The first 200 lines.
کيک پينهدوز کرين بري
.سليقهي مادرت
تو هر جشن شکرگذاري که ،ديدم او هم همراهت بوده
.اون کيک کرين بري سفارش ميداد
.اين يه سنت بود
.تو بزرگ شدي
آره، مدتي ميگذره
نميخواد عجله کني
.هروقت مياد باز تنها ميشينه
يه فنجون قوه ميخوره و کمي استراحت ميکنه
دقيقا همينجا مينشست همينجا که تو نشستي
زن مهربونيه
آره
.و تو
تو خوبي؟
.خوشحالم که ميبينمت
.شايد يه سنت جديدو راه انداختي
.فک کنم يکم کيک پينهدوز بخورم
.حالا شد يه چيزي
.پينهدوز به حساب من
هري؟
باش؟
هي. کجا بودي؟
داشتم راجع به مامانم فکر ميکردم
.چه مهربون
مم، نوشيدنيه پينتيا ريوخا
گريس بيلتس" نوشيدنيشو ميشناسه"
بهتره باورش کني
خانوادهت مراسم شکرگذاريُ جشن ميگيرند؟
البته
.ما خيلي ميخواستيم اخت بگيريم
:مادر دلش ميخواست سليقهي آمريکاييهارو پياده کنه
،بوقلمون، کرين بري
،سيب زميني شيرين، سمبوسه .پن کيک، برنج نارگيلي
باشه خب
.ميتونستيم برنج نارگيلي با خودمون بياريم
"ليز"
خب درمورد تيم واليبال مدي" تصميمتو گرفتي؟"
خب من در مورد اين فکرش مشکلي ندارم
که مدام هر آخرهفته اينجا نيست و ميمونه پيش آدمها
.و جاهايي که من نميشناسم
حتما وقتي خواست بره کالج
ميخواي ترشي بندازي نه؟ - شايد -
148 درجه
اوه خوبه - اووه -
خب ميخواي چي بپزي پهلوون؟
"اوه، "مانک
،بوقلمون سخترين گوشتيه که ميشه پخت
،دليلش هم بيشتر بخاطر رونشه
،بخاطر ميزان فيبر و چربي بالايي که داره
،تا دمارو به 165درجه نرسوني نميپزه
ولي سينهرو اگه تو دماي بالاي 150 بزاري
.کامل خشک و طنابي شکل ميشه
.براي من مث يائسگي ميمونه
هاه - .ليسا" بيا اينجا" -
لطفا بيشتر بگو
،خب، ميتوني شکمپُر بپزيش
ولي بعدش ستوان ميزاره ميره
قبل از اينکه منظرهي زيباي
.بريدن پرنده روي ميز شامو تماشا کنه
باشه باشه، باشه
اون الان گفت شکم پر؟
آره - باشه -
.دوباره ويروسي شدي، هري
.هي ليسا، خرد کن
.مدي" کره بيار"
راجع به چي حرف ميزني، ؟ليز"؟
.پس حالا ديگه مضنون يک قتل شدي
چي؟
.هشتگ کاراگاه فاسد راه افتاده
.ممنون که به بقيه گفتي
اينجا الان سردترنشد؟
:حدس و گماني و شايعات"
،"يک کارگاه بينام به اسم "هري بوش
آيا يک شاهد کليدي در دادگاه محاکمه "قتل "اندرو هالند" است؟
.اه، اين از طرف آدماي "هلند" اومده
اين پايه و اساس واقعي هم داره؟
.خب، فقط از نظر فني واقعيه
.لعنتي، درستش اين بود که به بقيه بگي
"خداي من "هري
ميدوني، همين الان داشتيم راجع به ،غذاي خوب، دوستاي خوب
احساسات خوب حرف ميزديم - آره -
!گندش بزنند، 170درجه شد
.اوه، به خاطر خدا مراقب باش
.برين کنار، برين کنار
اووه - ،بارل" توروخدا" -
!يه کار دستت سپرديم، يه کار
.تموم شد
همينجا
.هي، هي، ماشين
.حواست باشه مرد
ببين، "جو" و "جک" کجا هستند؟
.بايد بازيو ادامه بديم
برميگردم
شما پسرمونو نديدين؟
توپ بازي ميکنين؟
.فوتبال مدرسه يه رسمه
آره، رسمي که خيلي هم
.بقيه رو قانع نميکنه تا بازي کنند
اين منصفانه نيست. همين 2 سال پيش .کلي کار اضافه کرديم
آره يادم مياد
سيب زمينيهاي شيرين .مامانت آتيش گرفت
آره
"خسته به نظر مياي "جي
اون "بوش" هنوزم بيگاري ميکشه ازت؟
.تو که خوبي
.اونا اون پشتند
.هي، جک، جو .اون بيرون داريم بازي ميکنيم
من دارم همينجا بازي ميکنم
"مراقب باش "ميسون - "هي زودباش "ميک -
اوه نه
در حالي که نمايندگان اورنج کانتي
درحال تلاش براي شناسايي جنازه مردي
...هستند که امروز صبح از ساحل گرفتند
حالا رمپارت؟
رمپارت، بعد خونه
فک کنم افراد از تعطيلات عصرانه
.شما استقبال بکنند قربان
.خب من از زيادهرويشون استقبال ميکنم
و همينطور تو
من امروز تورو از خانوادهت دور کردم گروهبان؟
.نه قربان، ما بعدا غذا ميخوريم
شما؟
تو ماموريت لوس آنجلس براي
.کمک به غذاي مجاني داوطلب شدم
همين؟
خب سرآشپز پايتخت برام
.چندتا کيک کرين بري کنار گذاشته
و يه نوشيدني آلماني 70ساله
مشکلي هست؟
"بوش"
? من حسي دارم که نميتوانم رهايش کنم ?
