The first 185 lines.
.مک-کال" سوارِ اين اسب بود"
.باشه
شب خوش
.شبِ شما هم بخير
."اون نقش رو ببين، "چارلي
.ديدمش
.منم يه اسبِ اينجوري داشتم
.ميدونم
.وقتي يادم مياد ناراحت ميشم
صاحبِ اين اسب رو ميشناسي؟
البته منظورش اينه که فروشيه يا نه؟
.خب، نميدونم ميخواد بفروشه يا نه
.ولي صاحبِ احمقش الان تو اون خونه اس
.مچکر - .شب خوش -
."جک مک-کال"
.من ديگه خسته شدم
.ديگه نميخوام بازي کنم
...از اونجايي که خيلي آدمِ دهن-گشاديه
...فکر کنم از موقعي که اومده اينجا
...همين يارو که ديگه نميخواد بازي کنه رو ميگم
.درباره ي کشتنِ "وايلد بيل هيکاک" حرف زده
.خب، ما دوستاي "بيل هيکاک" هستيم
.من "سث بولاک" ام - ."منم "چارلي آتر -
و اگه تو همينجا که نشستي و ،روت اونوره کله ات بترکه
.دقيقاً ميشه همون جوري که تو "بيل" رو کشتي
...فکر کنم قبل از به حرف کشيدن، بخواين يه کم
نرمشش بدين، آره؟
."من ميخوام براي محاکمه ببرمش "يانکتون
اگه تو فکرِ ديگه اي داري، ميتوني جلو بري .تا دنبالت بيام
.نه
."ببريمش همون "يانکتون
من کسي به نامِ "هنري اندرسون" توي اين اردوگاه نميشناسم
.ولي نميشه گفت کسي به اين اسم اينجا نيست
.اين عکس مالِ زمانيه که تو ارتش بود
.مالِ 12 سال پيشه
ميشه عکس تو دستِ خودش بمونه؟
.اينقدر عکس رو اينور اونور برديم، داره از بين ميره
.ايناهاش
.سومي
اون... اونجا؟
.آره
.صورتش... برام آشنا نيست
.ممنون که عکس رو ديدين
مطمئني اين دور و براس؟
.از "بيزمارک" برامون نامه نوشته
گفته بود وقتي همه چيز آماده شد ميفرسته دنبالِ ما
راستش بايد بگم که
.تضميني وجود نداره که پدرتون اين دور و برا باشه
،و منم از نااميد کردنِ تون خوشحال نيستم
ولي بايد بگم که اين يه حقيقته .و انسان ها همين جوري هستن
.گفته بود ميفرسته دنبالِ ما و مادرِمون - مامانت اينجاس؟ -
.فوت شده
.متاسفم. خب، موفق باشين
اينجا کاري... براي من پيدا ميشه؟
.نه - .خواهرت ميتونه همينجا مشغول بشه -
.نه، آقا - .نه، مچکر -
ميتوني جارو بزني؟ - .و همين الان ميتونم شروع کنم -
.روزي چهار سکه
.حتماً دوست داري اولين دستمزد رو پيش پرداخت بگيري
.اگه اشکالي نداره آره
،خواهرت هم همينطور
.ولي برا خودم ناراحتم که اينقدر بي شرفم
.بگير، عزيزم
،اگه تا اون موقع اخراجش نکنم .ميتوني ساعتِ 10:00 بياي دنبالِ برادرت
.ممنونم، آقا
."منتظرت ميمونم، "مايلز
يه جاي امن پيدا کن و منتظرم باش، شنيدي؟
.ما اينجا يه تکنيکِ خاصِ جاروزني هم ياد ميديم
.دنبالش برو
.مشکلي نيست، پسرم. مشکلي نيست
.آم... ببخشيد
.من بايد برم قبرستون
.اون زنِ بيوه "گَرِت" ميخواد شوهرش رو دفن کنه
،اگه يه شغل با حقوقِ درست و حسابي داشتم
،شرط مي بستم که همين خاکسپاري توي نيويورک
.به اندازه ي حقوقِ يک ماه خرجش ميشد
اون... ظاهراً گذاشتنِ اون پارچه ي خيس
.روي لب هاش، از دردش کم ميکنه
.باشه - .ممنون -
حالِ مريضِ من چطوره، دکتر؟
،بهتره يه مدت دور و برِ مريض ها نپلکي
.ولي نشونه اي از مريضي نداري ديگه نميتوني مريضي رو به کسي منتقل کني
...و امکان نداره دوباره اين مريضي رو بگيري، پس
.کَسايي که زيرِ نظرِ من درمون ميشن ديگه مريض نميشن
.مچکر، دکتر
.برات از اون پشت لباس ميارم
،از اين به بعد هر موقعي بلايي سرم اومد .حتماً اسمِ "جين" رو صدا ميزنم
ميخواي توي اين اردوگاه بموني؟
.فکر کنم تا يه مدتي آره
،خوبه، چون ميخوام فعاليت هات رو زيرِ نظر بگيرم
.ببينم چيکار ميکني که اينقدر وجدانت ناراحته
،اولين باري که تو جنگل ديدمت
".يه ريز داشتي ميگفتي، "معذرت ميخوام
خب قبل از اينکه جلوي من لخت بشي، من برم .بالا سرِ اون يکي مريض
.خدانگهدار. موفق باشي
.همچنين - .باشه -
.خودت بايد لباست رو عوض کني - .همم -
.خب ميخوام اين پارچه رو بذارم رو لب هاي لعنتيت
.آقاي "استار" اومد ما رو ببره
