The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

The Mentalist S06E06 480p HDTV x264-mSD
A Commentary by Ali Bavi
فصل ششم - قسمت ششم (با عرض معذرت از تاخیر) آتش و گوگرد

Tags

HDTV
hdtv
x264
480p
480
HD
Published on: 2013-11-05
Downloads: 52
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه رخ داد

ما باید کیرا تینزلی رو پیدا کنیم

اون یا واسه رد جان کار می کنه

یا قراره قربانی بعدیش باشه

کی باهات اینکارو کرد؟ بهم بگو

جین، اون چی گفت؟

اون گفت رد جان یه تاتوی سرخ روی شونه چپش داره

و سه نقطه...

این یه پیشرفته دیگه ست

جین... سلام لیزبن

جین اینکارو نکن... بدون من نه...

گوش کن، متأسفم

جین التماست می کنم... تو در خطری

چیزی نیست... چیزیم نمی شه...

چرا می شه... اینکارو بکنی

یعنی داری زندگیتو دور می اندازی

خدانگهدار لیزبن

جین.. نه...

فصل شش - قسمت ششم آتش و گوگرد

ترجمه از : علی باوی

تاتو؟

بله

ازش واسه شناسایی رد جان می تونیم استفاده کنیم؟

بله... این خیلی خوبه

پس تنها کاری که باید انجام بدیم اینه که تمام مظنونا رو بررسی کنیم

یک به یک، تا ببینیم کدومشون تاتوی قرمز داره...

نه

چرا نه؟

رد جان نمی دونه من درباره ی تاتو می دونم

خیلی خوب

پس اگه شروع به بررسی مظنونین کنیم

به احتمال بسیار زیاد، رد جان هم خواهد فهمید

و قبل از اینکه شانسی برای گرفتنش داشته باشیم غیبش می زنه

دقیقا

پس می خوای چیکار کنی؟

همه ی مظنونین رو یه جا جمع می کنیم

یه جا و در یه زمان

و بعد واسه تاتو بررسیشون می کنیم

و چطوری اینکارو انجام بدیم؟

ازشون می خوایم

و فکر می کنی قبول کنن؟

قرار نیست بهشون انتخابی هم بدیم

حتی با این حال هم، مشکل پیش میاد

برت استایلز، اون طعمه ی اف بی آی ه...

در ارتباط با دو تا قتل...

آره، پرونده های قدیمی تقریبا مال بیست سال پیش

شوخی می کنی... بعد از این همه مدت

اف بی آی هنوز پیگیره؟

خب، اونا حتما باید یه چیز جدید پیدا کرده باشن

از پزشکی قانونی... یا یه شاهد... خوب، اصلا استایلز کجاست؟

خوب این چیزیه که کسی نمیدونه

حتی اف بی آی... استایلز دو هفته پیش ناپدید شده

پیداش می کنیم

چطوری؟

نمی دونم، ولی پیداش می کنیم

باید پیداش کنیم

منم توی نقشه ت هستم

خوبه

به یه شرط

می خوام وقتی رد جان رو پیدا می کنی منم باشم

باشه

جدی گفتم

گفتم باشه... گفتی باشه ولی همینجوری گفتی...

همینجوری؟ چطور می تونی اینو بگی؟

این قابل بحث کردن نیست جین

من صد در صد موافقم

فکر کنم منظور خودمو کامل رسوندم، آقایون

من هیچ اطلاعی از مکان آقای استایلز ندارم

شما باید همکاری کنین

و واضح بگم ما حرفاتون رو باور نمی کنیم

استایلز شما رو بعنوان مسئول فرقه ی تجسم قرار داده

ولی به شما چیزی درباره ی مکانش نگفته؟

اصلا با عقل جور در نمیاد

استایلز از گذشته تا بحال همیشه

نیازهای کلیسا رو قبل از خودش مقدم می دونسته

این بار هم فرقی نداره

اون نخواسته بدونم چون می خواسته از من محافظت کنه

و اینکه نمی خواسته پیدا بشه

شک دارم که برت استایلز نگران پیدا شدنش بوده باشه

به نظر مطمئن میاین

به این میگن ایمان داشتن

می بینی، حضور استایلز در

حقیقت ما، محدود شده ست

ها؟ همینطور که داریم صحبت می کنیم

اون داره ذهن و جسمش رو

برای حرکت و جدا شدن

از دنیای مادی ما آماده می کنه

اون داره می میره؟

این یه نگاه خیلی ساده

و احمقانه به این موضوعه

برت استایلز در حال مرگ نیست برت استایلز نمی تونه بمیره...