? من حسي دارم که نميتوانم رهايش کنم ?
? من حسي دارم که نميتوانم رهايش کنم ?
? من حسي دارم که نميتوانم رهايش کنم ?
? من حسي دارم که نميتوانم رهايش کنم ?
? من حسي دارم که نميتوانم رهايش کنم ?
? من حسي دارم که نميتوانم رهايش کنم ?
? نميتوانم رهايش کنم ?
? حس ميکنم ?
6، 7
بوش
.من دير ميرسم داخل
.جري" حدس بزن کي الان زنگ زد"
هري" من از خروس خون تا الان"
اينجا وايستادم تا براي بچههام
چندتا از اون اسکيتهايي .که حرفشو ميزدند بخرم
.اصلا حوصلهي حدس زدن هيچيو ندارم
بايد آنلاين خريد کني
.انگار خودت مثلا ميدوني چطوريه
.الان قرن 21 هستيم جري
.صفهاي صبح جمعه مال عهد بوقه
برو بمير، کي زنگ زد؟
مامور فدرال مورد علاقهمون
گفت ديروز يه جنازه از .ساحل سيل" بيرون آوردند"
.فروشندهي محمولههاي نظامي
شايد به "دابز" و افرادش مرتبط باشه
شايد
ميخواي بخاطر يه شايد تا ساحل جنوبيه
کون گشادا بري؟
کجايي تو؟
ميام سوارت ميکنم
و تو هم يه قهوهي سبک با
.سه تا شکر برام مياري
آرزو بر جوانان عيب نيست
آدرسي پيدا کردي؟
البته - آره چيه؟ -
.هالند يه کتابو خوند
.از تو قفسه کشيده بيرون
من داشتم فکر ميکردم
هرکي که "گانُ" از توي زندان ...فراري داده احتمالا براي
تونستي اون دختر پيدا کني مگه نه؟
.منتظر بودم بپرسي
توي دفتر "هالند" يه دستيار هست
.مصاحبه هيچچيزي رو لو نداده
.ولي "جي ادگار" يه شرح ازش نوشته
لاتين، 20ساله ."ماريسا مارتا"
.ارزش امتحان کردنو داره
"کارت عالي بود "پيرس
...ولي قبلش - جغد -
جغداي کوفتي
اوه
.آه، غذاي بهشتي
يا اينکه گردن کلفتهاي سياتل همون کلاغُ
.جاي طوطي رنگ ميکنند ميفروشند
بوقلمونت چطور دراومد؟
نپرس
چيزي بدست آوردي؟
آب مرواريد گرفتم
.جدي ميگم، نه بچهاي نه ماشيني
.بايد محوطهرو وسيعتر بکنيم
.عرض و طول جغرافيايي رو کش بديم
همم
ارتکاب به يک قتل بيرحمانه
بله - "براي بي اعتبار کردن "هري بوش -
به عنوان يک شاهد در دادگاه محاکمه - آره -
ثابت شدنيه؟
دارم روش کار ميکنم ولي فکر ميکنم آره
.خب رئيس صدات کرد بياي
...حسابي وحشت زده شدند PAB تو
No comments yet. Be the first to leave one.