میرک رو هم کشته
هرچی میتونین اکسیر بردارین
نمیدونیم چه کارهایی ازش برمیاد
به سمت اسلحهخونه
سیری رو پیدا کنین
طرف تو سیری نیست
... تالبوت، پیداشون کنین
وقتی اسکل رو کشتی، داغون شدم
ولی حق با تو بود کاری بود که باید انجام میشد
مثل الان
سیری باید کشته بشه
دختر یا شیطان در هر حال، اون بیش از حد به ما صدمه زده
ویچرها از سر ترس، کسی رو نمیکشن
برای نجات جون بقیه، آدم میکشن
حرف خودمه
آره
الان خیلی کسشر به نظر میرسه
اسکل، ریموس
گاسکادن، زورل، گوین
مدالهای زیادی از اون درخت آویزون شده
ولی ریختن خون سیری
اونها رو برنمیگردونه
تو بودی که میگفتی اون به اندازه کافی قوی هست، که ویچر بعدی باشه
همونطور که من بودم
میتونه از پسش بربیاد
بهت نیاز داره
من بهت نیاز دارم
... گرگ
من ولت میر رو راضی میکنم از بدن سیری خارج بشه
وقتی که اومد بیرون و به شکل خودش برگشت گیرش میندازیم
این کار جواب میده؟
نمیدونم
ولی اگه باهم کار کنیم بیشترین شانس موفقیت رو داریم
خواهش میکنم بهم اعتماد کن
یاسکیر - همم؟ -
یاسکیر، یاسکیر، پاشو - سنجابها خیلی زیادن -
یاسکیر
کارت دارم
سیری تسخیر شده
آخرین بار که کنارت بیدار شدم
تخمهام رو گرفتی و بعد ساختمون رو منفجر کردی
بجنب
ای بابا
صبر کن. گفتی تسخیر شده؟
مطمئنی؟
... گفت اون
جیکسترا گفت دیگه بهم نیاز نداره
راههای دیگهای برای رسیدن به اون چه که دنبالش بود، داشت
سیریلا از سینترا؟
بله
... خب، اون
دختر ما چه ربطی به این موضوع داشت؟
چرا ردینیا باید ما رو هدف قرار بده؟
چون ما نیلفگارد رو همراهی کردیم
چون الف هستیم
اونها از ما متنفرن
همیشه هم بودن
جز حالت گوشهامون به دلیل دیگهای نیاز ندارن
... من
... من
متاسفم
... من زندانی بودم و
... گفت هدفش نیلفگارده و من
اصلاً متوجه نشدم
... هیچوقت فکرش رو نمیکردم
تو جون خودت رو نجات دادی
این موضوع تقصیر تو نیست
چندتا اسب جمع کنین
قبل از این که بگی جریان از چه قراره
خواهش میکنم بگو داری واسم داروی سر درد بعد از مستی درست میکنی
حس میکنم سرم بین دوتا کپل
یک بز چاق و عاشق سکس خشن، قرار گرفته
باید چه کار کنیم؟
ولت میر یک انگله باید بدون کشتن میزبان، اون رو از بدنش جدا کنیم
اوه، باز هم جریان مادر نامیرا خب، ادامه بده
یک سحر از خانواده استخراج یا انفصال کار رو راه میندازه
آره، البته اگه تو هنوز میتونستی جادو کنی ولی خب، نمیتونی
... اگه جادوم سرجاش بود
به جاش حالا باید با هرچیزی که توی این آزمایشگاه ویچرها پیدا میکنم، کار رو به یک جایی برسونم
مثل این
! اوه، آره یک سنگ کوچولو ! همهمون رو نجات دادی
یشم فعال
مهیا کننده گرما، انرژی، توازن
مرغ انجیرخوار طلایی
چی؟
این که گفتی فکر کنم مربوط به سینهست
اثر سمهای توی خون رو از بین میبره
... البته که من همه چیز رو به ممه ربط میدم - مثل سم ... یاسکیر -
من سیری رو توی این دردسر انداختم و هرکاری بتونم برای رهاییش انجام میدم
بگو چه کار کنم
گرالت رو پیدا کن
یشم رو بده بهش - واسه چی؟ -
کمک میکنه اشتباهات رو درست کنه خودش متوجه میشه
صبر کن ببینم، تو چه کار میکنی؟
کاری که ساحرهها بیشترین تبحر رو توش دارن
معجون درست میکنم
سیری، بیا
از اون چیزی که یادمه هم بهتره
مطمئنی حالت خوبه؟
بهتر از همیشهام
نوهتون
به عنوان عضوی از خاندان سلطنتی
... خواسته زیادیه که انتظار داشته باشم
یه ذره احترام سرم بشه
بله
ببخشید دیر کردم
میدونم که به نظرت زیادی سخت گیرم
نه
نه، میدونم شما فقط میخواین ازم مراقبت کنین
البته
چون میدونم اینجا بدون تو مثل قبلش نمیشه
علیاحضرت، به بنده افتخار رقص میدین؟
... خوشحال می - خوشحال میشم، مارتین -
دوباره بررسی کنین
وقتی امپراطور امیهر تشریف فرما میشن نباید خطایی رخ بده
چی شده؟
الفها
بعضیهاشون فرار کردن
همیشه یک سری فرار میکنن، فرینجلا
انتظارش میره
فرانچسکا و فیلاوندریل بینشون بودن
دیدهبانهامون گفتن داشتن با اسبهای دزدی به سمت شمال میرفتن
تا قاتل دخترشون رو پیدا کنن
همه چیز نشون میده کار ردینیا بوده
اگه بهم گفته بود میتونستم کمکش کنم
نیرو، دسترسی به ارتش
... هرچی که میخواست، البته - اگه برمیگشت؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.