.آقاي "استار" خيلي مراقبِ تون بوده
.خيلي با ملاحظه - .نسبت به تو -
.وقتي از هتل خارج ميشيم، رييسم مراقبِ مونه
ميخواي با طناب بفرستمِ تون دزدکي برين؟
...من
ميدونم دروغ گفتن بهش چقدر تو رو .در معرض خطر قرار داده
من... نميدونم چرا در موردِ همچين موضوعِ .مهمي شوخي کردم
.انگار حالت بهتر شده
زود اومدم؟ - ."صبح بخير، آقاي "استار -
.چند لحظه ي ديگه حاضر ميشم
.ميتونم برم طبقه ي پايين يه فنجون قهوه بخورم - .نه، اصلاً -
."منتظر، اينجا منتظر بمونيد، با "تريکسي
.چند لحظه ي ديگه ميام
.اون زنِ بيوه مست نيست
.شايد ميخواد بعد از سرويس کارش رو شروع کنه
،بايد قبل از سرويسِ لعنتي کارش رو انجام بده
.حالا هر وضعيتي که ميخواد باشه
تو چي فکر ميکني؟ - .منطقيه -
و اين يعني با حسابِ هر چي که اون فاحشه ظرفِ ...ده روزِ گذشته درباره ي
،خوردنِ اون مواد توسطِ اون بيوه گفته، و ضمانت کردن هاي تو
.اون بيوه الان آماده ي تصميم گرفتنه... هر دوتون ديوونه هستين
.من هر روز به اون زن سر ميزدم
،"اگه سرم شيره ماليده، شايد من حماقت رو انتخاب کردم، "ال
اونم به جاي فهميدنِ اينکه يه دوست
از من به عنوانِ بازيچه براي رسيدن .به اهدافِ مخفيِ خودش استفاده کرده
،هر چي ميخواي بگو
.يا آماده شو تا براي هميشه ساکتت کنم
من فکر نميکنم که تو منو استخدام کرده باشي
تا اون زنِ بيوه رو براي زمينش راضي کنم و نذارم
."دولت بهت کاري داشته باشه، "ال
فکر ميکنم يکي توي اون زمين يه .چيزي پيدا کرده و تو ميخوايش
فکر کن نگفتنِ جزئياتِ اين موضوع به تو
به خاطرِ کمتر بحث کردن
بوده باشه، ها؟
يعني، "اي.بي"، نکنه اون موقعي که
من و تو به هم قول داديم که جزئياتِ
هر کاري که ميخوايم با هم
انجام بديم رو به هم بگيم
من خواب بودم، آره؟ - ."تو از من به عنوانِ وثيقه استفاده کردي، "ال -
.و در حالِ حاضر گند زدنِ تو به همه چيز موضوعِ اصليه
.ما سرِ 2000 تا توافق کرديم حالا ميگي درصدي پول ميخواي؟
خيلي پيشنهادِ باور نکردني ايه؟
."باشه، درصدي حساب ميکنيم، "اي.بي - چند درصد؟ -
.دو درصد از ميليونِ اول، نيم درصدم بعدش
،"اگه ميخواي دست بدي، "ال
.يکي از دستام رو انتخاب کن
."فقط برو مراسمِ تدفين، "اي.بي .اگه مجبور شدي همون 20 هزار تا رو پيشنهاد بده
.فقط اون زمينِ لعنتي رو به دست بيار
.اگه مجبور شدم 20 هزارتا پيشنهاد ميدم. قول ميدم
چه مردِ خوش قيافه اي. اي کاش ميتونستم بهت .بگم که ميشناسمش
.به هر حال ممنون
.به نظرم، پدرته - .بله -
دليلِ خاصي داري که فکر ميکني اينجاس؟
اون از "بيزمارک" براي ما نامه نوشته بود .که داره معدن-کاوي ميکنه
ما" يعني؟" - .برادرم -
.همين الان اينجا کار پيدا کرد
.خوش به حالش
يعني فقط خودِتون دو تا هستين؟
.مادرِمون فوت شد، به همين خاطر از "بوفالو" ميايم
.اومدين اينجا دنبالِ پدرتون بگردين - .بله -
آا، اسمشم "هنري"ـه؟ - .بله -
."اين دختر اينجا دنبالِ پدرش ميگرده، "ادي
.خودش و برادر بزرگ ترش
.يه عکس هم دارن، من... من نميشناسمش
.نه
هنري اندرسون"؟" - .بله -
.آره، نميشناسمش - .مم -
وقتي برادرت مشغولِ کاره تو ميخواي چيکار کني؟
منم کار ميکنم، البته کار موقت که اگه .خواستيم بريم مشکلي پيش نياد
.اگه پدرت پيداش نشه
اون موقع، چيکار ميکني؟
.آشپزي، نظافت، خياطي، جارو زدن
.آ-ها
يادگيريت چقدر سريعه؟ - .فکر کنم خيلي زود ياد بگيرم -
.استاد
.ما غريبه و ساکن هاي موقت هستيم
"محلِ دفنِ آقاي "گرت
.از شهرِ نيويورک خيلي دوره
...ولي قلبش
."اينگريد"... "مارتا"
...و در آن روزِ بزرگ - .مامان -
.او را نزدِ خود خواهد برد
همانطور که بقيه ي اعتراف کنندگان را خواهد برد
.از هر کجا که دفن شده باشيم
.دعاي امروز "يک قلعه ي بزرگ"ـه
،همدرديِ من رو بپذيريد، بانو
No comments yet. Be the first to leave one.