اون داره خودشو به یه مرحله ی دیگه می بره

یه فرد کوچیک مثل ما فقط می تونه در این راه تلاش کنه

و یکی از ما هم اینجا اصلا نفهمید چی گفتم

قهوه... یکی با خامه، یکی با شکر

ممنون راسل

پزشکی قانونی به محض آمادگی شما حاضر به کارن

بفرستشون بیان...

کارت شناساییشو پیدا کن، ممکنه؟

می دونی حس من نسبت به ارتفاع چیه

باشه

یه نفر اینجاست که می خواد شما رو ببینه

ممنون

یه سری پیشرفت توی پرونده ی رد جان پیش اومده

یه سری اطلاعات جدید دارم

یه سری اطلاعات خیلی مهم

خوب، چی هستن؟

نه نه... هنوز نه

نمی دونم به کی می تونم اعتماد کنم

نمی دونم حتی می تونم به تو اعتماد کنم یا نه

رد جان هم پیمانای خیلی قدرتمندی داره

پاتریک، بی خیال...

خیلی خوب، ولی اینجا نه

پنجشنبه شب ساعت هشت همدیگه رو می بینیم

پنجشنبه؟ چرا؟

باید یه جای مطمئن واسه ملاقات پیدا کنم

خوبه، کجا؟

همون روز بهت خواهم گفت

این دیوونگیه

من توی دست کم گرفتن رد جان اشتباه کرده بودم

تا الان چندین باری می شه

نمی خوام این اشتباه رو دوباره تکرار کنم

اگه اطلاعات رو می خوای، باید طبق قوانین من پیش بریم

باشه

پنجشنبه شب

کلانتر مک آلیستر هستم

کلانتر؟ پاتریک جین ام

سلام پاتریک... اوضاع چطوره؟

خوبه... خوبه...

زنگ زدم چون یه سوال داشتم

بپرس

ماه پیش وقتی توی ناپا بودم

گفتی همیشه در دسترس من خواهی بود

بله، یادم هست

حرفت رو جدی گفتی دیگه؟

من همیشه پای حرفم هستم

من که شکی ندارم

ولی می تونم روی کمکت حساب کنم؟

می تونم روی خودت حساب کنم؟

البته

پنجشنبه شب ساعت هشت من به کمکت نیاز دارم

خوب، پس کمک منو خواهی داشت

ممنونم

من همون روز بهت خواهم گفت که کجا بیای

پاتریک؟

بله؟

موضوع رد جان ه، مگه نه؟

پنجشنبه شب...

اونا همه حاضرن قربان

ممنون اِولین...

همچنین، اینم واسه شما اومده

شما امشب اینجایید تا شاهد

صعود من باشید

صعودم از این دنیا

به دنیای ماورایی...

برای من سوگواری نکنید، فرزندان من

که این، فقط یک گذر نیست

بلکه یک آغاز تازه است

و من قول می دهم

من... حتما...

بازخواهم گشت

به من گوش کن دان، تو دیگه صاحب اون زن نیستی

تو صاحب یه موجود بوالهوس ابله هستی که قراره زندگیتو نابود کنه

بله خوب، این از شانس توئه

که کار من رفع مشکلاته... پس این کاریه که باید انجام بدی

واسه ی اون یه چک می نویسی

یه چک خیلی خیلی گنده...

و میشینی دعا می کنی که این مشکل دیگه بر نگرده

و اگه برگشت، نگران نباش دان...

راه های زیادی هست که بشه یه زن رو ساکت کرد

باشه؟ خیلی خوب

باید برم... خیلی خوب

سلام

دیر کردی

منم از دیدنت خوشحالم تریسا...

ببخشید، یه قهوه ی تلخ برام میارید لطفا؟

ممنون

چرا باید هشت صبح اینجا باشم؟

توی یه تحقیقات به کمکت نیاز دارم

چه تحقیقاتی؟

مهم نیست

جدی؟ مهمه! اگه کمک منو بخوای

نمی تونم بگم

بی خیال تریسا... من بیشتر از این حرفا می شناسمت

چیه، تو و جین چیزی مربوط به

پرونده ی رد جان پیدا کردین؟

شاید

شاید... بله! خیلی خوب

چیه که این همه پنهان کاری می خواد؟

جدی میگم، چرا همیشه یه چیزی رو از من پنهان می کنی؟

فکر که نمی کنی من رد جان باشم، نه؟

فکرشو کردی، نه؟

یه چیزی بگم بهت

می خوای ازم بازجویی کن... دستگیرم کن

در غیر این صورت، از این مخمصه منو بیرون نگه دار

بشین

بشین

اگه خواستن جواب نده، پس دیگه خواستنی در کار نخواهد بود

تو دیگه مامور سی بی آی نیستی

تو دیگه امنیتی که مامورای دولتی دارن نداری...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left