The first 200 lines.
سگ
کلاغ
خوک
خر
اسب آبي
فيل
بدجنس
جادوگر
!عنِ خشک
!شلکس
مارمولک
سوسمار
رواني
احمق
بدبخت
اين دوتا خواهر مثل هند و پاکستان بودند
از يه مادر بودن
!ولي تشنه به خون همديگه
گلهاي رز سرخ هستند
بنفشهها آبيرنگ هستن
..اگه تو بخواي
برات خيار ميارم
!خيار تازه
دنبال چي ميگردي؟
چيزي گُم کردي؟
يا دزديدن ازت؟
هي احمق جون
دنبال سيگار هستي؟
..خب.. حالا ديگه چشمک زنان ميپيچي
جادوگر بدجنس خجالت نميکشي؟
هي مراقب حرف زدنت باش من خواهر بزرگترتام
لنگه کفشم با تو حرف ميزنه !عوضي
!بيوجدان
!موهام رو ول کن
!ول کن
زود باشيد، تا قبل از غروب يه تن بايد جمع بشه
زود باش تنه لش
!باپو
!باپو
!باپو
چيه؟
دوباره دارن دعوا ميکنن
کجا؟
مدرسه
!تو روحشون
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: فاطمه و بينگسا
!چه کار ميکنيد
!بسه
بريد خونه
!وحشيها
بسه
کافيه
گُمشيد خونه
فقط بريد
...و تو
مقصر اصلي توئي
!دست بزنيد
گربه زبونتون رو خورده؟
خسته شدم انقدر پرسيدم چي شده؟
دزدي کرده
چي دزديدي؟
بنال ديگه وحشي
باپو اين خودش دزدي کرده
چي؟
حرف بزن
چي دزديدين؟ حرف بزنيد
سيگار؟
!شماها به چه دردي ميخوريد
از الان ميخوايد سيگار بکشيد؟
اگه از اين سن سيگار بکشيد زندگيتون تباه ميشه
ديگه بچهدار نميشيد
ولي خاله رامجو که يه تيم فوتبال تشکيل داده
از 9سالگي داره سيگار ميکشه
به خاطر همين که شب و روز سرفه ميکنه
اين رو ببينيد
!اينجارو
اين عکس رو ببينيد
سيگار باعث سرطان ميشه
!کشندهست
...ولي باپو
تو هنوز زندهاي و زور زدن هم داري
...پدرسوختهها
فرار کن
!وايسين
!وايسين
بهتون ميگم وايسيد
دستم بهتون برسه
!وايسين
!وايسين
...هي پاتل
بله؟
دختراي من رو نديدي؟
چرا رفتن سمت درياچه
باباتون خيلي عصباني بود
بيا
بيا بگير بخور
تو چرا هيچي نميخوري؟
بيا بخور
اگه بريد خونه باباتون استخونتون رو ميشکنه
پيشنهادي داري؟
امشب اينجا بمونيد
پيش تو؟
حتما، کاري نميکني؟
به هيچ وجه
من ميخوابم
همين؟
ميخوابي؟
فکر ميکني ما احمق هستيم؟
نه اصلاً
با کي ميخوابي؟
... من يا
اون؟
يا هردومون؟
چي شده؟
...هي
گوش کن
گوش کن عزيزم
بگو
من باهات ازدواج ميکنم
خوبه؟
حالا ميموني؟
اين همه سال يه زن پيدا نکردي
ميدوني چرا؟
چون کل کشور ميدونن که تو !چه غلطهايي ميکني
اون احمق ـه ولي تو زرنگ باش
!لعنت بهت
تو بدبخت و تنها هستي و تا ابد خواهي بود
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
من واقعاً ميترسم
قبل از اينکه شروع کني بايد فکرش رو ميکردي
من شروع کردم؟
تو اول کفش پرت کردي
کي سيگار رو دزديد؟
ميگفتي با هم ميکشيديمش
!حالا اينو بهم بده
پرنسسهاي من اومدين
من قبل از مرگ مادرتون ...بهش قول دادم
که توي تربيت شما هيچي کم نذارم
اما احساس ميکنم شکست خوردم
...حالا
فقط يه راه حل وجود داره
از فردا ديگه مدرسه نميريد
نه بابا باشه-
خوبه
باشه بابا
نه بابا من ميخوام درس بخونم
من ميخوام کار کنم بابا
ميخواي درس بخوني که چي؟
ميخوام معلم بشم
خودم يه مدرسه بسازم
و تو؟
ميخواي چه کار کني؟
...باپو
شير
يه لبنياتي ميزنم
ستاره کوچولو چشمک ميزنه
!کودن
بهش بگو خفه شه
بيايد قرعه بندازيم
...ديپر
يه سنگ بيار
...خيس
يعني مدرسه
...خشک
يعني خونه
خشک
آره خشک ـه
واي خشک شد عاليه
من ميخوام برم مدرسه باپو
ميخوام درس بخونم
لازم نيست گريه کني
گريه نکن
ولم کن آروم باش-
با گذشت زمان دشمني اونها بيشتر شد
و اين دشمني سرگرمي مفرح من شده بود
"از راست و چپ ترقه ميندازه"
"بمب و ترقه ميندازه"
براي لبنياتي چه اسمي بذارم؟
لبنيات سياه چطوره؟
عصباني نميشي که؟
با آرنج ميزنه" "با زانو ميزنه
با آرنج ميزنه" "با زانو ميزنه
"اين ترقه تو سر ميترکه، بوم"
"از راست و چپ ترقه ميندازه"
"بمب و ترقه ميندازه"
"ترقه"
"ترقه"
...چوتکي
حولهم رو بده
بيا بيرون بگيرش
چطور لخت بيام بيرون!؟
معذرت خواهي کن
!تو خواب ببيني
پس هموجوري لخت بمون عزيزم
!چوتکي
"هر روز با سر و صدا ملاقات ميکنند"
"هر روز با سر و صدا ملاقات ميکنند"
"تو ذهنشون هم کشتي ميگيرن"
"براي همه رايگانه"
خدايا تا کي بايد اين جادوگر رو تحمل کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.